گزارش خبری زیر توسط خبرنگار سرویس خبری جهانی برای فتح که در راهپیمائی زنان در اروپا شرکت کرده بود، نگاشته شده و از زبان انگلیسی ترجمه شده است.

 

موفقيت مارش زنان ايراني در اروپا

 

13مارس 2003- سرويس خبري جهاني براي فتح:

 

ديديم كه زن بخاطر عشق                        محكوم به مرگ و سنگسار است

نهال آرزوها                                          پژمرده و زرد و بي بهار است

تا پاي من و تو بسته باشد                        سرمايه و جهل و دين بكار است

جز آزادي مگر چه مي خواست                  آن جان جوان كه سربه دار است

                             گفيتم كه اين چه روزگار است؟

                             ديگر نه زمان انتظار است

                             هان! اينك. وقت كارزار است

 

     با اين شعر که ويژه راهپيمايي كارزار زنان سروده شده و توسط هنرمنداني اجرا شده که خود از فعالین ثابت قدم کارزار بودند، راهپیمائی زنان ايراني توسط ”كارزار مبارزه برای لغو كليه قوانين نابرابرو مجازات هاي اسلامي علیه زنان   در 4 مارس در فرانكفورت آغاز شد و در روز 8 مارس روز جهاني زنان در اوج  خود، در مقابل دادگاه بين المللي لاهه در هلند به پايان رسيد. حدود 800 تا 1000 نفر كه عمدتا زنان ايراني بودند، در آخرين روز راهپيمايي شركت كردند.

      تظاهر كنندگان مصمم بودند نگذارند هواي سرد و باران شديدي كه از صبح تا شب ادامه داشت، خدشه اي بر برنامه آنان وارد کند. توگويي آنان بجاي بارش، تابش آفتابي روشن را بر بالاي سر خويش احساس مي كردند كه ديگران از احساسش عا جز بودند: ظهور جنبش نويني از زنان.

 اگر آيت الله خميني و رژيم اسلامي اش  به قدرت رسيدن خود را با حمله اي وحشيانه عليه حقوق زنان جشن گرفت (و این جرقه تظاهرات بزرگ 8 مارس سال 1979 ( 17 اسفند 1357) در تهران شد) 8 مارس امسال زنان ظهور دگرباره جنبش زنان  را جشن گرفتند. اين راهپيمايي مهمترين برنامه اعتراضی (زنان خارج كشور) در 27 سال گذشته بود.

     بعد از فرانكفورت، راهپيمايي در ماينز، كلن و دوسلدورف آلمان و سپس در شهر لاهه -هلند برگزار شد. قریب به 400 تظاهر كننده، راهپيمايي خود را در فرانكفورت در هواي سرد و سنگين ترين برف 25 سال گذشته اين شهر، آغاز كردند. يك گروه تئاتر، نمايشي از ستم بر زنان را قبل و بعد از راهپيمايي در هر شهر اجراء مي كرد. نمايش این گونه بود كه گروهي از زنان كه حجاب هاي سياه و برقع آبي ( انواع حجابي كه زنان ايراني و افغاني مجبورند رعايت كنند) پوشيده بودند توسط يك آخوند (به عنوان سمبل حکومت اسلامی) به زنجیر کشیده شده اند. اما زنان شورش مي كنند و موج بر می گردد و موفق می شوند آخوند را به زنجير بكشند. با غلبه و پيروزي زنان، بلندگو به پخش موزيك كارزار مي پردازخت و بقيه تظاهر کنندگان بطرز پرشوري با آن همراهی می کردند.

     بعد از هر راهپيمايي مراسمي در سالن برگزار میشد و سخنرانان مختلف پیام های خود را در همبستگی با کارزار زنان ایراد می کردند. برنامه های مختلف هنری شعر و سرود و موسیقی اجرا میشد. در كلن مبترا هنرمند جوان ” رقص آزادي“  را اجرا نمود كه درآن زن جوان خود را از بندها و اسارت رها می کند. در دوسلدورف بعد از راهپيمايي تظاهر كنندگان بدون آنكه جلسه عمومي برگزار كنند بطرف لاهه براه افتادند. اما سالني كه تظاهر كنندگان در آنجا غذا صرف كردند و اتوبوسي كه تظاهركنندگان را بطرف لاهه مي برد، صحنه رقص و سرود و سخنرانی و آواز بود.

....

 سازماندهندگان و بدنه اصلي راهپيمايي سه شنبه شب 7 مارس وارد لاهه شد و در طول شب مشغول انجام كارها  و تداركات كارهاي باقيمانده روز بعد شدند. بسياري از تظاهركنندگان چهارشنبه صبح رسيدند. يك ميني بوس از دانمارك رسيد، اتوبوس ديگري  از كلن آمد، يك اتوبوس پر از زناني كه متقاضي پناهندگي بودند از شمال هلند آمدند و خودروهاي شخصي حامل دوستان نيز يكي پس از ديگري خود را به محل آغاز راهپيمايي رساندند، بسياري ديگر با اتوبوس و قطار و يا هواپيما از شهرهاي ديگر هلند، آلمان، نروژ، سوئد، انگليس، اسكاتلند، فرانسه وحتي از آمريكا و كانادا نيز خود را به آنجا رسانده بودند. يكي از زنان شركت كننده از ونكوور كانادا خود را صبح به لاهه رساند و عصر همانروز بعد از راهپيمايي به شهر ونکوور بازگشت. بروشني اين زنان اهميت بسياري برای این راهپيمايي قائل بودند.

  زنان افغانستاني  كه خود از اين ستمها رنج می برند از فعالین پیگیر این راهپیمائی بودند. زنان افغانستانی ديگري نيز در طول راه به راهپيمايي پيوستند. زنان هلندي  پير و جوان نيز در اين تظاهرات شركت كرده و مخالفت خود را با اشغال عراق توسط آمريكا و محکوم کردن دولت هلند ابراز مي كردند. زنان ترك و كرد و حتي افريقايي نيز در ميان راهپيمايان بودند. شرکت کنندگان مالزيائی، هندی، بنگلادشی، هنگ كنگی و نپالی به رنگ آميزي  و زيبايي مارش افزوده بودند. زنان ايراني نيز از ملیت های گوناگون شرکت داشتند. در اين راهپيمايي پناهندگان سياسي و زناني كه از سنگسار نجات یافته بودند، مادراني كه دختران و يا پسرانشان توسط رژيم اسلامي اعدام شده بودند، زندانيان سياسي سابق، ، زنان كمونيست و ديگر فعالين سابق، زناني كه كار خود را بخاطر اجتناب از پوشيدن حجاب از دست داده  بودند و همچنين آنانی كه به خاطر زن بودن و تحت فشار بودن مجبور به ترك ايران شده اند، زنان كرد كه علاوه بر ستم زنان، ستم هاي ملي  رژيم اسلامي را نيز چشيده اند، همگي متحد در صف تظاهرات راهپيمايي مي كردند.

     با صداي طبلي كه توسط گروهي از زنان و مردان جوان هلندي نواخته مي شد، همراه با فريادهاي ” مرگ بر رژيم ضد زن جمهوري اسلامي“  تظاهركنندگان در آخرين روز راهپيمايي خود، 8 کیلومتر مسير از قبل تعيين شده را  در خيابان هاي لاهه، آغاز كردند. عابران و مردمي كه دم در خانه ها و يا پنجره مغازهايشان ايستاده بودند، دستهايشان را بعلامت پشتيباني تكان مي دادند و يا علامت پيروزي را با دستانشان نشان مي دادند.

     تظاهر كنندگان با فرياد هاي ” مرگ بر رژيم اسلامي ايران“ و ” نه به تجاوز آمريكا“ بطرف سفارت ايران حركت مي كردند. هنگامي كه راهپيمايي به سفارت رسيد، خشم تظاهر كنندگان به اوج خود رسيد. در اين زمان باران نيز خشمگين تر شده  و بر شدتش افزود. بعد از توقفي كوتاه  در مقابل سفارت، راهپيمايي بطرف دادگاه بين المللي لاهه براي برگزاري سخنراني ها براه افتاد.

     در ميان سخنرانان مري لو گرينبرگ قرار داشت. مري لو از آمريكا آمده بود تا حمايت حزب كمونيست انقلابي آمريكا را از اين راهپيمايي و ازمبارزات زنان ايران ابراز دارد. او همچنين بنيادگرايي مذهبي رژيم بوش  و اشغال عراق و افغانستان و اشغال احتمالي ايران توسط امپرياليسم آمريكا را محكوم كرد. او همچنين بر ضرورت حمايت مردم كشورهاي امپرياليستي از مبارزات ضد امپرياليستي و مبارزات زنان ايران تاكيد كرد. حضور او و پيامش بسيار مورد استقبال قرار گرفت، بخصوص هنگاميكه او خبر از آكسيونهايي داد كه قرار بود روز هشت مارس در 12 شهر آمريكا در همبستگي با كارزار زنان ايران برگزار شود.

     سخنران ديگر از گوشه اي ديگر جهان بود. او  رادها دسوزا بود كه از هند آمده بود.( وي در نيوزلند تدريس مي كند) رادا همچنين بر ضرروت حمايت از زنان ايران پاي فشرد. او بر يك مسئله سياسي گرهي كه باعث جلوگيري از شركت برخي در اين راهپيمايي شد، انگشت گذارد. او گفت ”برخي تصور مي كنند كه حمايت از زنان ايران در مقابل رژيم اسلامي به معني بازيچه دست امپرياليستها شدن است، اما درست باالعكس آنست. هنگامي كه بمب ها بر سر مردم شروع به باريدن گرفت، حمايت از آنها خيلي دير است چرا كه شما ابتكار عمل را از دست داده ايد. شما بايد همين حالا به جنگ نه بگوييد. زمان گفتگو با نيروهاي مترقي ايراني و زمان حمايت از آنها و مبارزه اشان عليه امپرياليسم همين حالاست. “

     درست است، همانگونه كه رادا گفت، برخي نيروهاي مترقي در کشورهای مختلف، بخصوص نیروهای آلمانی، با همين استدلال از دفاع از اين مبارزه سرباز زدند، اما عدم حضور آنان نتوانست خصلت انترناسيوناليستي راهپيمايي را رقيق كند. نيروهاي بسياري در سراسر جهان از اين حركت پشتيباني كردند. نيروهاي مائوئيست در صف مقدم آن قرار داشتند، چرا كه آنها تنها راه مقابله با امپرياليسم آمريكا در شرايط كنوني را دفاع و پشتيباني از مبارزات حق طلبانه خلقهاي ايران و مبارزه آنها براي حقوق دمكراتيكشان در مقابل حاكميت امپرياليستها مي دانند و نه هم صف شدن با رژيمهاي قرون وسطايي كه مردم و بخصوص زنان را سالیان سال است تحت ستم قرار داده اند. علاوه بر پشتيباني حزب كمونيست انقلابي آمريكا، ، حزب كمونيست (مائوئيست)- افغانستان، کمیته سازمانده حزب كمونيست انقلابي کانادا نيز حمايت خود را از راهپيمايي اعلام كردند. احزاب ديگري از لحاظ لجستيكي و عملي به راهپيمايي كمكهاي ارزنده اي كردند. همچنين گروههاي مترقي و انقلابي ديگر فعالانه از راهپيمايي حمايت بعمل آوردند. "جنبش مقاومت مردم جهان" شاخه برلین علاوه بر پيام همبستگي اش به راهپيمايي پيوست. يك گروه زنان در بيلفيد آلمان كه در جلسه ای در باره اين راهپيمايي در جلسه اي شنيده بودند در کلن به راهپيمايي پيوستند. تعدادي از گروههاي آلماني و هلندي پيام هاي همبستگي ارسال نمودند و در شهرهاي مختلف در راهپيمايي شركت كردند.

     در دومين روز راهپيمايي كارزار زنان پيام  ویژه ای از جانب گروهي از زنان كه 8 مارس را در كوههاي اطراف تهران دور از چشم رژيم اسلامي برگزار كرده بودند، دريافت كرد. اين پيام تاثير فوق العاده اي را بر حال و هواي جلسه ماينز گذاشت. خواندن اين پيام كوتاه چند بار با اشک مجری برنامه و ابراز احساسات حضار متوقف شد. سپس نوبت پيامي بود كه از جانب كارگران سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه، دريافت شد. كارگران سنديكاي شركت واحد در مبارزاتشان براي احقاق حقوق حقه اشان در يكماه قبل از آن، قبل از اینکه از سوی نیروهای امنیتی مورد یورش قرار گیرند،  كشور را به تكان در آورده بودند. در اين حملات نيروهاي امنيتي  در حدود هزار نفر از اعضاي آنرا دستگير كردند. پيام كارگران سنديكاي شركت واحد نيز بر هيجان و شور تظاهر كنندگان افزود. خبر دو تظاهرات به مناسبت 8 مارس  كه صدها نفر از زنان تهران در آن شركت كردند، پشت گرمي خاصي براي زنان بود. يكي از اين تظاهرات ها در پارك دانشجو و ديگري در پارك لاله بود كه هر دو مورد حمله وحشيانه نيروهاي امنيتي قرار گرفتند.

     يكي از نقاط قوت راهپيمايي اين بود كه تعداد نسبتا زيادي از جوانان براي اولين بار در فعاليتهاي سياسي نقش مي گرفتند. بسياري از مسافت هاي دوري همچون سوئد آمده بودند. در واقع سه نسل از زنان در اين راهپيمايي نقش گرفتند. يك دختر جوان كرد بنام بيان، نقش فوق العاده اي را در 5 روز راهپيمايي بازي كرد، وقتي از او پرسيده شد كه چرا او اين چنين فعالانه در اين تظاهرات شركت كرده است، پاسخ داد، ” ما مجبور نيستيم كه خیلی دور به ايران، افغانستان و يا عراق برویم - جايي كه من زندگي مي كنم يعني در آلمان، زنان نيز تحت ستم اند. حتي در اينجا زنان كرد نيز تحت ستم جامعه و پدران و شوهرانشان قرار دارند. اما من در مورد قوانين نابرابر در ايران مسئله دارم. اميدوارم كه ما بتوانيم كارهاي بيشتري انجام دهيم.“

     فعاليت هنرمندان در تقويت كارزار بسيار مهم بود. گيسو شاكري باصداي پرقدرتش، نه تنها به تهييج تظاهر كنندگان مي پرداخت بلكه نقش سیاسی مهمی بازی می کرد. موضع رادیکال مینا اسدی (که کلمات آگاهگرانه شعر کارزار را سروده بود) در مقابل مرتجعین و امپریالیسم مشوق مهمی بود. جميله ندايي هنرمند قديمي سينما و تئاتر بار فیلمبرداری راهپیمائی را بر دوش می کشید. بسیاری از هنرمندان دیگر مانند محمد شمس كه موسیقی شعر کارزار را سروده بود،عباس سماكار، بصير نصيبي و هنرمندان بسيار ديگر، فعالانه از راهپيمايي حمايت كرده و در آن شركت كردند.

     جشن پایانی راهپیمائی 5  روزه در سالنی تا اواخر شب ادامه يافت، زنان شادماني و خوشحاليشان را پنهان نمي كردند. آنان در هر گوشه همديگر را در آغوش گرفته و از فرط هيجان، گريه مي كردند. بسياري از زنان عليرغم مشكلات و تضادهاي عديده اي  كه براي شركت در اين مارش با آن روبرو بودند، از شركت در آن راضي و خوشحال بنظر مي رسيدند. مينا اسدي گفت كه اين 5 روز بهمراه تظاهرات زنان در سال 1357 بهترين روزهاي عمرم بوده اند.“

    یک دستاورد بزرگ این راهپيمايي اين بود كه زنان قادر شدند اين راهپيمايي موفق را خود و با تلاش خود سازمان دهي كنند. و اين بدين معني است كه جنبش زنان كه توسط رژيم اسلامي مورد حمله قرار گرفت، از نو متولد شده است و شتاب نويني مي گيرد و پتانسيل نيرومندش تهديدي واقعي عليه حاكمان اسلامي است.