قتل
رهبران
مائوئیست در
نپال
27
سپتامبر 2004
سرویس خبری
جهانی برای
فتح.
ارتش
سلطنتی نپال 6
تن از رهبران
و کادرهای انقلابی
را در 5
سپتامبر به
قتل رساند. دو
تن از
آنان عبارت
بودند از رفیق
شرمن کونوار
(بیشال) عضو
کمیته مرکزی حزب
کمونیست نپال
(مائوئیست) و
کمیسر لشگر
ششم از ارتش
رهائی بخش خلق
و رفیق
موهاچاندرا
گوتام (کومار)
عضو علی البدل
کمیته مرکزی.
آنان پس از
شرکت در یک
جلسه مهم
کمیته مرکزی
در راه بازگشت
به سر وظایف
سیاسی خود در
منطقه شرق
بودند.
مائوئیستها
در اعتراض به
این قتل ها یک
اعتصاب
سراسری دو
روزه در
روزهای 28 و 29
سپتامبر را
فراخواندند.
طبق گزارش بی
بی سی در صبح
روز اول جاده
های کشور
کاملا خالی
بود و اغلب
اماکن کار و
شرکتها و
مدارس کاملا
بسته بودند.
ادارات دولتی
رسما باز
بودند اما
خالی بودند. بی
بی سی گفت این
اعتصاب در
کاتماندو
(پایتخت) و شرق
کشور یعنی
نقاطی که رژیم
سلطنتی از هر
جای دیگر قوی
تر است، با
استقبال
روبرو شد.
هفته
نامه جانادش بر
پایه گزارش
شاهدان عینی
تصویری از این
قتل ها ارائه
داد. طبق گفته
شاهدان عینی
سربازان ارتش
سلطنتی در
لباس سویل
(غیر نظامی)
خانه ای در
دهکده دانشار
در شرق نپال
را که رفقا
برای ناهار در
آن اطراق کرده
بودند محاصره
کردند. جمعا 8
تن از رهبران
و کادرها در
آن زمان در
خانه بودند.
طبق گفته
شاهدان عینی
"تروریستهای
سلطنتی" (نامی
که مردم به
ارتش سلطنتی داده
اند) به سوی
بیشال
تیراندازی
کرده و وی را
زخمی کردند. و
سه تن دیگر از
مائوئیستها و
صاحب خانه را
درجا کشتند. 3
تن از کادرها
موفق شدند
محاصره را
شکسته و
بگریزند. سربازان
ارتش سلطنتی
دو تن از
رهبران حزب را
به مدت 3 ساعت
شکنجه کردند تا
از دهان آنها
اطلاعاتی در
مورد مکان رهبران
عالیرتبه حزب
بیرون بکشند.
وقتی در این
کار شکست
خوردند در
ساعت 3 بعد از
ظهر این دو
نفر را از وسط
دهکده کشان
کشان بیرون
برده و با
شلیک گلوله
آنان را به
قتل رساندند.
جانادش نوشته
است که شاه
گیاندرا،
شخصا این
عملیات،
منجمله کشتن
رفقای اسیر
را
هدایت کرده
است و نخست
وزیر دوبا و
دولت وی که
دست چین شده
شاه هستند، با
این قتل ها
توافق کامل
داشته اند.
پراچاندا، صدر
حزب کمونیست
نپال (م) در
تاریخ 7
سپتامبر
بیانیه ای
صادر کرده و
ضمن محکوم
کردن این قتل
های جبونانه
خاطره
جانباختگان
را گرامی داشت.
او در این
بیانیه گفت
این رفقا غیر
قابل جایگزین
هستند. او
اعلام کرد که
گرفتن
انتقام این
رفقا از طریق
دست یافتن به
پیروزی در
میدان نبرد در
اولین نقشه
تعرض
استراتژیک که اکنون
حزب در حال
رهبری آن است
ممکن می باشد.
او خاطرنشان
کرد که این قتل
ها در چارچوب عملیات
جستجو که بطور
هماهنگ میان
دولتهای نپال
و هند در
نزدیکی
سرحدات پیش
برده می شود
صورت گرفته است.
او گفت این
واقعه نشان
دهنده تسلیم
رژیم نپال و
ارتش آن به
دولت هند می
باشد. و "هر چه
روشن تر خطر
تجاوز هند به
نپال را نشان
می دهد."
پیشرفت
جنگ خلق، رژیم
شاه گیاندرا
را منفرد و
کاملا وابسته
به آمریکا و
هند کرده است.
او می خواهد
جنگ خلق را از
طریق دو روش
عمده شکست
دهد. دست زدن
به خشونت
گسترده و بدون
تبعیض مانند
بمباران
گردهمائی های
توده ای، کشتن
دهقانان و
"ناپدید" کردن
و کشتن هزاران
تن مردم عادی
و دست زدن به
قتل رهبران و
کادرهای
انقلابی.
سربازان ارتش
شاه به زنان
تجاوز می
کنند، خانه ها
را غارت و
محصول و احشام
و وسائل زندگی
مردم را
نابود می
کنند. هر چه
سرکوب بیشتر
شده شورشگری
مردم نیز
بیشتر شده
است. هزاران
تن زن و مرد
متشکل در
ارتش رهائی
بخش و صدها
هزارتن اعضای
میلیشیای خلق
و تلاشهای انقلابی
میلیون ها تن
از مردم نپال،
درهم کوبیدن
انقلاب
مائوئیستی در
نپال را برای
شاه و
دارودسته
فئودالی وی که
وابسته
به سرمایه
بزرگ خارجی هستند،
تبدیل به یک
امر غیر ممکن
کرده است.
بنابراین مرتجعین
نپال از همان
ابتدا دست به
شکار و قتل رهبران
انقلابی زده
اند و برای
اینکار اغلب به
جاسوسان و
خبرچینان
اتکا کرده
اند.
از میان
مثالهای
بسیار در این
ماه به چند
تای آنها
اکتفا می
کنیم. در 12
سپتامبر ارتش
سلطنتی یک فعال
سیاسی مسن به
نام نارایان
شارما و فعال
مائوئیست به
نام کابیراج
شارما و تارا
نپالی را در
ناحیه دایلک
در غرب نپال
به قتل رساند.
همه آنها در
حالیکه غیر
مسلح بودند دستگیر
شده و سپس
شکنجه شده و
به قتل
رسیدند. همین
کار را با
کومار گاجامر
در ناحیه
مورانگ در شرق
نپال کردند.
در اول
سپتامبر، رام
پراساد قیمیر
از ناحیه جاپا
پس از اینکه
توسط ارتش سلطنتی
دستگیر شد
ناپدید گشت.
در این ناحیه
ارتش سلطنتی
حتا یکی از
فعالین حزب
یو.ام. ال (حزبی
که در دولت
دست چین شده
توسط شاه شرکت
دارد و نامش
به دروغ حزب
کمونیست است)
را دستگیر و
ناپدید کرد.
ارتش سلطنتی
در دهکده ای
در شرق نپال
خبرنگار جنگی
هفته نامه
جانادش به نام
بداری خادکا
را کشت و به دروغ
گفت که وی در
درگیری
مسلحانه کشته
شده است. یک
شاهد عینی به
جانادش گفت که
سربازان خبرنگار
جانادش را
گرفتند،
لباسهایش را
کندند و او را
با قنداق تفنگ
زدند و
چشمهایش را
درآوردند و
سپس دهان و
تمام صورتش را
خرد کردند.
حال این
رفتار را
مقایسه کنید
با رفتار انقلابیون
مائوئیست با
اسرای خود. در 2
سپتامبر ارتش
رهائی بخش
خلق، رامش
راجبانشی را
که رئیس پلیس
دپارتمان
تحقیقات رژیم
سلطنتی است دستگیر
کردند. در 3
سپتامبر یک
سرباز ارتش
سلطنتی به نام
تارا خانال
بدست ارتش رهائی
بخش افتاد.
این دو نفر پس
از اینکه تعهد
سپردند دیگر
در کشتن مردم
نپال توسط
رژیم سلطنتی
شرکت نکنند در
روز 4 سپتامبر
در حضور
خبرنگاران و
سازمان های
حقوق بشر آزاد
شدند.
چه چیزی
باعث چنین
تفاوتی در
رفتار دو ارتش
است؟ یکی ا
زاین ارتش ها
برای رهائی
خلق می جنگد و غیر
از خلق نقطه
اتکاء دیگری
ندارد و باید
بطور
روزافزون
صفوف خلق را
متحد کند تا
بتواند پیروز
شود. اما ارتش
دیگر،
برای حفظ
زنجیرهای
بردگی خلق می
جنگد و بطور
روزافزون خلق
را در کلیتش
نشانه می
گیرد. در این
جنگ، ارتش
سلطنتی هیچ
نقطه اتکائی
ندارد بجز دست
زدن به ترور و
ارعاب خلق.
در
چارچوب به قتل
رسیدن رهبران
و اعضا دستگیر
شده
مائوئیست،
پراچاندا صدر حزب
کمونیست نپال
(م) بیانیه ای
خطاب به
سازمان عفو
بین الملل و
دیگر سازمان
های حقوق بشر
در نپال و
جهان صادر
کرد. قبلا
سازمان عفو
بین الملل
نامه ی
سرگشاده ای به
پراچاندا
فرستاده بود و
ضمن افشای جنایات
رژیم نپال، از
حزب کمونیست
نپال (م) تقاضا
کرده بود که
دست از "ربودن
اختیاری
اهالی"
بردارند.
پراچاندا در
جواب به عفو
بین الملل روشن
کرد که حزب وی
دست به چنین
اعمالی نزده
است و در واقع چنین
اعمالی بر خلاف
سیاستهای حزب
است و حزب
بدون دلایل روشن
دست به
دستگیری و
بازداشت
افراد نمی
زند.
او گفت
اولا این یک
"دروغ
وقیحانه" است
که حزب، دانش
آموزان و
معلمان و دیگر
اقشار مردم را
"می رباید" و
یا بزور آنان
را وادار به
شرکت در جلسات
آموزش سیاسی و
یا مراسم دیگر
می کند. گروه
هائی که چنین
دروغ هائی را سرهم
می کنند صاف و
ساده تبلیغات رژیم
را تکرار می
کنند.
(خبرگزاری های
خارجی به این
نظریه که
مائوئیستها
مردم را با
زور به مراسم
سیاسی و
فرهنگی خود می
آورند می
خندند.)
پراچاندا
در نامه اش
سیاست حزب در
مورد اجرای عدالت
در رابطه با
جرمهای جنائی
را تشریح کرد. او گفت،
دولت نوین خلق
که اکنون اکثر
مناطق
روستائی را
تحت کنترل
دارد موظف است
در رابطه با
مواردی مانند
قتل، تجاوز،
دزدی، نابودی
احشام و اموال
عمومی و غیره
تحقیق کرده و
درصورت لزوم
دستگیر کند.
جاسوسانی که
به رژیم
ارتجاعی در
کشتن مردم عادی
و انقلابیون و
رهبران
انقلابی کمک
می کنند نیز
در زمره
جانیان قرار
داده می شوند.
در حکومت نوین
خلق، تنبیه
افراد بخاطر
جرائم مشخص
صورت می گیرد
و افراد بخاطر
نظریات سیاسی
و وفاداری های
سیاسی شان
تنبیه نمی
شوند؛ در واقع
تنبیه افراد
بخاطر عقاید
سیاسی شان برخلاف
سیاست حزب می
باشد. و کسانی
که پس از
تحقیقات و یا برگزاری
دادگاه
بیگناه
شناخته می
شوند، آزاد می
شوند. رفیق
پراچاندا
تاکید کرد که
"ما همیشه پس
از انجام
تحقیقات
فاکتها را
منتشر می
کنیم." وی گفت،
"ما همیشه
انتظار داریم
که شما در چنین
اموری به ما
یاری کنید که
عدالت بسود
خلق جاری شود."
وی در ادامه
نامه به عفو
بین الملل و
دیگر سازمان
های مشابه
فراخوان داد که
"ما نیز
فروتنانه از
همه کسانی که
نگرانند درخواست
می کنیم توجه
کنند که همه
این ها در بحبوحه
واقعیت
پیچیده ی یک
جنگ داخلی زشت
در جریان است."
رفیق
پراچاندا
نتیجه گیری می
کند که " ما از
سازمان های
حقوق بشر می
خواهیم که به
هزاران مورد
از ربوده شدن
ها، ناپدید
شدن ها، شکنجه
شدید و قتل که
بدست دولت کهن
ارتجاعی صورت
می گیرد و
مقدار زیادی
سند و مدرک
دال بر اینها
موجود است
توجه کنند.
اخیرا رفقای
کمیته مرکزی
ما رفیق بیشال
و رفیق کومار
پس از به
اسارت درآمدن
بشدت تحت
شکنجه قرار
گرفتند و به
قتل رسیدند.
این یک سند
غیرقابل
انکار و آشکار
است. ما
همچنین از همه
فعالین حقوق
بشر می خواهیم
که دست به
تحقیقات مستقل
در مورد این
واقعه بزنند.
ما می خواهیم همه
کسانی که
نگرانند
تبلیغات رژیم
کهن را باور
نکنند. این
نوع درکها
تنها تعصبات
سیاسی را دامن
زده و
فعالیتهای بشر
دوستانه را
تضعیف می کند."
خزب
کمونيست
ايران( م – ل – م ) www.sarbedaran.org