قول
مسخره ديگري
از بوش : عراق
براي عراقيها
سرويس
خبري جهاني
براي فتح 17
نوامبر 2003
قول
بوش مبني بر
باز گرداندان
حكومت عراق به
عراقيها
شبيهه اتهامي كه
به صدام مبني
بر " داشتن
سلاحهاي كشتار
جمعي" زد باور
نكردني است.
روزنامه
فيلادلفيا
اينكويرر خبر
از مطالب يك
گزارش
محرمانه
سازمان سيا
داده است. اين
گزارش
محرمانه مي
گويد آينده
"غم انگيزي"
در انتظار
نيروهاي
اشغالگر آمريكا
در عراق است.
رامسفلد
وزير دفاع
آمريكا
ادعا كرده
است كه
نيرهاي
مقاومت عراق متشكل
از " نيروهاي
نابود شده
صدام،
تروريستهاي خارجي
و باندهاي
جنايتكار"
است، اما يك مقام
رسمي آمريكايي
كه نامش برده
نشد به
روزنامه
نيويورك
تايمز گفت كه
سازمان
جاسوسي دولت
آمريكا - سيا - يك نظر
سنجي مخفي
انجام داده و
نتيجه گرفته كه
" اكثريت مردم
عراق نظاميان
آمريكايي را
به عنوان
اشغالگر نگاه
مي كنند و نه
به مثابه
نيروي رهائي
بخش."
در
تاريخي كه بوش
سخنراني مهمش
را مي كرد
تعداد حملات
نيروهاي
مقاومت به
نيروهاي اشغالگر
تحت رهبري
آمريكا به
رقمي در حدود
سي تا سي و پنج تهاجم در
روز رسيده
بود. هر شب مراكز
نظامي آمريكا
در بغداد
خمپاره باران
ميشود. بعد از
حمله اي كه
منجر به كشته
شدن 19 سرباز
ايتاليايي در شهر
باصطلاح آرام
ناصريه شد، دولت
ژاپن نظرش را
در مورد
فرستادن
نيروي نظامي
براي نجات بوش
عوض كرد.
كره جنوبي نه فقط اعلام كرد
كه ميخواهد 3000 سرباز
بجاي 10000
نفري كه آمريكا
خواسته است
بفرستد بلكه
همچنين مشخص كرد كه زمان
واقعي سوار كردن
آنها به
هواپيما هنوز
تعيين نشده
است.
تمامي
اين وقايع فقط
به فاصله چند
هفته بعد از
اينكه هتل محل
اقامت پل
ولفويتز
مشاور و
تئوريسين اصلي
رامسفلد در
بغداد مورد
اصابت موشك
قرار گرفت و
نزديك بود وي
را به آمار كشته
شدگان آمريكائي
اضافه كند رخ
دادند. در
همين مدت
نيروهاي
نظامي آمريكا
چهارمين و
پنجمين هليكوپتر خودرا
در حملات
عراقيها از
دست دادند و 80 سرباز
نيروهاي
ائتلاف در كمتر
از 2 هفته ودر
مجموع
493 نفر
از 17 نوامبر در
اين جنگ كشته
شده اند.
قولي كه
بوش در زمينه
برگرداندن "
قدرت" به
عراقيها داده
و تاريخ ژوئن 2004
را بعنوان ضرب
الاجل زماني
تعيين كرده
است خيلي
پيشرفته تر از
نقشه ايست كه
آلمان و
فرانسه مدتي
قبل در سازمان
ملل مطرح كردند.
معلوم مي شود
اسلحه،
خمپاره
و بمبهاي
انفجاري دست
ساز عراقيها
خيلي
موثرتراز
ديپلوماسي فرانسه
است. در آن
زمان، كالين
پاول وزير
خارجه آمريكا
با تقاضاي
فرانسه كه
آمريكا در
عراق دولتي
تعيين كند و
آن دولت دست
به نوشتن يك
قانون اساسي و
انجام
انتخابات
بزند ( در
صورتيكه
بايستي بر عكس
باشد) مخالفت كرد
واين طرح را
بشدت غير دمكراتيك
خواند . اما
طرح بوش دقيقا
همان است. با
اين وصف تغيير
موضع بوش
فرانسويها و
ساير قدرتهاي
اروپايي را
راضي نكرده
است. زيرا،
بوش در مورد
چيزي كه آنها
بيش از هر
چيزي خواهانش
هستند صحبت نكرده
است. فرانسه و
بقيه قدرتها
مي خواهند در
زمينه
تقسيم
قراردادهاي
اقتصادي و
ساير غنايم امكان
نظر دادن
داشته باشند.
اين
بار بوش چه كسي
را ميخواهد
فريب دهد؟ نقشه
بوش آن است كه
" شوراي موقت حكومتي"
را كه دست چين
خود آمريكاست
با يك دست چين
ديگر عوض كند.
روزنامه
نيويورك
تايمز در مورد
"شوراي موقت حكومتي"
نوشت "
در بين تحليل
گران امنيتي
نظر عمومي اين
است كه
رهبران
منتصب عراقي
توانايي
انجام وظيفه حكومتي
يا تدارك
اجراي
انتخابات را
ندارند". احمد
چلبي كلاهبردار
مجرم عراقي كه مورد
علاقه آمريكاست در
شوراي آينده
هم
مهره برجسته
اي خواهد بود.
چلبي با
افتخار توضيح
ميدهد،"
نيروهاي آمريكايي
اينجا خواهند
ماند اما از شكل
نيروهاي
اشغالگر به شكل
نيروهايي كه
از طرف حكومت
عراق دعوت شده
اند تغيير
خواهند كرد."
رامسفلد
همانند چلبي
حراف با پررويي
ميگويد: " اين
طرح بدين
مفهوم نيست كه
ما عملا كشور
را به زودي ترك
خواهيم كرد."
چندين مقام
رسمي به رسانه
هاي گروهي
توضيح دادند كه
نقشه براي
نيروهاي
نظامي آمريكا
وساير كشورهاي
تجاوزگر اين
است كه " تا
آينده نا
معلومي " در
عراق بمانند.
در
فرهنگ لغات
وبستر " حق حاكميت"
به اين صورت
معني شده است: " عاليترين
قدرت " يا "
آزادي از
استعمار
خارجي ".
اما برنامه
آمريكا كدام قدرت و
آزادي را مي
خواهد به مردم
عراق
بازگرداند ؟
براي
عراقيهاي
معمولي و مردم
عراق هيچ!
سياستمداران
آمريكايي و
فرماندهان
نظامي اغلب
ميگويند صدام
حسين را
سرنگون كردند كه
عراقيها صاحب
آزادي بيان و
دمكراسي شوند.
به خبري كه
خبرگزاري رويتر
همزمان با
جلسه مخفي
ميان پل برمر
فرمانرواي آمريكائي
بغداد
با بوش و
مشاوران كاخ
سفيد در
واشينگتن،
مخابره كرد
توجه كنيد:
"...
نيروهاي آمريكايي
يك مرد عراقي
را بدليل
اعتراض عليه
نظاميان اشغالگر
دستگير كرده،
به دستانش
دستبند و دهان
او را محكم
بستند. سوال
شد كه چرا اين
مرد دستگير
شده و در پشت
جيپ آمريكائي
در ميدان
تحرير قرار
گرفته، افسر
فرمانده
عمليات روز سه
شنبه به
خبرنگار
رويتر گفت، اين
مرد بخاطر
گفتن عبارات
ضد نيروهاي
اشغالگر باز
داشت شده است. او از
بيان گفته هاي
مرد خودداري كرد...اين
واقعه در
ميدان مركزي
پايتخت رخ
داد. در
همان زمان در
محله فقير
نشين جنوب
بغداد، يك هليكوپتر
توپدار سبك و
سنگين از نوع 130 –AC با
شليك 1800
دور گلوله در
دقيقه در حال
نابود كردن يك كارخانه
پارچه بافي
بود.
فرماندهان
آمريكايي
توضيح دادند كه
اين محل مظنون
به استفاده
براي انجام
جلسات بود.
اسلحه اي پيدا
نشد، بجز
اسلحه هاي 2 نگهبان
استخدامي ...يك
مقام رسمي
نيروهاي
اشغالگر به
رسانه هاي گروهي
گفت، ما با
اينكار
ميخواهيم
پيامي را به
گوش ها
برسانيم..." محتواي
پيام چنين
است: ما
دندان داريم!
بله
آنها " دندان "
دارند. يعني
اينكه قادرند
مردم را از
هوا به رگبار
ببندند و بكشند
اما قادر به
نابود كردن
مقاومت مردم
بر روي زمين
نيستند. در
"عمليات چكش
آهنين"
هواپيماهاي
آمريكايي
براي گرفتن
انتقام
سرنگوني هليكوپتر
هاي آمريكايي به
بمباران و
منهدم كردن
خانه ها در
فالوجا و تكريت
پرداختند.
آمريكا حتي
متوسل به
استفاده از
موشك هدايت
شونده در نزديكي
كركوك شد. مداكت
( Medact ) فيزيكدان
بين المللي كه
اهل انگليس و
برنده جايزه
صلح نوبل است،
اين هفته
تخمين زد كه
آمريكا از اول
ماه مه، روزي كه
بوش
پايان جنگ را
اعلام كرد، تا
كنون 2209
تا 2049
نفر غير نظامي و از
ابتداي جنگ تا
كنون 5708 تا 7356
نفر غير نظامي
را كشته است.
به
راستي آمريكا كدام
" حق حاكميت " يا حتي
احترام و حق
زندگي را براي
عراقي ها
تضمين خواهد كرد
؟ نيروهاي
آمريكايي
عراقيهايي را كه
برايشان كار
ميكنند نيز ميكشند. در
سپتامبر
سربازان آمريكايي
بر روي
مستخدمين
خودشان آتش
گشودند و منجر
به كشته شدن 8 پليس
عراقي و يك كارمند
اردني در
مقابل
بيمارستان
فالوجا شدند. افسري
در مورد "
مشخصه دشمن "
چنين توضيح
داد كه دشمن
" انسانهاي
سيه چرده و در
لباسهاي غير
نظامي " هستند!
در
همان هفته اي كه
بوش در حال
يادگيري
تلفظ "
حق حاكميت "
بود،
سربازانش به
سمت شهردار
شهر صدر كه
توسط خود آمريكا
منصوب شده بود
شليك كرده و
وي را كشتند.
اين جا، منطقه
فقيرنشين
بغداد است كه
طبق گفته
نظاميان آمريكايي
/ رسانه هاي
گروهي در
ابتدا به ورود
آمريكاييان
خوش آمد
گفتند. مزدور
اجير شده در
حال رفتن براي
جلسه اي به
دفتر كارش بود
كه توسط
سربازان
متوقف شد. او
با آنها
مشاجره كرد،
شايد هم
مجادله و
سربازان
به
پايش شليك كرده
و به همان
صورت رهايش كردند
تا از خونريزي
مرد.
سوال
اينجاست كه
سربازان سياه،
آمريكاي
لاتيني و سفيد
پوستان
فقيرآمريكائي
كه عادت به
چنين
رفتارهائي از
طرف پليسهاي
هموطن خود
داشته و در
شرايط مشابه
هستند وقتي
اين وضع را مي
بينند چه
احساسي بهشان
دست مي دهد. چنين
سوالي ممكن
است در ذهن
طبقه حاكمه
آمريكا نيز
باشد.
آمريكا
عراق را براي
اين اشغال نكرد
كه به مردم آن
حق حاكميت
بدهد بلكه
براي اين
اشغال كرد كه
حق حاكميت را
از آنها
بگيرد. آنرا
رها نخواهد كرد
مگر با زور، و
آن زمان هنوز
فرا نرسيده
است. تجاوز
ادامه دارد.
فريب
جهان مسله اي
نيست كه بوش و
بلر در آن
تبحر داشته
باشند، ولي
آنها بهر جهت
سعي خودشان را
ميكنند. شايد كاملا
اتفاقي نبود كه
خطابه بوش در
شرف سفرش به
انگلستان
جاييكه
انتظار ميرفت
( نا ) خوش آمد
گوئي وجهه
تاريخي پيدا كند
همزمان شد. كساني
كه چشم و
گوششان باز
است و اوضاع
عراق را مي
بينند با خروج
نيروهاي
اشغالگر از
عراق كه آرزوي
مردم جهان است
به مخالفت بر
نخواهند خواست.
اكنون
بوش مدل حكومت ديم ( Diem ) در ويتنام
جنوبي رابراي
عراق پيشنهاد
مي كند.
گفته مي شود
نگودين ديم
عراق همان چلبي
است. شايد اگر
چلبي كمي
تاريخ
ميدانست خوش
بيني
ارتجاعيش را كنار مي
گذاشت. آمريكا
در سال 1954 بعد از
خروج نيروهاي
فرانسه از
ويتنام،
مزدور بزرگ و با
وفايش به نام
نگو دين ديم ((Ngo Dinh Diem را بوسيله
يك رفراندوم
از پيش تعيين
شده بر مسند
قدرت نشاند.
آمريكا "حق حاكميت"
حكومت ويتنام
جنوبي را از
زماني كه آن حكومت
را درست كرد برسميت
شناخت.
ديم با حمايت
CIA و با
پشتيباني همه
جانبه آمريكا
به مدت دهسال
بر كشور
ويتنام حكومت كرد.
حكومت ديم قانون
اساسي نوشت و
انتخابات انجام
داد و علاوه
بر آن مخا
لفينش و چندين
هزار انقلابي
را كشت. اما يك
مثل معروف است
كه مي گويد "
هر آغازي
پاياني
دارد".
در سال 1963 ، CIA در
مورد ديم به
اين نتيجه
رسيد كه
" قادر به انجام
وظايفش "
نيست، و ترتيب
قتلش را داد.
مائـو
تسه دون در
مورد اين
واقعه بطرز
نيشداري گفت: " سگ
زنجيري
امپريا ليسم
بودن
خوشايند نيست."
حزب كمونيست
ايران (م- ل- م)www.sarbedaran.org