اول ماه
مه یک میلیون
تن از مهاجرین
و طرفدارانشان
خیابان های
آمریکا را پر
کردند
بنقل از
سرویس خبری
جهانی برای
فتح
برای
گذر از مرز
جانشان را به
خطر می
اندازند
پلیس
مهاجرت
آمریکا
شکارشان کرده
و رفتاری را
که با جانیان
می کند با
آنان در پیش
می گیرد
ده
تا ده تا در
خانه های تنگ
و نمور زندگی
می کنند
در
کار طاقت
فرسای مزارع و
مشقت خانه ها
ذره ذره می
میرند
چند
تا حق و حقوقی
هم که دارند
اکنون از سوی
دولت آمریکا
تهدید می شود
می
خواهند
انسانیتشان
را نیز از
آنان بگیرند
اول ماه
مه در آمریکا مهاجرین
همراه با
مدافعانشان
به خیابان ها
ریختند. با
نیروی غیر
قابل انکار یک
میلیونی و با
هم گفتند که
دیگر بس است!
کارخانه
ها و مدارس
خالی شدند،
رستوران ها و
مغازه ها را تعطیل
کردند. بیش از
یک میلیون نفر
در لس آنجلس و 400
هزار نفر در
شیکاگو. ده ها
هزار تن در
نیویورک، سن
فرانسیسکو، سیاتل،
میلواکی.
چندین هزار
نفر در سراسر آمریکا
منجمله
شهرهای کوچک و
روستائی در
آیوا،
نبراسکا،
کانزاس،
ویسکانسین،
مینه سوتا، و
تکزاس. جمعیت
عمدتا
آمریکای
لاتینی بودند
اما گروه های
مهاجرین از
کشورهای
مختلف دنیا نیز
حضور داشتند.
آفریقا،
کارائیب،
آسیا و خاورمیانه
، اروپای شرقی
و ایرلند.
این
مقاومت عظیمی
است در
مقابل اقدامات
سرکوبگرانه و
استثمارگرانه
دولت آمریکا علیه
مهاجرینی که
اجازه اقامت
رسمی ندارند.
صدها
هزار تن از
شرکت کنندگان
که اجازه
اقامت رسمی
ندارند خطر
دستگیری و
اخراج را بجان
خریدند و در
این مقاومت بزرگ
شرکت کردند.
جمعیت عمدتا
پرولتر بودند.
از سایه ها
بیرون آمده و
سر خود را به
نشانه مقاومت
بالا نگاه
داشتند. باید
این جوشش
مقاومت و
مبارزه را جشن
بگیریم. از
این قهرمانی
باید تجلیل
بعمل آوریم،
از آن حمایت
کنیم و آن را گسترش
دهیم.
در
چند ماه گذشته
در میان مهاجرین
موج اعتراض و
مبارزه براه
افتاده است؛
موجی که در
حال عوض کردن
مختصات سیاسی
این کشور است.
میلیون ها نفر
را به مبارزه
علیه حکومت و
علیه این نظام
به میدان
آورده است. و
سوالات مهمی
را در مقابل
هر یک گذاشته
است؛ در مورد
ماهیت این
نظام، چگونه
باید با آن مبارزه
کرد و چه باید
کرد که این
نظام ستم و
استثمار را
سرنگون کرد.
مقاومت
یک اقلیت، عده
زیادی را
بیدار کرده و
به آنان الهام
داده است.
آنان برای همه
کسانی که از
رژیم بوش و
کارهای
آمریکا
عصبانی اند
الگوی خوبی می
باشند.
در
کنگره لایحه
های ضد
مهاجرین یکی
پس از دیگری
ارائه می شود.
تام
ترانکردو، که
یک سیاستمدار
فاشیست کنگره
آمریکاست می
خواهد حق شهروندی
را از کودکانی
که در آمریکا
از پدر و مادر
مهاجر بدنیا
می آیند،
بگیرد. و
فاشیستهای دیگر
مانند
مینیتمن
پیشنهاد می
دهند که مرزها
میلیتاریزه
شود و مهاجرین
را شکار کند زیرا
به گفته وی
این مهاجرین
"بافت جامعه
آمریکا را بهم
می زنند". در
چنین شرایطی
این جنبش جدید
مهاجرین دچار
ترس و وحشت از
اینکه اوضاع از
این هم بدتر
شود، فریاد
زد: "بوش! خوب
گوش بده! ما
وارد مبارزه
شده ایم! و
مردمی که متحد
باشند هرگز
شکست نمی
خورند!"
چقدر هیجان
انگیز است به
خیابان ها
ریختن صدها
هزار پرولتر،
آنهم در
ایالات متحده
آمریکا! و
چقدر عالی و
بجاست که این
اعتراض در روز
اول ماه مه انجام
گرفت؛ در روز
جشن انقلابی
پرولتاریای
بین المللی. نام
این تظاهرات
ها در بسیاری
نقاط این بود:
"یک روز بدون
مهاجرین"! و
واقعا آن
یکروز بدون
مهاجرین، همه
چیز خوابید؛
کارخانه ها،
رستوران ها،
ساختمان
سازی، مزارع،
حمل و نقل و
بسیاری از
صنایع و
خدمات.
نکته
بسیار مهم آن
است که این
تظاهرات در
شهرهای کوچک و
روستائی که در
چند سال گذشته
دچار تغییرات
مهمی در زمینه
ترکیب جمعیتی
شده بود، نیز
اجرا شد. این
شهرهای کوچک و
روستائی هرگز
یک تظاهرات
سیاسی بخود
ندیده بودند.
در چند سال
اخیر کارخانه
های بسته بندی
گوشت و دیگر
صنایع این
شهرها عده زیادی
از کارگران
مکزیکی و
آمریکای
مرکزی را به
استخدام خود
در آورده اند.
در سال 1970 جمعیت
لاتین این
شهرها نزدیک
به صفر بود
اما در سال 2000 در
برخی به 10 درصد
و در بعضی
دیگر به 45 درصد
رسید. در داج
سیتی در ایالت
کانزاس 1500
پرولتر مهاجر
در خیابانهای
اصلی شهر
تظاهرات
کردند و هر 5
کارخانه بسته
بندی گوشت
متوقف شدند و
تعطیل کردند.
در شهر امپوریا
از ایالت
کانزاس (شهری
که 25 هزار
جمعیت دارد و 20
درصد آن لاتین
هستند) بیش از
1500 نفر
تظاهرات
کردند.
برای
هیئت حاکمه
آمریکا،
میلیون ها
مهاجر که از
مرزها رد شده
و به آمریکا
می آیند، دشمن
محسوب می
شوند: دشمنی
که باید از آن
ترسید و به آن
حمله کرد. اما
پرولتاریای
انقلابی و
متحدانش، به
این خواهران و
برادران
مهاجر خوشامد
می گویند.
آنان نقطه قوت
استراتژیک
مبارزه ما
برای انقلاب
هستند.
در این
تظاهرات، عده
زیادی پرچم
آمریکا را حمل
می کردند. این
نشان می دهد
که این عده در
مورد ماهیت
آمریکا دچار
توهم و
خوشخیالی هستند.
و نمی دانند
که معنای
آمریکا برای
زندگی اکثر
مردم جهان
چیست. اما در
میانه اینها
هزاران تن
پرچم سرخ حمل
می کردند. عده
ای از آنان
آگاهانه می
دانند که این
پرچم نماینده انقلاب
پرولتری است.
برخی ها هم
پرچم سرخ حمل
می کردند و هم
پرچم آمریکا!
این نشان می
دهد که این
جنبش هنوز
نتوانسته از
چارچوبه هائی
که برای
بورژوازی
قابل قبول است
خود را بیرون
بکشد. این وضع
نشانگر آن بود
که نیاز به یک
رهبری
انقلابی است.
این
جنبش به
میلیون ها تن
دیگر که مهاجر
نیستند الهام
بخشیده است و
آنان را مصمم
کرده که به
مقابله با
تبعیض و ضدیت
با مهاجرین
بلند شوند. در
تظاهرات اول
ماه مه این
تاثیر گذاری
کاملا مشهود
بود.در شیکاگو
مددکاران
اجتماعی که با
قربانیان
تجاوز کار می
کنند با پرچم
"گراتسیا" (از
شما تشکر می
کنیم) شرکت
کردند. سفید
پوستانی که عضو
کلیسا هستند
برای تظاهر
کنندگان آب می
آوردند و روی
بنرشان نوشته
بود: مهاجرین
دیروز، از
مهاجرین
امروز حمایت
کنید! امر شما
امر ماست!
یک رسته
دانشجویان
پزشکی که از
هر ملیتی در
آن بود شعار
می دادند: "
بیمارانمان
را معالجه خواهیم
کرد، اجازه
اقامت رسمی هم
لازم نیست!
شعارهای دیگر
اینها بود:
"ما، همه
مهاجریم"! و یا
"هیچ انسانی،
غیر قانونی
نیست"!
بذرهای
اتحاد میان
مردم کاشته
شد. اگر آن را
بپرورانیم می
تواند تبدیل
به چیزی قدرتمند
و زیبائی بشود
که در مبارزه
علیه نظام و
برای یک جهان
بهتر، ضروری
است.
سرويس
خبری جهانی
برای فتح