يک قطعه شعر                                                                             از:کرشناس (ايچوک)

زندانی وچندراگيری

   اين شعر قسمتي از يک شعر طولاني بنام "زنداني و چندراگيري" است كه  توسط کرشنا سن که اسم مستعارش  ايچوك“ ( به معني اشتياق) ميباشد به رشته تحرير درآمده است. شعر در خطاب به چندراگيري کوهي در شمال دره كتمندو و مشرف بر بهادراگول جايي كه کرشنا سن در آن زنداني بود سروده شده است. در اين شعر کوه  پيشاهنگ مائوئيستي را مجسم مي كند كه كه استوار و شكست ناپذير در مقابل مشكلات در مسير انقلاب ايستاده است. کرشنا سن ناشر هفته نامه مائوئيستي بنام جاناديش بود.  دولت ارتجاعي نيپال هفته نامه را مصادره و کرشنا سن را به قتل رساند. قتل اين زورناليست انقلابي موجي از خشم و اعتراض در نيپال و درسطح بين المللي برافروخت. نشريه اکنون بصورت مخفي منتشر ميشود.

محبوم چندراگيري

درين لحظاتي از سرور

که غرق در احساس جاويدانم

درپيش چشمان پرازاشتياق خويش ترا مي بينم

 

درين لحاظاتي از سرور

 که فردا شايد خاطره کمرنگي باشد -

 و ناپدید شدند یک روز پس از دیگر

 وياد شان در ذهن  ديگران ( آنان كه بجا ماندند) کمرنگ شد.

 

دروقت فتح آخرين که ما تا آن دم بمانيم يانه

درآن لحظه اي سرورانگيزباز باهم مي بينيم

 

واگرمن هم فردا ازبين رفتم

شايد آخرين مصرع اين شعرم ناتمام بماند

 

آنانيکه مرگ را برتسلیم ترجيح داده اند

در فضاي ترس و رعب

چون گشتاپو ها و اتاق گاز

بمفهوم حقيقي زندگي، زندگي ميکنند

عليرغم نابودي جسمي

آمال بزرگ و آرزوهاي شان

 براي هميشه جاودان خواهد ماند.

 

خاطره آنانيکه تازه دم و صادق اند

تا آخرعمر شايد جاودانه بماند

 

زيرا تا زمانيکه زنده اند

صادقانه و پرمفهوم زندگي مي کنند

و انديشه تواناي شان

براي هميشه جاودان خواهد ماند.

 

زندگي و مرگ را زمان واقعي تعيين ميکند

سرانجام زمان تعيين مي کند

آنهائيکه بخاطر کشور و مردم خود زيست ميکنند

احساس پاک شان

براي هميشه جاودان خواهد ماند.

 

محبوبم چندراگيري !

 

در سراسر زندگي تلاشم اين بود

که زندگي واقعي داشته باشم

با تمام تلاش و تعهدات

در روز و شب زندگي 

ازين دوجهت 

من کوشيدم روزرا پويا باشم

با تمام تلاش و تعهدات.

 

در لحظات حساس زندگي

هنگام  مشکلات و دشواري ها

اشکم را وسيله کردم

 با تمام تلاش و تعهدات

بسراغ حقيقت رفتم

 

با آنهم  زندگي زندگي است

شايد دچار اشتباه شده باشم.

رفيق عزيز

اشتباهم را ببخش.

 

 سپيده صبح

بعد از شب تار

تيره ر گي را از هم ميدرد.

 

كمونيزم عقيده و ايمانمان

به يقين  روزي  ازبسترتعهدات ما

 سربلند مي كند.

 

به يقين روزي

آينده خوش و بالنده ما

چون گلي طلائي شكوفه مي كند.

 

تا آندم

بمفهوم واقعي

زندگي حقيقتا زندگي نيست

در واقع کره خاكي مصيبت زده امروز

 تا آندم

براي بشريت سرزمين زيبائي بدل نخواهد شد.

 

تا آندم

ما پافشاري خواهيمکرد

بر راه مان

بر پيمانمان

 براي  ساختن جهاني زيبا.

 

به يقين روزي 

جهاني از تعهدات انساني ما

 راستی خواهد شد- زندگی واقعی

 

سده بيت و يكم

سده آزادي  ما خواهد بود.

 

وهزارساله ي  سوم

هزار ساله ى بزرگ فتح مان!