مصاحبه با كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي

تسريع انقلاب پرولتري جهاني

 

از جهاني براي فتح، شماره 26، 1379، www.sarbedaran.org\rim

 

مصاحبه زير با يكي از اعضاي كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي (كميته) در اوائل سال 2000 انجام شده است. 

 

ج.ب.ف: اوضاع جاري جهان از نظر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي چگونه است؟

كميته: به اعتقاد ما اوضاع بين المللي عموما براي پيشرفت مبارزه انقلابي، مساعد است.

اگر چه كماكان با موج بلند مبارزات انقلابي در مقياس جهاني (نظير آنچه در گذشته شاهدش بوديم و در آينده نيز خواهيم بود) مواجه نيستيم ولي با اطمينان مي توانيم از اين صحبت كنيم كه موج نوين انقلاب پرولتري جهاني در حال ظهور است.

اين واقعيتي است كه تجديد تقسيم قسمي جهان و فروپاشي سوسيال امپرياليسم شوروي و بلوكش، براي قدرتهاي امپرياليستي و مشخصا آمريكا فرجه اي ايجاد كرده است. ليكن عليرغم ادعاهايشان، هيچگونه بهبود پايدار در سطح جهاني ايجاد نشده، و امواج جديد بحران و انفصال در برخي مناطق نظير شرق آسيا بروز كرده است. يعني در همان مناطقي كه با جار و جنجال به عنوان بهره ور و موتور نوسازي سرمايه داري معرفي مي شدند.

شك نيست كه امپرياليسم مبناي مادي انقلاب پرولتري را از ميان برنداشته و نمي تواند بردارد. حتي همين امروز كه امپرياليسم آمريكا با تفرعن از موفقيت هايش دم مي زند، وضعيت زندگي بخشهاي عظيمي از توده هاي مردم در اكثر نقاط جهان به شدت داغان مي شود. امواج جديد نفوذ امپرياليستي كه تحت عنوان گلوباليزاسيون براه افتاده، قدرت خريد بخشهائي از طبقات مياني را بالا برده، اما مايحتاج اساسي از خوراك گرفته تا خدمات درماني و مسكن را بيش از پيش از دسترس توده هاي تحتاني دور كرده است. حتي در پيشرفته ترين كشورهاي امپرياليستي، شاهد اشاعه نوميدي و درماندگي هستيم. اوضاع كنوني براي توده ها فقط مي تواند وخيم تر شود. امواج جديد بحران به ناگزير نظام امپرياليستي را در بر خواهد گرفت.

 

ج.ب.ف: مائو به ما مي آموزد كه در هر فرايند، يك تضاد عمده وجود دارد. اگرچه همه تضادها با يكديگر ارتباط متقابل دارند اما تضاد عمده است كه بيشترين تاثيرات را بر تكامل تمامي تضادهاي اصلي ديگر مي گذارد. آيا در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي يك ارزيابي مشترك از تضاد عمده در جهان امروز وجود دارد؟

كميته: بله. تضاد بين امپرياليسم و خلقها و ملل ستمديده، تضاد عمده جهان امروز است. در شماري از كشورهاي تحت سلطه، مبارزه مسلحانه انقلابي تحت يك رهبري ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي به پيش مي رود. بعلاوه، طي شش ساله اخير خيزشهاي قدرتمند توده اي در برخي كشورها نظير مكزيك، كره، اندونزي و زئير (كه اينك جمهوري دمكراتيك كنگو خوانده مي شود) اتفاق افتاده است. اين خيزشها اگرچه به خاطر فقدان رهبري ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي نمي توانند به يك انقلاب پرولتري منجر شوند، ليكن بيانگر تشديد تضاد عمده اند. مراكز توفاني انقلاب جهاني پرولتري، همانگونه كه جنبش ما از هنگام تاسيس خود اعلام كرد، كماكان كشورهاي آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين است.

 

ج.ب.ف: آيا معنايش اينست كه انقلاب فقط در كشورهاي تحت سلطه امكان پذير است؟

كميته: خير. كل جهان مالامال از تضاد و تلاطم است و تضادهاي اصلي جهان حادتر مي شوند. اين شامل تضاد پرولتاريا و بورژوازي در كشورهاي امپرياليستي نيز هست كه خود را به شكل انواع گوناگون مبارزه، منجمله شورشهائي نظير آنچه در سال 1992 در لس آنجلس به وقوع پيوست نشان مي دهد. در برخي كشورهاي امپرياليستي، جنبشهاي توده اي مهمي كه طبقه حاكمه و نهادهاي ارتجاعيش را نشانه گرفته، در حال شكل گيري است.

بروز جنگهاي تمام عيار در منطقه بالكان، عليرغم خصلت ارتجاعي اين درگيريهاي نظامي، نشان مي دهد كه هيچ نقطه اي از جهان، حتي كشورهاي امپرياليستي، از تلاطمات و انفصالات قهرآميز مصون نيست. و اين اوضاع با خود، بروز فرصتهاي انقلابي را به همراه دارد.

 

ج.ب.ف: نظر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي درباره دو روند انقلاب و جنگ جهاني در اوضاع بين المللي جاري چيست؟

كميته: طي دوره اخير خطر جنگ جهاني امپرياليستي موقتا تخفيف يافته كه اين خود نتيجه تغييرات در اوضاع جهاني است. انقلاب، روند عمده در جهان امروز است. با وجود اين، فقط زماني جهان بطور قطع از خطر جنگ جهاني خلاص خواهد شد كه انقلاب پرولتري، امپرياليسم را نابود كند.

 

ج.ب.ف:  اگر اوضاع عموما مساعد است، پس چه چيزي مانع پيشروي بيشتر جنبش انقلابي در سطح جهاني است؟

كميته: همگان مي دانند كه ما شكاف موجود ميان نارضايتي فزاينده ــ و حتي قيام ــ توده ها، و توانائي نيروهاي طبقاتي آگاه يعني ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستها در رهبري كردن و پيشبرد اين مبارزات را به مثابه بخشي از مصاف انقلابي عليه رژيمهاي حاكم، پر نكرده ايم. در اغلب موارد و در بيشتر كشورها، توده هاي مبارز فاقد رهبري هستند و كوركورانه و محروم از ايدئولوژي رهائيبخش ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم نبرد مي كنند. پيشرفتهاي ما واقعي ودر حال افزايش است، ليكن هنوز پاسخگوي هدف والائي كه اعلامش كرده ايم يعني فتح جهان، نيست. در اغلب كشورها كماكان حزب پيشاهنگ پرولتري موجود نيست و هيچ دورنماي روشني براي ايجادش نيز وجود ندارد.

بدون يك حزب پيشاهنگ مبتني بر ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم كه ايدئولوژي علمي پرولتارياي بين المللي است، انقلاب شكست خواهد خورد يا اينكه به نردبان ترقي استثمارگران جديد تبديل خواهد شد. براي اين كه بتوانيم نيروي نهفته در اوضاع كنوني را به پيشرفتهاي انقلابي واقعي تبديل كنيم، بايد در مواجهه با امپرياليستها و مرتجعين و فرصت طلبان، درفش سرخ ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را هر چه رفيعتر به اهتزاز درآوريم و احزاب پيشاهنگ را بسازيم. امروزه وجود جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، يكي از عوامل اصلي است كه تحقق هر چه سريعتر اين اهداف را امكان پذير مي كند.

 

ج.ب.ف: طي دوره اخير، تكامل جنبش انقلابي انترناسيوناليستي چگونه بوده است؟

كميته: به دستاوردهاي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي طي 16 سالي كه از تاسيسش مي گذرد نبايد كم بهاء داد. اين جنبش، خود را به مثابه مركز جنيني نيروهاي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست دنيا تثبيت كرده است. احزاب و سازمانهاي شركت كننده در اين جنبش در عرصه نبرد انقلابي پيشرفت كرده اند و اين امر كل جنبش ما را به پيش رانده است. در اين زمينه، مي خواهيم توجه همگان را مشخصا به حزب كمونيست پرو و حزب كمونيست نپال (مائوئيست) جلب كنيم كه جنگ خلق را به مثابه مشعل روشنائي بخش ستمديدگان سراسر دنيا رهبري مي كنند.

در تركيه، رفقاي ما مبارزه مسلحانه عليه رژيم ارتجاعي را به پيش مي برند و پيشرفت هر چه بيشتر حزب كمونيست تركيه (م ـ ل) در ارتباط نزديكتر با جنبش انقلابي انترناسيوناليستي مسلما به ظهور قدرتمند جنگ خلق در آن كشور ياري خواهد رساند.

در بنگلادش، 30 سال است كه حزب پرولتري پوربابنگلا در مواجهه با مشكلات عظيم و سركوبگري دشمن، همچنان مبارزه مسلحانه را به اشكال مختلف پيش مي برد. در حال حاضر، رفقا در بنگلادش درگير بحث بر سر چگونگي تكامل مبارزه به مرحله يك جنگ خلق پايدارند.

در كشورهائي كه نيروهاي شركت كننده يا هوادار جنبش انقلابي انترناسيوناليستي حضور دارند، تلاشهاي جدي براي ايجاد و تقويت احزاب پيشاهنگ مائوئيستي و تدارك برپائي جنگ خلق به عمل مي آيد.

اما هيچ پيشرفتي در جنبش كمونيستي هرگز مستقيم الخط، و بدون فراز و نشيب انجام نمي گيرد. پيشرفت، حاصل نبرد سرسختانه است و از دل مبارزه در تمامي سطوح نتيجه مي شود. جنبش انقلابي انترناسيوناليستي نيز در گذر از فراز و نشيب ها تكامل مي يابد و همانند تمامي پديده هاي نوين، با مسائل نوين مواجه مي شود.

 

ج.ب.ف: وضعيت جنگ خلق در پرو چگونه است؟

كميته: گردان پيشرو ما در آن كشور، يعني حزب كمونيست پرو كه تحت خط انقلابي صدر گونزالو ساخته و پرداخته شده، در سراسر تاريخ جنبش انقلابي انترناسيوناليستي نقش پر اهميتي بازي كرده است. اين حزب، اينك فصل شكوهمند ديگري را در مبارزه انقلابي جهان گشوده است. رفيق گونزالو در سخنراني داهيانه 24 سپتامبر 1992 خود اعلام كرد كه دستگيري وي برخلاف ادعاي دشمن يك شكست بزرگ نبوده بلكه فقط “پيچي در جاده” است. حزب با خوشبيني انقلابي پرولتري و فداكاري و مبارزه سرسختانه به مصاف دوران دشوار بعد از دستگيري صدر گونزالو شتافته است. حزب از جنگ خلق دفاع كرده، آن را همچنان به پيش برده است. كميته مركزي حزب كمونيست پرو اعلام كرده كه اينك جنگ خلق، “پيچ جاده” را پشت سر گذاشته است.

بعلاوه حزب كمونيست پرو با حملات تبهكارانه خط اپورتونيستي راست كه از درون حزب سر بلند كرد و مدافع توافقات صلح براي خاتمه بخشيدن به جنگ خلق بود نيز بايد مقابله مي كرد. جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در نبرد عليه خط اپورتونيستي راست شركت جسته است كه براي نمونه مي توان از فراخوان “با تمام قوا از پرچم سرخمان كه در پرو به اهتزاز درآمده دفاع كنيد” و انتشار مقاله مهمي كه به درخواست كميته جنبش نگاشته شد، نام برد. (1)

 

ج.ب.ف: نظرتان در مورد اين ادعاي رژيم فوجيموري و رهبران خط اپورتونيستي راست چيست كه فراخوان توافقات صلح را خود صدر گونزالو داده است؟

كميته: اين واقعيتي است كه رژيم فوجيموري و طرفداران خط اپورتونيستي راست چنين ادعائي مي كنند. تحقيق و بررسي ما نشان داده كه هيچ سندي مبني بر اينكه صدر گونزالو پشت فراخوان توافقات صلح براي خاتمه جنگ خلق است وجود ندارد. امروز بعد از گذشت 6 سال از نخستين باري كه فراخوان توافقات صلح از درون زندانهاي پرو صادر شد، اين امر كماكان صادق است. حزب كمونيست پرو همچنان ادعاهاي فوجيموري را به مثابه “صحنه سازي” محكوم مي كند.

فراخوان سال 1995 جنبش انقلابي انترناسيوناليستي تحت عنوان “با تمام قوا از پرچم سرخمان كه در پرو به اهتزاز درآمده دفاع كنيم” به درستي و وضوح اعلام مي كند:

صدر گونزالو تحت شديدترين شرايط اسارت در چنگال رژيم ارتجاعي قرار دارد. او از تماس با وكلايش محروم شده و در حبس انفرادي بسر مي برد. تا به حال تقاضاي 5 هيئت معتبر بين المللي براي ملاقات با وي را رد كرده اند و رژيم رجز مي خواند كه اخبار و اطلاعات به شكل كاملا محدود و كنترل شده به صدر گونزالو مي رسد. رژيم فوجيموري به خاطر كشتارگري و دروغ و تقلب و آزار جسمي و روحي زندانيان جنگي رسواي خاص و عام است. تحت چنين شرايطي، نمي توان بر تماسهاي غيرمستقيم و غير قابل تاييدي كه به صدر گونزالو نسبت داده مي شود صحه گذاشت و معرف افكار وي دانست. مبارزه براي پايان بخشيدن به حبس انفرادي وي بايد ادامه يابد.”

روشن است كه خط مذاكره، خلاف خط پايه اي حزب كمونيست پرو است كه جنگ خلق را هدايت كرده و تحت رهبري صدر گونزالو ساخته و پرداخته شده است. ادامه تلاش براي مشخص كردن ديدگاه هاي كنوني صدر گونزالو، حائز اهميت است. در عين حال، مسئله كليدي خط است و نه مولف آن.”

 

ج.ب.ف: نظرتان در مورد بحثي كه حرف از بروز “مبارزه دو خط” از درون حزب كمونيست پرو را نادرست مي داند، چيست؟

كميته: در اين مورد هم موضع پايه اي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي روشن است. اين موضع در مقاله مهمي كه تحت عنوان “درباره مفهوم مائوئيستي مبارزه دو خط” در مجله جهاني براي فتح منتشر شد، بازتاب يافته است. ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم به ما مي آموزد كه مبارزه دو خط، يك وجه اجتناب ناپذير تمامي تشكلات كمونيستي است و اين مبارزه به نبردهاي شديد بر سر خط و خصلت حزب پا خواهد داد.

اين بحث ما به معناي تبليغ ليبراليسم نيست. به معناي اين نيست كه به خط يا مقرهاي فرماندهي رويزيونيستي، “اجازه” باقي ماندن در حزب مي دهيم. تشخيص رويزيونيسم و نبرد عليه آن، به هيچوجه به معناي مشروعيت بخشيدن به رويزيونيسم نيست.

 

ج.ب.ف: برخي اظهار كرده اند كه كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي و كميته مركزي حزب كمونيست پرو بر سر اين نكات با هم سر شاخ شده اند.

كميته: كل جنبش ما با رفقاي كميته مركزي حزب كمونيست پرو در نبرد عليه خط اپورتونيستي راست، ادامه جنگ خلق در پرو، مبارزه براي دفاع از جان صدر گونزالو كه مبارزه براي خاتمه بخشيدن به حبس انفرادي و حضور مستقيم وي در برابر رسانه هاي داخلي و خارجي را نيز در بر مي گيرد، متحد است. همراه با اين، ما براي دفاع از جان رفيق فليسيانو نيز مبارزه مي كنيم. ما در دفاع از خطي كه صدر گونزالو براي انجام انقلاب در پرو ساخته و پرداخته است، متحديم. اين اتحادي قدرتمند است و از هر بوته آزمايشي پيروز بيرون خواهد آمد. در عين حال، شك نيست كه در سطح بين المللي اغلب اختلاف نظراتي بين مائوئيستها وجود دارد. و اين موضوع نيز مستثني نيست. اختلاف نظرات از طريق بحث و مبارزه ميان مائوئيستها حل مي شود و به سطح بالاتر و محكمتري از وحدت مي انجامد. اين حقيقتي است كه طي حيات 16 ساله جنبش انقلابي انترناسيوناليستي به اثبات رسيده است.

دشمنان جنبش ما كوشيده اند كه بر سر اختلاف نظرات واقعي يا مجازي بين حزب كمونيست پرو و كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي يا ساير احزاب و سازمان هاي شركت كننده در آن، گمانه زني كنند. اطلاعيه اي كه به مناسبت هزاره جديد تحت عنوان “براي يك قرن جنگ خلق، پيش به سوي پيروزي سوسياليسم و كمونيسم!” رسما به تصويب احزاب و سازمان هاي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي رسيده نشانگر بي پايه بودن اين گمانه زني هاست.

يك اصل مهم در مورد اين اختلاف نظرات، ضرورت بحث بر سر آنها به صورت دروني است. يعني درون جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، به شكل خصوصي بين احزاب و سازمانهاي شركت كننده در آن، و پرهيز از علني كردن مجادلات دروني. كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، خود در اين زمينه مرتكب برخي اشتباهات جدي شده است. منجمله تشويق انتشار برخي مقالات در مجله “جهاني براي فتح” بر سر مسائلي كه واقعا مناسب يك نشريه علني نبود (2)

كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي مصمم است كه منبعد كاملا از تكرار چنين اشتباهاتي كه به اتحاد جنبش ما لطمه مي زند، اجتناب كند. بعلاوه اطمينان داريم ساير كساني هم كه اشتباهات مشابهي مرتكب شده اند، آنها را تصحيح كرده از اين تجارب خواهند آموخت. در دوره اخير، كل جنبش ما به سطح بالاتري از اتحاد دست يافته، مصمم است از اين دستاورد حفاظت كرده، آن را بيش از پيش ارتقاء دهد.

 

ج.ب.ف: نظر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در مورد جنگ خلق در نپال چيست؟

كميته: يكي از مهمترين تحولات چند ساله اخير در حيات جنبش ما، و بطور كلي در تكامل مبارزه انقلابي در سطح جهاني، ظهور جنگ خلق از سال 1996 در نپال است. شور و شوق عظيم انقلابي كه در نتيجه آغاز شجاعانه جنگ خلق به وسيله حزب كمونيست نپال (مائوئيست) به پاخاسته، منبع الهامبخش بزرگي براي رفقاي تمامي احزاب و سازمانهاي جنبش ما محسوب مي شود.

كل جنبش ما از زمان تاسيس، از ارتباط زنده با رفقاي نپال بهره مند بوده است. به همين ترتيب، زماني كه اين رفقا مي بايست براي طرد خط راست روانه م.ب. سينگ رهبر حزب كمونيست نپال (مشعل) نبرد مي كردند، كل جنبش ما نيز با وظيفه مبارزه با سينگ مواجه شد. حزب سينگ تنها نيرو در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي بود كه در سال 1993 با تصويب ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم به شدت مخالفت كرد.

حزب كمونيست نپال (مائوئيست) در جنبش ما نقش فعالي بازي كرده و عليرغم فشار و مسئوليت عظيمي كه امر رهبري جنگ خلق بر دوشش نهاده، بر نقش خويش در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي افزوده است. در حالي كه سينگ همواره در پي نفي تجربه جنگ خلق در پرو بود، رفقاي حزب كمونيست نپال (مائوئيست) اين تجربه را از نزديك دنبال و مطالعه كردند تا درسهايش را جذب كنند. حزب كمونيست نپال (مائوئيست) فعالانه به انتقاد از خط اپورتونيستي راستي كه از درون حزب كمونيست پرو سر بلند كرد پرداخت و توانست درسهايش را در مبارزه براي آغاز جنگ خلق بكار بندد. تجربه رفقاي نپال تبارز مهمي از اين اصل است كه شركت در جنبش بين المللي كمونيستي نه تنها مانع بكار بستن خط ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي در كشور خود نيست، بلكه به انجام اين كار بسيار كمك مي كند. اخراج حزب كمونيست نپال (مشعل) از جنبش ما در سال 1998 كه نتيجه يك مبارزه طولاني با اين حزب بود و به علت مخالفتش با ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در تئوري و پراتيك انجام گرفت، يك پيروزي مهم به حساب مي آمد. اين امر تاكيدي است مجدد بر ارتباط متقابل مبارزه در هر كشور با مسائلي كه در برابر جنبش ما به مثابه يك كل قرار دارد.

در جريان اين مبارزه، كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي چيزهاي بسياري آموخته، درك خود از قانونمندي هاي جنگ خلق را عمق بخشيده است. رابطه متقابل جنبش و رفقاي نپال گواه آن است كه كل جنبش ما مي تواند به وسيله تلاشهاي كميته و طرق ديگر، بخشي از اين فرايند شورانگيز باشد و تجربه و درسهاي اين رفقا را جذب كنند. در جريان اين كار، و نيز با ادامه تلاش براي جذب تجربه و درسهائي كه توسط رفقا طي بكار بست ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در پيشبرد جنگ خلق در پرو انباشت كرده اند، و مطالعه تجارب مثبت و منفي سايرين در انجام جنگ انقلابي، شناخت كلي ما از قانونمندي هاي جنگ خلق در حال افزايش است.

 

ج.ب.ف: جنبش انقلابي انترناسيوناليستي از انترناسيوناليسم پرولتري چه دركي دارد؟

كميته: ما بر تعريف مشهور لنين از انترناسيوناليسم پرولتري تاكيد كرده ايم: “يك نوع، و فقط يك نوع انترناسيوناليسم واقعي وجود دارد. فعاليت صميمانه براي تكامل جنبش انقلابي و مبارزه انقلابي در كشور خود، و پشتيباني (از راه تبليغات و كمك معنوي و مادي) از اين مبارزه و فقط و فقط از اين خط بلااستثناء در هر كشور.” (3)

رهنمود لنين، مفهومي عميق دارد. معنايش اينست كه هرگز نبايد انترناسيوناليسم پرولتري را به نوعي “همبستگي” بي خطر كه وظيفه انجام انقلاب در “كشور خود” را به حال خود رها مي كند تقليل دهيم. بعلاوه توجه شما را به بخش دوم تعريف لنين جلب مي كنيم كه از ضرورت پشتيباني از يك جهت گيري انقلابي پرولتري در تمامي كشورها ـ بدون استثناء ـ مي گويد.

وظيفه اساسي حزب در هر كشور، تدوين خط انقلاب آن كشور است كه اين شامل حل مسائل مبارزه دو خط درون حزب نيز هست. اما مبارزه ميان ماركسيسم و رويزيونيسم هرگز يك امر “ملي” نيست. كمونيستهاي مسئول نمي توانند در شرايطي كه رفقا در ساير كشورها درگير مباحثه بر سر مسائل حياتي انقلابند، بي خيال كنار بنشينند.

 

ج.ب.ف: خوانندگان مجله ما اغلب مي پرسند كه چگونه مي توانند به تكامل جنبش انقلابي انترناسيوناليستي كمك كنند و در اين كار نقش بگيرند.

كميته: مجله “جهاني براي فتح” كه منظما به انگليسي و اسپانيايي و فارسي منتشر مي شود نقش مهمي در اشاعه ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در سراسر دنيا بازي مي كند، اما نياز به گسترش هر چه بيشتر اين كار است. بطور مشخص، انتشار مجله به تعداد بيشتري از زبانها، افزايش تيراژ و توزيع آن در شمار بيشتري از كشورها اهميت دارد. ما اميدواريم كه خوانندگان “جهاني براي فتح” فعالانه در تحقق اين اهداف سهم بگيرند. از شنيدن خبر انتشار قريب الوقوع مجله به زبان هندي و انتشار منظمتر ترجمه تركي آن در آينده نزديك  خوشحال شديم.

اميدواريم كه خوانندگان “جهاني براي فتح” با احزاب و سازمانهاي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي يا تشكلاتي كه كانديد شركت در اين جنبش هستند در كشور خود تماس بگيرند. و در كشورهائي كه كماكان چنين نيروهائي وجود ندارند، خوانندگان مجله خودشان مستقيما با جنبش تماس برقرار كنند.

 

ج.ب.ف: نظر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در مورد تشكيل يك انترناسيونال نوين كمونيستي چيست؟ آيا اين شامل مائوئيستهاي خارج از اين جنبش هم ميشود؟

كميته: ما از همان زمان تاسيس جنبش بر ضرورت يك انترناسيونال كمونيستي نوين تاكيد كرده ايم. واضح است كه مبارزه براي تشكيل چنين انترناسيونالي ضرورتا شامل نيروهاي مائوئيست خارج از جنبش انقلابي انترناسيوناليستي هم خواهد بود. انترناسيونال كمونيستي نوين بايد جمع بزرگي از احزاب راستين مائوئيست را در بر گيرد، و شناخت و تجربه اي كه در سراسر دنيا در راه انجام انقلاب به دست آمده، بايد بخشي از سنتزي باشد كه در خط و برنامه اين انترناسيونال بازتاب خواهد يافت.

ما مكررا بر ضرورت يك انترناسيونال نوين كمونيستي تاكيد كرده ايم. جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در عين حال كه گام مهمي در راستاي اين انترناسيونال است ليكن نمي تواند اين نقش را ايفاء كند. اين هم در مورد وجوه كمي مسئله صدق مي كند و هم وجوه كيفي آن. كماكان كشورهاي بسياري وجود دارد كه ما در آنجا حضور نداريم و در برخي نقاط، مبارزات بسيار مهم پرولتاريا و ستمديدگان نيز جريان دارد كه بوسيله تشكلات كمونيستي راستين خارج از جنبش انقلابي انترناسيوناليستي رهبري مي شود. اين هم واقعيتي است كه سطح وحدت و شناخت جمعي ما، عليرغم پيشرفتها و دستاوردهاي عظيمي كه طي ساليان گذشته در اين زمينه حاصل شده، هنوز با يك انترناسيونال نوين كمونيستي خوانائي ندارد. خلاصه اينكه، يك انترناسيونال نوين كمونيستي معرف يك پيشرفت، يك جهش، فراي سطح اتحاد و شناختي كه تاكنون بدست آورده ايم خواهد بود.

 

ج.ب.ف: مانع عمده در راه اتحاد نيروهاي مائوئيست در سطح بين المللي چيست؟

كميته: بزرگترين مانع كماكان درك ناموزون و قسما متضاد از ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در بين نيروهائي است كه مدعي در دست داشتن پرچم مائوئيسم هستند. اين امر بسيار مرتبط است با مسئله تثبيت يك خط عمومي و برنامه براي انترناسيونال نوين كمونيستي. برخي سئوالات كليدي كه در مورد آنها دركهاي ناموزون و حتي متضادي ميان جنبش انقلابي انترناسيوناليستي و ساير نيروهاي مائوئيست وجود دارد بدين قرار است: جهانشمول بودن راه جنگ خلق؛ درك كامل آموزه هاي مائوتسه دون در مورد ادامه انقلاب تحت ديكتاتوري پرولتاريا؛ و درسهاي مبارزه عليه رويزيونيسم مدرن. اين امر خود را به وضوح در تفاسير متفاوت از تاريخ جنبش بين المللي كمونيستي، بويژه كودتا در چين، و پاسخ به اين سئوال بروز مي دهد كه آيا همانگونه گه چنبش انقلابي انترناسيوناليستي پيگيرانه مطرح كرده، جنبش بين المللي كمونيستي طي انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي به رفيعترين قله خود رسيد، يا اينكه از همان دوران كودتاي خروشچف در اتحاد شوروي كمابيش به سراشيب افتاده بود؟ ديدگاهي كه جنبش بين المللي كمونيستي را از زمان خروشچف در سراشيب مي بيند، از تشخيص تكامل ماركسيسم ـ لنينيسم بوسيله مائوتسه دون به يك مرحله نوين و عاليتر باز مي ماند و به مبارزه عظيمي كه عليه رويزيونيسم مدرن شوروي انجام گرفت نيز كم بهاء مي دهد.

بعلاوه، برخي كمونيستهاي خارج از جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، اصولا نياز به يك “مركز” در جنبش بين المللي كمونيستي را قبول ندارند. يعني هنوز قانع نشده اند كه به يك انترناسيونال نوين كمونيستي نياز است.

 

ج.ب.ف: درباره ساير ابتكاراتي كه در جنبش بين المللي كمونيستي انجام گرفته، چه مي گوييد؟

كميته: جنبش انقلابي انترناسيوناليستي به دقت تحولات دروني تمامي نيروهائي كه مدعي پرچم مائوئيسم هستند را دنبال مي كند. در حال حاضر ما در مباحثات و بحثهائي كه درون صفوف گسترده تر جنبش بين المللي كمونيستي جريان دارد شركت داريم، و در آينده نيز بيش از اين شركت خواهيم كرد. نامه اي كه خطاب به كنفرانس بين المللي احزاب و سازمانهاي ماركسيست ـ لنينيست نوشتيم، نمونه اي از اين امر است. (اين نامه در همين شماره مجله باز تكثير شده است ــ جهاني براي فتح)

در دوره اي كه پيشاروي ماست، بايد سرسختانه مبارزه كنيم. اين مبارزه نه بر مبناي منافع تنگ نظرانه تشكيلاتي، بلكه بايد به خاطر تقويت و جا انداختن يك خط صحيح انجام شود تا اين به خط پايه اي اتحاد نيروهاي راستين ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست در سراسر جهان تبديل شود.

 

ج.ب.ف: جمعبندي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي از پروسه ايجاد احزاب نوين ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست چيست؟

كميته: خوشحاليم از اينكه مي توانيم خبر ايجاد حزب كمونيست مائوئيستي در ايتاليا كه يكي از اعضاي شركت كننده در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي است را به اطلاع برسانيم. طرح برنامه حزب پيشاهنگ كمونيستي در ايران كه اخيرا بوسيله اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) انتشار يافته، معرف يكي از آخرين گام ها در پروسه تاسيس حزب در آن كشور است.

نحوه تاسيس يك حزب راستين پيشاهنگ بر حسب كشورهاي گوناگون و شرايط مشخص هر دوره از پروسه انقلاب در آن كشورها، متفاوت خواهد بود. با وجود اين، مي توان برخي جوانب كليدي و جهانشمول تاسيس حزب را معلوم كرد.

حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست بايد بر يك خط و برنامه صحيح مبتني باشد. معنايش اينست كه اصول عام ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بايد براي تحليل از خصوصيات ويژه هر جامعه معين، و ترسيم جهت گيري پايه اي انجام انقلاب بكار بسته شود. به قول “بيانيه” جنبش انقلابي انترناسيوناليستي براي تحقق اين امر، ساختمان حزب بايد با پاسخگوئي به “سئوالات عاجل سياسي كه بايد براي پيشرفت جنبش انقلابي حل شود” مرتبط باشد. اين امر، تلاش پيگيرانه براي اعمال مشي توده اي براي رهبري و به پيش راندن توده ها و همزمان آموختن از آنان را الزام آور مي سازد. بعلاوه پيش شرط تاسيس حزب، تلاش براي تكوين اسكلت حداقل يك ساختار تشكيلاتي است كه بتواند پراتيك انقلابي را بر اساس خط صحيح حزب جلو ببرد.

مضاف بر اين، يك خط سياسي و ايدئولوژيك صحيح فقط مي تواند در جريان نبرد عليه خطوط رويزيونيستي در سطح ملي و بين المللي تكوين يابد. در عين حال كه بايد هم عليه انحرافات راست و هم “چپ”، هم عليه رويزيونيسم و هم دگماتيسم مبارزه كنيم، اما خطر عمده رويزيونيسم است. حزب بايد در جريان مبارزه طبقاتي منجمله در جريان مبارزه دو خط، ساخته شود.

در گذشته دركهاي نادرستي در مورد اين پروسه وجود داشته است. برخي اوقات اهداف كمي من در آوردي مد نظر قرار گرفته كه عدم تحقق آنها به بحثهائي انجاميده كه تاسيس حزب را بي دليل به تعويق انداخته است. در عين حال كه تاسيس حزب مستلزم “كيفيت” اساسي معيني است، تبارز كمي اين كيفيت (مثلا تعداد كادر و ميزان نفوذ در بين توده ها) به حد قابل توجهي متفاوت خواهد بود.

يك وظيفه مهم جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، كمك به ساختن و تقويت احزاب مائوئيست در سراسر دنياست. وجود جنبش انقلابي انترناسيوناليستي به معناي آنست كه اين پروسه مي تواند سريعتر و با موفقيت بيشتر تكوين يابد.

 

ج.ب.ف: درك جنبش انقلابي انترناسيوناليستي از جنگ خلق چگونه طي سالهاي اخير تكامل يافته است؟

كميته: نقطه عزيمت ما اين آموزه مائوتسه دون است كه:

كسب قدرت سياسي از طريق نيروي مسلح، حل مسئله از طريق جنگ، وظيفه مركزي و عاليترين شكل انقلاب است. اين اصل ماركسيستي ـ لنينيستي انقلاب، جهانشمول است و در مورد چين و ساير كشورها صدق مي كند.” (4)

زماني كه پرولتاريا و خلق، قدرت سياسي ندارند بايد آن را از طريق جنگ خلق كه بر حسب شرايط مختلف در كشورهاي گوناگون به پيش مي رود، كسب كرد. بنابراين كاملا طبيعي است كه فعاليت كل جنبش و كميته آن، ضرورتا متوجه مسائل گزنده مربوط به تدارك و آغاز جنگ خلق و حركت بسوي پيروزي باشد.

زماني كه در سال 1993 جنبش ما ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را تصويب كرد، يك بحث مهم در مورد مشكلات گوناگون ايدئولوژيك، سياسي و تشكيلاتي كه آغاز و ادامه جنگ واقعا انقلابي توده ها را حتي براي احزاب و سازمانهاي جنبش ما دشوار مي سازد، به راه افتاد.

از آن زمان، احزاب و سازمانهاي جنبش ما پيشرفتها و راهگشائي هاي مهمي در مسير تدارك و پيشبرد وظيفه مركزي كسب قدرت سياسي از طريق جنگ انقلابي انجام داده اند كه برجسته تر از همه، آغاز جنگ خلق در نپال است. تجربه و شناخت مهمي انباشت شده و درك ما در مورد برخي سئوالات مربوطه تقويت شده است.

بعلاوه ما در دوره گذشته، فرصت بررسي بيشتر تجارب مثبت و منفي ديگراني را داشتيم كه دست به مبارزه مسلحانه انقلابي زده اند، منجمله كساني كه مي كوشند با يك افق مائوئيستي اين مبارزه را به پيش برند.

 

ج.ب.ف: نظر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي درباره مبارزات مسلحانه اي كه با جنگ خلق تفاوت دارد و بوسيله نيروهائي كه ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست نيستند انجام مي شود، چيست؟

كميته: تئوري جنگ خلق كه توسط مائوتسه دون تدوين شده، به لحاظ كيفي با تئوري مبارزات مسلحانه اي كه توسط خلقهاي ستمديده به پيش مي رود اما از رهبري پرولتاريا و يك حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي محروم است، تفاوت دارد. تنها با ظهور پرولتاريا و تنها تحت رهبري حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي است كه مي توان جامعه اي ايجاد كرد (البته با گذر از مراحل مختلف) كه در آن، فلاكت و حتي استثمار توده ها سرانجام ريشه كن شده، به سوي هدف نابودي تقسيم جامعه به طبقات حركت شود.

در دنياي امروز، شماري نيروهاي غير مائوئيست هستند كه جنگهاي چريكي انقلابي ــ گاه بسيار قدرتمند ــ را پيش مي برند. تفاوت اساسي مبارزه مسلحانه ين نيروها و مبارزه اي كه تحت رهبري يك حزب واقعي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي قرار دارد، در نوع جامعه اي است كه هر يك در پي ايجادش است و طبقه (يا ائتلاف طبقاتي) كه قدرت سياسي را به كف خواهد گرفت.

هدف نيروهاي غير پرولتر از نابودي استثمار طبقاتي باز مي ماند. نتيجه ناگزيرش اين است كه اين قبيل نيروها در پي ادغام در صفوف طبقات استثمارگر باشند يا حداقل بكوشند در ساختارهاي حاكم كه اساسا جزئي از همين نظام است جائي براي خود دست و پا كنند. هدف جنگ خلق تحت رهبري حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست، به كف آوردن قدرت بوسيله پرولتاريا و توده هاست. اين قدرت است كه مي تواند براي تغيير و تحول جامعه در راستاي منافع مردم در جامعه و جهان مورد استفاده قرار گيرد.

اما صرفا اعلام اين هدف، كفايت نمي كند. در واقع، رويزيونيستها و فرصت طلبان گاه ممكنست با استفاده از شعارهاي ما در صدد گيج كردن مردم برآيند. تفاوت ميان “اهداف جنگي” نيروهاي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست واقعي با ساير طبقات، نه فقط در برنامه ها و بيانيه ها بلكه به خوبي در چگونگي هدايت و پيشبرد جنگ نيز بروز مي يابد. مطلقا ضروري است كه اهداف درازمدت پرولتاريا بيان مناسب خود را در سياستها و شيوه هايي كه نيروهاي ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست براي پيشبرد جنگ از مرحله اي به مرحله ديگر به پيش مي برند، بيابند.

 

ج.ب.ف: جنبش انقلابي انترناسيوناليستي بر اهميت مناطق پايگاهي در پيشبرد جنگ خلق تاكيد داشته است.

كميته: بله. مائو در نوشته هاي خود تاكيد كرده و تجربه جنبش ما هم نشان مي دهد كه ايجاد مناطق پايگاهي در پيشبرد جنگ درازمدت خلق، نقشي اساسي بازي مي كند. در پيش گرفتن راه ايجاد مناطق پايگاهي، كليد جذب و مشاركت هر چه بيشتر توده ها در پروسه جنگ است كه اين شامل رشد توان نظامي ارتش انقلابي نيز مي شود. راه مائوئيستي كه به خلق ـ به ويژه دهقانان فقير ـ اتكاء مي كند، نقطه مقابل ساير استراتژي هاست كه به جاي اتكاء به توده ها در پي كمك گرفتن و يا “دخيل بستن” به الطاف اين يا آن دولت مرتجعند. (براي مثال در كردستان، هر دو رژيم ايران و عراق، برخي گروه هاي چريكي كرد را از نظر مالي و تسليحاتي تامين كرده اند.) اتكاء نكردن به توده هاي ستمديده به ناگزير بر خصلت و اهداف جنگ تاثير مي گذارد و اين خطر را پيش مي آورد كه مبارزه توده ها مورد سوء استفاده اين يا آن قدرت ارتجاعي قرار گيرد و يا به آن خيانت شود.

در فقدان سياست تدارك و ايجاد گام به گام مناطق پايگاهي، حزب قادر نيست دست به تغيير و تحولاتي هر چند محدود و قسمي بزند كه انرژي انقلابي خلق را رها سازد و سرنخ و راستاي تحولات عميقتري كه بعد از كسب قدرت سراسري انجام خواهد گرفت را بنمايش گذارد. اگر اين راه پايه اي در پيش گرفته نشود، اين خطر وجود دارد كه نيروهاي مسلح خلق به “دستجات ياغي سرگردان” و جدا از توده هاي دهقان تبديل شوند. معنايش اينست كه نيروهاي مسلح خلق نه فقط به لحاظ نظامي ضعيف خواهند شد بلكه ديگر نخواهند توانست نقش خويش به مثابه شكل عمده تشكل توده ها را بازي كنند.

بدون شك اين واقعيت كه ما با دشمني قوي و به شدت مسلح روبروئيم، امر ايجاد مناطق پايگاهي را دشوار مي كند. در اغلب موارد، نيروهاي ما جنگ چريكي را از سطح نسبتا پاييني آغاز مي كنند كه مي تواند راه بر ايجاد مناطق پايگاهي در آينده بگشايد. در اين زمينه بايد از سخنان صدر گونزالو خطاب به رفقا به هنگام آغاز جنگ خلق در پرو بياموزيم كه گفت: “ما قدرت سياسي را در كوله پشتي خود حمل مي كنيم.” به عبارت ديگر، حتي زماني كه مبارزه انقلابي هنوز در مرحله ابتدائي قرار دارد و سطح فعاليتهاي نظامي پايين است، رزمندگاني كه تحت رهبري كمونيستي قرار دارند از طريق ايدئولوژي خود و تبارز اين ايدئولوژي در سياستهاي مشخص، و از طريق ادغام فزاينده با توده ها، حاكميت آتي كارگران و دهقانان را تجسم مي بخشند. با چنين ديدگاهي است كه مي توان مانع تبديل جنگ چريكي به “مشي چريكي” شد. با چنين ديدگاهي است كه مي توان ايجاد مناطق چريكي را از يك هدف مجرد به راهگشاي ايجاد مناطق پايگاهي و شركت همه جانبه تر توده ها در مبارزه تبديل كرد.

 

ج.ب.ف: برخي رفقاي خارج از جنبش انقلابي انترناسيوناليستي مطرح كرده اند كه واقعيات دنياي امروز، ايجاد مناطق پايگاهي را مگر در موارد به شدت استثنائي، ناممكن كرده است.

كميته: برخي اوقات از دشواري ايجاد “مناطق پايگاهي نسبتا با ثبات” استفاده شده تا مرحله مناطق چريكي بي دليل كش داده شود و ايجاد مناطق پايگاهي به تعويق بيفتد. اين واقعيتي است كه به علت شيوه هاي مدرن نبرد و به ويژه توانائي دشمن در استفاده از هليكوپتر و ساير وسائل انتقال سريع نيرو، راه ورود قواي دشمن به هيچ منطقه اي و در هيچ كشوري، كاملا بسته نيست. (البته ثبات مناطق پايگاهي در چين هم نسبي بود، كما اينكه در مقطعي مائو مجبور به ترك “ينان” شد. اما به نظر مي آيد كه در دنياي امروز، حتي در كشورهاي پهناور، مناطق پايگاهي حتي از چين هم ثبات كمتري خواهد داشت).

با وجود اين، چنين بحثي فقط بخشي از حقيقت را در بر مي گيرد. كماكان حتي در مواردي كه دشمن قادر به تعرض يا تهاجم به مناطق پايگاهي است، توان اشغال و كنترل مداوم مناطق پهناور روستائي در كشورهاي تحت سلطه را ندارد. زماني كه دشمن با گسترش جنگ خلق مواجه شود، امكانش هست مجبور شود كه در نقاط قوي خود “سنگر بگيرد” و قدرت خلق مي تواند شكل مشخص مناطقي را به خود بگيرد كه به تدريج گسترش مي يابد و در آنجا قوانين، عملكردها و فرهنگ نوين و حتي برخي مناسبات توليدي نوين مي تواند برقرار شود. بطور مشخص، سياست “زمين به كشتگر” مي تواند از سطح يك شعار فراتر رفته و به يك واقعيت زنده و فراخواني رسا براي كل جامعه تبديل شود.

 

ج.ب.ف: بنابراين درك جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، ايجاد نوعي “قدرت دوگانه” در مناطق روستائي است؟

كميته: خير. از اصطلاح “قدرت دوگانه” مي توان چنين برداشت كرد كه قدرت توده ها و دولت ارتجاعي در يك منطقه كشور “در هم تداخل” و با يكديگر “همزيستي” مي كنند.

البته لنين اصطلاح “قدرت دوگانه” را بكار برد، اما به طريقي متفاوت و براي توصيف اوضاع ذاتا بي ثبات و موقتي كه در آن نه دولت ارتجاعي مي تواند بطور سراسري اعمال قدرت كند و نه نيروهاي خلق. به عقيده ما، اين تصوير نمي تواند پروسه تكامل ديالكتيكي جنگ خلق را به خوبي بيان كند.

در مقابل، رفقاي حزب كمونيست پرو اغلب به درستي جنگ خلق را پروسه “احياء و ضد احياء” مي خوانند. به عبارت ديگر، اين امكان وجود دارد كه نيروي نظامي دشمن بتواند مناطق تحت كنترل خلق را پس بگيرد، و سپس قواي خلق بايد براي باز پس گرفتن آنها بجنگند. (اين پروسه ضرورتا مستقيم الخط جلو نخواهد رفت. يعني نبردهاي محاصره و ضد محاصره هميشه شامل “مانور در شرق، هجوم از غرب” و واگذاري موقتي يك منطقه و همزمان تمركز بر مناطق ديگر خواهد بود.)

واقعيت اينست كه دشمن را به يك ضربت نمي توان شكست داد ليكن مي توان و بايد ايجاد قدرت سياسي خلق را بر شالوده توان مسلح انقلابي آغاز كرد. الگوي “قدرت دوگانه” از يكسو و درك ما از سوي ديگر، تلاش هائي است براي ترسيم راهي كه پاسخگوي اين واقعيت باشد. اما ميان اين دو، تفاوتي اساسي وجود دارد.

در الگوي “قدرت دوگانه”، پرولتاريا و خلق در پي اعمال قدرت كامل نيستند. آنها به دست خود، دامنه اعمال قدرت سياسي را محدود مي كنند و با دولت ارتجاعي حتي در مناطقي كه قدرت خلق مي چربد بطور قسمي مصاف مي كنند. اما نظريه “احياء و ضد احياء” در عين حال كه هدف مبارزه را سركوب دشمن و اعمال ديكتاتوري قرار مي دهد، اين واقعيت را هم تشخيص مي دهد كه طرف مقابل به ناگزير دست به تهاجم خواهد زد تا حاكميت خويش را مجددا از طريق قهر برقرار كند. و اين مسلما پروسه درازمدت و مملو از پيشروي و عقب نشيني طرفين خواهد بود. جنگ خلق به معناي كسب ذره ذره قدرت است.

 

ج.ب.ف: نظر شما درباره هدف پيروزي سراسري جنگ خلق چيست؟

كميته: ميان هدايت مداوم جنبش به سوي هدف نهائي مبارزه اي كه ما نماينده اش هستيم (هم به مفهوم نبرد براي پيروزي سراسري و هم پيشروي در مسير سوسياليسم و كمونيسم)، و تشخيص اينكه اقدامات مشخص ما در هر مقطع به ناگزير توسط فشارهاي عيني محدود مي شود، ديالكتيكي وجود دارد كه ما بايد بر آن مسلط شويم. ما نبايد اهداف و سياستهاي خود را بطور ذهني و صرفا بر اساس آرزوهايمان تعيين كنيم. بلكه هميشه بايد خلاف محدوديت هائي كه اوضاع عيني پديد مي آورد حركت كنيم و در پي تغيير اين اوضاع بر حسب درك ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي خود از آينده مبارزه باشيم. بايد از صفوف خويش حفاظت كنيم، اما هرگز نمي توانيم حفظ خود را غائي ترين هدف در نظر بگيريم. جريان جنگ و شرايط پيروزي آن را به هيچوجه نمي توان پيش بيني كرد و اين وابسته به تحولات منطقه اي و بين المللي نيز هست. ولي مائوتسه دون خاطر نشان كرد كه كمونيستها بايد تحولات مساعد در سطح جهاني را “تسريع كنند و انتظار بكشند.” قويترين شكل “تسريع” اين تحولات از جانب ما، پيشبرد جنگ انقلابي است.  

 

 ج.ب.ف: آيا تغييراتي كه دنيا در چند دهه اخير به خود ديده، امكانات انجام جنگ خلق در كشورهاي تحت سلطه را تغيير داده است؟

كميته: همانگونه كه جنبش انقلابي انترناسيوناليستي به درستي مطرح كرده، رشد سرمايه داري بوروكراتيك در اين كشورها خصلت نيمه فئودالي اين جوامع يا راه پايه اي كه مائوتسه دون ترسيم كرده را نفي نمي كند. اما اين درك پايه اي را بايد در بررسي واقعيات مشخص بكار بست. بسياري كشورها طي 30 ــ 20 سال اخير تغييرات مهمي كرده اند. براي مثال مي توان به رشد “كلان شهرها” در شماري از كشورهاي جهان سوم، نفوذ هر چه بيشتر امپرياليسم و اشكال جديد سلطه امپرياليستي و امثالهم اشاره كرد. در اين موارد نيز مسئله اينست كه بر اصول پايه اي علم و ايدئولوژي ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي خويش استوار تكيه كنيم، در عين حال از تحقيق و درك پديده هاي نوين باز نمانيم.

 

ج.ب.ف: جمعبندي جنبش انقلابي انترناسيوناليستي از چگونگي تدارك براي آغاز جنگ خلق چيست؟

كميته: در اين زمينه دو نوع برخورد نادرست به چشم مي خورد. انحراف اول، و (به تجربه) بزرگترين خطر اينست كه براي تدارك، يك مرحله كلي انباشت قوا از طريق پيشبرد اشكال گوناگون مبارزات توده اي درست كنيم. اين خط تصور مي كند كه جنگ خلق بطور خودبخودي از طريق رهبري كردن اين نوع مبارزات سر بلند خواهد كرد. اين خط ضرورت تدارك فعال و مشخص براي آغاز يك شكل كيفا متفاوت و بالاتر مبارزه را ناديده مي گيرد. اين خط مي تواند به آنجا بينجامد كه براي خود يك مرحله بطور كلي جداگانه “تدارك” بسازيم ــ مرحله اي كه هيچگاه به آغاز واقعي جنگ خلق منجر نخواهد شد.

از طرف ديگر، انحرافي كه مي كوشد حزب را در انزوا و جدا از مبارزه طبقاتي و پراتيك انقلابي بسازد را هم مشاهده كرده ايم. بايد مراقب باشيم كه دچار گرايش غرق شدن در مبارزات روزمره و محدود، و وسوسه رشد سريع بر شالوده اي نادرست نشويم. در عين حال، بايد مواظب باشيم كه خط ساختن قواي خود در “گلخانه” از ترس ابتلا به بيماري را پيشه نكنيم. در مورد اول، حزب هدف كار تداركاتي را گم خواهد كرد و در مورد دوم، قواي حزب آب رفته يا روحيه باخته شده و حزب نيز به درد نخور خواهد شد. هيچيك از اين طرق نمي تواند به ايجاد يك حزب مائوئيستي با رهبري و كادرهاي انقلابي امتحان پس داده كه بتوانند جنگ خلق را هر چه زودتر آغاز كنند، بينجامد.

 

ج.ب.ف: ميل داريد نكاتي را به عنوان نتيجه گيري بحث بيان كنيد؟

كميته: جنبش ما طي 16 سالي كه از اعلام موجوديتش مي گذرد، دستاوردهاي مهمي داشته است. اما با توجه به عظمت وظايفي كه بر دوش ما قرار دارد، به هيچوجه نمي توانيم به موفقيتهاي محدود راضي شويم.

احزاب و سازمانهاي شركت كننده در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي مصممند كه توان جنبش ما را براي پاسخگوئي به وظايف عاجل بيشمار و اوضاع كنوني وجود دارد، افزايش دهند. عليرغم موانعي كه در راه رهبري كردن انقلاب در كشورهاي مختلف وجود دارد، اوضاع كلي دنيا اميدبخش است. دشواريهاي زودگذري كه به علت تقبل اين وظايف انترناسيوناليستي پديد مي آيد را مي توان با اتكاء به شور و شوق عظيمي كه توده ها نسبت به انقلاب نشان مي دهند، با اتكا به خوشبيني انقلابي كه نسبت به پيروزي حتمي امر ما دارند، و اطمينان آنان به اينكه مبارزاتشان در هر كشور از پشتيباني توده هاي انقلابي سراسر جهان برخوردار است، پشت سر گذاشت.

اميد بسيار داريم كه علاوه بر احزاب و سازمانهاي شركت كننده و كانديدهاي شركت در جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، ساير احزاب و سازمانها و محافل و حتي عناصر در كشورهاي مختلف، در تكامل اين جنبش و گام زدن بسوي يك انترناسيونال نوين كمونيستي سهم بگيرند.

جنبش انقلابي انترناسيوناليستي با درك هر چه عميقتر ايدئولوژي پرولتري علمي ما، و پيشروي در راستائي كه “بيانيه” اين جنبش و سند “زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!” ترسيم كرده، خدمات جديدتر و بزرگتري به امر تسريع انقلاب جهاني پرولتري و پيروزي نهائي آن خواهد كرد. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضيحات

1) "شورش بر حق است!” از اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) ــ جهاني براي فتح شماره 12 سال 1995

2) اين به ويژه مربوط است به مقاله “نگاهي صريح به خطرات و فرصتهاي مبارزه دو خط در پرو” ـ جهاني براي فتح شماره 22، سال 1996

3) و. اي. لنين، “وظايف پرولتاريا در انقلاب ما”، مجموعه آثار، جلد 22

4)  مائوتسه دون، “مسائل جنگ و استراتژي”، منتخب آثار، جلد 2  

 

www.sarbedaran.org