تصميمات كميته
مركزي حزب كمونيست چين
درباره كار در ميان زنان در روستاهاي مناطق آزاد شده (1948)
برگرفته از مجله جهاني براي فتح شماره 24،
1998 - www.sarbedaran.org\rim
سند زير به مبارزات انقلابي عليه ستم بر زن و
نقش زن در چين مربوط مي شود كه در سال 1973 انتشار يافت
مردم چين
امپرياليسم ژاپن را پس از هشت سال مبارزه شكست دادند. اكنون دو سال و نيم است كه
آنها جنگ رهائيبخش خلق را به پيش مي برند و به پيروزيهاي بزرگ و بي نظيري دست
يافته اند. رژيم ارتجاعي گوميندان را مي توان تا تقريباً يك سال ديگر سرنگون كرد.
اين پيروزيها با اتكاء بر رهبري صحيح حزب، مهارت هاي رزمي ارتش رهائيبخش خلق، و
مبارزات سخت توده هاي مردم حاصل شده اند. زنان كه نيمي از جمعيت را تشكيل مي دهند،
در اين ميان نقش بزرگي ايفاء كرده اند و به نيروي الهام بخشي در شكست دشمن و ايجاد
چين نوين تبديل شده اند. كار در ميان زنان بويژه از فوريه 1943 به اين
طرف با موفقيت همراه بوده است. در آن تاريخ، كميته مركزي حزب بيانيه "تصميمات
كميته مركزي حزب كمونيست چين درباره سمتگيري كار در ميان زنان در كليه مناطق
پايگاهي ضد ژاپني" را منتشر ساخت. اين تصميمات سمت صحيح پيشبرد كار در ميان
زنان در مناطق آزاد شده را معلوم كرد. در هر جا كه اين تصميمات بعمل درآمد،
تغييرات قابل توجهي در كار در ميان زنان بوجود آمد. زنان روستايي در مناطق آزاد
شده بيش از پيش در صنايع دستي، فعاليتهاي اقتصادي مكمل، و كشاورزي، و در پشت جبهه
در جهت برطرف كردن نيازهاي جبهه با تمام قوا بسيج و سازماندهي شدند. و در زمينه
اصلاحات ارضي، در تمام مناطق آزاد شده، زنان بيش از پيش بسيج شدند تا در امر تقسيم
اراضي و از بين بردن فئوداليسم فعالانه شركت كنند. در آن نواحي كه اصلاحات ارضي
اكنون بطور كامل اجرا شده است، تحولات اساسي در مناسبات طبقاتي در روستاها محسوس
بوده، زمين ميان زن و مرد، و پير و جوان، تقسيم شده است؛ زنان از طرف ناحيه يا
روستاي خود، نماينده شده اند؛ به مقام رهبري روستا يا معاون رهبري روستا برگزيده
شده و يا در سطوح بالاتر از روستا به مقام كادر ارتقاء يافته اند. زنان از خود،
هشياري و شور و شوق فزاينده اي نشان مي دهند. در نتيجه، تحولي اساسي در موقعيت
سياسي و اقتصادي و خانواگي زنان، و در جامعه ايجاد شده كه راه رهايي كامل آنها را
گشوده است.
كل حزب، همه
كادرهاي درگير در كار در ميان زنان، و ساير فعالين زن بايد بدانند كه در حكومت
دمكراتيك نوين، كل قوانين اسارتبار، تحقير كننده و انقياد آور جامعه كهن عليه
زنان، رخت بر مي بندد. قوانين نويني كه برابري دو جنس را در عرصه هاي سياست،
اقتصاد و جامعه تضمين مي كند در نخستين دوره حكومت دمكراتيك نوين وضع شده و يا در
حال وضع شدن است. اما مسئله اصلي، اجراي اين قوانين است. سنت ارتجاعي ارزش دادن به
مرد و حقير شمردن زن به جامعه كهن تعلق دارد. عليرغم اينكه در حال حاضر، حقوق زنان
در قانون رعايت شده، اما انواع سنتهاي اسارتبار فئودالي، بويژه وابستگي اقتصادي زن
به مرد و ايجاد مانع در راه ورود زنان به عرصه هاي مختلف كاري و حتي حقير شمردن
اين اشتغال، راه را بر دستيابي سريع زنان به
حقوق خويش بسته است. بنابراين براي دستيابي زنان به حقوقشان بايد كار كنيم.
از آنجا كه
اصلاحات ارضي به انجام رسيده است، كليه مسائل مربوط به زنان بايد در انطباق با
سياستهاي صحيح حكومتهاي محلي و رهنمودهاي مربوط به مسائلي كه از دوران اصلاحات
ارضي باقي مانده، حل شوند؛ تا شور و شوق آنها به شركت در فعاليتهاي توليدي را
تضمين كرده و ارتقاء دهد. احكام دولتي جهت تضمين سهم زمين براي زنان بايد اجراء
شوند. هنگامي كه زمين به خانوار تعلق مي گيرد بايد تذكر داده شود كه زن و مرد
خانواده از حقوق مساوي نسبت به آن زمين برخوردارند. تمام افراد خانواده از حقوق
دمكراتيك نسبت به مايملك مشترك برخوردارند. در صورت نياز، بايد سند زمين براي زنان
بطور جداگانه صادر شود. در عين حال بايد براي دوره نه چندان كوتاهي، به كار تبليغي
و آموزشي در بين دهقانان پرداخت تا زن و مرد كاملا اهميت محافظت از حق زمين براي
زنان را بفهمند.
ما بايد بطور
هدفمند و گام به گام ريشه هاي تفكر، و فشارها و سنتهايي كه از مشاركت زنان در عرصه
هاي سياسي و فرهنگي و فعاليتهاي اقتصادي (كه مهمترينشان توليد است) جلوگيري مي
كنند را بخشكانيم. نبايد چنين انگاريم كه وقتي زنان در توليد شركت كنند ديگر
بقاياي فئوداليسم در جامعه كه هنوز آنها را محدود مي كند، به يكباره از بين مي رود
و ديگر احتياجي به كار بيشتر نيست. عمل كردن بدين شيوه غلط است؛ در حقيقت منافع
ويژه زنان را ناديده مي گيرد. در روند توليد، در جلسات توده اي و در تشكلات توده
اي، كليه دهقانان بايد مرتباً در زمينه برابري دو جنس، و نقد تفكر، فشارها و
سنتهاي فئودالي، آموزش ايدئولوژيك ببينند. بايد به آنها متذكر شد كه تمامي
زنجيرهاي فئودالي كه بر دست و پاي زنان پيچيده شده، بايد پاره شوند. شمار اندكي عناصر عقب مانده
كماكان بر سنتهاي فئودالي پاي خواهند فشرد و بر زنان ستم خواهند كرد؛ با آنها بايد
مبارزه كرد. اما بايد توجه داشت كه مبارزه با آنها مبارزه ايدئولوژيك ميان دهقانان
است و اساساً از مبارزه طبقاتي با ملاكين فئودال متفاوت است.
در انطباق با
الزامات تكامل اوضاع انقلابي كنوني، گروه بزرگي از كادرهاي حزبي و غير حزبي زنان
بايد آنچنان آموزش جسورانه اي ببينند كه با توانايي كامل بتوانند هر مسئوليتي را
بپذيرند و صفوف ساير كادرها در تشكيلات زنان را در تمامي سطوح تكميل كنند. ساير
كادرهاي زن و مرد كه توانايي هاي برابري دارند نيز بايد بدون هرگونه تبعيضي از اين
چنين آموزش و مهارت برخوردار شوند. بعلاوه به علت موقعيت ويژه كادرهاي زن، بايد
توجه بيشتري به بالا بردن سطح سياسي، تئوريك و فرهنگي و قابليتهاي كاري آنان مبذول
شود. براي كمك به حل مشكلات ويژه اين كادرهاي زن، شيرخوارگاهها و مهدكودكهايي بايد
برپا شوند، و گروههاي كمك متقابل در ميان كادرهاي زن براي نگهداري از كودكان ايجاد
شود. اين كار نه تنها از بار روي دوش اين كادرها خواهد كاست، بلكه نخستين گام در
جهت نگهداري جامعه از كودكان خواهد بود. آموزش كادرهاي زن كارگر جديد در مناطق
روستايي بويژه آنها كه از قبل مسئوليتهايي بعهده داشته اند، بايد بهبود يابد. آنها
بايد صبورانه آموزش ببينند، و پيگيرانه تشويق شوند. در اين زمينه بايد به بالا
بردن شمار اعضاي زن حزب توجه خاص نمود. در مناطق آزاد شده جديد بايد به آموزش
كادرهاي محلي زن نيز توجه خاص نمود. كليه سطوح مدارس و كلاسهاي آموزشي حزبي كه
توسط حكومت برپا شده اند بايد كادرهاي زن را بطور نقشه مند آموزش دهند. سازمانهاي
حزبي و بخشهاي ترويجي در كليه سطوح بايد آموزش و پرورش كادرهاي زن را در برنامه
كار خود بگنجانند. خود كادرهاي زن نيز بايد تحت رهبري و هدايت حزب بطور هدفمند و
با شور و شوق كار كنند؛ محكم به كار خود بچسبند؛ و متحدتر و كاراتر شوند. آنها
بايد تئوري، سياست و معلومات عمومي، و معلومات و تخصصهاي توليدي را بطور جدي فرا
گيرند؛ در انتقاد و انتقاد از خود پيشگام شوند؛ بر ضعفهائي كه بخاطر زن بودن
نصيبشان شده فائق آيند؛ قاطعانه به دنبال پيشبرد و تقويت امر خدمت به خلق باشند.
اينها شرايط پايه اي براي تبديل شدن به يك كادر ارزشمند حزبي است.
حزب بايد بيش از
پيش ايدئولوژي فئودالي را كه براي مرد ارزش قائل مي شود و زن را پست مي شمارد، چه
درون و چه بيرون حزب از بين ببرد؛ بايد ايده غلطي كه كار در ميان زنان را از ساير
فعاليتها جدا مي كند و گرايشي كه مي خواهد كار در ميان زنان را به شيوه اي مجرد و
انتزاعي به پيش برد، تصحيح كند. تشكلات حزبي در كليه سطوح بايد امر آموزش ماركسيسم
ـ لنينيسم ـ انديشه مائوتسه دون را تشديد كنند و آن را به هنگام پيشبرد كار در
ميان زنان بيش از پيش بكار بندند. آنها بايد ديدگاهشان را كاملا توده اي كنند،
دركشان را از سياست حزب در مورد جنبش زنان بالا ببرند، و بر بي قانوني و آنارشي در
كار در ميان زنان غلبه كنند. آنها كه در اين عرصه كار مي كنند بايد مرتباً در پي
تشخيص سره از ناسره برآيند؛ مستقيم به ميان توده ها نفوذ كنند؛ از انجام كارهاي
سخت شانه خالي نكنند؛ و با تمام فكر و احساس خود، به كمك توده زنان بشتابند و جنبش
زنان را رهبري كنند و به پيش برانند.
توضيح: سند فوق از كتاب "كار زنان: زنان و حزب در چين انقلابي"
(نوشته دليا داوين، لندن، انتشارات كاكس اند وايمن، 1974) باز تكثير شده است. همچنين رجوع كنيد به "رهائي زنان در چين" نوشته كلودي
بوروايل.
www.sarbedaran.org