كمونيسم در پرو به پيش مي تازد

جنگ خلق به تعادل استراتژيك مي رسد

 

از جهاني براي فتح 17، 1371، ، www.sarbedaran.org\rim

 

نيويورك تايمز روزنامه آمريكايي كه معمولا موقرانه حرف ميزند فرياد بر مي آورد كه "در پرو چريكها با موفقيت به پيش مي تازند" مقامات آمريكائي اخطار مي كنند كه حكومت پرو بسوي شكست رانده مي شود. آنان با فريادهاي گوشخراش هشدار مي دهند چرا كه تغييري مهم در اوضاع پرو رخ داده است. همانگونه كه حزب كمونيست پرو (PCP، كه مطبوعات آنرا سندرو لومينوزو يا راه درخشان مي نامند) با سربلندي اعلام كرده، جنگ خلق مرحله دفاع استراتژيك را پشت سر گذارده و به مرحله تعادل استراتژيك رسيده است.

كليد ورود به اين مرحله نوين آن است كه ارتش چريكي خلق تحت رهبري حزب به ثباتي نسبي در مناطق پايگاهي روستائي دست يافته است. در اين مناطق دهقانان فقير و متحدانشان تحت رهبري حزب، قدرت سياسي انقلابي خود را برپا كرده اند. اين مناطق پايگاهي مغز استخوان جنگ خلق مي باشند.

مائوتسه دون در ترسيم راه عمومي انقلاب در كشورهاي تحت ستم، يعني جنگ درازمدت خلق، تعادل استراتژيك را كه پس از مرحله دفاع استراتژيك سر مي رسد مرحله دوم از سه مرحله ضروري توصيف كرد. اكنون حزب كمونيست پرو در حال شتاب بخشيدن و در عين حال منتظر شرايطي است كه گذار به مرحله نهايي ، يعني مرحله تعرض استراتژيك براي نابودي كامل رژيم دشمن و استقرار جمهوري خلق پرو را ممكن سازدتعادل استراتژيك بدين مفهوم نيست كه نيروهاي اصلي ارتش چريكي خلق (علاوه بر نيروهاي محلي و ميليشياي آن) به برابري با ارتش بزرگتر و مجهزتر حكومت رسيده اند. بلكه موفقيت ارتش چريكي خلق در گذر از جنگ چريكي به جنگي منظم تر، رسيدن به اين مرحله را ممكن ساخته است. اكنون ارتش چريكي خلق قادراست عمليات موثرتر، هماهنگتر و  بزرگتري را عليه دشمن به پيش برد. از لحاظ سياسي و ايدئولوژيكي آبديده شده، مهارت فزاينده اي در درگيريهاي روز و شب كسب كرده و تا اندازه اي هم مجهز گشته است (تفنگ خودكار، خمپاره اندازهاي كوچك، گاهي مسلسل و نارنجك انداز و بعضا موشك انداز). اعضاء آن چند برابر شده است.

مناطق پايگاهي انقلابي يكي از "رموز" اصلي قوت و استحكام ارتش چريكي خلق است. ارتش چريكي خلق از اين مناطق بمثابه دژ قدرتمندي جهت ضد حمله ها، كشيدن دشمن به اعماق و سپس محاصره و نابودي واحدهاي دشمن استفاده مي كند، حتي اگر دشمن تمام منطقه پايگاهي را محاصره كرده باشد. حمايت سازمانيافته توده ها اين مناطق را به دژهاي مستحكمي بدل كرده است و اين امكان را به ارتش چريكي خلق مي دهد كه تداركات ساده داشته و در نتيجه سبك و متحرك باشد، و از خطوط ارتباطي مطمئن و سيستم اطلاعاتي برخوردار باشد.  مناطق پايگاهي به ارتش چريكي خلق اين امكان را مي دهد كه شرايط مساعد جهت حمله به دشمن را ايجاد كند و يا زماني كه شرايط مساعد نيست بتواند از درگيري اجتناب ورزد. اين عمل در راستاي پياده كردن پند مائو است كه "در استراتژي يك تن بر عليه ده تن و در تاكتيك ده تن بر عليه يك تن" در جهت نابودي ذره ذره دشمن و در عين حال استحكام بخشيدن به قدرت نظامي خود تا اينكه بالاخره دشمن را بطور تمام و كمال نابود كنيم.

اين پايگاهها آسيب ناپذير نيستند. اگر چه دشمن نمي تواند كل طول و عرض روستاي به قيام برخاسته را اشغال كند، با اين وجود به كارزار محاصره و سركوب عليه اين دژهاي انقلابي ادامه مي دهد. حزب كمونيست پرو درك رويزيونيستي چريكهاي هوادار شوروي (نهايتا نه چندان ضد آمريكائي) در السالوادور را در مورد مناطق پايگاهي رد مي كند. آنجا اعتقاد بر اين بود كه قدرت با اتكا به اسلحه و كوههاي غير قابل نفوذ سرچشمه مي گيرد. چيزيكه جنگ خلق پرو را شكست ناپذير مي نمايد اين است كه قدرت نظامي آن شرايط تولد و شكوفا شدن يك جامعه تماما نوين ـ يك رژيم كاملا نوين و شيوه زندگي انقلابي ـ را در مناطق وسيعي از روستا هاي پرو آفريده است. مالكين و مستبدين محلي، كارگزاران سرمايه داران بزرگ و نظام تحت سلطه آمريكا توسط دهقانان و متحدين شان سرنگون شده اند. آنان فرهنگ، اقتصاد و سياست نوين خود را مي آفرينند. عمر اشكال مختلف ظلم و ستم ـ ستم به پرو بمثابه يك ملت ، به دهقانان توسط ملاكين و ديگر شيوه اي استثمار دارد به آخر مي رسد. جامعه دموكراتيك نويني كه آنها مي سازند در را بسوي سوسياليسم باز خواهد كرد و حتي راه را بر انقلابي عميق تر پس از كسب قدرت هموار خواهد نمود.

چيزيكه ارتش چريكي خلق را تقويت مي كند اين است كه ديدگاه كمونيستي از يك جامعه انقلابي در مناطق پايگاهي به واقعيتي كنكرت تبديل مي شود. اين واقعيت در عمق و دامنه وسيع لمس مي شود. در تمام امور زندگي، از كوچك و بزرگ، دليل محكمي است بر اينكه  براي اكثريت غالب مردم پرو آلترناتيو بي نهايت بهتري وجود دارد. دشمن كه در برج و باروهاي خود در بزرگترين شهرهاي كشور و در سواحل كشور خود را متمركز كرده نمي تواند راهي براي برون رفت اكثريت وسيع مردم از فلاكت ارائه دهد و حتي به سختي قادر است ادامه كاري سيستم خود را حفظ كند. حتي اگر دشمن با كمك غير مستقيم و يا تجاوز آشكار آمريكا دست به حمله شديد به مناطق پايگاهي انقلابي بزند، با وجود آنكه اين مسئله از لحاظ تاكتيكي اوضاع را براي ارتش چريكي خلق مشكلتر ميكند، قادر نخواهد بود مانع پيشروي اساسي آن گردد. در واقعيت همانطور كه رفيق گونزالو، صدر حزب كمونيست پرو گفته است (جهاني براي فتح شماره 51) تجاوز مستقيم آمريكا شرايط سياسي مساعدتري را براي حزب كمونيست پرو جهت متحد كردن اكثريت وسيع مردم پرو خواهد آفريد.

طبق تحليل حزب كمونيست پرو، وظيفه عاجل نظامي خلق عبارتست از رشد جنگ متحرك به سطحي بالاتر براي ايجاد شرايط گذر به مرحله نهايي جنگ خلق و تدارك قيامهاي شهري كه سرانجام پيروزمند جنگ را رقم خواهد زد. در زمينه سازماندهي وظيفه عبارت است از: "سازماندهي كسب قدرت در جريان جنگ خلق" از طريق تقويت حزب كه كل اين پروسه را هدايت مي كند، تقويت ارتش چريكي خلقي كه لبه برنده آن مي باشد و تقويت دولت نوين كه در مركز جنگ خلق قرار دارد. در تشكلات توده اي در روستا كه تركيب دولت نوين را تشكيل مي دهند، چه در سازمانهاي گوناگون شهري كه شالوده قيامهاي مسلحانه شهري آينده را پي ريزي ميكنند و در خود ارتش چريكي خلق، حزب فراخوان "جهش بزرگ در سازماندهي مردم براي جنگ خلق" را داده است. وظايفي كه در مقابل دشمن، يعني درحال حاضر حكومت تحت رهبري آلبرتو فوجي موري، بيشرم ترين رئيس جمهور هوادار امپرياليسم در تاريخ اخير پرو، قرار دارد عبارتند از جان بخشيدن به اقتصاد، تجديد سازماندهي دولت و بازپس گرفتن مواضع از دست رفته در ميدان نبرد جهت متوقف كردن جنگ خلق.

اخبار رسيده از پرو را بايد در ارتباط با اين دو رشته وظايف آشتي ناپذير بررسي كرد.

 

گسترش جنگ متحرك

حتي آمار و احكام حكومت نشان ميدهد كه موقعيت نظامي اش بشدت وخيم شده است. حكومت مجبور گرديده در بسياري از مناطق وضعيت اضطراري اعلام كند: در اكثر مناطق كوهستاني (بجز از گوشه هايي ازشمال و جنوب غربي)، در مناطق كوهپايه اي طولاني و حاصلخيز دره هاي شرقي ودر بخشهاي جنگلي جلگه اي شرق، بسياري از دره هاي كوتاه و پرنشيب كه به ساحل اقيانوس آرام ختم ميشود (غير از مناطق كويري ساحلي جنوب و شهرهاي بزرگتر و مزارع بزرگ پنبه و نيشكر دشتهاي ساحلي شمال) و تمامي مناطق اطراف ليما.

آياكوچو و كوههايمركزي ـ جنوبي

استانهاي كوهستاني جنوبي ـ مركزي يعني آياكوچو، هوانكا و ليكا وآپوريماك كه مبارزه مسلحانه ابتدا در سال 0891 در آنجا آغاز شد، كماكان شديدترين منطقه مورد مجادله كشور است. نيروهاي مسلح ارتجاعي در ژوئن 19 حمله اي را در بخش غربي اين منطقه عليه مناطق پايگاهي انقلابي سازمان دادند. ارتش چريكي خلق به ضد حمله دست زد و جهت واردآوردن ضربه به استحكامات پشت جبهه نيروهاي مسلح ارتجاع در شهر سان ميگوئيل از مناطق پايگاهي بيرون آمد و بطرف شرق به نزديكي رودخانه آپوريماك جائيكه آياكوچو به آپوريماك و كوزكو متصل ميشود حركت كرد.

ستون چريكي شهر را به تصرف درآورد و پادگانهاي ارتش و پليس و دفاتر دولتي محلي را محاصره و منهدم كرد. خبرنامه نيروهاي مسلح خبر از چندين دوجين تلفات داد. اين شهر بعنوان ستاد مركزي رونده روها (ronderos، واحدهاي شبه نظامي كه ارتش از آنها جهت رودر رو قرار دادن غيرنظاميان با انقلابيون استفاده مي كند) از اهميت خاصي برخوردار بود. چند روز بعد يك گشت نظامي كه براي سازماندهي مجدد واحدهاي رونده رو جرات بيرون آمدن بخود داد، دركمين افتاده نابود شد و دولت دوباره چندين دوجين تلفات داد.

در ماه اوت ارتش چريكي خلق در شهر لوكاناس، در بخش جنوبي ـ مركزي استان، دست به يك سري حملات عظيم زد كه ظاهراً در ارتباط با ضد حمله سراسري ارتش چريكي خلق بود. ارتش چريكي خلق در 11 اوت به شهر لارامات حمله برد و يك پايگاه ضد چريكي را كه شامل دهها سرباز بود با خاك يكسان كرد. چريكها در ميدان مركزي يك متينگ توده اي برپا كردند. دو بانك كه از كشيدن شيره جان دهقانان فربه شده بودند، به آتش كشيده شده و با خاك يكسان گرديدند و دهقانان مغازه هاي متعلق به ملاكين را خالي كردند. طبق گزارشهاي خبري بسياري از دهقانان محلي به گروه هاي چريكي درحال عقب نشيني پيوستند و با آنها منطقه را ترك گفتند. در همانروز شهر نسبتاً بزرگ پوكيو در 80 كيلو متري جنوب شرقي اين شهر مورد حمله واقع شد. چريك ها علاوه بر ويران ساختن پايگاه هاي ارتش و پليس مقدار زيادي اسلحه نيز به غنيمت گرفتند.

ماه سپتامبر شاهد ادامه درگيريهاي حاد در سراسر آياكوچو بود. در گوشه شمالي ايالت در نزديكي خونين Junin، در منطقه اي در 80 كيلو متري شهر نظامي هوانتا، طي يك سري عمليات كمين گذاري، گشتي هاي ارتش يكي پس از ديگري در مدت چند روز، محو شدند. در هر يك از اين عمليات چريكها افسر مسئول را به هلاكت رساندند. از دهها سرباز آنها، كساني كه كشته يا زخمي نشده بودند "گم شدند" ـ يعني از خدمت فرار كرده يا به چريكها پيوستند. در 42 سپتامبر يك واحد بزرگ متشكل از چهار گشت ارتش به كمين افتاده و نابود شدند ؛ آنها براي تعمير خط نيرو كه برق شهر هوانتا را تامين ميكند، رفته بودند . در 26 سپتامبر، نيروهاي ارتش چريكي خلق در شرق و در نزديكي روستاي تاپونا نزديك مرز كوزكو، بطور موفقيت آميزي يك دسته از رونده روها را كه مشغول انتقال يك محموله اسلحه بودند به كمين انداختند. چند ساعت بعد اين اسلحه ها در حمله به يك گشت ارتشي استفاده شد.

در هفتم اكتبر، سالروز بنيانگذاري حزب كمونيست پرو،  طي يك اعتصاب مسلحانه حمل و نقل و بازرگاني در كل استان فلج شد. ارتش چريكي خلق همچون سيلابي خروشان مسيري صدكيلو متري از شمال شرقي هوانتا تا جنوب شرقي شهرستان هومانگا(جنوب شهر آياكوچو) را كه نظامي ترين منطقه پرو است، درنورديد و در پنج درگيري متوالي با نيروهاي مسلح ارتجاع قرارگاه هاي ارتش، پايگاه هاي رونده رو و دهكده هاي استراتژيك ( نقاطي كه نيروهاي مسلح ارتجاع دهقانان را محبوس كرده اند تا "اقيانوس را خشك كنند و ماهي را بكشند" ) را نابود نمود. بنا به نوشته نشريه ال ديارو، نشريه مخفي ليما كه از جنگ خلق حمايت ميكند، در نبردي جهت نابودي يك پايگاه روندرو واحدهاي ارتش چريكي خلق با آتش موشك حمله هليكوپتري را دفع كردند. 52 سرباز و 26 روندرو كشته شدند. بنا به گزارش ال دياريو اين حمله موجب استقرار چندين كميته خلق علني گشت و اكنون قدرت سياسي انقلابي در آنجا تمام وكمال اعمال مي شود.

نبرد در آياكوچو بروشني نشان ميدهد كه اين جنگ چگونه گسترش مي يابد: جنگ خلق در يك خط مستقيم گسترش نمي يابد يا صرفا دفاع غيرفعال از مناطق پايگاهي نيست؛ بلكه از طريق حمله ها و ضد حمله هاي مكرر و مرتبط به هم پيش مي رود؛ دشمن براي نابود كردن مناطق پايگاهي نيروهاي برتر خود را به ميدان مي آورد و پايگاهي درست مي كند كه دست به "عمليات محاصره و سركوب بزند"؛ در مقابل نيروهاي انقلابي عليرغم اينكه زير حمله قرار دارند بشدت تلاش مي كنند از طريق دست زدن به عمليات ضد حمله در زمان و مكان مساعد ابتكار عمل را بدست گيرند. مائو در آثار نظاميش اين حركت را "الگوي اصلي جنگ داخلي چين" ناميد.

 

جنوب

دره لاكونوانسيون در كوزكو كه در شرق آياكوچو قرار دارد به همراه چند قسمت ديگر كوزكو منطقه فوق العاده اعلام شده است. تا مدتها اين منطقه جزء مناطق تحت نفوذ حزب كمونيست پرو محسوب نمي شد. وضعيت اضطراري اخيرا در تمام شمال و مركز پونو بطور رسمي اعلام شده است در حالي كه در اينجا حزب كمونيست پرو از سال 1986 يك خيزش دهقاني را  رهبري مي كرده است. مطبوعات پرو طي ماه سپتامبر در جريان ضد حمله ارتش چريكي خلق خبر از چندين كمين پيروزمند در پونو داده اند.

 

مركز

ارتش چريكي خلق گامهاي عظيم و سريعي در طول دره هاي رودخانه هاي تامبو و انه (Ene)، در گوشه ايالت خونين (محل اتصال آياكوچو و كوزكو كه يك منطقه كوهپايه اي جنگلي و محل زندگي مردم قبيله آشانينكا است) برداشته است. بنا بر گزارش مطبوعات اروپائي در 30 سپتامبر 1991 "يك ستون چند صد نفري چريكها" به مدت دو ساعت يك قرارگاه مهم نيروهاي مسلح را در اين منطقه با سلاحهاي خودكار و نارنجك انداز زير آتش گرفتند. در ماه مه و ژوئن گذشته نيروهاي مسلح طي حمله اي ده قرارگاه مشابه را در اين منطقه ايجاد كردند كه تا اكتبر شش عدد از آنها با خاك يكسان شد. بقيه قرار گاهها براي تجديد تداركات خود كاملا به هليكوپتر وابسته اند. گفته مي شود كه در اين منطقه حكومت فقط دو هليكوپتر در اختيار دارد.

اين دقيقا همان نوع نقطه ضعفي است كه آمريكا ميخواهد با استفاده از منابع غني خود برطرف كند. چندين سال است كه گزارشاتي حكايت از نقشه آمريكا براي برپاكردن يك پايگاه آتش كاملا آمريكائي در اين منطقه مي كند. از چنين پايگاهي بعنوان منطقه پشت  جبهه استفاده خواهد شد كه از آنجا در طول رودخانه انه Ene و آپوريماك دست به حمله بزنند و چكش بكوبند و بدين ترتيب مناطق پايگاهي انقلابي در روستاهاي شمال آياكوچو را بين چكش خود و سندان سربازان مستقر در پادگانهاي بزرگ شهرهاي آياكوچو و هوانتا خرد كند. بنظر مي رسد كه حداقل در حال حاضر با توجه به پيروزيهاي انقلاب در شهرستان ساتيپو در شرق خونين، اين ارتجاع است كه در چنين محاصره اي افتاده است.

در دره رودخانه مونتارو كه بطرف جنوب بين دو رشته از كوههاي آند از استان پاسكو بطرف غرب حونين تا هوانكا وليكا امتداد دارد، و در آنجا به رودخانه انه مي پيوندد، وضع دولت فاجعه بار است. لشكر 31 ارتش كه مسئوليت "آرام كردن" اين دره و نواحي مجاورش در هوانكو را دارد در اوايل سال 1991 اقدام به برپائي يك رشته پايگاه كرد. يكي از اين پايگاهها در شهر گولاريس كيزگا قرار داشت كه خط راه آهن از آنجا شروع مي شود. در ظرف چند ماه 70 درصد از 900 سرباز لشكر فوق  ـ بخاطر فرار از خدمت و تلفات ـ منفعل شدند. روزنامه ها گزارش دادند كه در ماه آوريل سربازان گويلاريس كيزگا دست به "48 ساعت سرپيچي كامل" زدند. هر چند آنها عاقبت در مقابل گله افسران اعزامي كه از شهر سرو دوپاسكو آمده بودند، تسليم شدند ولي ارتش مجبور شد در پايگاه را تخته كرده و آنها را به جاي ديگري منتقل كند.

در ماه سپتامبر شهرهاي سرو دوپاسكو، هوانكو و شرق خونين در مقياس وسيعي مورد حملات ارتش چريكي خلق قرار گرفت. اين سه شهر بطور موقت بتصرف چريكها درآمده و واحدهاي پليس آنجا نابود شدند. با اعدام چند تن از مستبدين محلي، بخصوص مقامات حكومتي منفور و خبرچين ها، نمايندگان نظم كهن از محل گريختند. ال ديارو از شكوفائي قدرت سياسي نوين كه متكي بر معدنچيان و دهقانان است سخن مي گويد ـ قدرتي كه در مسير سه استان، از شهر هوانوكو تا لااورياLa Oroya  امتداد دارد. اين منطقه داراي معادن نقره، روي و سرب و كارخانه ذوب آهن و مجتمع هاي هيدرو الكتريكي است يعني توليد كننده بخش عظيمي از محصولاتي كه امپرياليسم از پرو استخراج مي كند.

تمامي ايكا Ica كه يك استان ساحلي در جنوب ليما، غرب هوانگاوليكا و آياكوچو است، همراه كل استان ليما از جمله دره هايي كه از كوهها بطرف اقيانوس آرام كشيده شده اند و جاده ها، خطوط آهن و نيروي برق آن، پايتخت و دو شهرستان ساحلي در شمال و جنوب پايتخت تحت وضعيت اضطراري قرار گرفته اند. البته منطقه اضطراري خود پايتخت و بندر مجاورش كالائو را نيز شامل مي شود.

 

دره رودخانه هوالاگاي عليا

رودخانه هوالاگا بطول صدها كيلومتر و بطرف شمال از ميان كوهپايه هاي جنگلي كه در كناره شرقي كوههاي آند، قرار دارد. اين رودخانه از استان هوانوكو و از ميان سان مارتين مي گذرد و در جلگه ها ي جنگلي وسيع شرق پرو به آمازون مي ريزد. در اين منطقه جنگ خلق نيرو و استحكام زيادي كسب كرده است و ظهور وسيع كميته هاي خلق علني را ممكن ساخته است. و در همين منطقه است كه ارتش چريكي خلق تا كنون مستقيم ترين رودرروئي را با امپرياليسم آمريكا داشته است.

ارتش چريكي خلق در ژوئن 91 بطور موقت شهر متوسط هوالاگاريور در آيوكاياكو، در نزديكي مرز هوانكو و سان مارتين را تصرف كرد. آنها به يك پايگاه مشترك پليس، و ارتش حمله نموده و آنها را ميخكوب كردند. دو گردان ارتش اين پايگاه (يك گردان كوماندوئي و يك گردان مهندسي) اهالي شهر و دهقانان را مرعوب مي كردند. در اين مورد نيز ال دياريو گزارش مي دهد كه انقلابيون فراخوان يك تجمع توده اي دادند، و تاسيسات دولتي را نابود كردند و جنگجويان تازه نفسي را به صفوف خود پذيرفتند. در ماه اوت مقامات تينگوماريا، شهري در 50 كيلومتري جنوب آياكوچو، هشدار دادند ـ بعد معلوم شد كاذب بوده ـ كه ستونهاي چريكي در شرف تسخير اين شهر هستند. اين شهر چندين بار بعلت اعتصاب هاي مسلحانه تحت رهبري حزب كمونيست پرو فلج شده بود.

اما دشمن در شرف تسليم شدن نيست. پايگاه آمريكا در سانتا لوچيا كه در آوريل سال 1990 مورد حمله سخت حزب كمونيست پرو قرار گرفت هنوز در مناطق روستائي اطرافش مرگ به ارمغان مي آورد. فوجي موري، رئيس جمهور، در اكتبر 1991 تمايل خود را مبني بر انجام يك سخنراني در آنجا بيان كرد. پايگاه نيروهاي مسلح پرو در مادره ميا كه در ژوئيه 89 توسط ارتش چريكي خلق ويران و دوباره ساخته شده بود مورد حمله قرار گرفته و ويران گرديد و مجددا ساخته شد.

جنگ خلق در حال گسترش به اراضي پست جنگلي ايالت لورتو، بخصوص كرانه غربي و پر جمعيت تر رودخانه يوكايالي است، اين منطقه امروز جزء مناطق اضطراري مي باشد. ارتش چريكي خلق در ماه اوت 40 نفر از گشت تفنگداران دريائي را در آگوياتيا به كمين انداخت. اين واقعه در جاده اصلي اين منطقه كه دو شهر تيگوماريا و پوكاليا را به يكديگر متصل مي كند اتفاق افتاد. واحدهاي ارتش چريكي خلق عقب كشيدند و بطور موفقيت آميزي از درگير شدن در عمليات گسترده نيروهاي مسلح ارتجاع كه منطقه را براي پيدا كردن چريكها بدقت جستجو مي كردند، حذر كردند.

 

شمال

عمليات چريكي از تمام منطقه شمال پرو گزارش شده است، اگر چه هنوز مناطق اضطراري در آنجا وجود ندارد. ال دياريو از يك منطقه چريكي سخن مي گويد كه از ايالت پيورا تا مرزهاي اكوادر امتداد دارد (منطقه اي كه چريكها روي حمايت توده اي در مانور دادن و زدن دشمن حساب مي كنند) . چريكها در ماه اوت يك خط لوله نفتي متعلق به شركت خارجي در نزديكي اولموس، شهري در لامبايكو، را منفجر كردند.

در طول دره رودخانه كاياماركا بين رشته كوههاي شرقي و مركزي كوههاي آند در ضلع جنوبي استان كاياماركا يك منطقه اضطراري مهم اعلام شده است. در منطقه اي در اطراف رودخانه مارانن كه بطرف شرق استان لاليبرداد جريان دارد و منطقه مجاور آن در استان آنكاس، كمينهاي ارتش چريكي خلق در ماه اوت، ارتش را مجبور ساخت كه گشتهاي روستائي خود را در منطقه لغو كند و به سربازخانه هايش در تايابامبا عقب بنشيند. در ماه ژوئيه حدود 50 تن از افراد گشت مختلط ارتش و پليس ضد خرابكاري به دام افتاده و در يك دره تنگ و باريك در نزديكي تايابامبا در كوههاي آنكاس قلع و قمع گشتند. در ماه اوت يك پاسگاه پليس در شهر پارياكوتو مورد حمله قرار گرفت و نابود شد. مقامات محلي كه به خاطر سوء استفاده هايشان رسوا بودند در ميدان اصلي توسط توده ها محاكمه و سپس اعدام شدند. همچنين دو كشيش مبلغ مذهبي نيز به اتهام دادن اطلاعات نظامي به دولت آمريكا (در تدارك براي دخالت هر چه مستقيم تر آمريكا) اعدام شدند.

 

افزايش تداركات براي قيام

مراكز استانها درحال حاضر مورد مجادله ارتش چريكي خلق نيستند، ولي شكي نيست كه انقلاب قدرت خود را در اين مناطق عليه دشمن مي سنجد، اين را بويژه در مناطق كوهستاني مركزي و هوالاگاي عليا ميتوان ديد. همه شهرهاي استان آياكوچو در روز ملي پرو كه از 28 ژوئيه شروع ميشود به مدت سه روز بطور كامل تعطيل شدند. اين شامل شهرهاي مهم ـ و شديداً تحت كنترل ـ آياكوچو و هوامانگا نيز شد؛ در اين دو شهر بازار و مغازه ها و تمام امور حمل و نقل همزمان با حملات سراسري ارتش چريكي خلق در روستاها، از حركت و فعاليت باز ايستادند. اعتصاب مسلحانه همچنين شهرهاي پونو، هوانكايو و ينكا را فلج نمود. كار و دادوستد در سراسر ايالت پاسكو چه در شهر و چه در روستا متوقف شد. چند كاميوني كه در جاده اصلي به تردد پرداختند مورد حمله قرار گرفته و به آتش كشيده شدند. شهرستانهاي كوچكتر در آپوريماك، كاياماركا و هوالاگاي عليا نيز تعطيل شدند.

در ليما به موازات حدت يابي بلاوقفه اوضاع اقتصادي و سياسي ظرفيت انقلاب و سركوب گري دشمن جهشهاي بزرگي نموده اند. در 29 ماه مه ليما توسط اعتصاب مسلحانه بلرزه درآمد. طي يكرشته عمليات قهرآميز كه تركيبي از قدرت جمع كثيري از جوانان حلبي آبادها به اضافه رهبري  و توانائيهاي ارتش چريكي خلق بود، نتايج كار سياسي و تشكيلاتي حزب كمونيست پرو در شهر بطور قسمي و مختصر آشكار گرديد. طي عملياتي ناگهاني و پر سر و صدا پاسگاههاي پليس مناطق آلونك نشين مورد حمله واقع شدند. اين پاسگاهها براي متوقف كردن آلونك هاي پراكنده و بي پايان واقع در تپه هاي خشكي كه شهر را از سه جهت احاطه مي كنند ساخته شده ند. تظاهر كنندگان مسلح و واحدهاي چريكي اين محاصره را شكسته و به بانكها، ساختمانهاي حكومتي و ساير هدفها در سراسر ليما ضربه زدند.

در نيمه شب 19 ژوئن، در پي حمله به خطوط برق كه خاموشي مطلق در يازده ايالت را بهمراه آورد، در بزرگداشت پنجمين سالگرد روز قهرماني آتش بازي سرخ درخشان چهار نقطه مهم بر فراز آسمانخراش هاي ليما را منور نمود. در"روز قهرماني" 300 زنداني انقلابي جنگ تا دم مرگ عليه نيروهاي حكومتي كه براي كشتن آنان و شكستن روحيه انقلابيشان به زندان حمله كرده بودند، جنگيدند. در سالگرد اين روز پايگاه دريايي كالائو، مقر واحدهايي كه در سال 1986 به زندان جزيره فرانتون حمله كردند، نيز زير آتش خمپاره قرار گرفت؛ در همان نزديكي يك وسيله نقليه نظامي كه پر از تفنگدار دريايي بود توسط يك اتومبيل بمب دار منفجر گرديد. آتش خمپاره به طبقات پايين ساختمان وزارت اقتصادي اصابت كرد. يك سرگرد پليس در نزديكي محوطه نظامي مهم شهر به ضرب گلوله كشته شد. واحدهاي ارتش چريكي خلق در سه حلبي آباد در جاده هاي اصلي كه از كوهها مي گذرند كاميونهاي آذوقه متعلق به فروشگاههاي بزرگ و انبار كالاها را مصادره نموده و محتويات آنها را پخش كردند.

صحنه هاي مشابهي در روز 7 اكتبر، سالگرد بنيانگزاري حزب كمونيست پرو تكرار شد. بنا به گزارش ال دياريو در اين روز جماعت عظيمي كاميونهاي غذا و فروشگاهها را در ويلا السالوادور، سان خوان دوميرافلورس، كانتو گرانده،كوماس و ساير حلبي آبادها مصادره و پخش كردند. در مركز شهر جمعيت در حاليكه شعارهائي در حمايت از حزب كمونيست پرو و جنگ خلق سر داده بود بسياري از چهارراهها را اشغال كرد و همزمان چريكها به واحدهاي ارتش و پليس حمله نمودند. آنچه بويژه مايه نگراني دشمن شد استقبال وسيع مردم از تهييج انقلابي در بازارهاي عمده فروشي مركزي شهر بود؛ پايتخت و حتي نيروهاي مسلح براي مواد غذايي به اين بازارها وابسته اند.

 

دانشگاهها

ارتش محوطه دانشگاههاي سان ماركوس، لاكانتوتا و ساير دانشگاههاي اصلي ليما و همينطور چند مدرسه استاني را اشغال كرده است. پرزيدنت فوجي موري سعي كرد همراه سربازان تجاوزگرش ساعت يك شب 21 مه وارد لاكانتوتا شود. اما توسط دانشجويان متوقف شد. او همان روز در سان ماركوس با باران سنگ مورد استقبال قرار گرفت. آنچه حكومت "غير سياسي كردن دانشگاهها" و "سر كلاس رفتن" مي نامد چيزي جز حكومت ترور نيست. سربازان مكررا با سبز زيتوني شعارهاي سرخ روي ديوارها را رنگ مي كنند ـ ولي شعارها باز ظاهر مي شوند. آنان در جستجوي كتابها و اوراق "ضاله" وارد خوابگاههاي دانشجويان و سالنهاي غذاخوري مي شوند و دانشجوياني را كه مقاومت مي كنند دستگير مي نمايند.

در 19 ژوئن، در حالي كه پرچمهاي سرخ و پوسترها سرتاسر شهر را پوشانده بود، تظاهراتهاي غافلگيرانه  تحت حمايت واحدهاي ارتش چريكي خلق براه افتاد. دانشجويان، سان ماركوس را ترك كردند تا در محله پرولتري سان گابريل تظاهرات كنند. اين تظاهرات در بزرگداشت دانشجويان سان ماركوس، كارگران و دهقانان و كساني كه در قتل عام 1986 كشته شده بودند، انجام شد. پليس و ارتش تظاهرات را محاصره كرده و خانه به خانه به جستجوي دانشجويان پرداخت؛ چهارده تن را كشته و 120 نفر را دستگير كرد. دو روز بعد جسد يكي از دانشجويان ماركوس و دو برادر كوچكتر او كه به ضرب گلوله كشته شده بودند پيدا شد؛ وقتي برنامه خبري تلويزيوني فيلمي را نشان داد كه در آن چند ساعت قبل از اين واقعه سه برادر كاملا سالم در مقابل خانه شان به زور بداخل اتومبيل پليس چپانده مي شدند، موجي از اعتراض بپاخاست. پليس، ابتدا سعي كرد مرگ آنان را معمائي بنماياند، اما بعدا مجبور شد بپذيرد كه آن سه تن به جرم نوشتن شعار "يانكي گوهوم" بر  ديوار دستگير شدند.

 

زندان كانتوگرانده

نزديك به 600 نفر به اتهام خرابكاري و ساير اتهامات مربوط به جنگ خلق در زندان بسر مي برند. عده اي در زندانهاي كوچك استاني نگهداري ميشوند اما اكثرا به زندان جديد كانتو گرانده در نزديكي ليما منتقل شده اند و جدا از زندانيان عادي در دو عمارت مجزا (يكي براي مردان و ديگري براي زنان) در پشت ديوارهاي سر به فلك كشيده و برجهاي مجهز به آتشبار محبوسند؛ زندانيان در آنجا زندگي اشتراكي در خوردن، مطالعه، ورزش، فرهنگ و صنايع دستي را سازمان داده تا زنده بمانند و روحيه انقلابي خود را حفظ كنند و به خدمت به انقلاب به هر طريق ممكن ادامه دهند.

طبق اعلاميه اي كه از زندان بطور قاچاق بيرون آورده شده، در ماه ژوئن جاسوسهاي رژيم سعي كردند با دست زدن به تحريكات جنگي راه بيندازند تا رژيم بهانه اي پيدا كند و "396 مرد و زن اسير جنگي را نابود كند، اما مقاومت آنان و همبستگي 1733 زنداني عادي توطئه شان را خنثي كرد." سپس در ماه اوت نزديك به هزار پليس مجهز به مسلسل نارنجك انداز و زره پوش دو عمارت را محاصره و به آنان يورش بردند. زندانيان با هر آنچه بدستشان رسيد براي بيرون كردن آنان جنگيدند، گويي زندانشان يك قلعه بود. تا رسيدن سپيده دم كارگران و اهالي حلبي آبادها از شهر مجاور، سان خان دولوريگانچو تمامي جاده هاي ميان مركز ليما و زندان را مسدود كردند. حتي با وجود خراب شدن بخشهايي از زندان و حضور پليس در آنجا، زندانيان قادر گرديدند شعارهاي انقلابي را كه پليس رنگ زده بود دوباره بنويسند و مانع برقراري مجدد كنترل كامل مقامات زندان شوند. فوجي موري در ماه سپتامبر ظاهرا براي "ممانعت از قاچاق الكل و مواد مخدر به زندان" زندانها را بدست نيروهاي مسلح سپرد.

 

رائوكانا

ساختار قدرت سنتي كه بوسيله رفرميستهاي چپ و كليسا بر اساس صدقه دادن برقرار شده ، در آن معدود حلبي آبادهايي كه زماني قدرت داشت در حال فروپاشيدن است. شهرك ويلا السالوادور كه پاپ در ديدار چند سال پيش خود از آنجا، آنرا در مقايسه با "نفرت پراكني" حزب كمونيست پرو ، "سرمشق عشق" ناميد، اكنون از حملات هليكوپترهاي پليس در جستجوي "خرابكاران" در عذاب مي باشد. اما تماشايي ترين دگرگوني ها در حلبي آبادهاي كنار اتوبان مركزي صورت گرفته است؛ اين شريان اصلي عبور و مروري است كه ليما را در جهت شرق به كوهها وصل مي كند.

در اواسط 1990 هزاران خانواده بي خانمان با استفاده از خلائي كه هنگام تفويض مقام رياست جمهوري بوجود آمده بود يك چراگاه عظيم محصور در تپه هاي بالاي زاغه هاي آته و يتارته را تصرف كردند. بسياري از آنان دهقاناني بودند كه اخيرا بخاطر گرسنگي و سركوبگري رژيم از كوهها بيرون رانده شده اند. آنان در ابتدا منطقه خود را "اميد نوين" نام نهادند، اما سپس آنرا "خورخه فليكس رائوكانا" ناميدند ـ خورخه يكي از اهالي منطقه بود كه در حمله پليس براي بيرون راندن آنان كشته شد. نزديك به يك چهارم مردان موفق شدند در كارخانجات و كارگاههاي كوچك آن ناحيه كار بگيرند. باقي، بهمراه زنان و كودكان سعي مي كنند از طريق دستفروشي در خيابان هاي شهر لقمه ناني تهيه كنند.

در اواسط سال 1991، روزنامه ها و تلويزيون ليما، با اشاره مقامات مسئول، به ناگهان با هم عربده سر دادند كه "در همين نه كيلومتري پلازا دوآرماس" در مركز ليما ، خطري جامعه را تهديد مي كند. 1500 خانوار متهم به سازمان دادن شيوه زندگي كموني گرديدند كه مشتركا داراي صيفي كاري و مرغداري جمعي سالن غذاخوري و بعلاوه قطعه كوچك زمين شخصي هستند. آنان حداقل در مسائل محلي قانون و نظم خود را داشتند، و زدن همسران، فحشاء، دزدي، مواد مخدر و اعتياد به الكل را ريشه كن كردند. رسانه هاي گروهي اين را نشانه حضور منحوس "تعصب گرايي" و "تروريسم" قلمداد كردند، زيرا در منطقه اي كه زماني خطرناكترين نقطه پايتخت بود، اكنون زنان بدون نگراني در شبها تردد مي كنند و مردم در خانه هايشان را باز مي گذارند. طبق گزارش هاي خبري مردم ساير حلبي آبادها براي ياري گرفتن جهت حل مسائل خود به رائوكانا مي آمدند.

يك قاضي بعد از بررسي پرونده رائوكانا در 9 اوت دستور تخليه خانه هاي غير مجاز را داد. دو روز قبل از روزي كه قرار بود پليس حصار رديفهاي منظم كلبه ها را خراب كند هزاران تن از ساكنين خود ابتكار عمل را بدست گرفتند و چندين كيلومتر از كارتراي مركزي را به اشغال درآوردند. پخش كنندگان اعلاميه و مبلغين سياسي به حلبي آبادهاي اطراف و ساير نقاط ليما سرازير شدند و از مردم خواستند تحت شعار "ما حق داشتن سرپناه داريم! در مقابل تخريب خانه فقراي ليما مقاومت كنيد" به رائوكانا بيايند.

مقامات مسئول بمدت يك ماه عقب رانده شدند. باتلاق هاي گلي و گودالهايي كه براي به تله انداختن تانكها بين حلبي آباد و نزديكترين جاده ، حفر شده بود مانع از اين شد كه پليس بتواند بشيوه مورد علاقه خود به يك حمله وسيع و ناگهاني دست بزند. اهالي محل و دوستانشان در سراسر منطقه بر بالاي برجهاي چوبي بي وقفه محل را زير نظر داشتند. هزاران نفر به حالت بسيج باقي ماندند. بالاخره در شش سپتامبر هزاران سرباز با سلاحهاي خودكار و وسايل نقليه نظامي كه بوسيله 100 پليس پشتيباني مي شدند فرا رسيدند. اهالي با تلي از تاير شعله ور، قلاب سنگ و كوكتل مولوتوف مقاومت كردند اما بالاخره از مبارزه اي كه در آن توانايي پيروزي نداشتند دست كشيدند.

مهاجمين دست به خانه گردي زدند تا بقول خودشان انبارهاي اسلحه را بيابند اما با شكست روبرو شدند. حكومت يك اردوگاه نظامي دائمي برپا كرد، مقررات منع عبور و مرور وضع كرد و شروع به اجراي دكترين "بدست آوردن دل مردم" نمود، اين همان دكتريني است كه آمريكا با بكار بردنش در ويتنام رسوا شد و اكنون بطور گسترده اي توسط حكومت فوجي موري بكار بسته ميشود: آنان بعد از نابود كردن صيفي كاري ها و نانوائي هاي كموني و غارت كلينيك شروع به پخش غذا، دارو و مشروب كردند و اعلام نمودند هر كس صدقه آنان را رد نمايد بعنوان "هوادار سندرو" شناخته خواهد شد. يك سيستم دفترچه اي براي طبقه بندي افراد بر مبناي معيارهايي همچون داشتن كارت انتخاباتي برقرار شد و هر كس كارت انتخاباتي نداشت مورد سوء ظن پيروي از سياست حزب كمونيست پرو مبني بر تحريم انتخابات قرار گرفت.

اما اين داستان سر دراز دارد. سه هفته بعد از ورود سربازان به آن منطقه صدها تن از اهالي در گروههاي مقاومت سازمان يافتند و با سنگ و ديناميت بار ديگر كارتراي مركزي را مسدود كردند. بزودي هزاران كارگر، دانشجو و زن خانه دار از كارخانجات و زاغه هاي مجاور به آنان پيوستند. آنان نيروهاي اشغالگر را به سنگ بستند و هليكوپترهايي را كه روي سرشان گاز اشك آور ميريخت به مصاف طلبيدند.

دشمن دوست دارد فخر بفروشد كه رائوكانا و دانشگاهها و غيره را "پس گرفته است"؛ آنها اين ادعا را بطور مضحكي حتي در مورد زندانها دارند. اما از نظر انقلابيون هرگز ساختن همان نوع قدرت سياسي انقلابي كه در روستاها مطرح است ، در ليما و ديگر دژهاي ارتجا، مطرح نبوده است. دشمن تا آخرين لحظه سنگرهايي را حفظ خواهد كرد، سنگرهايي كه در آن، تا زمان نمايش قدرت نهايي، درنده خوئي اش حاكم خواهد بود. اين درنده خوئي نجاتش نخواهد داد، در واقع بخشي از وسيله نابوديش است.

تحت شرايط كنوني كار حزب و جنگي كه رهبري مي نمايد هنوز مي بايست در مناطق روستائي متمركز گردد. اما حزب و جنگ خلق بطور روزافزوني به مبارزه روزانه ميليونها نفر در حلبي آبادها، بازارها، كارخانجات، بيمارستانها، مدارس و رودرروئي با دشمن بر سر هر نوع موضوعي در ليما و ساير شهرها پيوند مي خورد. اين تحولات بخشي از آمادگي سياسي، سازماني و نظامي براي شرايط نوين است.

 

وظايف مقابل روي دشمن، متوقف كردن جنگ خلق

براي اينكه تصويري از سطح درگيريها داشته باشيم، ضدحمله ارتش چريكي خلق در طول ماه اوت 1991 را شرح مي دهيم. حكومت گزارش داد كه در اين ماه 80 سرباز و پليس در جنگ كشته شدند و اضافه كرد كه تا كنون اين بالا ترين تعداد كشته در عرض يكماه بوده است. نيروهاي مسلح پرو با داشتن 220000 سرباز و مجهز بودن به سلاحهاي مدرن هنوز از ارتش چريكي خلق بسيار نيرومندتر است. اگر مسئله فقط به  تعداد كشته ها ختم ميشد، نيروهاي مسلح رژيم ميتوانست اين ميزان تلفات را تحمل كند. اما هرچه ارتش چريكي خلق متحدتر، تعليم ديده تر، كارآتر و بزرگتر ميشود ارتش ارتجاعي رو به قهقرا ميرود.

سربازان براي رژيم مشكل بزرگي اند: آنان در جنگ شكست مي خورند، گرسنگي ميكشند، و از جنگيدن براي يك جنگ ناعادلانه جهت يك نظام قحطي آور بغايت خسته شده اند. جيره غذائي هرگز براي سربازان پروئي  كافي نبوده است؛ اكنون كه صف آذوقه رساني طولاني شده و بسياري از واحدهامدتهاست ايزوله شده اند، نيروهاي مسلح فاقد ابزار لازم براي آذوقه رساني به واحدهاي مناطق جنگي هستند. حتي اغلب برنج در دسترس نيست. در طول اولين سه ماه سال 1991، 40 درصد سربازان مشمول ارتش از سربازي فرار كردند و 550 افسر استعفا دادند كه منجر به اين شد كه ارتش حق بازنشسته شدن افسران را معوق نمايد.

اوضاع پليسها حتي بدتر از اينهاست، استيلاي ژنرالهاي نيروي مسلح در بحبوحه شدت يابي مبارزه دروني طبقات حاكم اصلا به مذاق افسران پليس خوش نمي آيد. دررابطه با پليسهاي معمولي بايد گفت كه حقوق كمي گرفته و اشتياق بسيار كمي در انجام وظايف نشان ميدهند و طبقات حاكم اعتماد خود را به آنان از دست ميدهند. يك سناتور پروئي گله كرد كه از هر هفت دزدي و سرقت مسلحانه يكي توسط پليس صورت ميگيرد. يك نشريه بورژوائي به تجار توصيه ميكند زمانيكه پليس ديديد به آنسوي خيابان برويد. مهمتر اينكه مقامات حكومتي نگران اثرات اعلاميه هائي اند كه بين پليسها پخش مي شود و آنان را خطاب قرار مي دهد و تبليغات انقلابي كه اكنون روي موج گيرنده هاي اتومبيل پليس پخش ميشود و از پليسها مي خواهد كه با سلاح و يونيفورم خود به مردم بپيوندند.

حكومت فوجي موري نشان داده است كه حتي خون آشام تر از پيشينيان خود است. نقاب "دموكراتيكي" كه اين ديكتاتوري استثمارگران وابسته به آمريكا خود را پشت آن مخفي كرده اند بيش از پيش از هم ميدرد، اكنون در اطراف ليما قتل عامها و جناياتي صورت ميگيرد كه تا همين اواخر منحصر به روستاها و زندانها بود. وكلاي دادگستري 250 فقره پرونده مربوط به "مفقودين" در طول اولين سال بقدرت رسيدن فوجي موري تشكيل داده اند. اين افراد اكثراً كساني هستند كه در زندان يا در زمان بازداشت "ناپديد" شده اند و علاوه بر سه هزار نفري هستند كه از سال 1990 در روستاها توسط نيروهاي مسلح و پليس كشته شده اند؛ در اين مناطق آنان شديداً از سياست "نه زنداني ميخواهيم و نه زخمي" (بنا به گزارش يك برنامه تلويزيوني ليما كه بلافاصله قطع گرديد) پيروي ميكنند.

اما رژيم فوجي موري آموخته است كه در اين جنگ تنها قدرت آتش كافي نيست. غيرنظاميان متخصص و افسران پروئي تعليم يافته در آمريكا و خود حكومت آمريكا در تلاشند تا سياست "جنگ با شدت كم" كه قدرتهاي امپرياليستي در ساير جنگهاي ضدانقلابي بويژه ويتنام تكامل دادند را بكار ببندند. اين سياست داراي مولفه هاي زير است: تاكيد بر بريدن سرحزب از طريق فعاليت اطلاعاتي پيچيده. حكومت از اينكه توانست به تشكيلات حزبي در ليما ضربه زند فخر ميفروشد. دولت بسختي كوشيده است تا صدر گونزالو، رهبر حزب كمونيست را به چنگ آورد.

ـ استفاده مستمر از نيروهاي شبه نظامي، براي زمين گير كردن ارتش چريكي خلق بويژه در نواحي شديدا مورد مجادله. حكومت سعي بسيار دارد اين دسته ها را كه حزب كمونيست پرو در بسياري نقاط نابود يا خنثي كرده است بازسازي كند.

فوجيموري در مراسم رسمي رژه نظامي جهت اعطاي تفنگهاي ساچمه اي نيمه خودكار و تفنگهاي خودكار به باندهاي روندرو Rondero در روستاها ( از جمله درميان مردم قبيله آشانينكا) و خود ليما شركت كرد.

ـ پروژه هاي گوناگون اجتماعي براي جداكردن نيروهاي مياني جامعه از انقلاب بويژه در روستاها از طريق رشوه دادن به عده اي از ميان طبقات پائين براي درست كردن آلت دست براي حكومت و عموماً تامين مشروعيت براي اتوريته حكومت از طريق انجام كارهايي مانند (محول كردن يك كارزار و اكسيناسيون به ارتش).

 

اقتصاد

بحران اقتصادي پرو براي هر كشوري ميتوانست يك فاجعه باشد. در شرايط جاري بودن جنگ خلق اين بحران اقتصادي يك مانع سياسي مهم در راه متحد كردن طبقات متمول پرو براي نجات نظام است. فوجي موري با براه انداختن كارزاري كه وسعت آن عجزش را منعكس ميكند، مانند قماربازي كه با دوبل كردن شرط بندي سعي ميكند ثروتهاي ازدست رفته را نجات دهد، مي خواهد يكي از همه جانبه ترين رفرمهاي اقتصادي را كه تا كنون آمريكاي لاتين شاهدش بوده اعمال كند.

فوجي موري ارزيابي ميكند كه اين تدابير به پرو اجازه خواهد داد با جذب سرمايه مستقيم خارجي در يك سطح عظيم مدل كره جنوبي را دنبال نمايد. اين تدابير عبارتند از چوب حراج زدن به تمام موسسات بازرگاني و خدماتي دولتي حتي سيستم بيماري زاي فاضلاب شهرها، از بين بردن بسياري از قوانين حمايت از كارگر (مانندمحدوديتهاي اضافه كاري و كار درروز تعطيل، و اخراج و غيره) و ملغي كردن تعرفه هاي وارداتي و محدوديتهاي ارزي. در اين رفرمها طرحي موجود است مبني بر ايجاد يك قشر مرفه دهقاني كه از لحاظ اقتصادي وابسته به سرمايه داري انحصاري پرو و امپرياليستي باشد ؛ اين تدبيري است كه به قيمت نابودي دهقانان فقيرتر صورت ميگيرد و آسيبي به روابط نيمه فئودالي موجود نميرساند. يك بخش كليدي از اين طرح تجزيه زمين هاي  غاذغ (مزارع بزرگ قديمي كه ملي شده بود) و اعطاي جواز مالكيت براي زمينهائي است كه اكنون مالكيت كلكتيوي دارند يا بدون داشتن مالكيت روي آنها زراعت ميشود، بدينترتيب اين زمينها ميتواند مورد خريد و فروش قرار گرفته يا اجاره داده شوند.

معلوم نيست فوجي موري چقدر از اين طرح را بتواند عملي كند. اما چند موضوع از همين حالا آشكار است. اگر چه فوجي موري در اولين سال حكومتش با اقداماتي بيرحمانه تورم را به سطح "2000" درصد كاهش داد و اين تورم در هر يك از ماههاي سپتامبر و اكتبر سال پيش، 5 درصد كاهش يافته است اما هنوز آنقدر بالا هست كه بتواند اقتصادي را كه توليدش در سه سال متوالي سير نزولي، از تجديد حيات بازدارد ـ اين واقعيت براي پرو بالاترين تورم  و در عين حال بدترين ركود در آمريكاي لاتين را به ارمغان آورده است. با درنظر گرفتن وضعيت جهان بطوركل، دروضعيتي كه هيچ حركت جدي براي سرمايه گذاري در كشورهاي تحت ستم وجود ندارد و با علم به اينكه اوضاع سياسي پرو يك نشريه اقتصادي را مجبور كرد به آن مقام "خطرناكترين كشور دنيا براي سرمايه گذاري" اعطاء كند، حتي سرمايه دارانه ترين مفسرين اميد ندارند كه فوجي موري يا كس ديگري بتواند حلال مشكلات اين اوضاع باشد. او زياد تشويق ميشود ولي درعمل چيزي از آژانسها و بانكهاي وام دهنده بين المللي دريافت نكرده است؛ اين در حالي است كه پرو ماهانه 09 ميليون دلار بابت بهره وامهاي گذشته ميپردازد و هيچ اميدي نيز براي خلاص شدن از آن ندارد.

تدابير فوجي موري از هم اكنون نتايج ناخواسته اي را ببار آورده است. براي مثال، صرفه جوئيهاي دولت درميان صدهاهزار كارگر بخش دولتي، بويژه معلمان و كارگران بخش بهداشت يك روحيه راديكال  بوجود آورده است، اينها بخشي كليدي از طبقه متوسط هستند كه براي موفقيت، فوجي موري به حمايت آنها نياز دارد. فروريزي بنگاههاي تجاري كوچك و متوسط نيز برضد تلاشهاي سياسي فوجيموري عمل ميكند.

گزارشهاي خود نهادهاي طبقات حاكمه حاكي از آن است كه تنها 52 درصد نيروي كار پرو اكنون اشتغال كامل دارد، 38 درصد جمعيت از غذاي كافي بي بهره اند و درصد كساني كه در مرز قحطي قرار دارند ـ بيش از نيمي از جمعيت ـ در سه سال گذشته دوبرابر شده است. وقتي حكومتي در مواجهه با اپيدمي وبا كه هزاران نفر را در سال گذشته كشت (چندين برابر تعداد كشورهاي همسايه پرو) كاملا درمانده باشد، چگونه ممكنست نقشه اش براي "بدست آوردن دلها و فتح ذهنها" كه بوسيله معجون پليدي از صدقه، رفرم و گول زنكهاي حقارت بار پيش مي رود، كارآرائي داشته باشد؟

 

دولت

مشكل فوجيموري در تجديد سازماندهي دولت آن است كه اين دولت بر نيروهاي مسلح داغان و جامعه اي بحران زده متكي است. نزاعهاي فزاينده ميان شعبات گوناگون دولت ، سه نخست وزير جديد در عرض كمتر از يك سال و عوض كردن مرتب كابينه، متهم كردن آلن گارسيا رئيس جمهور سابق به فساد ـ همه اينها شاهدي است بردعواهاي شدت يابنده درميان طبقات حاكم. بر اين زمينه ارسال نامه هاي حامل بمب به روزنامه نگاران و سياستمداراني كه دشمنان قدرتمندي براي خود ساخته اند رواج يافته است. حتي ابزار كليدي براي جنگ، مانند  دستگاههاي پيشرفته كنترل تلفن كه از خارج وارد مي شود، اغلب در دعواهاي دروني هيئت حاكمه مورد استفاده قرار مي گيرد.

اصلاحاتي كه فوجي موري براي نجات نظام پيشنهاد مي كند بدون برهم زدن منافع برخي نيروها در مركز ائتلاف طبقاتي اي كه دولت نماينده اش است ، موفق نخواهد شد.

شدت برخورد منافع گوناگون باعث شده كه واقعيات زشت بطور گسترده در مطبوعات منعكس شوند. فوجي موري براي چفت زدن به دهان مطبوعات ليما حكمي صادر كرد كه بموجب آن در صورت برملا شدن اطلاعات "غيرمجاز" مربوط به جنگ ميتواند خبرنگار مربوط را زنداني كرده و روزنامه را مصادره كند.

در رابطه با بازي هاي انتخاباتي مشروعيت ساز كه قرار است پرده اي باشد بر روي ديكتاتوري طبقاتي بايد گفت كه اصلا تعريفي نداشته است. با آغاز ضد حمله حزب كمونيست پرو در اوت 1991، حكومت مجبور شد انتخابات محلي 02 شهرستان و 005 بخش را كه ديگر حتي بطور اسمي نيز هيچ آتوريته محلي در آنها وجود ندارد لغو كند ، قرار بود نزديك به يك ميليون نفر در اين نواحي كه در 19 ايالت از 24 ايالت كشور قرار دارند راي بدهند. بزرگترين مشكلي كه ارتجاع پرو در بازسازي دولت خود با آن روبروست دولت انقلابي در حال طلوع است كه بر منافع اكثريت وسيع مردم متكي بوده و اكنون در عمل خود را به اثبات مي رساند.

 

دخالت آمريكا

حكومت آمريكا در 1990 مصمم شد بطور آشكار تحت بهانه "جنگ با مواد مخدر" وارد جنگ پرو شود. بخاطر وقايع جهاني و بخشا بخاطر عدم اتفاق نظر درون طبقه حاكمه آمريكا بر سر چگونگي برخورد به پرو، اين طرح تجاوز به صور ديگري پيش رفته است. زمانيكه فوجي موري بقدرت رسيد سفير آمريكا پيشنهاد از سرگيري "كمك" آمريكا به پرو را كه در چندين سال گذشته قطع شده بود تسليم او كرد، اين "كمك" شامل 90 ميليون دلار از جمله 35 ميليون دلار بصورت وسايل نظامي بود. فوجي موري اين پيمان را ناكافي خواند و يكسال از تصويب آن طفره رفت. زمانيكه او بالاخره در سپتامبر 1991 براي امضا پيمان به واشنگتن رفت كنگره آمريكا مبلغ مربوط به بخش نظامي را تصويب نكرد و طرح در يك حالت بن بست باقي ماند. نماينده كنگره، رابرت توريسلي، كه مسئول امور نيمكره غربي است اعلام نمود، "در رابطه با پرو يك بن بست سياسي كامل وجود دارد."

اين موضوع حقيقت ندارد: بر سر اينكه آمريكا بايد دخالت كند اتفاق نظر وجود دارد؛ مسئله چه بايد كرد است. همانگونه كه خود توريسلي بعدا اظهار داشت، "در تحليل نهائي ايالات متحده مجبور به دخالت در پرو است."

خيلي قبل از آنكه اين پيمان مطرح شود حكومت آمريكا نه تنها بطور مخفي، مانند اوايل و اواسط سالهاي 1980 از طريق "مشاوران غير نظامي" و "مزدوران" سيا، بلكه بطور آشكار نيز به دخالت مشغول بود. مقاله اي در انتقاد از بوش در نشريه امور خارجه (دوره 69 شماره 1 سال 1990)، يك نشريه نيمه رسمي تئوريك طبقه حاكمه آمريكا، چنين تاكيد مي كند كه پايگاه آمريكا در سانتالوسيا بزرگترين و پرخرجترين تاسيسات نظامي آمريكا در جنوب كانال پاناما مي باشد. اداره مبارزه با مواد مخدر آمريكا (DEA) كه از سال 1987 با ماموريت رسمي تعليم پليس ضد شورش پرو اين پايگاه را اداره مي كند، در پرو تحت نظر مستقيم پنتاگون عمل مي نمايد كه بنوبه خود مستقيما اطلاعات جاسوسي مخابراتي و تكنيكي را از فرماندهي جنوب مستقر در پاناما گرفته و در اختيار پرو قرار مي دهد. نيروهاي ويژه ارتش آمريكا (كلاه سبزها) كه از سال 1989 به DEA "قرض" داده شده اند 800 نفر را در پرو تعليم داده است.

فوجي موري هر جا مي رفت با تركيبي از تكبر و نوكرمآبي وقيحانه ، همان چيزي را نشخوار مي كرد كه در واشنگتن در گوش مشاورانش كه در آمريكا مستقر هستند  زمزمه شده بود: طرح بوش كافي نيست؛ و اين در حاليست كه سفير آمريكا، آستوني كوئنتون (يك متخصص امور جنگ چريكي) و ژنرال جورج جولند (در محل ماموريتش در پرو) نقش برجسته اي در جنگ بازي مي كنند. در طول اين دوره و قبل از آنكه دو حكومت به توافق رسمي برسند نيروهاي مسلح پرو بطور مستقيم چندين پيمان با ارتش آمريكا به امضا رساندند.

پيمان فوجي موري ـ بوش عبارتست از: افزايش تعداد كلاه سبزها و ديگر پرسنل آمريكا؛ تعليم و تجهيز دو گردان نيروي زميني و تجهيز نيروي دريائي (قايقهاي رودخانه) و واحدهاي نيروي هوائي (هليكوپتر و هواپيماي آفندي)؛ سر هم بندي كردن مجدد سيستم مخابراتي نظامي پرو. با وجود آنكه اين جريان به نسبت خرج زيادي براي آمريكا ندارد، اين پول براي كشوريكه تمام بودجه نظامي آن تنها چند صد ميليون دلار است بسيار قابل توجه مي باشد. پنتاگون توجه خود را به زمينه هاي حساس عرصه نظامي معطوف داشته تاكيد ورزيده است؛ در عرصه ها ئي كه پول مي تواند بزرگترين تاثير را بر كارآرائي يك نيروي زميني كه از نظر تعداد سرباز غني ولي از نظر تكنولوژيكي فقير است، بگذارد. در عين حال پول بيشتري تحت پوشش "كمكهاي اقتصادي" به پرو تزريق مي شود. يكي از معدود وامهايي كه پرو دريافت كرده مبلغ 425 ميليون دلار از سوي بانك بين المللي توسعه جهت بازسازي جاده هاي پرو است. تعمير جاده ها كه بطور معمول توسط دهقانان تحت رهبري ارتش چريكي خلق خراب مي شود مي تواند يك گام اساسي در جهت ثبات اقتصادي رژيم ارتجاعي باشد. اما اهميت نظامي آن حتي بيشتر است. جائيكه جاده وجود ندارد حكومت نمي تواند نظام خود را اعمال كند.

هيچكدام از تحليلگران سياسي جدي از محافل درون امپرياليستي هنوز سعي نكرده اند ادعا كنند كه حزب كمونيست پرو با قاچاقچيان مواد مخدر همكاري مي كند. اين تز كه براي منحرف كردن افكار عمومي آمريكا دست و پا شد بي اعتبار گشته است. "سندرو سعي نكرده است وارد اتحاد با قاچاقچيان كلمبيا" كه تجارت مواد مخدر را در دست دارند گردد؛ بعكس اين نيروهاي مسلح رژيم پرو هستند "كه به نوعي توافق با قاچاقچيان رسيده اند." (مجله جامعه شناسي سياسي و نظامي، تابستان 1990). اين اواخر برخي از اين نظرات به مستمعين وسيعتري نيز مي رسد. اين مسئله از سوي رسانه پرتيراژي مانند نيويورك تايمز (10 نوامبر) و نيوزويك (26 اوت) نيز اعلام شده است. نيوزويك اين ادعا را كه حزب كمونيست پرو با پول مواد مخدر اسلحه مي خرد را رد كرد و تا آنجا پيش رفت كه گزارش داد ارتش پرو مكررا در حمايت از قاچاق مواد بسوي مشاوران نظامي آمريكائي خود آتش گشوده است.

نيويورك تايمز از قول يك نماينده كنگره آمريكا نقل مي كند كه طرح بوش بي فايده است زيرا ارتش و پليس پرو توسط تجارت مواد مخدر بطور "تمام و كمال فاسد شده است." چرا اين مسئله حالا گفته مي شود و برسرش در كنگره جنگ در مي گيرد در حاليكه همين مسئله زمانيكه كنگره سياست "جنگ با مواد مخدر" را تصويب كرد، حتي ده سال قبل نيز حقيقت داشت؟ يك دليل اصلي همانگونه كه نشريه امور خارجه مي گويد "موفقيت نهائي تلاشهاي ارتش پرو زير سئوال است." خلاصه آنكه مشكل عاجل نيروهاي مسلح رژيم پرو اين است كه آنان دارند شكست مي خورند.

بدين خاطر است كه فساد و كوته نظري (از نقطه نظر منافع امپرياليسم) نيروهاي مسلح پرو يك مسئله برجسته گرديده است. نيروهاي مسلح پرو ثروتمند شدن افسران خود را بالاي عملي كردن هدف ضد انقلابي عمومي قرار مي دهند و اين خود مانعي است بر سر راه عملي كردن سياستهايي كه از نظر بسياري از امپرياليستها تنها شانس موجود آنها در پرو است.

يكي از مشكلات رژيم جذب زارعين برگ كوكا به طرف خود است. گفته مي شود ارتش پرو بواسطه كار با قاچاقچيان مواد مخدر و به بردگي كشاندن و غارت دهقانان شرايط مساعدي براي موفقيت حزب كمونيست پرو در هوالاگاي عليا و ديگر مناطق توليد كننده برگ كوكا بوجود مي آورد. (سياست حزب كمونيست پرو حمايت از زندگي، زمين و محصول دهقانان است و در عين حال آنانرا تشويق مي كند حداقل بخشا توليد محصولات غذائي را جانشين كوكا نمايند. كاري كه مي تواند به نگهداري مناطق پايگاهي كمك كند و نيروي نظامي و قدرت سياسي انقلابي را جهت له كردن تمامي اين انگلها توسعه دهد.) دولت سعي مي كند با پيشنهاد طرحهاي ارتجاعي از دادن سوبسيد به دهقانان براي كاشت ساير محصولات تا از طريق طرحهاي عملي تر مانند تلاش براي كنترل كامل قاچاق مواد مخدر با حمايت رسمي دولت، كفه ترازو را بنفع خود بهم بزند. هنوز معلوم نيست كه آيا طرح ادغام دره هوالاگاي عليا براي گسترش صنعت برگ كوكائين كه اكنون هم در پرو قانوني است، رسما اعمال مي شود يا نه، ولي خود نشاندهنده آن است كه رژيم قصد ندارد بگذارد پوشش "جنگ با مواد مخدر" دست و پايش را ببندد و مانع از آن شود كه همه چيز را در خدمت جنگ عليه جنگ خلق قرار دهد.

بحث در محافل دشمن بر سر سياست مواد مخدر جزئي از يك مسئله بزرگتر است. مسئله بزرگتر عبارتست از تدوين و بكاربست يك سياست عمومي عليه جنگ خلق بر طبق استراتژي "جنگ با شدت كم". اين از يك طرف شامل بكاربرد قدرت نظامي هدفمند (تقويت توانايي هاي مشخصي كه نيروهاي مسلح ارتجاعي را قادر كند با حريفي بسيار متحرك و گمراه كننده بجنگد) ، شكنجه (براي ريشه كن كردن تشكيلات انقلابي و رهبري) ترور و اختناق (قتل عام كامل روستائيان يا كوچ دادن دهقانان به دهكده هاي استراتژيك براي جدا كردن چريكها از توده)، و از طرف ديگر شامل سياستهاي اقتصادي و اجتماعي كه بمنظور كسب يك پايه اجتماعي وسيعتر از ميان نيروهاي مياني كه در حال حاضر به حكومت پشت كرده اند، مي باشد. بنظر مي آيد فوجي موري خواهان اجرا اين سياستها باشد ولي معلوم نيست از عهده اش برآيد.

اگر نيروهاي مسلح پرو، حداقل در شكل كنوني شان، قادر به پيش برد چنان برنامه اي نيستند، بنابر منطق امپرياليستي ، نتيجه اين است كه نيروي نظامي خود آمريكا بايد نقش بسيار فعالتر و مستقيم تري در جنگ بعهده بگيرد. اين نقش ضرورتا با جايگزيني سربازان پروئي توسط سربازان آمريكايي شروع نميشود؛بلكه اين دخالت با تعليم آنان و رهبريشان در بالاترين سطح فرماندهي و در "ميدان نبرد" شروع مي شود. اين امر مانع  تجاوز همه جانبه آمريكا نمي گردد. دولت آمريكا دخالت اوليه اش در ويتنام را با بهانه اينكه فرستادن چند تيم كلاه سبز مانع از درگير شدن آمريكا در يك جنگ وسيعتر خواهد شد، توجيه مي كرد.

تا كنون منتقدين بوش بيشتر به انتقاد مستقيم از سياستهاي او پرداخته اند تا به توضيح جزئيات پيشنهاد خود (حداقل در ملاء عام)، اما يك چيز را بايد گفت: آنچه براي آمريكا "جنگ با شدت كم" مي باشد عبارتست از درنده خوئي با شدت بالا عليه خلق پرو و پيشاهنگشان، حزب كمونيست پرو.

مسئله "حقوق بشر" بشكلي ناميمون در مباحث مرتجعين حول پرو بطور فزاينده اي بگوش مي خورد. همانند سياست "جنگ با مواد مخدر" بايد آنرا بر اساس هدفي كه دنبال مي كند تحليل كرد و نه صرفا به شكل مجرد. بويژه از زمانيكه ارتش متفقين تحت بهانه "حقوق بشر" عليه عراق دسته بندي كردند، "حقوق بشر" بهانه اي شده تا قدرتهاي بزرگ هر آنچه دلشان مي خواهد در كشورهاي تحت ستم انجام دهند. در مورد خاص پرو، مسئله "حقوق بشر" اكنون (11 سال بعد از آنكه حكومت پرو با سلاخي در روستاها شروع به پاسخ گفتن به جنگ خلق كرد، پنج سال بعد از قتل عامهاي زندان و غيره) بعنوان اسم رمز دخالت بيشتر آمريكا در پرو مطرح مي شود.

سازمان عفو بين الملل دست به بازي خطرناكي در اين مورد زده است . گزارش عفو بين الملل مقام بدترين نقض كننده "حقوق بشر" جهان را به حكومت فوجي موري داد؛ اين گزارش زمان ديدار رسمي فوجي موري از واشنگتن در سپتامبر 1991 انتشار يافت ولي مانع از تبريك بوش به رئيس جمهور پرو بخاطر سابقه حقوق بشر او نشد. اما عفو بين الملل بجاي آنكه رو به مردم كرده و همدستي آمريكا را افشاء كند عليه حزب كمونيست پرو و هوادارانش در خارج جهادي براه انداخت و به دروغپردازي و پراكندن خزعبلات در مورد بيرحمي هاي حزب كمونيست پرو پرداخت؛ اين كار عفو بين الملل آنقدر رسوا بود كه حتي روزنامه هاي بورژوائي پرو، بنا به دلايل خودشان، آنرا بعنوان كار حكومت و نيروهاي پارلماني افشاء كردند.

وقتي فوجي موري در ماه نوامبر به سان فرانسيسكو رفت عفو بين الملل هم در مقابل او و هم در مقابل يك كتابفروشي انقلابي، كه عفو بين الملل آنرا وابسته به كارزار "يانكي گوهوم" مي داند، آكسيون اعتراضي براه انداخت مطبوعات كه خبر كارزار بين المللي "يانكي گوهوم" را ناديده گرفته اند اين اعتراض كوچك را بسيار برجسته كردند. مهم نيست چه نيتي پشت اصل "يك سنگ قرار دادن" و سرزنش غني و فقير به يك اندازه در مورد خشونت اجتماعي خوابيده است، اين سياست در عمل تلاشي است براي شكاف انداختن ميان جنگ خلق و چهره هاي مترقي و نيروهائي كه در جنبشهاي مخالفت با ساير جنگهاي امپرياليستي آمريكا شركت داشته اند. فوجي موري شايد كاملا از سياست سازمان عفو بين الملل راضي نباشد اما اين سياست دلخواه امپرياليستهاي آمريكاست.

افشاي دخالت آمريكا در پرو از طرف كسانيكه مخالف دخالتگري آمريكا بطور كلي هستند اهميت دارد. تلاشهاي پنهان براي خلق افكار عمومي جهت تشديد جنگ در آينده نزديك نيز بايد افشا شده و با آن مبارزه گردد. همه نيروهاي امپرياليستي مي خواهند فرياد "يانكي گوهوم" را ساكت كنند حال چه از طريق كشتن دانشجويان در ليما باشد و چه از طريق راه انداختن جنگ تبليغاتي در آمريكا؛ چرا كه هيچكدام نمي خواهند كنار گود ايستاده و پرو را به خلقهاي پرو "ببازند".

اما جنگ خلق شكست ناپذير است. مسئله چند تكنيك نظامي و يا تاكتيكهاتي كه امپرياليستها مي توانند در جنگ ضد چريكي خود اتخاذ كنند، نيست. جنگ خلق از ديدگاه كمونيستي سرچشمه مي گيرد و متكي است بر پرولتارياي بين المللي و منافع كسانيكه چيزي براي از دست دادن ندارند و اين ديدگاه كمونيستي توسط مائوتسه دون به بالاترين سطح خود تكامل يافته است. وقتي اين ديدگاه و دكترين نظامي عمومي كه مائو آن را هم تكامل داد در دستان يك حزب كمونيست راستين مانند حزب كمونيست پرو قرار مي گيرد به تولد سياستهاي كنكرتي منتهي مي شود كه براي اولين بار در تاريخ ، توده هاي مردم و نيروي بالقوه تهي ناپذير آنان را بطور كامل رها مي سازد.

ماركس و انگلس اجتناب ناپذيري انقلاب كمونيستي را چنين توصيف كردند: شبحي كه برفراز جهان در گشت و گذار است. امروز، در زمانيكه قرار است كمونيسم مرده باشد و لاشه كمونيسم دروغين شوروي بالاخره دفن مي شود، پيشرويهاي مسلحانه توده هاي سابقا پايمال شده پرو كه پرچم سرخ را در آسمانها به اهتزاز در آورده اند، بيش از يك شبح است ـ  اين يك واقعيت است، واقعيتي كه حكم مي كند ستمگران امپرياليستي حمله كنند و ستمديدگان جهان آنان را متوقف نمايند. 

 

 

www.sarbedaran.org