بمناسبت
بيستمين
سالگرد
تشکيلجنبش
انقلابی
انترناسيوناليستی
اطلاعيه
کميته جنبش
انقلابی
انترناسيوناليستی
بيست
سال پيش،
درماه مارس1984،
تشکيل جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
طي يک کنفرانس
مطبوعاتي
تاريخي
درلندن به
جهانيان
اعلام شد.دراين
کنفرانس
مطبوعاتي
ماجسورانه
تشکيل"مرکزجنيني
مائوئيستهاي
جهان"وهدف
خوديعني
تشکيل
انترناسيونال
کمونيستي
نوين رابه گوش
همگان
رسانديم.کمي
بعدازآن،يعني
درماه مه همان
سال،بيانيه
جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي
به زبانهاي
بسياري
انتشاريافت.دراين
مدت اوضاع
جهاني دستخوش
تغييرات
بسياري شده
است وجنبش ما
نيز ،بويژه
باقبول
مارکسيسم- لنينيسم-
مائوئيسم
بعنوان
انديشه
راهنماي خوددرسال1993،درک
خود
راازايدئولوژي
انقلابي اش
تکامل داده
است.بااين
وجود،"بيانيه"کماکان
دستاوردي
پرارزش وپايه
اي محکم براي
پيشروي هاي
بيشتراست.تشکيل
جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي
بيش
ازهرچيزپاسخي
بودبه تصرف
چين انقلابي
توسط يک
بورژوازي
نوين به رهبري
هواکوفن ودن
سيائوپين که
کمي بعدازمرگ
مائو بسال1976به
وقوع پيوست.نزديکترين
همراهان
مائو،وازآن
جمله همسرش
چيان
چين،دستگير
شدندوامواج
وحشت کشوررافراگرفت.هزاران
نفرکشته
ويازنداني
شدند.چين که
شاهد زنده
امکان
ساختمان
جامعه اي نوين
و عاري
ازاستثماربود،سريعابه
يک جهنم استثمارسرمايه
داري بدل
شد.چين که
درزمان
مائوسنگرمقاومت
درمقابل
سيستم جهاني
امپرياليستي
بودبه حلقه
ديگري
درزنجيرجهاني
ستم بدل شد.
جنبش
بين المللي
کمونيستي
ازفقدان چين
سوسياليستی
شديداضربه
ديد.بسياري
ازنيروهابدنبال
حزب چين به
منجلاب
رويزيونيسم
درغلطيدند.بسياري
حملات
وحشيانه
انورخوجه به
انديشه
مائورا(که امروزمائوئيسم
ميخوانيمش)تکرارکردند.
برخي درپي"بازيابي"سوسياليسم
دراتحاد
شوروي (که مائوباقدرت
وبطورقانع
کننده بعنوان
سوسيال امپرياليست
افشايش کرده
بود)،روانه
شدند.حتي
بسياري
ازکمونيستهاي
سابق
اميدخودرابه
امکان انقلاب
پرولتري
ازدست داده
وبالکل
فعاليت سياسي
را کنارگذاشتند.
تشکيل جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
بمثابه
بيانيه ای
بوددرمقابل
رهاکردن
انقلاب.
برافراشتن
پرچم سرخي که
درچين،
آلباني ونقاط
ديگرلگدمال ميشد،شجاعت
ميخواست.
دربيانيه
گفتيم "امروزه
... نيروهايي كه
براي يك خط
انقلابي
ميجنگند،
اقليت كوچكي
هستندكه تحت
محاصره وحمله
رويزيونيستهاوهمه
نوع مشاطه
گربورژوازي
قراردارند.بااين
وجود،اين نيروها
نماينده
آينده
اند."بعدازبيست
سال ميبينيم
که اين کلمات
چه حقيقتي
رادرخودداشته
اند.هنوزچندسالي
ازتشکيل جنبش
نگذشته بودکه
تمام بلوک
شرق، ازجمله
خوداتحادشوروي،درمقابل
تشويق وقهقهه
هاي
امپرياليستهاي
غربي فروپاشيد.
امپرياليستهاي
غربي
کوشيدندفروپاشي
اين سبعيت
رويزيونيستي
رادليلي
برپيروزي"دموکراسي"بورژوائي
بر"توتاليتاريسم
کمونيستي"جا
بزنند.حتي
امروزنيزحملات
ايدئولوژيک بورژوازي
عليه تئوري و
تجربه انقلاب
پرولتري بي
ضايعه نيست.
عليرغم
اين لحظات
سخت،جنبش
واحزاب تشکيل
دهنده آن،نه
تنهاتوانستندجهتگيري
خودراحفظ
کنند،بلکه به
پيشرويهاي
شور انگيزي نيزدست
يافتند.جنگ
خلق تحت رهبري
حزب کمونيست
پرودرطول
سالهاي1980و1990با
صلابت پيش
ميرفت تااينکه
با دستگيري
رهبرش،صدرگونزالو،وظهورخط
اپورتونيستي
راست که دست
کشيدن ازجنگ
راموعظه
ميکرد، با
"پيچي
درجاده"مواجه
شد. با
وجوداين
کمونيستهاي
انقلابي
پرو،درمقابل
مشکلات
وموانع پافشاري
کرده وبراي
برافراشته
نگاه داشتن پرچم
سرخ به مبارزه
ادامه مي
دهند.
آسياي
جنوبي،مسکن
هزاران
ميليون
ازاستثمارشدگان
وستم ديدگان
جهان درپروسه
انقلاب جهاني
پرولتري نقشي تعيين
کننده
دارد.نيروهاي
مائوئيست
هند،نپال،بنگلادش
وسريلانکا
ازبدوتشکيل
جنبش يکي
ازستونهاي
جنبش بوده
اند.ودرسال
1996،باشروع جنگ
خلق
درنپال،فصل
نويني دراين
تاريخ گشوده
شد.امروز،تنهاپس
ازهشت
سال،حزب
کمونيست نپال
(مائوئيست)بخش
بزرگي
ازکشورراآزادکرده
وبردروازه
هاي قدرت
سياسي سراسري
ميکوبد. امري
که امواج
قدرتمندي به
سراسر منطقه
فرستاده است.
باپيوستن
مرکزکمونيستي
مائوئيستي هندوحزب
کمونيست
هند(مارکسيست-
لنينيست)
(ناکسالباري)،
ارتباط جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
با مبارزه
بالنده
انقلابي در
هند تقويت شده
است.
باپيوستن
مرکزکمونيستي
مائوئيستي هندوحزب
کمونيست
هند(مارکسيست-
لنينيست) (ناکسالباري)،
ارتباط جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
با مبارزه
بالنده
انقلابي در
هند تقويت شده
است.
درترکيه،بدنبال
يک رشته
مبارزات خطي
عليه تاثيرات
مخرب گرايشات
نيمه خوجه اي
درجنبش کمونيستي
اين کشور،
جريان
مائوئيستي
باقدرت بيشتري
سربلندکرده
است.درنتيجه،شرايط
ذهني براي موج
نوين وپرقدرت
جنگ خلق
بهبودمي يابد.
درايران،نسلي
ازانقلابيون
بازندان،
اعدام و تبعيد
روبروشدولي
دربحبوحه
شکست
ودلمردگي،پرچم
سرخ توسط
نيروهاي
متشکل درجنبش
که بعداحزب
کمونيست
ايران
(مارکسيست-
لنينيست- مائوئيست)
رابناکردند،دراهتزازماند.امروزکه
رژيم ارتجاعي
ملاها
دربسترمرگ
دراحتضاراست وامپرياليستهاوارتجاعيون
ميکوشند"تغيير"اجتناب
ناپذيررژيم
را کنترل
کنند، اهميت
جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي
و وجودگردانش
در ايران بيش
از پيش به چشم
ميآيد.
درافغانستان
که درنتيجه
تجاوزاتحادشوروي
ازيک طرف و
رهبري جنگ
ضدروسي توسط
ارتجاعيوني
که توسط
سازمان سيا (و
چين) پشتيباني
ميشدند از طرف
ديگر به
نابودي و يا
جهت گم کردگي
نيروهاي
کمونيست اين
کشور انجاميده
بود، امروزه
يک حزب
کمونيست نوين
ظهور کرده
است.
بنابراين مي
بينيم که در
منطقه خاور ميانه
- آسياي مرکزي
جنگ دروغين
بين
امپرياليستهاي"مدرنيست" و
اسلاميون
تاريک انديش
و"ضد غرب"
تنها انتخاب
توده ها نيست.
راه انقلاب
دموکراتيک
نوين،
سوسياليسم و
کمونيسم بدون
شک راهي است
دشوار ، ولي
تنها راهي است
که به رهائي
واقعي مي
انجامد. عناصر
انقلابي اين
کشورها که از
استثمارگران
داخلي و خارجي
در رنجند، از
اينکه تماميت
ملي و حقوق
دموکراتيک
شان توسط همين
دشمنان
پايمال ميشود
جانشان به
لبشان رسيده،
و از بن بست
هائي که نارهبران
چه ريشو و چه
ريش تراشيده
چه زن و چه
مرد، بعنوان
"راه حل" در
مقابلشان
قرار ميدهند،
به تنگ آمده
اند، به
ايدئولوژي
رهائيبخش
مارکسيسم
لنينيسم
مائوئيسم
نياز دارند و
اين بطور مشخص
نيروهاي جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
هستند که براي
بردن اين
ايدئولوژي در
ميانشان مي
کوشند.
امپرياليستهاي
آمريکائي،
ساليان سال
است که
کشورهاي
آمريکاي
لاتين را حيات
خلوت خود به
حساب آورده
اند و استثمار
توده هاي اين
کشورها و
کنترل بر
سرنوشتشان را
از حقوق بي قيد
و شرط خود
ميدانند. حزب
کمونيست پرو
با وجود اينکه
در سالهاي
اخير با مشکلاتي
روبرو شده
است، در تمام
اين مدت
نمونه
درخشاني براي
انقلابيون
سراسر اين منطقه
بوده و رفقاي
کلمبيا و
مکزيک و ساير
کشورهاي
آمريکاي
لاتين براي
همه گير کردن
درسهاي آن
مبارزه کرده
اند. در
آمريکاي
لاتين، همچون
ساير مناطق
جهان،
تلاشهاي
امپرياليستهاي
آمريکائي
براي تحميل
کنترل بيشتر،
نفرت شديد موجود
از
امپرياليستهاي
يانکي را
تشديد ميکند.
اينجا نيز
احتمال
پيشرفتهاي
نوين انقلابي
موجود است.
جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
ازبدو تشکيل
اين واقعيت را
که انقلاب
جهاني پرولتري
از دو مولفه
اساسي تشکيل
يافته است
منعکس ميکرد:
انقلاب
پرولتري
سوسياليستي
در کشورهاي امپرياليستي
و انقلاب
دموکراتيک
نوين در کشورهاي
تحت سلطه
آسيا، آفريقا
و آمريکاي
لاتين. ديد
جنبش از هدف
غائي جهاني
بدون طبقه و
جهتگيري
انترناسيوناليستي
آن توسط حضورش
دردو نوع کشور
تقويت شده
است. در قلعه
امپرياليستي
آمريکا، حزب
کمونيست
انقلابي،
آمريکا توانسته
در ميان توده
ها ريشه دواند
و تدارکات خود
را براي
نبردهاي آتي،
جهت رها کردن
جهان از بزرگترين
ستمگران به
پيش ببرد. در
ايتاليا و آلمان،
احزاب و
تشکلاتي
بعنوان بخشي
از ريم در حال
پيشروي اند و
در ساير
کشورهاي
امپرياليستي
رفقا بطور روز
افزون به نقش
جنبش در متحد کردن
نيروهاي
مائوئيست
واقعي واقف مي
شوند.
خلاصه
اينکه جهان
براي انقلاب
آماده است و
اوضاع
روزبروز
مساعدتر
ميشود. ولي
براي آنکه
روياي
ستمديدگان به
واقعيت
بپيوندد، ايدئولوژي
پرولتري بايد
در صف مقدم
قرارگيردويک
تشکيلات محکم
کمونيستي
بناشود.هنوزدرمناطق
بسياري
ازجهان،
مانندآفريقاکه
نيازبه تغييرات
انقلابي درآن
بسيارمشهود
است، نيروهاي
مائوئيست
يابسيارضعيفند
و يا اصلا
نيستند. حتي
درمناطقي که
نيروهاي
مائوئيست
موجودند،
توانائيشان
تحت الشعاع
عظمت وظايف
پيش رو قرار
گرفته و در
استفاده از
امکانات
موجود قاصر
اند.
بعلاوه،
مابايدکل
جنبش بين
المللي کمونيستي
و آينده اش را
مد نظر داشته
باشيم و نه
صرفا بخشهاي
مشخص تشکيل
دهنده اش را.
جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي
تنها براي اين
تشکيل نشد که
به احزاب و
تشکلات موجود
کمک کند تا از
يکديگر
آموخته و
پيشروي کنند،
بلکه به اين
منظور تشکيل
شد که تبديل
به يک
مرکزشود، که
قطب ايدئولوژيک
سياسي
پرولتري را در
سطح جهان
تقويت کند و
پايه پيشروي
هاي آينده را،
در جهت يک
انترناسيونال
کمونيستي
نوين بنا نهد. نياز به
روشني
ايدئولوژيک
سياسي، وحدت
مستحکمتر کمونيستها
در سطح بين
المللي، و
پيشروي هاي بيشتر
در جهت رهبري
مبارزات
انقلابي توده
ها، همه در
دستور کارند.
همه
مائوئيستهاي
انقلابي بايد
اهميت جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
براي انقلاب
جهاني
پرولتري را درک کنند
و در جهت
پيشروي آن
بغايت بکوشند.
جهان
امروز ديگ
جوشاني از
کشمکش هاست. دشمن
امپرياليستي
در تاخت و تاز
است و مردم به
هزاران شکل به
مبارزه کشيده
مي شوند. نظم و
ثبات
امپرياليستي
جاي خود را به
غوغائي عظيم
داده است که
در آن مشکلات،
سختي ها و
فداکاري هايي
که در مقابل
کمونيست ها و
توده ها قرار
ميگيردتشديدميشود.
ولي همين
شرايط است که
ظهورموج
نويني از انقلاب
پرولتري را
تسهيل ميکند.
بنابراين بارديگرشاهديم
که خطرات
راميتوان به
فرصتهاتبديل
کردوضرورت
مقاومت را
ميتوان به
آزادي برداشتن
قدمهاي عظيمي
به جلو تبديل
کرد. و در اين
پرتو است که
مي بينيم
دستاوردهاي
مهم جنبش انقلابي
انترناسيوناليستي
دردودهه
گذشته تنهاپيش
درآمدچالشهاي
عظيمتري
هستندکه درافق
پرولتاريا
رابه مصاف
ميطلبد. ■