آتش خاموش ناشدنی درفلسطين

    باتغييرات درسياست جهانی که با رويکارآمدن دارودسته جورج بوش مشخص شدبرخوردامريکابه مسئله فلسطين تغييرکرد.دارودسته بوش از تلاشهای کلنتون رئيس جمهورقبلی امريکادرمذاکرات کمپ دويدفوق العاده ناراضی بودند.چنين احساس ميکردند روشی راکه کلنتون درپيش گرفت عکس آنچه بودکه بايدصورت ميگرفت ؛يعنی تأکيدفوق العاده ای که برکليدی بودن مسئله جنگ فلسطين ورسيدن به موافقتی دراين موردبرای تقويت امريکادرشرق ميانه گذارده شده بود. به اساس اين نظر-آنطوريکه اعضای رهبری کننده سياست خارجی بوش بيان ميکنند- «راه رسيدن به دارالسلام ازعراق ميگذرد». به عبارت ديگربنظرآنهابهترين وشايدهم يگانه راهیکه بتوان مبارزه فلسطين راآرام کردوبرانداختن حکومت صدام حسين وبوجودآوردن عراق زيرسلطه امريکابمثابه وسيله برای شکل دادن مجدد شرق ميانه است . پاک سازی بقايای دوران «نظم کهن» يک بخش مهم اين اجنداءراتشکيل ميدهد. استدلال شان اينست که درگذشته کمپ مخالف برهبری سوسيال امپرياليسم شوروی نظامهای مخالف باامريکارادرمنطقه رويکارميآورد.ازآنجائي که حتی شوروی ازبين رفته است امريکا از موقع بايداستفاده کندآن نظام هاراازبين ببردبجای شان نيروهای طرفدار امريکادرمنطقه بخصوص امريکا را تقويت کندتاسلطه بلامنازع امريکا مستحکم گردد. اين برنامه درفلسطين بدين معنی استکه ياسرعرفات وحماس ازصحنه تاريخ بدورشوندبجای شان طرفداران غرب رويکاربيايندکه بوش بتواندباآنها«معامله»کند.سران امريکا بيش ازيکسال ازدادوستدياسرعرفات – عليرغم آنکه وی براساس آرای عمومی بحيث رئيس جمهور مقامات فلسطينی انتخاب شده بود- خود داری کردند واو رامردی مربوط به دوران قديم ناميدند. درماه اکتبر2003- امريکا گامی فراتر گذاشت. امريکافيصله نامه محکوميت اسرائيل توسط شورای امنيت ملل متحدرادرموردآنکه اسرائيل علناً تهديد کرده بودياسرعرفات راتبعيدو «از صحنه خارج ميسازد» ويتو(رد)کرد.

   بمثابه بخشی ازتدارکات برای تصرف دراماتيک قدرت درعراق جورج بوش پروسه«نقشه راه برای رسيدن به صلح» درشرق ميانه رابراه انداخت. به تائيد وتقويت امريکاسازمان ملل متحد- اتحاديه اروپا- وروسيه «نقشه راه برای رسيدن به صلح»رابه پروسه سه مرحله ی تقسيم کردندکه ازيکطرف شامل بر قراری دولت فلسطين درسال 2005 واز طرف ديگر متضمن امنيت اسرائيل بود .

   «نقشه راه »يک پروسه به اصطلاح «مساوات» برای طرفين درراه صلح است که گوياهردوطرف گام به گام در آن به پيش ميروند. درحاليکه هيچگونه مساوات وانصافی درآن وجودندارد. بطورمثال اسرائيل قراراست درگام اول ازسکونت اسرائيلی هادرمناطق اشغالی جلوگيری کند(امامناطقی که بعدازجنگ 1967به اشغال اسرائيل در آمد- نه مناطقی که درسال 1948توسط اسرائيل تصرف شد)- آنهم فقط ازسکونت اسرائيلی هائی جلوگيری ميکندکه بعد ازماه سپتامبرسال2001سکونت گزيده اند.بوش اين قراررا«امری دشوار» ناميدوشرون ميگويدکه اين امربرای اسرائيل يک«قربانی کردن های درد آوری» رادربردارد. درحاليکه اشغال اين سرزمين هاتوسط اسرائيل وسکونت بر آن ازاساس مخالف قوانين بين المللی (بطورمثال فيصله نامه (قطعنامه) 242ملل متحد)است اما اسرائيل ازده هاسال باين طرف چه در دوران حکومت های «ليبرال»وچه در زمانيکه «دست راستی ها» رويکار بوده اند- مشترکاًاين سرزمينهارادر تصرف داشته اند.اين سکونت گزينی های غيرقانونی درسه سال گذشته نرخی برابرباده هزار نفر در سال بوده است ودولت اسرائيل به هر خانواده ده هزاردالرکمک مالی ميکرده است . درحاليکه سکوت گزينی بابهانه های بی مفهوم مذهبی- مبنی براينکه خداوند برای يهوديان زمين ارزانی کرده است - سرپوش ميشوددرواقع اين امر بمثابه پايگاههای شديداً مسلحی برای کنترول سرزمينهای باقي مانده فلسطينی هاعمل ميکند. بنابر اين «نقشه راه»بدين معنی استکه فلسطينی هادرحاليکه زمين های شان به سرقت ميرودازمبارزه دست بکشندونظاره گرآن باشندکه صيهونيست هاکنترول براين سرزمينها راتحکيم کنندو حتی سرزمينهای بيشتری بدزند.

    نکته به نکته «نقشه راه » برمبنای اين خط استواراست :اسرائيلی ها عليرغم آنکه باسياستهای غيرعادلانه شان مدتها است ازقوانين بين المللی تخلف ورزيده اندگذشتهای اندک ونا چيری بکنند در مقابل رهبران فلسطينی ملزم قرارداده ميشوندکه ازحقوق بر حق فلسطينی ها دست بکشندومقاومت مردم دربرابر اسرائيل و سردمدارانش امريکاراسرکوب کنند.

     درحاليکه سران اسرائيلی بدون کدام (هيچگونه)سزاوسرزنشی ازشرايط «نقشه راه» تخلف ميکنند- مقامات فلسطينی ها مرتباًتوسط جرج بوش وتونی بلير محکوم يشوند- علناًابلاغ ميگرددکه عرفات عامل اصلی عدم پيشرفت پروسه «نقشه راه» ميباشد. امپرياليستهای امريکاوانگلستان در حالي که ميگويند تفنگ امکانات رسيدن به صلح راازبين ميبرد؛ اماخودشان درعمل به جنگ و تجاوز دست ميزنند. وقتی چندنفر اسرائيلی توسط فلسطينی هابه قتل ميرسدآنها سروصدابلندکرده حنجره پاره ميکنند؛ اماخود شان150هزارعسکر مجهز ميفرستند,هزاران نفر فلسطينی وعراقی غيرمسلح رابقتل ميرسانندوکشورشان رااشغال ميکنند.رياکاری امپرياليستهادرهيچ نقطه ای ازجهان واضح ترازشرق ميانه نيست.

   وقتی امريکابه بهانه ازبين بردن سلاح کشتاردسته جمعی عراق جنگ براه انداخت,رياکاری ودروغگوئی در سطح بالاتری اوج گرفت.سران امريکا درهمين اواخراعتراف کردندکه در پرتاب موشکهای مسلح به سلاح اتمی بااسرائيل همکاری کرده اند. دکترين نظامی اسرائيل براين مبنی استوار استکه باقراردادن زيردريائی سلاح اتمی درخليج فارس وديگری درشرق ميانه ميتواندبه کشورهای عربی همسايه اش باسلاح اتمی حمله کند.

   امپرياليستهای امريکائی درحاليکه به تبليغ صلح می پردازندوارتش پوسيده عراق راخلع سلاح ميکنندباخوشحالی هرچه تمامترماشين جنگی قدرتمند اسرائيل رادرجنگ خيزترين نقطه ای ازجهان باموشکهای هستوی مسلح ميکنند.

خشتهای بيشتری درديوار

    يکی ازبخشهای کليدی تلاش های اسرائيل برای کنترول فلسطينی هادر يکسال اخير ساختمان ديواری استکه اسرائيلی هاآنرا«ديوارامنيتی» می نامندو فلسطينی هاآنرا« ديواراپارتايد» ميدانند.

    اين ديوارکه 9متر(30فوت) ارتفاع دارددرعمق کرانه غربی ساخته شده است . ده هاهزار فلسطينی که پشت اين ديوار محاصره اندبرای رفتن به کشتزارها- مدارس ومحل کارشان بايدازپستهای نظامی اسرائيل بگذرند.درحاليکه شرون ادعاميکندديواربرای جلو گيری ازعمليات انتحاری است وبه هيچوجهی به مقصدجا انداختن مرزدائمی نمیباشد- فلسطينی هاباتفاق آراءبه اين باورندکه ديوار درست بهمين خاطر ساخته شده است .

    اسرائيل ازطرف نيروهای بين المللی شديداًمحکوم شده است – ديوارغول آسائی که توسط اسرائيل بشدت محافظه ميشودوعبورازآن بلافاصله به معنی روبروشدن باشليک قوای امنينی اسرائيل است - صحنه ای که فقط مي تواندکارکردنيروهای توتاليتاريست باشد - نه ساخته حکومتی چون اسرائيل که امريکاآنرا بمثابه «يگانه دموکراسی شرق» می شناسد. امريکاديواررابشيوه ملايمی موردانتقاد قرارداداماوقتی شورای امنيت سازمان ملل متحدقطعنامه ای رابه اسامبله (مجمع) عمومی ملل متحد پيشنهادکرد امريکايکی ازتنهاچهار کشور جهان بودکه عليه قطعنامه رای داد. فردای همان روزاسرائيل اعلان کردکه قطعنامه راناديده ميگيرد.

     اسرائيل ازديواروزيربنای آن وسيله ای بدست آورده است که توسط آن زندگی فلسطينی هارادرسالهای اخيراز بد بدترسازد. درسال2003يک هيئت پارلمانی انگلستان ازفلسطين ديدن کرد. احساس شديدی درميان برخی از اعضای پارلمان انگلستان وجودداشته است,که ديوارمذکورابزاری بوده است که بوش وبليرباآن بازی کنندو«نقشه راه»پرتاب يک تکه ناچيزبوده است تامخالفت در مقابل حرکتهای جنگی دولتهای امريکا و انگلستان راکاهش دهندوهيچگونه قصدی به منظور فشارگذاردن براسرائيل برای دادن امتيازاتی نداشته اند. هيئت ديوار رامحکوم نمود- تاخت وتازاسرائيل - حکومت نظامی (کرفيو)- پست های امنيتی وسائرمحدوديت هائی راکه اسرائيل برفلسطين تحميل ميکندعامل خفه کردن اقتصادفلسطين دانست . هيئات به اين نکته توجه کردکه ميزان بيکاری هفتاددرصدبالاتررفته است-سطح زندگی مردم بصورت جدی پائين آمده وسبب آن گرديده است که سوء تغذی اطفال درسطح صحراهای جنوبی افريقاتنزل کند.«آنچه فقرراغيرقابل تحمل ميسازد»گزارش علاوه ميکند «آنست که گويااسرائيل نيک آگاه است که فقرناشی ازآفات طبيعی نيست بلکه محصول عملکردهای حکومت اسرائيل است که عمداًبه آن توسل ميجويد». گزارش اشاره کردکه توقف آمبولانس فلسطينی هاومعطل کردن آنهادرپست های امنيتی کارآگاهانه ايست که اسرائيل به آن مبادرت مي ورزد. اعضای پارلمان گفتند«نمی توان اين استنتاج راننمودکه اين استراتيژی آگاهانه ای است ازطرف اسرائيل برای فشارگذاردن برفلسطينی هاتاعزم مبارزاتی آنهارابشکند.»

    درحاليکه اسرائيل فشارغيرقابل تصوری برفلسطينی هاواردميکند امريکابصورت انصراف ناپذيری ماشين نظامی صهيونيستی راباسلاح وپول تغذيه ميکندتابه خوانخواريش ادامه دهد.دولت امريکاازکنگره امريکا درخواست کرده است درسال2005  مبلغ 2,2بليون دالر-60مليون دالر- بيشترازسال 2004 باسرائيل پرداخت شود.اسرائيل درکل بيش از40 در صد مجموع کمکهای نظامی و اقتصادئی  خارجی امريکارادريافت ميکند.

اسپ چوبی شرون

    هنگاميکه جهانی برای فتح آماده نشرميشدآريل شارون اعلام کردکه حکومت وی ساکنين يهودی حوزه غزه راازمناطق مذکوربيرون ميکشد. مفسرين ليبرال نيويارک تامز- لوموند وسائرين بحث براه می اندازندکه بايد ازاقدام شارون استقبال گرددواين بمثابه «گام اوليه» برای تخليه کرانه باشد- اين اعلان درواقع سرآغاز«زمين برای صلح» سنگ بنای برنامه تمام امپرياليست هادرمنطقه است .

    حال اين اقدام هرچه باشدامايک چيز روشن است که طبقه حاکمه اسرائيل به هيچ وجه قصدنداردتمام کرانه غربی سپس مناطق غزه راترک بگويدوبه ادامه آن درنهايت ازاسرائيل صرف نظرکند. تبليغ اين اقدام آنطوريکه نيويارک تامز وسائرامپرياليستهای ليبرال به آن می پردازندجزآرايش دامیکه اسرائيل چيده است چيزديگری نيست.پرداختن باين بازی شطرنج که مهره هايش بدست شارون چيده شده است بمعنی آنستکه تمام کارهای اسرائيل درسالهای اخيرکه همه از پشتيبانی کامل امريکا برخورداراست کاملاًناديده گرفته شوند.

    احتمال قوی برآنست که اسرائيل مقدارناچيزی را-7500مسکن دور افتاده  ايکه درمناطق فقيرنشين غزه قرار دارد ودفاع ازآن امرمشکلی است – ازدست بدهدتا 210,000 مسکن پربهای کرانه غربی- قسمت اعظم - رادرتصرف نگه دارد. دلائل زيادی وجودداردکه سران اسرائيل اقدامات تحميلی رارويدست گيرند- درصورت لزوم حتی بصورت يک جانبه – مسکونين کرانه غربی رادر پشت ديوارامنيتی مستحکم کندوبر زمينهای باقيمانده کرانه غربی وغزه دولت دنبالچه کوچک فلسطينی برقرار نمايد. شايد«اول غزه»جايش رابا«تنها غزه» عوض کند.مگرنيويورک تايمرو لوموندبه اين باورنيستندديوار600-700 کيلومتر آن بقيمت 1,4 مليون دالرتمام ميشودبمثابه يک مرزاصلی عرض وجود ميکند؟باين ترتيب بحش بزرگی ازکرانه غربی وحداقل ,اکثر دهکده های يهودی نشين آن که بطور تعيين کننده ای آب وسيستم حمل ونقل کل منطقه راکنترول ميکندبرای اسرائيل باقي ميماند. اماتاجائی که به فلسطينی هامربوط ميشود,آنهابين سرزمينهای شان درپشت ديوارهای غول آسای (که دورتادورغزه رافرا گرفته است)وآنچه که ازکرانه غربی برايشان باقی مانده است زندانی خواهند بودکه توسط قلمرو های تحت کنترول اسرائيل ازهم جدا ميشوند. دراصل قطعنامه تقسيم فلسطين تحت قيموميت انگلستان توسط سازمان ملل درسال 1948- 50درصد رابه اسرائيل و50درصدرابه فلسطين داد. در جنگیکه بلافاصله پس ازتجزيه فلسطين وپس ازاشغال کرانه غربی وغزه که درسال 1957صورت گرفت اسرائيل 78در صد آنچه راکه درفيصله نامه اصلی تعيين « شده بودتصرف کرد. اسرائيل باگرفتن زمينهای پشت ديوار 80 تا 85درصدزمين راتصرف نمود. اماچه چيزی به فلسطينی هاخواهدرسيد,  دلداریهای تلخ درمورد اينکه «ظواهر يک دولت»به آنهاداده خواهد شدکه حرفی استکه شارون زده است ومعنايش داشتن دهکده های فلسطين نشين مانند بنتوستانهای افريقای جنوبی نژادپرست البته دهکده ای باپرچم ملی وسرودملی .

   تحميل يکجانبه چنين شرائطي بر فلسطينی هادرواقع بيانگردست و پاچگی اسرائيل وحاميان امپرياليست آن ميباشد. ازاواخردهه1980که مبارزات خلق فلسطين درکمپ های پناهندگان به انفجاردرآمدومبارزات توده ی انتفاضه باراول براه افتاد اسرائيل وامريکادر محاسبات شان به اين نتيجه رسيده اند که برای خاتمه دادن مقاومت مردم فلسطين بجزاينکه بنحوی بامقامات فلسطينی واردمعامله شوند راه وچاره ديگری ندارند. اساس مذاکرات مادريد- اسلوبه تعقيب آن برنامه «نقشه راه» برهمين منظور استواراست.

   امااين امکان موجوداست که اسرائيلی هاريسکی راقبول کنندوبه اقدام يکجانبه ای دست بزنند. آنها ازيکطرف اوضاع را به نفع خودمی بينند- بادرنظرداشت اينکه حرکت امريکادرعراق شرائطی را بوجود آورده است که دولت اسددر سوريه ودولت ملاهادرايران رازير فشار قرار داده است. ازجانب ديگرسران اسرائيل بامشکلات روزافزون متعددی روبرو اند- بعلت انتفاضه ميزان مهاجرت يهوديان به اسرائيل به حدی تقليل کرده است که درظرف 15سال چنين نبوده است – توريزم (جهانگردی) سقوط کرده است – اقتصاد دچارمشکلات است - حتی در ارتش ظاهرايکپارچه اسرائيل شکاف هائی ظاهرشده اندتاجائی که صدهانفرازنيروی ذخيره ارتش از خدمت درقلمروهای اشغالی اسرائيل سرپيچی ميکنند. سال گذشته دربين سران اسرائيلی اين نظرقوت گرفت که بصورت يکجانبه «جدا»از فلسطينی هابه عقب مرزهای قابل دفاع عقب نشينی صورت بگيردتا فلسطينی ها«دولت کوچک» خودراتشکيل دهند. درسال 2003- اين قسمت مهمی از برنامه انتخابات رياست جمهوری حزب کارگرراتشکيل ميداد- شارون با تمام شهرتیکه درپشتيبانی از صيهونيزم داردوخواستارتوسعه در سراسر فلسطينی ميباشدازديرزمانی به تشکيل «دولت کوچک»فلسطينی تمايل نشان داده است وبهمين علت دوسال پيش شرون بامصوبه حزب ليکود در مخالفت باچنين دولتی که ازطرف نخست وزيرقبلی ناتن ياهوبه پيش گذاشته شده بودبه مقابله برخواست . بهمين علت آشکاراستکه برنامه «نقشه راه»ازآن جهت درچشم شرون قابل اهميت استکه دولت «موقت» فقط در کمترازنيمی ازکرانه غربی برقرار مي شود. شارون شايد ميخواهدکه نيروهای اسرائيلی وساکنان غيرقانونی را در پشت ديوارهای امنيتی قراردهد.به فلسطينیهااجازه دهددر مناطق غزه و تقريبانصف کرانه غربی حکومت «موقت» تشکيل دهندومرحله دوم برنامه «نقشه راه» راتکميل شده اعلان کندودرعينحال تضمين کندکه اين راه حل«موقتی»واقعا«دائمی» شود.

   درست استکه ريشه مشکلات امپرياليستهاوصيهونيستهادربرقراری نحوی ازآرامش وخاتمه دادن تصادمات ,اساسادرغيرعادلانه بودن اهداف آنها است – امامشکلات اينهابيشترازآنست . درجهان امروزی تمامی طبقات حاکمه دارای اهداف غيرعادلانه ميباشند اما همه دربرابرخيزش مقاومتهای پيگيری که صيهونيستهاهرروز با آن مواجه اند قرارنمی گيرند. اوضاع فلسطين ازبسی جهات بيان فشرده جناياتی است که امپرياليسم به آن مرتکب ميشود- راندن مجموعه خلقی ازخانه وکاشانه شان وراندن آنهابه زندگی درکمپ های پناهندگی و تبديل دولت استعماری مهاجرين به پايگاه امپرياليسم غرب در منطقه ,جائی که چندميليون مهاجر اروپائی بردهها ميليون عرب زورگوئی ميکنند.

   هرگاه درنقطه ازجهان کسی مورد سرقت قرارگرفته باشد- بازورگوئی وبد رفتاری روبروشده باشد- مزه شلاق ظالمان راچشيده باشد- درپيش چشم شان خواهران وبرادران شان بدست تفنگداران ظالم مورداذيت واهانت قرار گرفته باشدبدون آنکه کاری ازدستش برآيد- به فلسطينی هامينگرندوشرايط خودشان رادرآنهابصورتی عريان مي بينند. دست نکشيدن فلسطينی هااز مبارزه وامتناع شان ازتسليم شدن – با وجودی که گاه گاه چنين به نظر ميرسددر برابرموانع زبون کننده ای قرار دارند- مقاومت وسرسختی شان منبع الهام ميليوناانسانی است که بايدبه شرايطی که خوددرآن قرارگرفته اندباز بنگرند- گاهی امکان مقاومت راميبينند در حاليکه قبلاچنين نمي ديدند.

   فلسطينی هاازبدوپيدايش تاريخی شان تاحال شايدامروزدردشوارترين موقعيت خودقراردارند. صيهونيستهاو امپرياليستها اميدوارندفلسطينی هابحدی زمين کوب شده باشندکه ازتشکيل يک نظام فلسطينی استقبال کنندوياحداقل بدون سروصداآنراقبول کنندولوآنکه نظامی محقر, دستنشانده وناتوان باشدو توسط دارودسته فاسدی ازکمپرادورها درسرزمينی کمترازيک ربع اصل سر زمينهای مادری شان اداره شود.

   اماصيهونيستهاهرگزبه آرامش زندگی نکرده ونخواهندکرد. درراس مشکلاتی که صيهونيستها به آن مواجه شده انداين موضوع قرارداردکه آنهاسکونت گزينان ظالمی اندکه دولت خودرابرسرزمين مردمی بناگذاشته اند که شمارصاحبان اصلی اش به ده ميليون ميرسد- ولوآنکه حالادرپناهندگی بسرميبرندفرزندانش زن ومردهنوزهم فکربازگيری سرزمين اجدادی شان راعميقا درسردارند- بخصوص آنهائيکه درکمپهای پناهندگی بسرميبرند.صرف نظرازاينکه ياسرعرفات تاچه حدميخواست با رهبرحزب کارگر (براک) در سال2000  دربه توافقاتی دست يابد- گذشته ازآنکه براک نخست وزيراسرائيل چنددرصد ساحات متصرفه راموردمعامله گری قراردهد- هم ياسرعرفات وهم امپرياليستهانيک آگاه بودندکه هيچ موافقتنامه ای نمی تواندحق بازگشت فلسطينی هابه فلسطين راازآنهاسلب نمايدو«دولت کوچک»فلسطين آنهارابه صلح وادار سازد .

   اتفاقااين يکی ازدلايلی خواهدبودکه ممکن است شارون بصورت يکجانبه باين اقدام دست بزند- تااسرائيلی هابه عناصرفئودال کمپرادوريک«دولت کوچک» که سخت درعطش آن بسر ميبرند,اعطانمايند- بدون آنکه حق باز گشت فلسطينی های پناهنده کمپ هارا رسمامنسوخ سازند- يعنی شرايطی را مهياسازندکه به تسليمی ننگينی تن دردهند .

   فلسطيني هاباقدرت هيولائی روبرواندوهنوزهم آن رهبری ای راندارندکه قدم به پيش نهدودشمنان مردم فلسطين رادرميدان نبرد شکست دهد- اماکسی شک نداردکه مبارزات شان کماکان ادامه خواهديافت – وستمديده گان جهان دوشادوش آنهاحرکت خواهندکرد .

   مبارزات خلق فلسطين درستی جمعبندی راکه مائوتسه دون ارائه داده است بروشنی ثابت ميکند- بدين معنی که «مرتجعين توطئه ميکنندشکست مي خورند- بازهم توطئه ميکنندبازهم شکست ميخورندوسرانجام نابودميشوند.

   اينست منطق امپرياليست هاو مرتجعين جهان دربرخوردبامردم .آنها هرگزازاين منطق سرپيچی نمی کنند ... اماوقتی مردم مبارزه ميکنندشکست مي خورندبازهم مبارزه ميکنندشکست مي خورندوبازهم مبارزه ميکنندتاآنکه پيروز ميشوند... خلقهانيزازين منطق سرپيچی نمی کنند .»