شعري از
ناظم حكمت
شاعر انقلابي ترك

 

من و دوره گرد گذرمان

بغايت در آمريكا گمناميم.

با اين همه

از چين تا اسپانيا، از دماغه اميد نيك تا آلاسكا

در هر وجت از آب و خشكي دوستاني دارم

و دشمناني.

چنان دوستاني كه یكبار نيز، هم نديده ايم

ميتوانيم اما بميريم از بهر ناني برابر، آزادي برابر،

رويايي برابر

و آنچنان دشمناني تشنه بخون من،

و من به خونشان.

قدرتم از آن

كه نيستم تنها

در اين گسترده دنيا.

جهان و خلقش نمايانند در قلب من

آشكارند در علم من.

به آرامي و صراحت،

پيوسته ام

به پيكار عظيم.

 

*