بنويس
محمود درويش
من يك عربم
نامي گمنام
استوار درجهاني جنون زده
ريشه هايم عميقند
تا آنسوي اعصار
تا آنسوي زمان
من فرزند خيشم
از تبار دهقان فروتن
خانه ام آلونكي است از ني و ساقه درخت
رنگ موهايم همچون شبق
رنگ چشمانم قهوه اي
چفيه عربي من
دست تجاوزگر را نيش مي زند
و ذره اي روغن و ريحان مرا خوش مي آيد
و تقاضا دارم كه
قبل از هر چيز بنويسي
كه از هيچكس متنفر نيستم،
اما وقتي گرسنه باشم
گوشت راهزنانم را به دندان مي كشم
بر حذر باش،
بر حذر باش از گرسنگي من
بر حذر باش
از گرسنگي من.
*
شعر فلسطين انعكاسي از اراده
خشماگين توده ها بوده و سلاحي برا در مبارزه آنها بحساب مي آيد. اين شعر متعلق به
مبارزات دهه 60 مي باشد.