بورژوا

 

الكساندر بلاك

 

بورژوا، سوگوار تنهايي است،

دماغ در پالتوي پوستش فروبرده،

بيهوده و سرگردان در گوشه اي ايستاده،

همچون سگي ژوليده و گرسنه، – ساكت و صامت –

ايستاده با نگاه دريوزه.

اين جهان كهنه است كه مثل سگ ژوليده بيكس و كار

ايستاده و دم لاي پا گذاشته.

 

*