گفتار در مورد حجاب
از سلسله
گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)
يكي از مهمترين معيارهاي پايه اي سنجش اينكه يك
جامعه عليرغم ادعاهاي صاحب قدرتانش تا چه اندازه به آرمان عدالت و رهايي و رفع
استثمار و ستم نزديك يا دور است، جايگاه زنان در آن جامعه است. اين موضوع بسيار
مهم است كه در هر جامعه اي با چه جهانبيني و منطقي، و بر اساس كدام ويژگي ها و
الويت هائي موجوديت زن تعريف شده و بر اين اساس موقعيتش چگونه تعيين مي گردد. هر
دولتي ماقبل دولت ديكتاتوري پرولتاريا در قالب هر شكلي از حكومت، رسالت تامين
منافع اقشار و طبقات معيني را عهده دار بوده و بهمين دليل سركوب و اعمال فشار بر
اقشار و طبقات ديگر نيز از وظايف اجتناب ناپذير آن مي باشد. اين سركوب و اعمال
فشار كه در اشكال متفاوتي و در قالب هاي حكومتي متفاوتي صورت مي پذيرد، در نهايت
هدف استمرار و ابقاء نظام هاي مبتني بر ستم و استثمار و مردسالار را تعقيب مي كند.
در جايي مثل ايران ستم مضاعف بر زنان بقدري عريان و خشن اعمال مي گردد كه سخن گفتن
از كم و كيف آن گزافه گويي است. وظيفه نيروي پيشاهنگ تكرار ساده آنچه كه اقشار و
طبقات تحت ستم و استثمار با گوشت و پوست و استخوان خود لمس ميكنند، نيست. بايد راه
چاره را جست و به توده ها نشان داد.
بررسي مسئله حجاب و علل تحميل آن به زن در جامعه
تحت سلطه امپرياليسم نوع آخوندي، از اين حيث حائز اهميت است كه اينبار ستم تاريخي
بر زن با محور قرار دادن اين حربه صورت مي پذيرد. همينجا روشن كنيم كه منظور ما از
تحميل حجاب صرفاً تعيين يك نوع پوشش اجباري نبوده، بلكه بطور كلي جايگاهي كه براي
زن بدينوسيله در مناسبات توليدي تعيين مي شود را در بر مي گيرد. اگر از بعد توليد
و مصالح اقتصاد تحت سلطه ايران به مسئله بنگريم، مي بينيم همانگونه كه رضاشاه با
كشف حجاب اجباري در صدد وارد كردن گسترده تر زنان به عرصه توليد برآمد و تامين
نيروي كار ارزان را از اين طريق پي مي گرفت، امروز نيز جمهوري اسلامي راه حل برون
رفت از بحران مزمن بيكاري در جامعه، تامين تقريباً مجاني بخشي از هزينه هاي توليد
و خدمات اجتماعي نظير كار خانه و تربيت و پرورش فرزندان، و پاسخگويي در ناتواني
هايش در توسعه امكانات اجتماعي از قبيل مراكز آموزشي و تحصيلي و غيره را دنبال مي
كند. تمامي نظامات اجتماعي استثمارگرانه در جهان بر يك پايه مشترك قرار داشته اند
و آن حفظ نقش درجه دوم و تبعي زن در جامعه و محروم كردن زنان از اساسي ترين حق خود
يعني حق دخالت و شراكت در قدرت سياسي مي باشد. آنجائي هم كه زنان نقشي قسمي و
جانبي در قدرت سياسي ايفاء مي كنند، اين نقش بگونه اي است كه تضاد بنيادين با
تداوم نظام مبتني بر ستم و استثمار مردسالارانه ندارد.
بايد بدين امر واقف بود كه مسئله حجاب و تحميل آن
توسط جمهوري اسلامي در دوره اخير داراي جنبه اي صرفاً ايدئولوژيك نبوده، بلكه بطور
عمده بدينوسيله اهداف مرتجعانه سياسي خاصي دنبال ميشود. ديديم كه چگونه بازي
شطرنج، نواختن آلات موسيقي و خوردن گوشت برخي حيوانات با چرخش زبان، حلال و مباح
اعلام شد، ولي هر چه مي گذرد جمهوري اسلامي در تحميل هرچه بيشتر حجاب از تهاجم،
لحظه اي غافل نمي ماند. شايد بتوان انتظار حلال گشتن گوشت سگ و خوك و نظاير اين ها
را كشيد ولي در خصوص حجاب و عقب نشيني در تحميل آن، چنين چيزي بوقوع نخواهد پيوست.
اهميت اين موضوعات براي جمهوري اسلامي كيفيتاً
متفاوت است. امروز بيش از هر زمان ديگري خشم زنان آمادگي سرريز شدن دارد؛ زناني كه
زير ستم چرخ هاي سنگين قرون وسطايي بورژوا ـ ملاكان اسلامي بجان آمده اند. كوتاه
آمدن در امر تحميل حجاب توسط آخوندها در عمل نديده گرفتن آن شكافي مي باشد كه بشدت
قابليت عميق شدن و ظرفيت از كنترل خارج كردن اوضاع را دارد. كمپرادورهاي حاكم به
اين امر بخوبي واقفند كه با ناديده گرفتن اين شكاف به يك جنبش وسيع توده اي پا
داده مي شود. جنبشي كه خيلي سريع به ساير شئون اجتماعي و به ميان ساير اقشار و
طبقات اهالي سرايت كرده و حاكميت ارتجاعي ملايان را تهديد خواهد كرد. آري خشم زنان
در اين دوره آن تنور داغ و آماده اي است كه هيئت حاكمه اسلامي به منظور حفظ پايه هاي سلطه و اقتدار خود چاره
اي جز سرد كردن آن ندارد.
عمده ترين دستاويز مضحك جمهوري اسلامي براي سركوب
زنان حفظ سلامت و صلاح جامعه است. مثلا در نشريه پاسدار اسلام، نشريه تبليغاتي
حوزه علميه قم مي خوانيم: "ابتذال و سوء رفتار زنان و چهره هاي هوس انگيز و
مفسده خيز آنان، از مسئله احتكار و تورم زيان كمتري ندارد... صلاح و فساد زن در
سرنوشت فرد و جامعه اثر انكارناپذير دارد." خوب، اگر بي حجاب بودن زنان عاملي
فساد برانگيز در جامعه باشد، و اگر تعريف آخوندها از صلاح و سلامت اجتماعي درست
باشد، ما ميگوييم كه راه حل ديگري نيز براي جلوگيري از اشاعه فساد در جامعه وجود
دارد. اگر آخوندهاي باخدا، آنقدر به خداي خود ايمان دارند كه زندگي اين دنيا
برايشان بي ارزش باشد، اگر آنقدر كه مدعي اند به بهشت برين و آخرت اعتقاد دارند، و
اگر آنقدر به صلاح و سلامت جامعه علاقمندند، با كور كردن چشمان هرزه و كثيف آنان
به عوض در اسارت نگهداشتن زنان نيز مي توان بدين مقصود نائل آمد. واقعيت اين است
كه اينها صرفا مزخرفاتي حزب اللّه گول زن بوده و در باورهاي ايدئولوژيك مذهبي هيئت
حاكمه كمترين جايگاه را داراست. اين مرتجعين حق دارند زماني كه ميگويند بي حجابي
دهن كجي به ارزشهاي اسلامي است. در همان لجن نامه حوزه علميه قم چنين مي خوانيم:
"در يك مثل فرانسوي است كه در هر حادثه از حوادث اجتماعي ميگويند، زنان
راتفتيش كنيد! يعني علت العلل حوادث اجتماعي را در وجود زنان بجوييد." و در
جاي ديگر دست خود را از پس اسلام پناهي ها چنين رو ميكنند: "هم اينان (يعني
زنان بي حجاب) با بي حرمتي به ارزشهاي انقلاب و دهن كجي به عواطف ميليونها ايثارگر
كه صاحبان اصلي اين انقلابند... پيكره منزه و پاك جامعه را تهديد ميكنند و
افكارشان به محيط هاي آموزشي و فرهنگي نيز سرايت ميكند... و اگر جامعه واكسينه
نشود تاثيرشان گسترده تر شده و غير قابل اجتناب ميگردد."
متوجه
شديد؟ نگراني آخوندها از شلوغ شدن جهنم در آخرت نيست، وحشت آنها از تبديل به سوسك
شدن زناني در آخرت نيست كه تارهاي مويشان را نامحرم ديده، نگراني و وحشت عميق آنها
از كوتاه شدن عمر بهشتي است كه آنان با غصب قدرت سياسي در اين جهان براي خود ساخته
اند!ولي تا آنجا كه به جهانبيني ايده آليستي مذهبي مرتبط است، وسايل مختلفي براي
زنداني نمودن زنان در محدوده معيني بكار گرفته ميشود. در اسلام مهمترين ابزار اين
نقشه آگاهانه تحميل نوعي پوشش بنام حجاب است. در اسلام حجاب قرار است موجوديت زن
را به بند كشد و فعليت او را پوشيده دارد و نه سر و رو و موي او را! تحميل حجاب در
عمل يعني تخصيص يك جامعه زنانه به زنان! تحميل جامعه زنانه هم به مفهوم دور نگاه
داشتن زنان از جامعه مردان يعني همان صاحبان اصلي سرمايه و املاك و قدرت. زن با
بينش فئودالي وكمپرادوري اسلامي بوسيله مرد تعريف ميگردد، و بر اساس منافع طبقاتي
سالارمردان جامعه نقش و جايگاهش مشخص ميشود. منافع طبقاتي كه كنترل و مالكيت عمده
منابع اقتصادي، اجتماعي و سياسي را به خود اختصاص داده، و ديگر اقشار و طبقات
اهالي ميبايست حول تامين حداكثر اين منافع سازمان يابند!همانطور كه موضوع اساسي
مبارزه طبقه كارگر با طبقات استثمارگر اين نيست كه چه ميزان از ارزش اضافه توليد
شده توسط وي سهم خود اوست، موضوع اساسي مبارزاتي زنان در رفع ستم مضاعف اين نيست
كه چه ميزان از توليد آنان در جامعه به خود آنان بازميگردد، و يا اينكه در يك
جامعه مبتني بر بهره كشي وستمگري تا چه حد از حقوق دمكراتيك برخوردار است. گسترش
تدريجي ميزان اختيارات و حقوق زن در جامعه طبقاتي مردسالار، تضمين كننده هيچ جهش
كيفي در موقعيت اجتماعي و جهانبيني زناني كه طي قرون و اعصار از ستم مضاعف رنج
برده اند و از اساسي ترين حق خويش يعني حق حاكميت سياسي و رهائي كامل محروم بوده
اند، نخواهد بود! محدود شدن دامنه مبارزه زنان به درخواست آزادي پوشش از جمهوري اسلامي
بيان يك مبارزه رفرميستي است! براي زنان مبارزه براي هر حق دمكراتيك، در صورتيكه
مستقيماً لبه حمله اش متوجه سرنگوني جمهوري اسلامي و هر نظام استثمارگرانه
مردسالار نباشد، مبارزه اي در خود بوده و كمترين پتانسيل ممكن را براي نزديك
گرداندن آنان به قدرت سياسي داراست. زنان ستمديده ميبايست با آن تعريف از زن
مبارزه نمايند كه جهان را بر اساس ديدگاه و منافع ارتجاعي بورژواها، ملاكان،
بوروكرات ها و كمپرادورهاي مرد توضيح ميدهد!همانگونه كه تعداد اتحاديه ها و
سنديكاها در هر جامعه طبقاتي متضمن هيچ منفعت پايه اي براي كارگزاران نيست، ميزان
اختيارات و حقوق دمكراتيك زنان حتي در جوامع پيشرفته سرمايه داري و امپرياليستي
نيز تضمين كننده تحقق پايه اي ترين حقوق زنان نمي باشد.
www.sarbedaran.org