جاي خالي زن در محاسبات آماري

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

ستم بر زنان و پرتاب زنان به جايگاه درجه دوم هرچند توجيه خود را در سيستم تفكر و ارزشهاي روبنائي و فرهنگي پيدا مي كند، اما اين امر عميقترين منافع اقتصادي را در نظر دارد. بعبارتي ديگر ستم بر زن با ستم طبقاتي در هر عصر تاريخي گره خورده و در خدمت حفظ آن قرار مي گيرد و از يوي ديگر با زيربناي استثماري درهر عصري مرتبط است.

در كشورهاي سرمايه داري امپرياليستي كار زنان در خانه و خانه داري بخشي از هزينه باز توليد نسل جديد كارگران يعني مخارج نگهداري فرزندان كارگران را تامين كرده و بنابراين درخدمت پائين نگهداستن دستمزدها و بالابردن سود ؟سرمايه قرار دارد.

در كشورهاي تحت سلطه علاوه بر اشكال سرمايه دارانه ستم و استثمار ـ يعني بحساب نياوردن كار زنان در نگهداري از فرزند و خانه داري، كار آنها در امر توليدي هم بحساب نمس آيد. بدين صورت كه كار زنان در توليد مستقيم بعنوان كمك به شوهر يا پدر و بطور كلي خانواده حساب شده و پردهپوشي مي شود. بايد دانست همين كار موجب مي شود، مردان خانواده نتوانند براي مدتهاي نيبتاً طولاني و بعنوان مهاجر در شهرها، با دستمزدهاي بسيار كم به كار بپردازند.

بلهآ دراين كشورها، اطلاعات و آمار جمع آوري شده تحت تاثير ايدئولوژي و فرهنگ و افكار حاكم، نقش زنان در تليد معيشتي و تجاري را نهان هگه مي دارد و بدين نحو از لحاظ رسمي هم مورد تائيد طبقه حاكم قرار مي گيرد.

در اكثر سرشمري ها از روستا، تنها كارهائي كه زنان در مقابل آن مزد دريافت كنند را بعنوان فعاليت اقتصادي بهحساب مي آورند. زناني كه به كار توليدي خانگي اشغال دارند و هرگز مزدي دريافت نمي كنند بعنوان زنان خانه دار طبقه بندي مي شوند. زناني كه بطور نيمه وقت در فصل برداشت يعني درو و خرمن كوبي در كار توليدي شركت مي كنند، نيز بعنوان خانه دار طبقه بندي مي شوند. بدين تريب آنگونه فعاليتهاي معيشتي و خانگي كه عمدتاً تويط زنان انجام مي گيرد از آمار توليد و درآمد حذف مي شود.

مطابق با پرسش نامه هاي فعلي آمارگيري، زن خانه دار درگروه "غيرفعال" اقتصادي قرار دارد. فعاليتهاي فرعي زنان كه به كلي در اين آمارگيريها ذكر نمي شود شامل كارهاي متعددي از قبيل صنايع دستي، توليد جهت مصرف خانواده، نگهداري از حيوانات ـ كارهاي فصلي مثل مبارزه با آفات و حشرات، تهيه آب و سوخت، پاك كردن و خشك كردن حبوبات و ميوه جات، شيردوشي، نخ ريسي، بافندگي، قاليبافي هستند.

در حاليكه تمام اين كارها نه مربوط به نگهداري خانه و فرزندان بلكه مستقيماً كارهاي توليدي هستند كه بخشي از مخارج زندگي يا توليد براي ادامه زندگي را تهيه مي كنند. كاري را كه زنان براي گذراندن زندگي و حفظ معيشت خانواده و بخاطر فرزنان و شوهر مي كنند، هرگز حتي در محاسبات آماري بحساب نمي آيد، تاچه رسد به آنكه كسي در مقابل آن دستمزدي پرداخت كند. وقتي اين كارها در مجموعه خود و در ابعاد اجتماعي در نظر گرفته شود، مي بينيم كه كاري مجاني است كه در خدمت طبقات استثمارگر و ارتجاعي انجام شده. از همين طريق است كه بخشي از هزينه هاي توليد بنفع طبقه سرمايه دار تامين مي شود. ناگفته نماند كه كارهاي مردان در كشاورزي و صنيع دستي براي گذراندن زندگي او همين مقوله است. عليرغم آنكه در سيستم هاي آمارگيري حذف زنان را از سرشماري عادي مي داند، مثالهاي مشخصي از اين وضع در دست است.

در ايران كار بدون مزد زنان در توليد كشاورزي به ندرت بيان آماري پيدا مي كنند؛ حال آنكه بنا برسرشماري در آذرماه 1345 در گروه كاركنان كشاورزي، 15 درصد مردان و 46 درصد زنان "كاركن بدون مزد خانوادگي"طبقه بندي شده اند. بعلاوه با مهاجرت بيشتر مردان به شهرها ميزان اشتغال زنان در توليد كشاورزي و صنايع دسيس بالاتر نيز رفته.

در بيرجند، آمارگيري سال 1345 ميزان فعاليت اقتصادي زنان را حدود 20 درصد مي داند؛ حال آنكه درسال 50 اين ميزان حدود 44 درصد بوده است. در اين منطقه صنايع دستي بويژه قاليبافي به منبع اصلي درآمد خانوار تبديل شده و تماماً توسط زنان انجام مي شود. درعين حال شركت زنان در كار كشاورزي و مزارع كوچك نيز افزايش يافته.

پژوهشهاي سازمان جهاني كار نشان مي دهد كه ميزان شركت زنان در نيروي كار پائين تر از آنست كه سرشماري سال 1345 نشان داده است. همچنين اين پژوهشها نشان مي دهد كه بعلت گسترش مهاجرت مردان به شهرهاي نسبتاً دورتر براي كار مدي بجاي كار در مزارع كوچك خودشان، نسبت زنان در توليد كشاورزي معيشتي و صنايع دستي بالا رفته. زنان عموماً تعداد ساعات بيشتري نسبت به مردان كار مي كنند. كار زنان را در اقتصاد روستائي بايد روز"كار مضاعف" نام داد برپايه همين روز "كارمضاعف" است كه مردان روستائي مي توانند به شرها مهاجرت كنند و مدتهاي طولاني در شهرها باقي بمانند و نيروي كار خود را به بازار شهرها به قيمت ارزان عرضه كنند. وقت آنها در چنين سيستمي كار خودرا عرضه مي كنند بخشي از كار زنان درروستا را نيز كه صرف نگهداري خانه و خانواده آنها شده به سرمايه دار عرضه مي كنند، در حاليكه كسي آن را بحساب نمي آورد.

آخرين تخمينهاي آماري كه در سال 1360 داده شده، ميزان فعاليت اقتصادي زنان را 133 درصد قلمداد مي كند حال آنكه ارقام واقعي چنانكه در عقب افتاده ترين مناطق روستائي بيرجند ديده مي شود، از اين مقدار بالاتر است.

درايران كه توليد غيركالائي كماكان رايج است و زنان اكثراً درخانه به كارهائي اشتغال دارند كه مستقيماً به توليد براي فروش مربوط نمي شود. صنايع دستي و قاليبافي بر مبناي فرهنگ رايج بطور طبيعي جزء كار خانگي زنان حساب مي آيد.

بدين ترتيب فعاليتهاي اقتصادي زنان كه در چارچوب توليد كالائي نمي گنجد، بمثابه كار خانواده وابسته به مرد و يا كمك به توليد مردان بحساب مي آيد و زمينه وابستگي زن به مرد و نقش درجه دوم و تابع بودن او را در جامعه تحكيم مي بخشد. تمام فرهنگ و سنتهاي موجود در جامعه نيز كه در خدمت زيربناي اقتصادي قراردارد، به اين موقعيت زن در توليد و اجتماع صحه گذاشته و به آن خدمت مي كند.

فرهنگ و ايدئولوژي اسلامي يك ايدئولوژي مردسالار است و قوانين اش هم به تحكيم اين ايدئولوژي خدمت مي كنند. براي درهم شكستن اسارت زنان بايد با توجيهات ارتجاعي اسلامي در ستم برزن مبارزه كرد. زناني كه اسير خرافات مذهبي باشند، موقعيت درجه دوم و سركوب شده خود را قبول كرده اند و حتي در حفظ آن مي كوشند. زنان انقلابي و زحمتكش براي رهائي بايد در صحنه جنبشهاي اجتماعي و فعاليتهاي سياسي قدم بگذارند و عليه تمام ستمها و زنجيرهائي كه سنتهاي اجتماعي و مذهب بر دست وپاي آنها مي بندد، و براي از بين بردن ستم و استثمار طبقاتي كه ريشه تمام ستمهاي اجتمائي است، مبارزه كنند.

            

 

www.sarbedaran.org