خطاب به جوانان: درباره فرهنگ شووينيستي

 

از سلسله گفتارهاي راديويي "صداي سربداران" (1370-1368)

 

شما جوانان يا نوجوانان اگر تاكنون برنامه هاي ما را گوش كرده باشيد، حتماً بحثهاي ما درباره موقعيت قشر جوان در جامعه تحت حكومت جمهوري اسلامي را شنيده ايد و ميدانيد كه اين رژيم چه آشي براي آينده فرزندان كارگران و دهقانان و ديگر زحمتكشان پخته، آشي كه از هم امروز طعمش را در ظرف نكبت و افلاس مي چشيد.

شما كه تازه به مرحله جواني پا گذاشته ايد و براي آينده خود نقشه ها و اميدها و آرزوها داريد، بايد بدانيد تا اين رژيم ارتجاعي يا چيزي نظير اين بر سر كار است، اميد و آرزوهاي شما براي يك زندگي متفاوت، بهتر و سالم برباد خواهد رفت. سيستم جهنمي ستم و استثماري كه طبقات ارتجاعي و اربابان امپرياليست آنها برپا كرده اند با بهشتي كه حكومت اين طبقات يعني جمهوري اسلامي به شما وعده ميدهند تفاوت دارد. اگر گول وعده بهشت آن دنيا و رضايت خدا و پيغمبر كه توسط آخوندها موعظه ميشود را نخورده باشيد و غايت مطلوب خود را زندگي در چنان بهشتي كه بيشتر شبيه تنبل خانه شاه عباسي و همنشيني با حورالعين است، نجوئيد ـ خلاصه اينكه اگر مدل زندگي طبقات ارتجاعي را غايت مطلوب خود نكرده باشيد ـ ميدانيد كه تنها راه رسيدن به نيك بختي واقعي انقلاب است و سرنگوني رژيم حاكم و كل اين نظام ستم و استثمار.

امروز روي سخن ما با خود شماست؛ با شماست و درباره افكار شماست.

ابتدا بگوئيم كه افكار هر انساني بر اساس جايگاه اجتماعي و طبقه اوست كه تعيين مي شود اما اينجا يك عامل ديگر هم است كه افكار و نوع رفتارها را تحت تسلط خود دارد. در جامعه هر طبقه اي كه مسلط باشد، افكار او نيز افكار مسلط بر جامعه است. طبقه حاكم به قدرت افكار حاكم ميتواند سلطه اش را حفظ كند. آموزش و فرهنگ طبقه حاكم است كه در نهادهاي آموزشي به كودكان و نوجوانان و جوانان ـ چه دختر و چه پسر ـ القاء مي شود و الگوهاي مورد قبول و مطلوب طبقه حاكمه است كه بعنوان رفتار خوب و مورد پسند اجتماع به آنها ياد داده مي شود.

هرگاه روبناي فرهنگي و فكري ـ ايدئولوژيك طبقه حاكمه كه منطبق با حاكميت آنها ساخته و پرداخته شده نفوذ و تسلط خود را از دست بدهد، آنگاه طبقه حاكم در خطر جدي قرار مي گيرد. مثلا وقتي داستانهاي شاهزاده و دختر پادشاه و شرح زندگي آنها بعنوان موجوداتي شيرين و قابل احترام ديگر خريداري پيدا نمي كرد، زماني بود كه زير پاي رژيم شاه بطور جدي از لحاظ سياسي خالي گشته بود. مسئله داستانهاي رايج فقط يك بعد از مسئله بسيار پيچيده فرهنگ و روبناست كه داراي جهات مختلف مذهبي، الگوهاي رفتاري، معيارهاي خوبي، بدي، زشتي، زيبائي و جوانب ديگر است.

مثال ديگر، جمهوري اسلامي است كه حاكميت خودرا بر اساس يك تفكر و الگوي مذهبي استوار كرده و افكار طبقه حاكمه را بطور عمده از كانال مذهب براي توده هاي وسيع مردم فرموله و قابل قبول مي سازد. وقتي مردم در مورد مذهب و اسلام طور ديگري فكر كنند، وقتي نفوذ كلام آخوندهاي حاكم در بين مردم كم شود، وقتي انتقادات مذهبي در اثر برخورد با واقعيت تيره و تار زندگي در جمهوري اسلامي در بين توده ها سست تر و بيرنگ تر شود، وقتي نماز جمعه ها حتي به ضرب رشوه و پول و جايزه مشتريان زيادي را بطرف خود جذب نكند، پيداست كه زيرپاي رژيم جمهوري اسلامي هم بشدت خالي شده است.

اينها نمونه هاي پراكنده اي از چگونگي نفوذ و تاثير افكار طبقه حاكم بر توده ها و اهميت آن در تضمين بقاي حاكميت طبقه حاكمه است. وقتي يك روبناي ايدئولوژيكي مثلا نظام شاهنشاهي و خدا ـ شاه ـ ميهن در بين توده ها ترك برميدارد طبقه حاكمه مجبور است براي تداوم نظم موجود به شكل هاي ديگر عقيدتي و فرهنگي مثل مذهب روبياورد.

اين درست است كه رنگ و لعاب هاي متفاوت بر ايده هاي طبقه حاكم براي حفظ حاكميت و سلطه مرتجعين ضرورت قطعي دارد؛ اما اين طبقه تحت هر رنگ و غالب حكومتي ـ چه رژيم شاهنشاهي چه رژيم اسلامي ـ به اشاعه و دفاع از مهمترين و اساسي ترين افكار ارتجاعي مشترك مربوط به كل طبقه بورژوا ـ ملاكان مي پردازد. دو جنبه از اين افكار مشترك عبارتند از تحقير زن و تحقير مليت هاي غيرفارس: يعني دامن زدن به شوونيسم يا برتري جويي مرد و مردسالاري و دامن زدن به شوونيسم يا برتري جويي ملي فارس. مشكل اينجاست كه اين نوع طرز فكر با اينكه هيچ ربطي به منافع طبقه كارگر و زحمتكشان ندارد، بعلت تبليغ و آموزش در ذهن اقشار و طبقات تحتاني جامعه جا مي افتد؛ طوري كه بنظر مي آيد بيان منافع خود آنهاست. اين ايده هاي ارتجاعي به جزئي از تفكر توده هاي تحت ستم و استثمار بدل مي شود.

روي سخن ما در اين مورد با شما جوانها و نوجوانها است. چون اولا هدف اوليه تبليغات زهرآگين طبقه حاكمه شما هستيد و از طرف ديگر، شما زودتر مي توانيد و بايد به تغيير طرز فكر خود، به انقلاب در ذهن خود جهت رهايي دست بزنيد. با داشتن افكار طبقه حاكمه، با قبول معيارهاي ارتجاعي در تحقير زنان هيچ مرد جواني نمي تواند كل افراد طبقه انقلابي و همسرنوشتان خويش را عليه طبقه حاكمه بسيج كند و به مبارزه بخواند. هيچ مردي و هيچ زني نمي تواند با داشتن افكار شوونيستي و تحقيركننده مليت هائي تحت ستم اعم از كرد و ترك و ديگران، با برتر شمردن خود نسبت به آنها، يا با سوءاستفاده از موقعيت بهتر خود در اين زمينه، كل طبقه كارگر از هر مليتي را بسيج نمايد. مبارزه با افكار ارتجاعي مستقيماً به مسئله كسب قدرت و پيروزي انقلاب بستگي دارد. ممكنست حزب ما عليه رژيم حاكم پيروز شود ـ كه مي شود ـ اما اگر اين پيروزي مساوي پيروزي افكار نوين بر افكار ارتجاعي نباشد، اگر ما با همان افكار كهنه پيروز شده باشيم، اين پيروزي نمي تواند پيروزي طبقه كارگر و زحمتكشان محسوب گردد. زيرا مناسبات قديمي عليه زنان، عليه مليتها و لاجرم بقيه قشرها، تحت حكومت تازه، احياء و بازتوليد ميشود. بدينجهت مبارزه با اين افكار كهنه اهميت زيادي  دارد. فرهنگ شوونيستي خيلي عميق و ريشه دار است. مي پرسيد چگونه؟ كافيست در محيط خانه و كار، در فضاي كوچه و خيابان دقيق شويد تا ببينيد چگونه فرهنگ شوونيستي عليه زنان با طرز حرف زدن اشخاص عجين شده است. كدام جوانيست كه در موقع ناراحتي دهان خود را باز نميكند و به فحاشي نمي پردازد. آيا تا كنون به محتواي اين فحش ها فكر كرده ايد؟ مضمون آنها غالباً توهين و تحقير زنان است. در جامعه مردسالار كه طبق سنت ارتجاعي، زن مايملك مرد بوده و بايد در چارچوب زندان خانه باشد و ناموس داري يعني حفظ مايملك در زندان خود، توهين به زن وسيله اي براي آزار و توهين به مردان خانواده آنها نيز محسوب مي شود. اين افكار توسط فرهنگ و ادبيات و هنر رسمي در بين جوانان اشاعه داده مي شود. اصطلاحاتي نظير "مردانگي كردن" بعنوان يك الگوي پسنديده، و "نامردي" بعنوان الگوي كار ناپسند؛ ضعيفه ناميدن زنان؛ بي عقل و كم عقل خواندن آنان همگي در خدمت جا انداختن شوونيسم يا برتري جوئي مردانه است.

مولوي شاعري كه اين روزها بخاطر اشعار عرفاني اش خيلي از طرف حكومت و همينطور بسياري از روشنفكران ناسيوناليست و مدعي مبارزه تبليغ ميشود، زهر اين نوع شوونيسم را اينگونه بجان طبقات محكوم ميريزد:

خواب زن كمتر ز خواب مرد دان

از پي نقصان عقل و ضعف جان

يا جامي يكي ديگر از شعراي معروف و مسلمان بر حسب روايات و احاديث ديني كه زن را آفريده شده از دنده چپ مرد ميداند، اين شعر را سروده:

زن از پهلوي چپ شد آفريده

كس از چپ، راستي هرگز نديده

و بازهم به كتابهاي مختلف كلاسيك و مورد رجوع در مدارس و دانشگاه ها نگاه كنيد، از اين اشعار و روايات خرافي كه مبلغ برتري مردان نسبت به زنان است زياد خواهيد يافت.

تحقير مليت هاي ديگر از طرف ملت غالب يا شوونيسم ملي هم مثل تحقير زنان يكي از افكار و نگرش هائيست كه رواج آن براي سلطه طبقات حاكمه و حفاظت نظام كمپرادوري ـ ملاكي تحت سلطه امپرياليسم اهميت اساسي دارد. برخلاف تحقير زنان كه ريشه هاي طولاني دارد و از جامعه كهن فئودالي به ارث مانده، اين نوع شوونيسم محصول رشد جامعه بورژوائي و مدرن است كه با تسلط امپرياليسم و با غلبه يكي از ملل بر ملل ديگر در چارچوب كشور واحد، بعنوان روبناي ايدئولوژيك و فرهنگي آن ساخته و پرداخته شده. هرچه خلقي در دوره اخير، يعني از انقلاب مشروطه تا بحال مبارزه جوئي بيشتري از خود نشان داده بيشتر آماج تبليغات ارتجاعي بوده و مورد تحقير قرار گرفته. بهمين علت بيشتر لطيفه هاي كثيف و تحقير آميز درباره خلق ترك و ترك زبان كه نقش برجسته اي در دوره هاي مختلف انقلابي بازي كرده ساخته شده. و شايد اگر زمان به طبقه حاكمه مهلت بدهد فردا جوك هايي هم درباره خلق كرد بسازند و براي دامن زدن به تمايلات و افكار شوونيستي در بين جوانان زحمتكش ملت غالب رواج بدهند.

سرتاسر اينگونه لطيفه ها كه در واقع هيچ نشاني از لطافت ندارد سرشار است از افكار شوونيستي. اينها خود يكي از مهمترين الگوهاي فرهنگي و ابزار دامن زدن و ترويج اين فكر غلط اند كه هركس زبان فارسي را در قالب و مقبول كمپرادورهاي شوونيست حرف نمي زند قاعدتاً بايد نادان و جاهل باشد.

رواج دادن تحقير نسبت به گروههاي مهم اجتماعي و از همه مهمتر زنان و مليت هاي گوناگون و روستائيان توسط طبقات حاكمه زمينه سازي فرهنگي براي تداوم استثمار و بهره كشي اقتصادي است؛ ولي از آن فوري تر هدفش حفظ اختلافات، بزرگ كردن و مهم جلوه دادن اختلافات بين توده مردم، و جلوگيري از قرار گرفتن توده كارگران و دهقانان از مليت هاي مختلف، زنان و مردان، روستائي و شهري در يك صف جهت مبارزه عليه ارتجاع حاكم است.

همانطوري كه گفتيم جوانان بعلت تاثيرپذيري نسبت به افكار و آموزش، بيشتر هدف اين تبليغات مسموم قرار مي گيرند. منبع مهم نشر اين افكار در مدارس و سربازخانه هاست. مدرسه نهاديست كه ارتجاع حاكم نسل جديد را با ايده هاي خود پرورش مي دهد. بينشي كه گفته شد بطور رسمي از لابلاي متون كلاسي و بطور غيررسمي از مجراي معلمين تعليم يافته در مكتب ارتجاع به نوجوانان القاء مي شود.

همه كساني كه به سربازي رفته اند ميدانند بازار لطيفه هاي وقيح تا چه حد در سربازخانه ها گرم است و حتي در وقت استراحت جمعي چطور توسط فرماندهان مرتجع گفته هاي تحقيرآميز نسبت به زنان يا اقليت هاي ملي يا هر قشر ستمكش و يا زحمتكش ديگر تكرار مي شود.

فرزند كارگري كه از تمام اين مراحل طولاني آموزش افكار ارتجاعي طبقات حاكم در مدرسه و كوچه، در محله و سربازخانه مي گذرد، اين نگرش را كه بطور ناخودآگاه،نگرش و افكار خودش مي انگارد، نه افكار دشمن طبقاتي اش.

پس در اين گفتار ما صرفاً افشاي كوشش ها و تبليغات ارتجاعي و شوونيستي آشكار طبقه حاكم را دنبال نمي كنيم، بلكه مستقيماً با شما جوانان و نوجوانان كارگر و زحمتكش و انقلابي سخن مي گوئيم. شمائي كه با تمام وجود مي خواهيد جمهوري اسلامي سرنگون شود و نه فقط سرنگون شود، بلكه انقلابي عميق و ريشه اي مناسبات حاكم را زيرورو كند. ما به شما مي گوئيم كه به افكار خود و به ايده هائي كه در بين رفقاي شما پراكنده مي شود، بنگريد و آنها را با تمايلات و ايده هائي كه در بالا شرح آن رفت، مقايسه كنيد. آيا در افكار و ايده هاي شما تحقير نسبت به زنان ـ و يا اگر زن هستيد قبول اين اهانت ـ وجود ندارد؟ آيا نسبت به بعضي قشرهاي اجتماعي به ديده حقارت نگاه نمي كنيد؟ مبارزه با اين افكار و زدودن آن از ذهن خود و رفقاي همفكر شما يك شرط اساسي براي بسيج و متحد ساختن توده ها در مبارزه انقلابي عليه ارتجاع حاكم است.                 

 

www.sarbedaran.org