"چپ" نيازمند يک خانه تکاني جدي!

نکاتي در باره مسئله زن

بيانيه اصول پايه اي در مورد  آزادي و برابري زنان

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران (م – ل – م) شماره 16 مرداد 1383 www.sarbedaran.org

 

   يک سال پيش در حقيقت شماره 9 بيانيه اي به نام اصول پايه اي در مورد برابري و آزادي زنان ايران منتشر کرديم که با اين مقدمه آغاز مي شود: «ما اصول زير را بعنوان اصول حداقل سازمانها و احزاب چپ ايران در مورد مساله زنان اعلام مي كنيم. همانطور كه چپ با خواست و آرمان برقراري عدالت اجتماعي مشخص مي شود در زمينه مساله زنان نيز با خواست آزادي و برابري زنان كه بخشا در اصول زير منعكس است مشخص مي شود.  سازمانها و احزاب چپ ايران تلاش  ميكنند كه اصول زير بعنوان اصول دموكراتيك پايه اي در ميان توده هاي مردم فراگير شود و توسط جامعه برسميت شناخته شود. »

    اين بيانيه در اصل از سوي يکي از فعالين جنبش زنان به ما و بقيه جريانات درون "جنبش چپ" ارائه شد تا اين احزاب و سازمان ها  با گذاردن امضاي تشکل خود بر زير اين بيانيه بطور رسمي مضمون آن را بعنوان سقف حداقل باورها و محور عملکرد خود در رابطه با مبارزه زنان ايران براي آزادي و برابري، اتخاذ کنند و در صورت عدم پذيرش آن بعنوان اصول حداقل خود، علت آن را توضيح دهند تا بدينوسيله امکان بحث و نظردهي گسترده تر پيش آمده و از اين رهگذر مسئله زنان بطور جدي تر در کل جنبش چپ ايران طرح شود – امري که بطرز اسفناک و غير قابل قبولي به تاخير افتاده است.  حزب ما از اين تلاش استقبال کرد و همزمان خبر دار شديم که سازمان راه کارگر و کومله و حزب کمونيست ايران و اتحاد چپ کارگري نيز آن را امضا کرده اند. بهمين جهت اين بيانيه را با امضا اين سازمان ها در نشريه حقيقت شماره 9 منتشر کرديم. اما مدتي بعد خبردار شديم که حزب کمونيست ايران امضاي خود را به سطح "بخش خارج کشور حزب کمونيست ايران" تقليل داده و بيانيه  در نشريه "راه کارگر" بدون امضا (حتا بدون امضاي سازمان مربوطه) به چاپ رسيد. اينها علائم هشدار دهنده اوليه بود دال بر اينکه اين "اصول حداقل" براي مجموعه اي که به عنوان جنبش چپ شناخته مي شود، چندان هم "حداقل" نيست و مبارزه و تلاش لازم است که  در ميان سازمانها و احزاب چپ  ايران مسئله زنان از سطح (بقول لنين) بحثها و ادعاهاي افلاطوني بگذرد و واقعيت پيدا کند. جدا از مسئله امضا کردن و نکردن و دلايل آن، در پيش گرفتن تاکتيک "سکوت" از سوي اغلب سازمان هاي چپ   بسيار سوال بر انگيز بود. شايد فکر مي کردند اين موج "جنبش زنان" هم بگذرد و گريبان ها خلاص شود! اما اين موج رفتني نيست و تازه دارد اوج مي گيرد!

    ما در اين مقاله مي خواهيم اولا، از اين بيانيه (به عنوان اصول حداقل و بعنوان بخشي از مطالبات و نيازهاي زنان ايران در زمينه آزادي و برابري) دفاع کنيم و بر اهميت فراگيرکردن آن و تلاش براي تبديل آن به  يک نيروي مادي و تاثير گذار در جامعه، تاکيد بگذاريم. ثانيا، مي خواهيم از اين فرصت استفاده کرده و به طرح انتقاداتي از خط و عملکرد غالب در جنبش چپ ايران بر سر مسئله زنان بپردازيم. زيرا بدون يک خانه تکاني حتا اصول حداقل طرح شده در اين بيانيه نيز به باورها و اصول جنبش چپ تبديل نخواهد شد.  جنبش کمونيستي و بطور کلي مارکسيسم همواره در مبارزه عليه انواع و اقسام اپورتونيسم شبه مارکسيستي، شفافيت و تيزي خود را بازيافته است. به اعتقاد ما امروزه مسئله زنان يکي از آن عرصه هائي است که کمونيستها بايد تفاوت موضع و نقطه نظر کمونيستي را  با انواع بينش ها و جرياناتي که فقط در ظاهر و در ادعا  کمونيست يا چپ هستند روشن کنن