زنان
نيمي از آسمان
را بر دوش
دارند
انتشار
مجدد دو سند
تاريخي
برگرفته از مجله
جهاني براي
فتح شماره 24 www.sarbedaran.org\rim
سند
زير به
مبارزات
انقلابي عليه
ستم بر زن و
نقش زن در چين
مربوط مي شود
كه در سال 1973
انتشار يافت.
سرمقاله هشت
مارس 1973
"روزنامه
مردم" به ويژه
مقاله اي مهم در
مبارزه دروني
حزب كمونيست
چين بود. يك
جريان
روشنفكري
محافظه كار كه
از حمايت جناح
راست حزب
برخوردار
بود، معتقد
بود كه مسئله
رهايي زن در
چين
سوسياليست حل
شده است. جناح
چپ آن را تلاش
در جهت انكار
مبارزه
طبقاتي و
احياي سرمايه
داري مي يافت.
فراخوانهايي
در اواسط سال 1972 در جهت جلب
توجه همگان به
مسئله زن در
جرايد به چاپ
رسيد. سرمقاله
هشت مارس 1973
بعنوان سند
مهمي در ضد
حمله انقلابي
بكار رفت و به
احياي جنبش
زنان كمك كرد.
*
زنان
كارگر نيروي
انقلابي
عظيمي هستند. (1973)
امروز
هشت مارس، روز
بين المللي
زنان كارگر است.
جنبش شكوهمند
زنان كارگر
جهان است كه
در امر مبارزه
با يكديگر
متحدند.
احترامات
عميق خود را
نثار زنان
انقلابي همه
كشورها و
تبريكات
صميمانه خود
را نثار زنان
كارگر تمام
مليتها در
كشورمان مي
كنيم.
زنان
نيروي عظيمي
در تمام جبهه
هاي انقلاب سوسياليستي
و ساختمان
سوسياليسم
هستند. طي
انقلاب كبير
فرهنگي پرولتاريايي،
توده هاي زنان
در مناطق شهري
و روستايي
(منجمله آنها
كه به ندرت در
فعاليتهاي سياسي
شركت مي
كردند) نقشي
فعال در
مبارزات سرسختانه
بين دو خط و
تقبيح خط
رويزيونيستي،
بازي كردند.
زنان تا پيش
از اين در
چنين مقياس و
به اين وسعت
بسيج نشده
اند؛
آگاهيشان نسبت
به مبارزه
طبقاتي و
مبارزه بين دو
خط به تدريج
رو به افزايش
است؛ شمار
كثيري از
فعالين به اين
نيرو پيوسته
اند و بسياري
زنان برجسته
با منشاء
كارگري و
روستايي به
رهبري تشكلات
مختلف چه در
سطح ملي و چه
در سطح محلي
رسيده اند.
زنان
در جنبشهاي
توده اي "صنعت
بايد از تاچين
بياموزد" و
"كشاورزي
بايد از تاچاي
بياموزد" نقش
شايسته "نيمه
ديگر" را ايفا
كرده اند. اكثريت
عظيم زنان
شهري خود را
از قيد خانه
هايشان رها
ساخته اند تا
در كارهاي
جامعه و
كارهاي توليدي
شركت كنند و
در موسسات توليدي
"هفت ماه مه"
كار كنند.
تعداد زنان
كارگر و زنان
عضو حزب به
نحو قابل
توجهي افزايش
يافته است.
زنان در
بسياري مناطق
روستايي
نيروي كار
عمده را تشكيل
مي دهند.
بسياري
تشكلات زنان
(مثل "تيمهاي
كاري هشت
مارس"،
"گروههاي هشت مارس
در راه آهن"،
"دسته هاي
دختران اراده
آهنين" و "هنگ
هاي زنان سرخ")
به نيروي خارق
العاده اي در
عرصه هاي صنعت
و كشاورزي
تبديل شده
اند. زنان در
عرصه هاي
بازرگاني،
مالي، فرهنگي،
آموزشي،
بهداشتي و
غيره (منجمله
بعنوان تعداد
زيادي از
"دكترهاي پا
برهنه") به موفقيتهاي
نويني در
زمينه خدمت به
خلق دست يافته
اند. زنان
رزمنده
ميليشيا در
دفاع از سرزمين
سوسياليستي
مادري مان
اداي سهم كرده
است. توفان
انقلاب كبير
فرهنگي
پرولتاريايي،
زنان كارگر
تمام مليتها
را آبديده
كرده، باعث
پيشرفتهاي
نوين جنبش
زنان در چين،
و تغييرات
عظيم در
ديدگاه زنان
شده است.
رهايي زنان،
بخش لاينفكي
از امر رهايي
پرولتارياست.
موفقيت
انقلاب
سوسياليستي و
ساختمان
سوسياليسم بدون
مشاركت فعال
زنان كه نيمي
از جمعيت را
تشكيل مي
دهند، غير
ممكن است. به
همين سان،
رهايي زنان
نيز بدون
پيروزي
پرولتاريا
غير ممكن است.
وظايف اساسي
جنبش زنان
عبارتند از
درك مبارزه
طبقاتي و
مبارزه ميان
دو خط، بهره
گيري از
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
انديشه
مائوتسه دون
در آموزش دادن
توده زنان، از
بين بردن
بقاياي نفوذ
خط
رويزيونيستي
ليوشائوچي و
ساير نيرنگهاي
سياسي در كار
در ميان زنان،
و بسيج زنان
در شركت فعال
در مبارزه
ميان دو طبقه،
دو راه، و دو
خط. بدون مد
نظر قرار دادن
مبارزه طبقاتي
و مبارزه ميان
دو خط، نمي
توان به امر
زنان پرداخت و
آن را درك كرد.
بدين ترتيب،
پيشبرد جنبش
زنان در يك
مسير صحيح نيز
غير ممكن خواهد
بود. انتقاد
از
رويزيونيسم و
اصلاح سبك كار
اكنون
مهمترين
وظيفه كل حزب
و كشور است.
پيشبرد صحيح
اين وظيفه
كليد پيشبرد
صحيح وظايف در
كليه بخشهاي
كاري و مناطق
كشوري است. در
زمينه مسائل
زنان نيز
اولويتهايي
در دستور كار
قرار دارند.
توده زنان
بايد بطور جدي
براي مطالعه و
بررسي بسيج
شوند تا
بتوانند به نقد
همه جانبه
جوهر خط
رويزيونيستي
ليوشائوچي و
ساير
نيرنگهاي
سياسي دست
يابند؛ بهتر
بتوانند
ماركسيسم
راستين را از
دروغين تشخيص
دهند، و آگاهي
شان را در
مورد چگونگي
پيشبرد خط
انقلابي
پرولتري بالا
ببرند.
پا
به پاي پيشبرد
كارزارهاي
نقد
رويزيونيسم و
اصلاح سبك
كار، لازم است
براي ارتقاي
سطح شور و شوق
سياسي و كاري
زنان، درك
بهتري در مورد
اوضاع سياسي و
موقعيت سياسي
داخلي و بين
المللي و موفقيتهاي
جديد زنان در
عرصه هاي
گوناگون به
آنها ارائه
شود.
زنان
انقلابي نه
تنها بايد به
انقلاب و
ساختمان
سوسياليسم در
كشور خود بلكه
به مبارزات انقلابي
مردم و زنان
كليه كشورها
نيز توجه
كنند. آنها
بايد منافع
سرزمين مادري
و نيز تمام
دنيا را مد
نظر بگيرند.
آنها بايد
انترناسيوناليسم
پرولتري را
بنمايش گذارند
و به نوبه در
امر رهايي نوع
بشر سهم
بگيرند.
پيروزي
انقلابات
دمكراتيك و
سوسياليستي
در چين، مسير
گسترده اي را
پيش پاي زنان
نهاده است.
زنان و مردان
از موقعيتي
برابر در عرصه
هاي سياسي،
اقتصادي و
فرهنگي و در
زندگي خانوادگي
برخوردارند.
اما بايد توجه
داشت كه چين مدت
دو هزار سال
تحت حاكميت
فئودالي قرار
داشت؛ و طبقات
استثمارگر،
عقايد تبعيض
گرايانه و ريشه
دار خود نسبت
به زنان را بر
جاي گذاشتند.
آنها به زنان
بمثابه برده و
زائده برخورد
مي كردند.
امروزه طبقات
و مبارزه
طبقاتي كماكان
در جامعه ما
وجود دارند.
بقاياي ايده
هاي كهني كه
نسبت به زنان
تبعيض جنسي
قائل مي شود را
نمي توان به
يكباره و بطور
كامل از بين
برد. غفلت از
آموزش
كادرهاي
بيشتري از زنان،
پرداخت
دستمزد
نابرابر به
زنان و مردان در
ازاي كار
برابر در
مناطق
روستايي،
جلوگيري از
استخدام زنان
كارگر در برخي
كارخانه ها، و
وجود سنتهاي
فئودالي در
ازدواج، همگي
بازتاب آن
ايده هاي كهن
است. لازم است
كه مبارزه اي درازمدت
عليه آنها
براه بيفتد و
زنان، ديگر
بعنوان
انسانهاي
فرودست محسوب
نشوند. زنان و
مردان بايد در
ازاي كار
برابر،
دستمزد برابر
دريافت كنند.
هيچ كارخانه
اي نبايد
هنگام استخدام
نسبت به زنان
تبعيض جنسي
قائل شود. ما بايد
سنتها و ايده
هاي كهن در
مورد ازدواج
را به دور
اندازيم و
معيارهاي
نوين سوسياليستي
را به جايشان
بكار گيريم.
شمار
كثيري كادر از
ميان زنان،
گام پيش نهاده
اند. اين خود
تبارز مهم
رهايي زنان
چين و نشانه
برتري نظام
سوسياليستي
است. شماري از
كادرهاي زن
خود را در
مبارزه
انقلابي دراز
مدت آبديده
كرده و مجرب
شده اند. آنها
از جمله
دارايي هاي
پرارزش
انقلاب هستند.
كادرهاي
بيشتري از
ميان زنان
بايد آموزش
ببينند تا
بتوان پيشرفت
توده هاي زنان
را بهتر رهبري
كرد. كادرهاي
رهبري در تمام
سطوح بايد
درصد معيني از
زنان را در
صفوف خود جاي
دهند و
بگذارند كه
اين زنان در
كوران مبارزات
بزرگ آبديده
شوند؛ بايد
آنها را
جسورانه وارد
كار كنند؛ با
صميميت تمام
آنها را آموزش
دهند، و در
جهت پيشرفت هر
چه سريعتر،
قابليتهاي
شان را رشد
دهند.
براي
تواناتر كردن
زنان جهت
مشاركت در
فعاليتهاي
سياسي،
توليدي، كاري
و مطالعاتي،
ضروري است به
آنها كمك شود
تا به مسائل و
مقولاتي نظير
ازدواج، خانواده
و آموزش
كودكان از
زاويه اي
پرولتري برخورد
كنند و نفوذ
ايده هاي
بورژوايي و
فئودالي در
اين مورد را
پس بزنند.
بايد به
خصوصيات ويژه
زنان و برطرف
كردن مشكلات
خاص آنها توجه
شود. بايد
مهدكودكها،
كودكستانها،
و شيرخوارگاه
ها به خوبي
اداره شوند و
به امور مربوط
به زايمان و
نگهداري از
كودكان بطور
مناسبي توجه
شود. بايد
ازدواج
ديرهنگام، و
برنامه تنظيم
خانواده
تشويق شود. و
زن و مرد بايد
به مشاركت در
كارهاي خانه
ترغيب شوند.
همانطور كه لنين
به ما آموزش
داده، بسيار
مهم است كه "زنان
را به عرصه
كار توليدي
اجتماعي وارد كنيم؛
آنها را از
"بردگي
خانگي" رها
سازيم؛ از
انقياد خرفت
كننده و حقارت
بار در
زنجيرهاي ابدي
و ازلي
آشپزخانه و
بچه داري
آزادشان كنيم."
كميته
هاي حزبي در
تمام سطوح
بايد به امر
زنان توجه
كنند و آنها
را از نظر
سياسي و
ايدئولوژيك،
استوارانه
رهبري كنند.
بايد برخي از
اعضاي اين
كميته ها
مسئوليت
پيشبرد اين كار
را بعهده
بگيرند.
تشكلات زنان
در تمام سطوح
بايد تحكيم
يابند و
كارشان به
گونه اي
پيشرفت حاصل
كند كه
بتوانند
بعنوان
دستيار با
كفايت كميته
هاي حزبي امر
زنان را به
پيش ببرند، و
بعنوان
تشكلاتي
رزمنده توده
هاي زنان را
بسيج كنند.
شمار معيني از
كادرها بايد
مسئوليت
يابند كه امر
زنان را به
پيش ببرند؛
بايد بياموزند
كه پيشبرد اين
كار به نحو
احسن در حقيقت
به نفع انقلاب
است؛ بايد بر
ايده غلط
تحقير چنين
كاري خط بطلان
كشيده شود.
هنگام برنامه ريزي
كارهاي اصلي،
توجه به مسائل
زير ضروري
است:
توجه به
خصوصيات ويژه
زنان، و اتخاذ
تدابير مناسب
و اعمال سياست
بسيج زنان و
مردان
دوشادوش
يكديگر.
صدر
مائو گفت
"زمانه عوض
شده است.
امروز زنان و
مردان با هم
برابرند. هر
كاري را كه
رفقاي مرد مي
توانند انجام
دهند، رفقاي
زن نيز مي
توانند انجام
دهند". صدر
مائو همواره و
مصرانه زنان
را تشويق مي كرد.
زنان كشور ما
بايد صميمانه
ترين
انتظارات رهبر
كبيرمان را
برآورده
سازند. آنها
بايد بلند نظر
باشند؛ سخت
مطالعه كنند؛
و هر روز سهم بيشتر
و تازه تري در
امر انقلاب
سوسياليستي و ساختمان
سوسياليستي
بازي كنند.
8
مارس 1973
توضيح: سند فوق از كتاب
"كار زنان:
زنان و حزب در
چين انقلابي"
(نوشته دليا
داوين، لندن،
انتشارات
كاكس اند وايمن،
1974) باز تكثير
شده است. همچنين
رجوع كنيد به
"رهائي زنان
در چين" نوشته
كلودي
بوروايل.
www.sarbedaran.org