گرامي باد هشتم
مارس، روز جهاني زن!
چشم دنياي معاصر،
به مبارزات روزافزون زنان روشن گشته است. زنان پنجه در پنجه بيعدالتي و نابرابري و
تبعيض افكنده اند. مبارزات، اشكال گوناگون دارند و دورنماها و راه ها متفاوتند.
اما هر يك به درجه اي، ستم جنسي را به نقد مي كشد و آماج قرار مي دهد. هر يك به
طريقي، به نظم موجود ضربه مي زند: از مبارزه زنان آمريكا در دفاع از حقوق
اجتماعيشان (كه بتازگي در مارش يك ميليوني تبارزي روشن يافت) گرفته تا مبارزات زنان
هند عليه تبعيضات و قيود سنتي ـ مذهبي زن ستيزانه؛ از مقاومت بيباكانه زنان
افغانستاني عليه جنايات مرتجعين اسلامي گرفته تا مبارزه زنان كارگر كره جنوبي عليه
تشديد استثمار و سركوب در محيط كار؛ از حضور فزاينده زنان بعنوان فرمانده و رزمنده
در صفوف جنگ انقلابي در پرو، نپال و فيليپين گرفته تا...
چرخهاي استثمار
امپرياليستي، توده زنان را از كنج خانه بيرون كشيده و درگير خط توليد بين المللي
كرده است. نيروي كار هر چه "زنانه" تر و ارزانتر مي شود: در بنگلادش و
هند، در مكزيك و اروپا، در آمريكاي شمالي، شرق آسيا و هر جاي ديگر. اين روند، حركت
اجتماعي و سياسي زنان را شتاب و گسترش بخشيده است. اما موقعيت اجتماعي زن، همان
است كه بود: درجه دوم؛ تابع؛ اسير تبعيض. طبقات حاكم براي كنترل زنان همچنان بر
"وظايف الهي" و "نقش طبيعي" زن، بر اخلاقيات و ارزشهاي سنتي
تاكيد مي كنند. نظام وارونه، نظام متناقض سرمايه داري جهاني، بدست خويش مسئله زن
را حادتر و انفجاري تر كرده است.
پيوندهاي ديرينه
جنبش جهاني زنان و جنبش بين المللي كمونيستي، تازه مي شود. اين دو جنبش در برابر
نظامي واحد بپاخاسته اند. زنان كمونيست انقلابي بيش از يك قرن در صفوف مقدم جنبش رهائي
زن جنگيده اند. كمونيستها همدوش زنان آزاده و پيشرو، براي اتحاد رزمنده تر و تشكل
عاليتر جنبش زنان مبارزه كرده اند. انقلابات كبير پرولتري و جنبشهاي رهائيبخش،
ساختمان سوسياليسم در شوروي و چين و مشخصا انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي، صحنه
گسستن زنجيرهاي كهنه بردگي و رها شدن نيروي عظيم انقلابي زنان بوده اند. كمونيستها
در پي رهائي نوع بشر از هرگونه استثمار و ستم و نابرابريند. طبقه كارگر فقط با رها
كردن كل بشر مي تواند رهائي خويش را بكف آورد. همانطور كه مائوتسه دون گفت:
"اگر در دنيا فقط يك زن هم تحت ستم باشد، هيچكس رها نخواهد بود." همسوئي
و اتحاد جنبش زنان و جنبش بين المللي كمونيستي براي غلبه بر دشمنان و كسب پيروزي،
ضروري است.
مقاومت و مبارزه
زنان در ايران بخشي از جنبش جهاني زنان است. نافرماني دختران جوان در مقابل دستگاه
نظم و قانون جمهوري اسلامي، بي اعتنائي به تهديدات مقامات كه نمونه شورانگيز آن را
اخيرا پشت درهاي بسته استاديوم آزادي و مقابله با قواي سركوبگر شاهد بوديم؛ حضور
موثر زنان در خيزشها و مبارزات حق طلبانه در محلات زحمتكشي؛ ايستادگي و مقاومت
زنان روشنفكر در دفاع از حقوق اجتماعي و سياسي و فرهنگي زنان؛ اينها همه طلايه دار
امواج نويني هستند كه پاي در راه دارند. كمونيستهاي انقلابي به اين امواج خروشان
خوشامد مي گويند.
انجام انقلاب ريشه
اي در ايران در گرو نابودي مناسبات جان سخت نيمه فئودالي است كه از بنيادي ترين
عرصه ها تا روبنائي ترين سطوح جامعه را تحت تاثير قرار مي دهد. و جنبش زنان عليه
قيود مردسالاري و پدرسالاري، در امر نابودي اين مناسبات، نقشي پر اهميت بازي مي
كند. ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستها مشتاقانه به استقبال جنبش ترقيخواهانه و
انقلابي زنان مي شتابند، از آن پشتيباني مي كنند و با آن عليه تمامي اشكال مردسالاري
و زن ستيزي، عليه رژيم ارتجاعي اسلامي و حاميان امپرياليستش متحد مي شوند. زنان و
مردان كمونيست به اتحاد رزمنده تر، و تشكل بهتر و گسترده تر اين جنبش كمك مي كنند
و در ترسيم دورنماي روشنتري براي آن فعالانه سهم مي گيرند.
پيروز باد جنبش
جهاني رهائي زن!
زنجيرها را
بگسليم؛ خشم زنان را بمثابه نيروي قدرتمندي براي انقلاب رها كنيم!
سرنگون باد رژيم
ارتجاعي جمهوري اسلامي!
سرنگون باد نظام
ستم و استثمار امپرياليستي!
زنده باد كمونيسم!
زنده باد انقلاب!
هشتم مارس 1998 (1376) ـ اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران)
www.sarbedaran.org