مبارزات زندان
نامه اي از تركيه
از حقيقت دوره دوم، شماره 36، بهمن 1379 – www.sarbedaran.org
اعتصاب غذا در تركيه حدود دو ماه ادامه داشت كه حمله حكومت به زندانها
آغاز شد. اين دوره مبارزه دو ماهه، مردم را به علت اعتراض زندانيان آگاه كرده بود.
حركتهايي هم در به پايان رساندن اين اعتصاب انجام شد از جمله از طرف حقوق بشر
تركيه كه سعي كرد رابط بين اعتصاب غذا كنندگان با حكومت براي گرفتن برخي از خواسته
هاي آنها و يا ماست مالي كردن مبارزات آنها باشد. درست قبل از حمله به زندانها
حكومت عفو عمومي براي كليه زندانيان غير سياسي را آورد كه با اعتراضاتي از طرف
خانواده زندانيان روبرو شد. احزاب اپوزيسيون هم به اين حكم اعتراض داشتند. مثلا
فضيلت پارتي بخاطر رهبرش ارباكان كه ده سال حكم زندان دارد، اعتراض داشت زيرا
آزادي شامل او نمي شد. بهرحال جنبه عمده اعتراض از جانب خانواده هايي بود كه
اعتراض به آزاد شدن قاتلين يا متجاوزين به جان فرزندانشان را داشتند. مثلا مادري
مي گفت دختر من بعد تجاوز به قتل رسانده شده و اين حكومت، قاتل را مي خواهد آزاد
كند اگر قرار است كسي اين قاتلين را عفو كند ما هستيم نه حكومت. شما هيچ حقي در
آزاد كردن قاتلين مردم نداريد اگر راست مي گوييد كساني را آزاد كنيد كه عليه حكومت
و عليه قدرت شما مبارزه كرده اند در صورتي كه آنها در زندانها هستند و براي حقوق
اوليه خود در زندانها كشته مي شوند.
سياست عفو عمومي مسلما مكمل سياست حمله و در هم شكستن مبارزه زندانيان سياسي
بود. زيرا درست بعد از در هم شكستن زندانها و انتقال آنها به زندانهاي انفرادي و
صحنه هاي وحشيگري هاي حكومت خونخوار، صحنه سناريو را با شادماني آزاد شدن زندانيان
معمولي عوض كردند. كه البته در ميان آنها چند نمونه زنداني سياسي تواب شده هم بود
كه عليه اعتصاب غذا سخن گفتند. سياست رژيم هم پوشاندن چهره كريه خود بود و هم خنثي
كردن حمله وحشيانه خود به فرزندان اين مملكت و هم به جان هم انداختن خانواده
زندانيان معمولي و سياسي. به واقعيت هم انسان وقتي صحنه شادي زندانيان آزاد شده را
مي ديد بخصوص بعد سه روز كشتار زندانيان سياسي بي اراده به خوشحالي آنها فحش مي
داد.
حتما مي دانيد كه قبل از كودتاي نظامي سال 1980 (1358) در تركيه و روي كار
آمدن حكومت نظامي، نيروهاي چپي راديكال از قدرت زيادي برخوردار بودند. چه به لحاظ
نفوذ سياسي در ميان توده ها و چه به لحاظ نظامي. تقريبا همه نيروها مسلح بودند.
درست قبل از كودتا صحنه هاي درگيري نيروهاي فاشيست مسلح با نيروهاي چپ مسلح در
شهرهاي تركيه، بسيار عادي بود. در آن زمان حتي سازمانهاي سياسي غير ترك (مثل
هواداران سازمانهاي چپ ايراني كه در تركيه بودند) هم درگير اين زد و خوردهاي
مسلحانه خياباني مي شدند. بعد از كودتا دولت تركيه توانايي قلع و قمع همه جانبه
نيروهاي سياسي مخالف را نداشت و مي گويند آنها را به زندانها انداخت اما در
زندانها توان كنترل همه جانبه آنها را نداشت. از آن سال تا همين امسال (سال 2000)
قدرت زندانيان سياسي در محدوده زندان بيشتر شده بود. مثلا زندانبانان از يك محدوده
اي كه توسط زندانيان تعيين شده بود اجازه داخل شدن به محوطه را نداشتند. و يا
ديواري كه زندان زنان را از مردان جدا مي كرد را برداشته بودند. هر جرياني با
رفقاي خودشان در سلولهاي جمعي زندگي مي كردند. غذا، بهداشت، نظم داخل زندان و تمام
مسايلي كه به امور داخل زندان مربوط بود توسط زندانيان اداره ميشد و زندانبانان
هيچ دخالتي نداشتند. مواد غذايي به آنها داده ميشد و زندانيان خودشان غذا مي
پختند. حتي گويا ازدواج هم در زندان انجام ميشد. احزاب، همه كتابها و جزوات و
پرچمهاي خود را داشتند. يعني به معناي واقعي يك تشكيلات درست و حسابي در زندانها
شكل گرفته بود. بسياري از افراد جوان كه به جرمهاي كوچك به زندان مي افتادند تبديل
به مبارزين حرفه مي شدند زيرا به واقع يك
دوره كامل آموزش تئوري و سياسي را مي گذراندند.
در تمام اين سالها حكومتهاي گوناگون سعي در درهم شكستن اين كانون مبارزه
كردند ولي موفق نشدند تا امسال كه با در نظر گرفتن فاكتورهاي گوناگوني كه به نفع
آنها عمل ميكرد و اجازه و پشتيباني اربابها دست به اين حمله وحشيانه زدند. يكي از
فاكتورها، سركوب جنبش كردستان و خط سازشكارانه اي كه پ كا كا در پيش گرفته است، مي
باشد. افراد پ كا كا در اين اعتصاب شركت نكردند در حاليكه حتما بخش زيادي از شمار
زندانيان را تشكيل مي دهند. در درگيريها و مقاومت زندانيان عليه ارتش هم شركت
نكردند. اولين گروهي كه تسليم شدند پ كا كا ايها بودند.
حمله به زندانها كه توسط ژاندارمري و پليس و حتي ارتش انجام شده خيلي حساب
شده و برنامه ريزي شده بود. اين حمله چند روز قبل از بايرام "عيد فطر"
كه يكي از مهمترين عيدهاي تركيه است، انجام گرفت. يورش ارتجاع هم زمان به 22 زندان
در چندين شهر انجام شد. اول زندانهايي كه كمترين زنداني سياسي را داشتند مثل زندان
آنكارا را گرفتند. زندانهاي بزرگتر و پر جمعيت تر
مقاومت جانانه اي كردند طوري كه خود حكومت هم انتظار چنين مقاومتي را
نداشت. تصور آنها اين بود كه مجهز و با تمام قوا به زندانها حمله مي كنند و قبل از
اينكه مقاومتي صورت بگيرد زندانها را تسخير و زندانيان را به زندانهاي ساخته شده
منتقل مي كنند و بعد اعلام بيروني مي كنند. در صورتي كه زندانيان بخصوص زندانهاي
استانبول و چند شهر ديگر با مبارزه همه جانبه به مقاومت پرداختند طوري كه زندانيان
استانبول سه روز و نيم ايستادگي كردند و اين در حالي بود كه ارتجاع از هر وسيله اي
براي سركوب و در هم شكستن مقاومت آنها استفاده مي كرد. از به پرواز در آمدن
هليكوپترهاي جنگي بالاي سر زندانها براي ترس و وحشت و جنگ رواني گرفته تا سوزاندن
زندانيان تا بكار بردن انواع و اقسام سلاحها. همه اينها بيان كننده يك جنگ واقعي
بود. حتي حكومتگران هم ترسي از مخفي كردن اينكه اين جنگ واقعي است نداشتند. اجويت
وقتي صحبت مي كرد مثل اينكه در مورد حمله يك ارتش به خاك تركيه حرف مي زند
"عمليات ارتش با موفقيت پيش مي رود و ما از اين حمله بسيار راضي مي
باشيم". يادشان رفته بود كه آنها زندانياني هستند كه در زندانهاي خود آنها مي
باشند و كمترين وسيله دفاعي هم ندارند.
البته چون زندانيان مقاومت جانانه اي كردند و براي اينكه آبروي ارتش مجهز
و "غيور" تركيه نرود، اول گفتند نقشه حمله به برخي زندانها (زندانهايي
كه مقاومت كردند) كامل نبود بعد هم زمانيكه زندانها را اشغال كردند مقادير زيادي
سلاح رو كردند كه بگويند زندانيان اسلحه داشتند.
مقاومت و مبارزه اي كه در زندانها شكل گرفت توده ها را به خيابانها كشاند
و سه روز جنگ خياباني در تركيه برپا بود. اين جنگ بخصوص در خيابانهاي استانبول با
شدت بيشتري جريان داشت.
تا آنجايي كه من برخورد داشتم و از ديگران شنيدم مردم از زندانيان بسيار
حمايت كردند بخصوص اقشار تحتاني و روشنفكران و دانشجويان. مردم سوختن دختري كه خود
را به آتش كشيد را كار ارتش مي دانستند. يا حتي آنهايي كه قبول ميكردند او خودش را
آتش زده مي گفتند ببين چه آينده اي وحشتناكي در انتظارشان است كه دست به خودكشي مي
زنند. در اينجا در پرانتز بگويم كه بنظر من صحنه آتش سوزي رفيق زن بسيار تاثرانگيز
بود و بايد بگويم واقعا در مقاومت و مبارزه آكتيو و جانداري كه جريان داشت چنين
صحنه اي جائي نداشت. ولي بودند كساني كه آنرا صحيح مي دانستند و حتي نقطه اوج آن
مبارزات و بدين خاطر هم در رساي اين رفيق
دختر شعر هم نوشته اند.
بهر حال مردم به اجويت فحش مي دادند كه خجالت نمي كشد كه با تمام قواي
نظامي اش به فرزندان بي سلاح اين مملكت كه در دست آنها اسير هستند حمله مي كند
آنها را به آتش مي كشد و به مسلسل مي بندد و از عمليات موفقيت آميز حرف مي زند.
تظاهر كنندگان از اقشار و سنين گوناگون بودند. از آنجايي كه تظاهرات غير
قانوني بود اكثرا شبها شروع ميشد و به زد و خورد خياباني تظاهر كنندگان با پليس
كشانده ميشد و با دستگيرهاي زيادي به اتمام مي رسيد. در استانبول در اكثر محله ها
اعتراضات خياباني جريان داشت. حتي محله اي كه افغاني ها تجمع دارند و يك محله دور
افتاده ولي زحمتكشي است هم شاهد اعتراضات خياباني بود.
تا آنجا كه من برنامه تلويزيون را تعقيب كردم و بايد بگويم تقريبا اخباري
را از دست نمي دادم، اكثرا دوسول (طرفداران مشي چريكي در تركيه) را نشان مي دادند
يعني پرچم ـ آرمها ـ عكسهاي شهداي آنان، و
ت ك پ (م ل) را فقط چند بار نشان دادند.
بهرحال مبارزه بسيار مهم و تاريخي بود. صحنه هاي مبارزات زندانيان در
زندان و مقاومت آنها واقعا زيبا و الهام بخش و درس آموز بود.
www.sarbedaran.org