درهاي زندان شكسته باد!

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 13، آبان 1367 – www.sarbedaran.org

 

كارزار جديد كشتار زندانيان سياسي نشانگر حال و روز تيره رژيم محتضري است كه با چنگ و دندان تلاش دارد عقربه تاريخ را به عقب باز گرداند تا شايد چند صباحي ديگر به زندگي كثيف خود ادامه دهد. احكام اعدام گروه گروه زنداني سياسي صادر ميشود تا شايد حكم تاريخ در مورد رژيم "لغو" گردد. اما هيهات كه بتوان اين حكم را باطل نمود. سلاح آخته انقلاب بناگزير اين حكم را به اجراء خواهد گذارد.

سركوب و ترور، حبس و شكنجه و اعدام، تدبير هميشگي حافظان نظام ستم و استثمار عليه اكثريت اهالي و بالاخص عناصر آگاه و انقلابي بوده است؛ اين بخشي لاينفك از عملكرد دولت بورژوائي در هر رنگ و لباس (از عباي اسلامي گرفته تا رداي سلطنت، يا اونيفورم دمكراتيك اسلامي...) است. اما كارزار محو زندانيان سياسي علاوه بر آنكه از اين ضرورت عمومي طبقات ارتجاعي جهت حفظ سلطه بر اكثريت اهالي سرچشمه ميگيرد، بيان از هم گسيختگي عظيم و بحران تشديد يافته رژيم است. صداي سهمناك انقلاب از دوردست بگوش ميرسد و هردم رساتر ميگردد، و حركات عصبي و ديوانه وار جانوران اسلامي را برمي انگيزد.

اين كارزار، آنهم در فاصله كوتاهي بعد از آتش بس در جنگ ارتجاعي خليج، خود نشانه اي از معضل بود و نبودي است كه گريبان رژيم را در دوره كنوني گرفته است. پوسيدگي رژيم را هيچ چيز نميتواند پنهان سازد؛ حربه ناسيوناليسم و خرافه مذهبي كارآئي خود را در تحميق توده ها از دست داده است. توده هاي دردمندي كه قربانيان اين جنگ ارتجاعي بودند، كم كم سر خود را بالا ميگيرند و طريق طغيان را در مقابل خويش گشوده و ممكن ميبينند. جمهوري اسلامي بار ديگر با هيولائي مواجه ميشود كه 7 سال پيش او را در خاك و خون غلتانده بود و بخيال عبث خويش، فاتحه اش را خوانده بود. رژيم پيروزيهاي موقت خود بر اردوي انقلاب را نقش بر آب ميبيند. چه خوب گفت لنين ، رهبر كبير پرولتارياي جهان: "دشمناني وجود دارند كه ممكن است بتوان در چند نبرد شكستشان داد و براي مدتي خاموششان ساخت اما ممكن نيست بتوان نابودشان كرد. هيچيك از پيروزيهاي دشمن هر چقدر هم كه كامل باشد، هيچيك از فتوحات ضدانقلاب نميتواند... دشمنان ملاكين و سرمايه داران را نابود كند. دشمناني همچون طبقه كارگر و دهقانان فقير را نميتوان نابود نمود... و اكنون پس از شكست يورش ضدانقلاب ميبينيم كه توده مردم، همانها كه ستمديده ترينند، همانها كه لگدمالشان كرده و در جهل نگاهشان داشته اند، همانها كه به طرق گوناگون مرعوبشان ساخته اند، اينك دوباره سربلند ميكنند، برميخيزند و مبارزه را از سر ميگيرند". همه چيز براي برپائي مراسم تدفين جمهوري اسلامي فراهم ميشود. دوره، دوره كار شديد و تسريع تداركات انقلاب است. مردم با خشم و نفرتي صدچندان، بيشتر از هر زمان ديگر آماده اند تا روحيه خمود را كنار زنند و از لابلاي درسهاي انقلاب شكست خورده پيشين، فلسفه انقلاب را فراگيرند و به تئوريها و ابزار انقلاب مجهز شوند.

كارزار جديد كشتار، غير قابل انتظار نبود. توده هاي آگاه و انقلابيون از مدتها پيش اين احتمال را ميدادند كه رژيم در مواجهه با بحران و مخاطراتي كه حياتش را بطور جد ي تهديد نمايد، به چنين جنايتي دست يازد. سردمداران جمهوري اسلامي در جريان انقلاب 75 يكبار اين "نمايشنامه" را ديده اند و باصطلاح از نقاط ضعف شاه جمعبندي كرده، ميكوشند از تكرارش اجتناب كنند. زهي كوردلي! آموختن حكام اسلامي از تجربه طبقات ارتجاعي، كوته بيني تاريخيشان را درمان نخواهد كرد. اينان بر دهانه آتشفشاني ملتهب ايستاده اند و با شليك به اعماق ميخواهند از انفجاري قريب الوقوع جلوگيري كنند. اين اوج سفاهت ذاتي ارتجاع حاكم است.

كارزار كشتار زندانيان سياسي اعلام ورشكستگي ايدئولوژيك ـ سياسي رژيم است؛ اعلام آنست كه سالها تلاش ديوانه وار شكنجه گران روح و جسم انقلابيون در دهليزهاي تاريك نتوانسته است عناصر آگاهي انقلاب را بزنجير كشد و خيل عظيم زندانيان مقاوم كمونيست و انقلابي را با منطق داغ و درفش به توبه وادار سازد. صداي گلوله هائي كه از پس ديوارهاي زندان بگوش ميرسد، ضجه هاي رژيمي است كه ناتواني و ضعف و شكست ايدئولوژيك ـ سياسي خود را اعتراف ميكند. رژيم هم در كارزار ايدئولوژيك ـ سياسي خود در زندان بزرگ ايران شكست خورده و هم درون شكنجه گاهها. اينك استيصال رژيم تا بدان حد رسيده كه نابودي همه زندانيان سياسي را بر "رفع" خطر ضروري تشخيص ميدهد. ديگر هرگونه مخالفتي ـ حتي "مودبانه ترين" آن ـ ديواره هاي اين خانه كاغذي سست بنياد را تهديدي است.

كارزار كشتار زندانيان سياسي، مهر "تائيدي" است كه بر طرح "عفو عمومي" جمهوري اسلامي كوبيده ميشود! ظاهراً خيال دارند همه يا اكثر زندانيان سياسي را از ميان بردارند و دست آخر، با بوق و كرنا مشتي ناچيز خائن خودفروخته و تعدادي بازجو و شكنجه را از دروازه هاي زندان بيرون بفرستند و "آزادي كليه مخالفان سياسي" را اعلام دارند. اينروزها سكوت رضايتمندانه اربابان امپرياليست جمهوري اسلامي در قبال كارزار كشتار بسيار پرمعناست. از ميان برداشتن انقلابيون و مرعوب كردن توده ها لازمه طرحها و بازيهاي كثيف ايندوره امپرياليستها براي روح دميدن به كالبد در حال تلاشي رژيم ايران است.

وعده هاي رفرم و امتيازات حقير از هر بلندگوئي بگوش ميرسد، با اين هدف كه خشم فزاينده توده ها سرريز نكند. اما پوزخند خشمگينانه مردم نشان ميدهد كه دغلكاران حاكم تا چه حد در كارزار فريب "موفق" بوده اند. نگاه مردم عاصي متوجه موج كشتار زندانيان سياسي است، متوجه استقرار 100 هزار مزدور مسلح جديد در خطه كردستان است. صداي بلند گلوله و چكمه جنايتكاران اسلامي، جائي براي صداي ضعيف وعده هاي پوچ و حقير باقي نميگذارد.

كارزار سبعانه رژيم نبايد بي پاسخ بماند و نمانده است. هم اينك هزاران تن از بستگان زندانيان سياسي اعتراض جمعي خود را با تشكيل اجتماعات در برابر زندانها و ديگر اشكال مبارزاتي به پيش ميبرند. اين مبارزات ميبايد مورد حمايت توده هاي آگاه و انقلابي قرار گيرد و بصحنه مبارزات پرشور سياسي عمومي تبديل شود؛ ستمديدگان براي مغلوب ساختن جمهوري اسلامي در كارزار خونين كنونيش ميبايد به حفاظت از فرزندان انقلابي خويش چون مردمك چشم در برابر تعرضات رژيم برخيزند. همانگونه كه رژيم به ارزش هر كمونيست انقلابي براي پيشبرد امر انقلاب آگاه است و با تمام قوا بدنبال شكار پرولترهاي آگاه و ديگر انقلابيون است، توده هاي مردم نيز ميبايد با همان جد يت محافظت از عناصر آگاه انقلابي را وظيفه مقدس و تخطي ناپذير خويش تلقي كنند. اما ريشه چنين جناياتي را انقلاب خواهد خشكاند. رژيم گروه گروه ياران و رهبران انقلابي كارگران و دهقانان را به جوخه اعدام ميسپارد، در مقابل اين جنايات ميبايد صدها تن بپاخيزند و سنگرهاي انقلاب را پر كنند. اين پيام كمونيستهاي انقلابي به توده هاي پيشرو و تشنه انقلاب است: ميبايد از خصوصيات، قابليتها و خط سياسي ـ ايدئولوژيك رهبران جانباخته كمونيست آموخت تا بتوان راهشان را با شايستگي ادامه داد؛ ميبايد با همان جسارت و جراتي كه آنان در صحنه نبرد طبقاتي درون شكنجه گاهها و در برابر جوخه اعدام يا چوجه دار از خود نشان دادند، در پيشاپيش صفوف انقلاب قرار گرفت و مارش ظفرنمون ارتش سرخ كارگران و دهقانان را براي تحقق آرمانهاي رهائيبخش بشريت ستمديده با قدرت آغاز نمود. جوانان آمل بايد از رهبران كمونيستي چون منصور قماشي، از جنگجويان دليري چون اميد قماشي، منير نورمحمدي، فرشته ازلي، رحمت الله چمن سرا... الهام بگيرند؛ صدها پرولتر و دهقان ـ از مهاباد تا سنندج و كرماشان بايد پرچم ناصر قاضي زاده (كاك آزاد)، قادر انباري، جمشيد پرند، كاظم، سوسن و اصغر و حسن اميري، شكرالله احمدي و... را بر دوش كشند؛ همانگونه كه فرزندان رنج و كار در خطه خوزستان ميبايد سنگر فرح خرم نژاد، غلامعباس درخشان، محمد توكلي، نادر اسلامي، بهروز غفوري، خليفه مرداني، محمد فرهادي و... را پر كنند. اين رفقاي كمونيست جانباخته زخم عميقي بر پيكر جمهوري اسلامي وارد آوردند؛ بايد اين زخم را مهلك ساخت و اينكار با اسطوره ساختن از اين قهرمانان متحقق نميشود. بايد صدها و هزاران تن تحت پرچم ايده ها، آرمانها و سازمانشان متشكل شوند و به ايجاد ارتش سرخي كه آنها طلايه دارش بودند، ياري رسانند. اينگونه است كه كارزار نابودي زندانيان سياسي توسط اين تبهكارترين باند كشتار انقلابيون را ميتوان شكست داد.

 

www.sarbedaran.org