با

سلاح

نقد

 

 

 

جمعبندی از گذشته

اتحاديه کمونيستهای ايران

Tekstvak: با
سلاح
نقد



جمعبندی از گذشته
اتحاديه کمونيستهای ايران 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلاح نقد :

 

        جمع بندی از گذشته اتحاديه کمونيست های ايران

 

سر سخن

 

             جنبش بين المللی کمونيستی و رابطه آن با انقلاب ايران ، - ديدگاه ها و پراتيک اتحاديه

 

             برخورد به مقوله حزب پيشاهنگ پرولتاريا

 

             خط اتحاديه کمونيست های ايران جهت پيشبرد انقلاب

 

             "مورد مشخص" خرده بورژوازی سنتی در حاکميت

 

             خمينی: نماينده خرده بورژوازی سنتی؟  يا نماينده روحانيت سنتی و روابط نيمه فئودالی و کمپرادوری

 

             دنباله روی از خمينی در وظايف ضد امپرياليستی انقلاب

 

             جنگ ايران و عراق

 

             خط و مشی انحاديه در قبال مسئله ارضی – دهقانی   و ساير وظايف دمکراتيک انقلاب

 

             کردستان

 

             زمينه های يک گسست

 

             محدوديت ها و ضعف های تاريخی سربداران

 

             خط نظامی سربداران

 

             ضربه 1361 ، بازسازی تشکيلات و شورای چهارم اتحاديه

 

             موخره

 

 

سر سخن

 

نوشته حاضر عمده بحث های انتقادی درونی اتحاديه کمونيست های ايران (سربداران) را در دوران بازسازی بعد از ضربه تابستان  1361 در بر می گيرد. اساس اين نوشته بر مباحث و مبارزه ی درونی سال های 62- 1361 استوار است که جمع بندی از تجربه اتحاديه کمونيست های ايران در دروان قيام 57 و متعاقب آن، و ارائه سنتز اين تجارب را شامل می شد. اين بررسی به ما نشان می دهد که چگونه يک نيروی کمونيستی، نه به واسطه اتکاء و پافشاری بر اصول جهان شمول مارکسيسم – لنينيسم -انديشه مائو تسه دون، بلکه بر عکس دقيقا بواسطه انحراف، عدم درک روشن و در مقاطع مشخصی دست شستن از برخورد علمی و نگرش ديالکتيکی ماترياليستی و آموزش های انقلابی پرولتری، از انجام وظائف اساسی خود باز می ماند و فرصت های مساعد تاريخی را تا حد تعيين کننده ای از دست می دهد.

اگر چه اين نوشته در برخورد به اتحاديه کمونيست های ايران و انحرافات متعددش لحنی شديدأ  انفقادی دارد اما اشتباه است اگر به آن بعنوان "انتقاد از خودی"  صرف، نگاه شود. اين بيان تاريخچه ای از اتحاديه کمونيست های ايران يا حرکت سربداران – به مثابه  حرکتی که در گذشته اتفاق افتاده و به اصطلاح "دفترش بسته شده " – نيست، بلکه با هدف درس آموزی و بکار بستن هر چه قاطع تر اصول انقلابی راهنمای پرولتاريای جهانی در پراتيک امروز و فردای کمونيست های ايران نگاشته شده است.

آنچه بر اهميت و ارزش اين جمع بندی نقادانه می افزايد، هم کوشی موثر و صميمانه جنبش بين المللی کمونيستی در تهيه ی آن می باشد. کمونيست های انقلابی در هر گوشه جهان به تجربه شکست کمونيست ها در انقلاب 57 ايران و دوره متعاقب آن، بدرستی بعنوان تجربه شکست خويش نگاه می کنند. فرصتی که در عرصه مبارزه ی طبقاتی در ايران از کف رفت و نيز فرصت های مساعدی که در افق نمايان گشته اند، همگی فرصت هايی برای دامن زدن و پيشبرد انقلاب جهانی پرولتری بوده و هستند. از اين رو، پرولتاريای متعهد و آگاه در پروسه جمع بندی و سنتز تجارب انقلاب 57، بدون در نظر داشت مرز های مصنوعی "مليتی" شرکت جست و برای پاسخگويی به وظيفه انترناسيوناليستی پرولتری حرکت نمود.

بخش های اصلی اين نوشته همانطور که قبلا گفتيم در سال های 1362-1361 حول برخورد به ديدگاه ها و سياست های اتحاديه کمونيست های ايران در مورد حاکميت، انترناسيوناليسم پرولتری، حزب، مسئله کردستان، جنگ ايران و عراق، دادگاه گروهی از رهبران، کادرها و اعضای اتحاديه کمونيست های ايران تهيه گشته است.

 بعد از برگذاری شورای چهارم سازمان و تدوين مصوبات آن، ا. ک.ا (سربداران) وارد فاز جديدی از فعاليت خود گشته که با شرکت در کنفرانس بين المللی احزاب و سازمان های م.ل به سال 1984 و پيوستن به جنبش انقلابی انترناسيوناليستی رقم می خورد. در اينجا کوشيده ايم تا جمع بندی نقادانه خود را به محدويت ها، کمبود ها و اشتباهات موجود و مصوبات شورای چهارم – بعنوان آخرين سند رسمی علنی در مورد خط و مشی سازمان – نيز بسط دهيم.

در راه نقد گذشته بايد آگاه بود که با هر سلاحی نمی توان به انجام اين مهم برخاست. سرنوشت آن دسته از کمونيست ها که برای جمع بندی نقادانه از تجارب خويش به سلاح بورژوايی چنگ انداختند، چيزی جز تلاشی هويت ايدئولوژيک-سياسی و در غلتيدن به انحلال طلبی نبود. ما در اين راه سلاح نقد پرولتری را بکار گرفته ايم که هيچ چيز نيست مگر مارکسيسم – لنينيسم – انديشه مائو تسه دون.

 

اتحاديه کمونيست های ايران (سربداران)

زمستان 1365

 

*******

 

 

 

 

         قيام  22 بهمن 57 هماگونه که به مثابه گشايشی بر دهه 1980 تاثيری فوق العاده بر وقايع جهانی گذارد، آغاز پروسه سقط انقلاب و شکست نيرو های م– ل را نيز رقم زد. اين واقعه برای جنبش پرولتری انترناسيوناليستی و اتحاديه کمونيست های ايران به مثابه  جزيی از آن، سئوالات مهمی را پيش آورد که می بايست حل گردند، و درسهای مهمی را مطرح کرد که می بايست آموخته شوند. تجربه انقلاب ايران تاکيدی بود بر گشوده شدن چشم اندازهای فوق العاده جهت انقلاب-- چشم اندازهايی که ناشی از تعميق بحران امپرياليسم و رقابت دو بلوک امپرياليستی می باشد -- و همچنين شاهدی بود بر مصاف های دشواری که پيش پای جنبش بين المللی کمونيستی (ج.ب.ک) قرار گرفته -- جنبشی که در ايران و در مقياس جهانی بطور جدی از تحولات عينی عقب مانده است. اين تضاد حاد که ج.ب.ک با آن روبرو ست، بويژه در تجربه اتحاديه کمونيست های ايران بطور فشرده خود را نمايان ساخت. به اين مفهوم، دست آوردهای اتحاديه کمونيست های ايران نيز در دست و پنجه نرم کردن با اين اوضاع و همچنين انحرافات سازمان-- انحرافاتی جدی-- می بايست مشخص گشته و مورد تحليل علمی قرار گيرد تا بتوان از طريق يک پروسه انتقادی به گسست از انحرافات سانتريستی در جنبش ايران  و ج.ب.ک نسبت به م-ل- انديشه مائو نائل آمده، سازندگی را آغاز کرده و شکست را به ضد خود بدل کنيم.

      اين حقيقتی است که تجربه شکست جنبش کمونيستی ايران آب به آسياب آگنوستيسيم، انفعال و تسليم طلبی ريخته است. اين واقعيتی است که بسياری از نيروهای روحيه باخته (بسياری از انقلابیون م-ل سابق) در تقبيح اصول انقلابی م - ل و انديشه مائو با يکديگر به مسابقه برخاسته اند و برای ادعاهايشان تجربه ايران را گواه می گيرند، اما در مقابل اين انحراف و ارتداد، راه والائی قرار دارد که انترناسيوناليسم انقلابی پرولتری بدان متعهد می باشد. مسلمأ م - ل ها مرتکب اشتباهات فاحشی شدند، جنبش ما فرصت های مهمی را از دست داده و شکست های سختی را نيز به جان خريده است، اما از اين همه نمی توان و نبايد شکست ايده های انقلابی و اصول رهائيبخش پرولتاريا را برداشت  نمود. کدامين انقلاب پيروزمند را سراغ داريد که توسط پرولتاريا رهبری شده و مجبور به از سر گذراندن آزمون های دشوار و حتا شکست های سخت نشده باشد؟ اين حقيقتی است که شماری از تاريخی ترين پيشرفت ها در پی شکست های بزرگ بدست آمدند. فی المثل، تاريخچه خدمات لنين در مقابله با انحطاط انترناسيونال دوم، يا راه پر پيچ و خم کسب پيروزی در انقلاب چين و عظيم ترين خدمات مائو به دانش م-ل در عرصه ادامه انقلاب تحت ديکتاتوری پرولتاريا و فتح قله رفيع انقلاب فرهنگی در پی احيای سرمايه داری در شوروی را در نظر بگيريد. سئوالی که در ارتباط با جنبش کمونيستی ما بايد مطرح شود چنين است، آيا ما کمونيست ها از اشتباهاتی که باعث عقب گردهای موجود گشته برای خود اصل ساخته و در نتيجه، فرصت های جديدی که برای پيشروی بسوی اهدافمان در افق ظاهر گشته را به دور خواهيم افکند، يا اينکه مسئوليت های تاريخی خود را بدوش خواهيم گرفت تا جنبش م - ل را برای تحقق انقلاب پرولتری در ايران و در سراسر جهان بر پايه خطی صحيح بر پا داشته و در اين راه از هيچ تلاشی دريغ نورزيم.

      در اين نوشته، بدون آنکه قصد ارائه يک جمع بندی کامل از پروسه انقلاب 57 را داشته باشيم، برخورد به اشتباهات کليدی ايدئولوژيک – سياسی اتحاديه کمونيست های ايران را هدف قرار می دهيم. اينها اشتباهاتی بودند که خط سازمان ما را تضعيف کرده، از برايی آن کاسته، و دليل عجز ما در پيشروی از ميان پيچ و خم های انقلاب 57 شدند.

      نخست از موقعیتی که بلافاصله بعد از قیام 57 با آن روبرو بودیم آغاز می کنیم و خط و مشی خود را در ارتباط با آن موقعیت مورد ارزیابی قرار می دهیم. در زمان انقلاب 57 نیروهای م- ل هنوز جوان، کوچک و نسبتا از مبارزه عمومی مردم جدا بودند-- بویژه سازمان ما که در خارج از کشور تشکیل شده بود. اتحادیه  به میزان زیادی با انقلاب فرهنگی و مبارزه بین المللی علیه رویزیونیسم شوروی مشخص می شد و بطور نزدیکی به گرایش بین المللی مائو ئیستی مربوط می شد. در واقع ا.ک.ا خود یکی از سازمان های زاده "انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریائی" بوده و بر مبنای نگرش شورشگری آگاهانه و مبانی استوار ضد اکونومیستی پرورش یافته بود. لیکن بهنگام بازگشت نیروهای اتحاديه کمونيست های ايران در سالهای انقلاب به ایران و آغاز تلاش آن برای سود جستن از فرصتهای مساعد انقلابی ، سازمان ما مبتلا به گرایشی شد که آن نگرش و مبنای استوار را مورد تهدید جدی قرار داد. واقعیت آن است که ج.ک.ب مراحل اولیه بررسی و حل مسائل کلیدی ایدئولوژیک و سیاسی را از سر می گذراند و پرولتاریای بین المللی هنوز جمعبندی عمیق و همه جانبه ای از کودتای بورژوازی در چین ارائه نکرده بود. مبارزه ایدئولوژیک- سیاسی ما با تئوری" سه جهان" و حاملین آن ، در پاره ای موارد اساسی نه با اتکا به پیشرفته ترین تجارب پرولتاریای جهانی ، ونه با تلاش جهت تکامل و ارتقای سطح دانش پرولتاریا، بلکه با تکیه به برخی سیاستها واصول به ارث مانده از کمینترن و شاهد گرفتن بعضی از تاکتیک های مشخصا غیر قابل تعمیم به پیش رفته بود.

      تزلزل در مورد اندیشه مائوتسه دون که تبارز آشکار خود را در عدم مرزبندی قاطع و علنی با خط دگما-رویزیونیستی حزب کار آلبانی نشان میداد، مسلما در دور گشتن سازمان ما از سیاستهای پرولتری موثر افتاده و زمینه مساعدی را برای ظهور، رشد– و غلبه– انحرافات اکونوميستی باز می کرد. اگر انقلاب فرهنگی  با گسستی عمیق، اکونومیسم و استنتاجات سیاسی-تشکلیلاتی آنرا زیر ضربه برده، مقهور ساخته و نقطه عزیمت نوینی را برای کمونیستهای جهان به ثبت رساند؛ اگر انقلاب فرهنگی هسته مرکزی و روح "چه بايد کرد" لنين را از زير آوار اکونوميسم دير پای ج.ب.ک بیرون کشید و عنصر آگاهی را با قدرتمندی و وضوح در جایگاه اصلیش--در راس همه اقدامات و تحولات، در مقام رهبری پروسه ها-- نشاند، باید اذعان کنیم که اساس اين پيشرفت ها و دستآوردها بعد از کودتای بورژوازی در چين از سوی بسياری نيروهای م– ل نادیده گرفته شد و بجای آن احیای تزها و بر خوردهای اکونومیستی باب گردید. به یک کلام ، تزلزل بر اصول م-ل اندیشه مائو (گرایش سانتریستی) بوجوه مختلف اکونومیسم پا داد: از نقطه نظر سیاسی، دنباله روی از گرایشات خودبخودی توده ها و تابعیت از سير خودروی وقايع و تحولات، و از نقطه نظر ايدئولوژيک– تشکيلاتی فراموش کردن وظیفه مبرم ایجاد ستاد رهبری کننده پرولتری-– حزب طبقه کارگر-- و موکول کردن این مهم به "توده  ای " یا " کارگری" شدن سازمان.

      اشکال دیگری که تصویر انحرافات اتحادیه را در دوره مورد بحث تکمیل می کرد، اصل ساختن از یک تاکتیک مشخص در عرصه مبارزه طبقاتی و مطلق کردن یک قیاس تاریخی بود: تاکتیک منفرد کردن دشمن عمده به حداکثر و  زدن یک به یک دشمن.