طبقه کارگر می تواند رژيم های
مرتجع را در هم شکند!
حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( مارکسيست- لنينيست - مائوئيست ) شماره 12، آبان 1381، www.sarbedaran.org
25 سال از اعتصابات سياسي
و سراسري كارگران ايران كه كمر رژيم شاه را شكست و سرنگوني آنرا قطعيت بخشيد، مي
گذرد. اين اعتصابات درست هنگامي كه شاه براي سركوب جنبش مردم حكومت نظامي اعلام
كرد و ارتش با توپ و تانك در خيابانها مستقر شد، براه افتاد. در سر لوحه خواست
كارگران اعتصابي: «لغو حكومت نظامي در سراسر كشور، آزادي بي قيد و شرط زندانيان
سياسي، انحلال ساواك» قرار داشت. قاطعيت و پيگيري مبارزه كارگران و تفاوت
كيفي آن با مبارزات و مقاومتهاي تمامي قشرهاي ديگر از همان آغاز روشن بود. رژيم در
ابتدا تلاش كرد با سركوب، از جمله حمله ارتش به كارگران اعتصابي، مانع از گسترش
اعتصابات شود اما خيلي زود اين اقدامات شكست خورد و رئيس حكومت نظامي شاه، سرلشگر
ازهاري، مجبور شد با التماس از كارگران بخواهد كه به اعتصاب خاتمه دهند. ثبات و
پايداري كارگران حتا جريان ملي مذهبي را كه هميشه آزادي را از حكام جابر تمنا مي
كنند، و مرتجعين مذهبي را كه در كمين قاپيدن قدرت نشسته بودند، به لرزه درآورد.
پيشاهنگان اين اعتصابات سراسري كارگران نفت جنوب بودند كه موفق شدند كارمندان شركت
نفت را نيز به اعتصاب بكشانند. كارگران پالايشگاه تهران و كارگران كارخانجات
تراكتور سازي و ماشين سازي تبريز نيز در خط اول بودند. پيشروان جنبش كارگري كه در
تماس با انقلابيون كمونيست بودند نقشي تعيين كننده در سياسي و سراسري كردن اين
مبارزات داشتند .
تفاوت كيفي اين اعتصابات كارگري با
اعتصابات كارگري ديگر در آن بود كه كارگران اعتصابي در سرلوحه مطالبات و شعارهاي
خود مستقيما ارگانهاي سركوب رژيم حاكم را آماج قرار دادند (لغو حكومت نظامي در
سراسر كشور، انحلال فوري ساواك) و خواسته هاي سياسي تمام خلق را منعكس كردند
(آزادي بي قيد و شرط زندانيان سياسي، مجازات عاملين كشتارها، آزادي كامل احزاب).
كارگران در اين اعتصابات علاوه بر طرح خواسته هاي خود (افزايش دستمزد، اخراج و
تنبيه مزدوران ضد كارگر، انحلال سازمان كارگران و سنديكاهاي وابسته به آن و تشكيل
اتحاديه و سنديكاهاي واقعي كارگري) به پشتيباني از خواسته هاي تمام قشرهاي تحت ستم
بلند شدند (تامين خواسته هاي صنفي و سياسي كارگران، معلمين، دانشجويان، كارمندان و
محصلين سراسر كشور، لغو قراردادها و منع ورود كالاهاي خارجي كه مي توان در ايران
توليد كرد)، براي مسائل سياسي بزرگ كشور مانند رابطه رژيم با قدرتهاي خارجي، خط
مشي تعيين كردند (قطع خريد اسلحه از خارج، بيرون رفتن عوامل خارجي از ايران انقلابيون كمونيستي كه در اين اعتصابات نقش تعيين كننده ايفا كردند اعتقاد
راسخ داشتند كه براي بالا بردن آگاهي سياسي طبقه كارگر بايد كارگران طوري آموزش
ببينند كه به تمام موارد استبداد، ستم، خشونت و ناروائي كه در حق همه
طبقات مي شود، عكس العمل نشان دهند.
اين رفقا حرف لنين را خوب فهميده بودند كه، «آنهائي كه مشاهدات و آگاهي طبقه كارگر
را منحصرا يا حتا عمدتا متوجه خودش مي كنند، كمونيست نيستند.»
اين اعتصابات كارگري، شمار عظيمي از كارگران را از نظر
سياسي بيدار كرد. بسياري از طريق اين مبارزه گامهاي نخست را در كسب آگاهي طبقاتي و
مبارزه طبقاتي برداشتند و در سطوح ابتدائي قدرت اتحاد طبقاتي خود را تجربه كردند.
پيشروان اين جنبش اعتصابي، فراتر از اينها رفته و به علم انقلاب كارگري (يعني
كمونيسم) آشنا شدند و فكر خود را با آن مجهز كردند و تبديل به پرولتر (كارگر آگاه)
شدند و در صفوف جنبش كمونيستي ايران به مبارزه ادامه دادند. بسياري ازين رفقاي
كارگر امروز ديگر در ميان ما نيستند زيرا بدست عمال رژيم جمهوري اسلامي در
ميدانهاي رزم و در زندانها به قتل رسيدند. امروز كه جنبش اعتصابي كارگران بي وقفه در حال رشد
است، يادآوري تاريخ پرافتخار اعتصاب سراسري و همگاني كارگري و درسهاي مثبت آن
ضروري است. اما، در كنار درسهاي مثبت و دستاوردها، بايد اين حقيقت
گزنده را نيز يادآوري كرد كه آن مبارزات با وجود آنكه حماسه آفريدند اما به قدرت
گيري طبقه كارگر منتهي نشدند. ثمره مبارزات كارگران را دارودسته مرتجع خميني چيدند
و جمهوري اسلامي را برپا كرده و استثمار طبقه كارگر و دهقانان و ديگر زحمتكشان را
تداوم بخشيدند. ما در آينده به اين مساله بيشتر خواهيم پرداخت. اما در زير، يكي از
اعلاميه هاي نفتگران تهران كه 9 ماه پس از قدرت گيري خميني منتشر شد را مي آوريم. اين اعلاميه يك ادعانامه
قدرتمند عليه جمهوري اسلامي و يك سند تاريخي از جنبش كارگري ايران است.
*******
پيام نفتگران تهران
بدنبال گسترش مبارزات خلق قهرمان در شهريور ماه 57 و اوجگيري اعتصابات
شكوهمند نفتگران جنوب، كارگران پالايشگاه تهران براي پاره اي از خواستهاي خود دست
به اعتصاب زده و بعنوان اعتراض جلوي درب پالايشگاه چادر برپا كردند
با گسترش
اعتصابات، سرمايه داران وابسته كه از مبارزات كارگران بيش از همه وحشت داشتند، به
سركوب كارگران پرداختند. با اينهمه مبارزات كارگران گسترش پيدا كرد و در مدت
كوتاهي از خواستهاي صنفي به سياسي رسيد. نفتگران جنوب پرچم كارگران ايران را
برافراشته و به پشتيباني از خواستهاي خلق زحمتكش خواستار: 1- آزادي زندانيان سياسي
2- لغو حكومت نظامي 3- اخراج كارشناسان خارجي از صنعت نفت شدند. …سرانجام
كارمندان و بخصوص كارمندان نوبتكار كه نقش اساسي در گردش و حيات پالايشگاه تهران
دارند به كارگران پيوستند. و بدين ترتيب اعتصاب پالايشگاه تهران همگاني شد…سرانجام 15 آبان فرا رسيد و كليه كاركنان
پالايشگاه تهران (به استثناي عده اي خودفروخته شناخته شده و عده اي ناآگاه) در
ساعت 8 صبح در حاليكه كارمندان مقدم كارگران را گلباران كرده و شعار «كارگر كارمند
پيوندتان مبارك» را مي دادند وارد رستوران پالايشگاه شدند. ديگر همه چيز رنگ سياسي
بخود گرفته بود. عده اي از همكاران از بلندگو شروع به شعار دادن كرده و بدنبال آن
نفتگران نمايندگان خود را از قسمتهاي مختلف جهت تشكيل كميته هماهنگ كننده اعتصاب انتخاب
نمودند و آنگاه در جلسه نمايندگان كه به سرعت تشكيل شد اعلام گرديد كه به خاطر
كشتار وحشيانه رژيم در روزهاي اخير، 48 ساعت در محل رستوران تحصن خواهد بود. طي
اين مدت راه پيمائي و تظاهرات وسيع در پالايشگاه صورت گرفت و كليه عكسهاي شاه جلاد
به پائين كشيده شده و خورد گرديد. در همان روز عوامل حكومت نظامي به
پالايشگاه هجوم آوردند و رستوران در محاصره ارتش مزدور قرار گرفت و با وجود
تهديدهاي نوذري بقا جلاد، كليه كارگران قاطعانه و شجاعانه پايداري كردند و با ترك محل
پالايشگاه پس از تحصن اعتصاب بزرگ پالايشگاه تهران آغاز گرديد. بدنبال اعتصاب
نفتگران پالايشگاه تهران، كارگران تاسيسات ري نيز دست از كار كشيدند….سرانجام
روزهاي 21 و 22 بهمن ماه فرارسيد و خلق قهرمان ما با قيام خونين خود ديكتاتوري
محمدر ضا شاهي را درهم كوبيد و ميرفت كه فصل نويني از تاريخ خود را آغاز كند. اكنون كه حدود 9 ماه پس از قيام شكوهمند خلق در آستانه 15 آبانماه سالروز
اعتصاب همگاني پالايشگاه تهران قرار گرفته ايم شاهد وقايعي هستيم كه نشانه نابودي
دستاوردهاي انقلاب ما بشمار مي آيند. طبقه كارگر ايران و در راس آن نفتگران قهرمان
نيروي عظيمي براي مبارزات خلق بوده و ضربات مهلكي بر امپرياليسم وارد آوردند.
اينرا همه مي دانيد كه قطع صدور نفت به معناي قطع شريان حياتي رژيم بوده و ضربات
سهمگيني برپيكر امپرياليسم جهانخوار بسركردگي امپرياليسم آمريكا وارد آمد. توده هاي
زحمتكش و اقشار مختلف خلق همواره به كارگران و كاركنان صنعت نفت چشم اميد داشتند و
از آنها مي خواستند تا با اعتصاب خود رژيم ضد خلقي شاه را بزانو درآورند. شعار
«كارگر نفت ما، مبارز دلير و سرسخت ما» كه از هر كوچه و خيابان و از هر اجتماعي
بگوش ميرسيد نشان دهنده وحدت و همبستگي طبقه كارگر ايران با ساير اقشار خلق زحمتكش
بود. پيگيري و قاطعيت طبقه كارگر در اعتصابات و نقشي كه كارگران و زحمتكشان در
قيام مسلحانه ايفا نمودند بخوبي نشان داد كه كارگران و زحمتكشان نه تنها بيش از
همه خواستار نابودي رژيم ديكتاتوري هستند بلكه خواستار ادامه انقلاب تا محو كامل
سرمايه داري وابسته و امپرياليسم مي باشند. آنها با بيان خواستهاي خود نشان دادند
كه هدفشان از مبارزه اين نيست كه شاه نابود شود و ديكتاتوري ديگري جاي او را بگيرد
يا چندين نفر با هم ديكتاتوري و اختناق را بر جامعه حاكم كنند. آنها با شركت
خود در قيام مسلحانه نشان دادند كه خواستار نابودي ارتش ضد خلقي و تشكيل ارتشي
متشكل از كارگران و دهقانان و پرنسل انقلابي و ديگر انقلابيون مي باشند. كارگران
با تشكيل شوراهاي انقلابي و در دست گرفتن امور كارخانه ها نشان دادند كه طبقه
كارگر بخاطر نقش مهمي كه در توليد جامعه دارد مي تواند و بايد كنترل امر توليد را
در دست گرفته و ميهن ما با تكيه به نيروي عظيم توده هاي كارگر و زحمتكش مي تواند
از قيد سرمايه داري وابسته و امپرياليسم رهائي يابد. كارگران نفت خواستار آن شدند
كه در شوراي انقلاب نماينده داشته باشند و به اين ترتيب نشان دادند كه شوراي
انقلاب بايد از درون كميته ها،كانونها، و انجمنهاي اعتصابات و مبارزات توده هاي
مردم تشكيل شود. شوراي انقلاب بايد بيانگر خواسته توده هاي مردم و در راس آن
بيانگر خواسته هاي طبقه كارگر باشد . اما وقايع پس از قيام نشان داد كه هيئت حاكمه جديد نمي خواهد و نمي تواند
رژيم سرمايه داري وابسته را نابود كند. آنهائيكه با تكيه بر مبارزات كارگران و
زحمتكشان به قدرت رسيدند اكنون با تكيه به عوامل سركوب قبلي از قبيل ارتش، پليس و
عواملي كه خود بوجود آورده اند (پاسداران، گروه هاي تروريستي…) زحمتكشان ميهن ما
را سركوب مي كنند. آنها هرگونه صداي حق طلبانه اي را با يورش پاسداران، با
اعدامهاي قرون وسطائي، با زندان و شكنجه پاسخ مي گويند. مطبوعات مترقي بجرم ضد
انقلابي بسته مي شوند. به دفتر سازمانهاي سياسي به جرم سوء استفاده از آزادي يورش
مي آورند. تظاهرات كارگران بيكار را در اصفهان و بندر انزلي با گلوله پاسخ مي
گويند. بهمراهي دسته هاي اوباش به خانه كارگر هجوم مي آورند و با جت ها و
فانتومهاي آمريكائي به خلق كرد حمله مي برند و دادگاه هاي هيتلري برايش تشكيل مي
دهند. اينها كه سالها در دوران اختناق جز سكوت و حتي تائيد رژيم ضد خلقي شاه عملي
انجام نمي دادند، اينها كه ثناگويان رژيم آريامهري بودند، اينها كه بر شانه هاي
طبقه كارگر و زحمتكشان ميهن ما سوار شدند تا رژيم شاه را بزير بکشند اينك با همان هائي كه بظاهر با آنها دشمني
داشتند متحد گشته اند تا طبقه كارگر و زحمتكشان ميهن ما را سركوب كنند. هموطنان مبارز: رژيم حاكم مدتي است كه عليرغم خواسته هاي برحق خلق كرد
توسط ارتش به اصطلاح جمهوري اسلامي و پاسداران اسلامي آنانرا قتل عام مي كند.
خبرهاي وحشتناكي از كردستان بگوش مي رسد كه يادآوري جنايتهاي فاشيستهاي آلماني در جنگ
جهاني و يا جنايات مزدوران آمريكائي در ويتنام است. هيئت حاكمه كه اغلب شهرها و
روستاهاي كردستان را با هواپيماهاي آمريكائي بمباران مي كند و هزاران نفر از
هموطنان كرد كه اكثر آنها زن و كودك هستند جان خود را از دست داده اند. قتل عام
اهالي دهكده قارنا توسط نماينده امام، ملا حسني جنايتكار، از ره آوردهاي دولت
جمهوري اسلامي براي خلق زحمتكش ماست. محاصره شهرها توسط ارتش و پاسداران و غارت
و چپاول هستي دهقانان و زحمتكشان از ديگر
جناياتي است كه هيئت حاكمه مرتكب شده است. رژيم با برپا كردن مجلس كذائي خبرگان كه در
انحصار حزب حاكم است مي خواهد ارتجاعي ترين قانون اساسي را بر توده هاي زحمتكش
ميهنمان تحميل كند. هيئت حاكمه با بوق و كرنا در راديو و تلويزيون و روزنامه هاي
مزدورش گاه گاهي عليه آمريكا و اسرائيل سخن مي گويد اما در عمل آب به آسياب
امپرياليسم مي ريزد. هيئت حاكمه براي عوامل رژيم پهلوي دادگاه هاي متعدد تشكيل مي
دهد بسياري از آنها را كه مستحق اعدامند عفو مي كند و فقط تعداد معدودي مانند شيخ
الاسلام زاده يا نصيري را زندان يا اعدام مي كند اما انقلابيون را با محاكمات مخفي
و يكي دو ساعته و در بسياري موارد بدون محاكمه اعدام مي كند هيئت حاكمه حاصل دسترنج كارگران و زحمتكشان ميهن ما از جمله ثمره زحمات
نفتگران را خرج ارتش و پاسدارها مي كند و جيبهاي گشاد مرتجعين حاكم را پر مي سازد
تا بتواند به حاكميت خود ادامه دهد. آري آنها اگرچه با قيام توده هاي مردم روي كار
آمدند اما قدرت توده ها را از ياد برده اند. آنها با ادعاي اينكه تنها اسلام و
رهبري بودند كه باعث انقلاب و پيروزي آن شدند عملا ضرورتهاي انقلاب و قدرت واقعي
انقلاب يعني قدرت توده هاي مردم را ناديده مي گيرند. آنها با تكرار اين مساله كه
ما براي معنويات انقلاب كرديم نه براي ماديات عملا به خواسته هاي كارگران و
زحمتكشان پاسخ رد مي دهند. هيئت حاكمه با تمام قوا مي خواهد از آگاهي و اتحاد
كارگرن جلوگيري كند. هرگونه تشكيلات كارگري را دشمن انقلاب مي داند. به تشكيلات
كارگري از قبيل سنديكاها، شوراها و سازمانهاي سياسي هوادار طبقه كارگر يورش مي
برد. دفتر سازمانهاي سياسي را مي بندد و روزنامه هايشان را غير قانوني اعلام مي
كند، با هزاران حيله و نيرنگ سعي مي كند كه عوامل ضد كارگري حتي بازماندگان رژيم
سابق را در درون شوراها و سنديكاها بگمارد و اگر نتوانستند موفق شوند سعي مي كنند
سنديكا و شورا را منحل اعلام كنند. دشمني آشكار با تشكيلات نفتگران نمونه بارزي از
عملكرد اينهاست. كميته اعتصاب نفتگران را به رسميت نشناخته نمايندگان دلير كارگران
را به زندان كشيدند. سنديكاي مشترك به جاي پاي عمال رژيم سرمايه داري تبديل شد و
سرسپردگي خود را به طبقه حاكمه در جهت دشمن منافع طبقه كارگر و ديگر زحمتكشان
بخوبي نشان داد و اكنون كه سنديكاي مشترك در پيشگاه تمام كارگران و كاركنان
پالايشگاه بي اعتبار شده و شوراها در حال شكل گيري است عناصر سرسپرده مي خواهند
پيش پاي شوراها سنگ انداخته و آنرا بخود وابسته نمايند. آري بقدرت رسيده ها با
مخدوش كردن مرز طبقات اجتماعي مي خواهند از حركت مستقل كارگران جلوگيري كنند.
ميخواهند تشكيلات كارگران را كه به منظور برآوردن نيازهاي واقعي و ضروري زندگي
آنهاست از بين ببرند. آنها مي خواهند بدون از بين بردن طبقات اجتماعي همه آنها را
در كلماتي چون مستضعف و مسلمان جمع كرده و مبارزه طبقاتي را تمام شده اعلام كنند.
آري مرتجعين هنوز نمي دانند كه مبارزه طبقاتي عللي واقعي و زميني دارد و آنها را
نبايد در آسمانها جست. آنها نمي دانند (و يا خود را به نفهمي مي زنند) كه كارگران
و زحمتكشان از جمله نفتگران قهرمان همانگونه كه دستها و انديشه هايشان تمام
احتياجات انساني را مي سازند قادر خواهند بود با همين دستها و انديشه ها بنيان
امپرياليسم و ارتجاع را بركنند و زندگاني نويني بر پا دارند. آن زندگي نويني كه با
تكيه به نيروي كارگران و ديگر زحمتكشان و بر مبناي خواستهاي آنها شكل مي گيرد و
بارور مي شود. مرگ بر امپرياليسم جهاني بسركردگي آمريكا و وابستگانش. پيروز
باد مبارزات حق طلبانه همه خلقهاي تحت ستم ايران برهبري طبقه كارگر■
گروهي
از نفتگران تهران آبان 58
*****
پرولتاريا چيزی برای از دست دادن ندارد. مگر
زنجيرهايش. در عوض جهانی برای فتح دارد!