درباره پرنده نو پرواز

 

«پرنده نوپرواز» را به يك ابزار كار سياسي با توده ها بدل كنيد!

 آنرا وسيعا به ميان توده ها ببريد!

با  مردم بر سر آن بحث کنيد!

نشريه حقيقت در نظر دارد ستوني را به ابراز نظرات خوانندگان اين كتاب و پاسخگوئي به سئوالات آنان اختصاص دهد.

نظرات، انتقادات، پيشنهادات و پرسشهائي را که در گفتگو با مردم مي شنويد گرد آوري کرده و براي نشريه حقيقت ارسال داريد!

 

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 18 آبانماه 1383

 

 

با تشکر از رفيق نادر جنوب که نظرات خود را طي نامه مفصلي براي نشريه حقيقت ارسال داشت. در ذيل آن بخش از نامه اين رفيق که مستقيما مربوط به کتاب «پرنده نوپرواز» است درج مي شود.

 

هدف از اين نوشته پرداختن به تحليلي مختصر از کتاب پرنده نوپرواز است که حزب کمونيست ايران (م ل م) ارائه داده است.

اتحاديه کمونيستهاي ايران ( سربداران) بعنوان يکي از سازمانهاي انقلابي در آن شرايط سخت با تمام نقاط ضعف و نارسايها پاسخي مناسب به ارتجاع داد. همانگونه که از خرداد 1360 به بعد در تمام اطلاعيه ها و نشرياتش اظهار  داشت.

گرچه رژيم منفور جمهوري اسلامي سرمايه داري توسط بقاياي رژيم گذشته و سرسپردگان جديد از قبيل توده اي و اکثريتي ها (که هنوز که هنوز است از جمهوري اسلامي حمايت همه جانبه ميکنند) در شکست انقلاب نقش اساسي داشته اند. اما به عقيده من همه مسائل را نبايد به توان جمهوري اسلامي يا توان نيروهاي ضدانقلاب جهاني براي شکست انقلاب خلاصه کرد. بلکه ديوار دو طرف دارد طرف ديگرش خود نيروهاي انقلابي بودند، که به وظيفه خودشان و رسالتي که داشتند عمل نکردند.

ميتوان گفت که قريب يکصد سال است که ارتجاع حاکم بياري امپرياليزم به قتل عام انقلابيون و کمونيستها و توده ها مبادرت مي ورزد. شايد بتوان گفت هنوز درسهاي لازم را پيشروان نگرفته باشند. دست کم وجه مشخصه اکثريت آنها خود محوربيني در تمام زمينه هاست. هر سازمان ، حزب و گروه خود را تنها آلترناتيو و سرآمد همه مي داند. وجود همين پراکندگي و تعداد احزاب و سازمانها به دلسرد شدن  آزاديخواهان و هواداران طبقه کارگر و ساير توده هاي ميليوني دامن مي زند. تنها نيروئي که از اين رهاورد نصيب فراوان عايدش مي شود ضد انقلاب حاکم است که نوکر انحصارات، بانک جهاني و صندوق بين الملل پول مي باشد و طبق دستورات آنها حتي آب هم نمي خورد.

 خلاصه معلوم نيست که در کجا جنبش انقلابي ايران از اين همه نابساماني و پراکندگي از گذشته و حال درسي خواهد گرفت تا توان خود را به نحوي بالا برد که نيروي لايزال توده ها باورش کنند و به اين همه فساد و تباهي و کشتار خانمان بر انداز پايان داده شود.

اعدام رفقاي سربدار و ساير انقلابيون کمونيست از هر دسته و گروه پايان اين سناريوي دردناک نيست. تا از تاريخ درسهاي لازم را نگيريم همواره بايد منتظر تکرار چنين مصائبي باشيم و با ابعادي وحشتناکتر سرمايه هاي گرانبهاي خود را بسادگي از دست خواهيم داد. آيا هر روز شرايط انقلابي در کشورمهيا مي شود؟ آيا هر روز جامعه اين سرمايه ها را باز توليد مي کند ؟ من چنين تصوري ندارم. برگردم به موضوع اصلي سربداران و تراژدي از دست دادن رفقايي که چکيده هاي انقلاب 57 بودند. تحمل اين شکست و مرگ آنها براي هر انقلابي که قلبش براي رهائي نوع بشر مي تپد ضايعه ئي بس جان گداز است. اگر چه قريب به ربع قرن از آن تاريخ مي گذرد. متاسفانه طي ساليان مديد کمتر کسي را يافتم که خود را در اين شکست دردناک سهيم بداند. برخي انتقادات از زاويه مخالفت با قهر انقلابي صورت مي گيرد. اگرکمي منصفانه به موضوع بنگريم و يا لااقل قبول زحمت کرده به اطلاعيه ها و بيانيه ها و نوشته هاي پي در پي نشريات حقيقت آن دوران مراجعه کنيم متوجه ژرفاي روشن بيني آن نوشته ها و نويسندگانش مي شويم که چگونه عمق فاجعه را پيش بيني مي کردند. در عوض سخن وران مهمانيها و محفل هاي خانوادگي و رفيق بازيها و بده بستاهاي سازماني هرگز چنين باوري نداشتند و به جاي پاسخگوئي به وظايف خود در آن شرايط معتقد بودند که اين سرکوبها بسان موجي گذراست که جمهوري اسلامي هراز گاهي بدان مبادرت مي ورزد. وجود چنان بينشهائي ناشي از فقدان تئوري انقلابي و دنباله روي از جنبشهاي توده اي بود و ريشه در به عهده نگرفتن مسئوليت تغيير جامعه و کسب قدرت سياسي از طريق قهر بود. امري که بايد همواره براي آن تدارک ديد و با بينش و اراده انقلابي به پيشواز خطرات رفت.

اساسا رفقاي مائوئيست ما بخوبي  توانسته اند به نقد همه جانبه از گذشته خود در زمينه کار نظامي و قيام آمل بپردازند و نکات مثبت و منفي آن را تجزيه و تحليل کنند. پرداختن رفقا به بافت اقتصادي و اجتماعي جامعه و اشاره به رشد شهرها و پيشي گرفتن رشد روزافزون جمعيت ساکن در شهرها  نسبت به روستاها و اينکه در نهايت سرنوشت حاکميت در شهرها رقم خواهد خورد و تاکيد بر اينکه در مقابل شهرها روستاهاي فراواني هم وجود دارند که بخشي از نيروي کار بويژه کشاورزي ساکن آنند و نبايد از نيروي آنها در انقلاب غافل ماند نکات بسيار مهمي هستند. بويژه آنکه رفقا روشن ميکنند که وجود ديکتاتوري شديد در شهرها که بصورت وحشتناکي از رشد آگاهي طبقه کارگر و ساير زحمتکشان و سازماندهي آنها ممانعت مي کند. سازمانهاي انقلابي و پيشرو را ملزم مي کند که جهت رويارويي با ديکتاتوري عريان تلاش همه جانبه اي را مبذول دارند. مبارزه قهر آميز را سازمان دهند و راهگشاي  ايجاد ارتش خلق و مناطق پايگاهي شوند. و براي حفظ دستاوردهاي انقلاب آماده رويارويي با ارتش حاکم باشند.گرچه تاکنون کشور ما دو  انقلاب و چند خيزش عظيم توده اي را پشت سر نهاده ، اما يکم ما فاقد يک حزب قدرتمند و جدي بوديم که هدفش کسب قدرت سياسي باشد. در نتيجه ارتش خلقي هم نداشته ايم تا بتواند از دستاوردهاي مبارزاتي مردم حفاظت کند.

کتاب «پرنده نو پرواز» حامل تئوري است که به وسيله مائو بنيان نهاده شد و صحت آن نيز در انقلاب چين وساير نقاط دنيا محک خورد. بي شک اين کتاب محتاج بررسي همه جانبه است و نياز به همياري همه کمونيستها و انقلابيون وفادار به انقلاب قهر آميز به رهبري طبقه کارگر در سطح کشور است  تا ناروشنائيهاي َآن رفع شود و ما با پشتوانه وسيعتري انقلاب را سازماندهي کنيم.

 

                                   با تشکر - نادر جنوب  اکتبر 2004

 

 

www.sarbedaran.org