نظري
در مورد کتاب پرنده
نو پرواز
سال
60 نوجوان بودم. در
بهمن ماه آن سال
در جريان حرکت
انقلابي سربداران
قرار گرفتم .
اما هيچگاه
نتوانستم از
دلائل اين
کار، الزاماتي
که منجر به آن
شد و همچنين
جزئيات قيام
مطلع شوم ،
چرا که منابع
خبر عموما
کساني بودند
که دورادور از
اين قيام مطلع
بودند و هر کس
نيز به فراخور
ديدگاه سياسي
خويش مسئله را
تحليل ميکرد و
در صحبتهاي
افراد مختلف
تناقض زيادي ديده
مي شد.
سرانجام
توانستم گره
ان را باز کنم
که راهنمايم
کتاب "پرنده
نو پرواز" بود.
هرکسي
که داراي گرايشات
سياسي چپ باشد
پس از خواندن
کتاب ديدش
نسبت به
مبارزه و
چگونگي آن تغيير
خواهد کرد و اين
از بالاترين
دستاوردهاي
کتاب
است.مبارزات واقعي
بر عليه
دشمنان مردم
هميشه در طول
تاريخ الهام
بخش بوده اند.
با توجه به
شرايط خاص سال
60 حرکت
سربداران آتشي
را بر افروخت
که شعله هاي
آنرا ميتوان
در دلهاي
جوانان
انقلابي
مشاهده نمود.
هر چند که بسياري
از آنان ديد
کامل و درستي
از اين قيام
ندارند و همين
موضوع اهميت
کتاب را صد
چندان مي کند
، کتابي که
خلاء آن از
روز هاي پس از
قيام تا کنون
احساس شده
است.
اين
کتاب صرفا روايت
يک قيام
مسلحانه نيست
بلکه همچون يک
سند آموزشي به
جوانب
گوناگون قيام
، دلائل آن و
همچنين
برخورد
انقلابيون
کمونيست و درک
آنان از شرايط
تاريخي ، سياسي
و اجتماعي ايران
در سال 60 ميپردازد
و از اين جهت ميتواند
براي نسل جوان
ايران که تشنه
آشنايي با شرايط
و عملکرد کمونيستها
در آن مقطع
تاريخي اند بسيار
مفيد باشد.
من
سعي ميکنم به
فراخور درک
خودم و با تکيه
بر مطالب کتاب
، رئوس مهم آن
و قوتها و
ضعفهاي قيام
را در چند سطر بيان
کنم :
مهمترين
نکته در
عملکرد
سربداران و قيامشان
اين است که
آنها بر پايه
درک واقعي و
صحيح از مارکسيسم
_ لنينيسم و
آموزه هاي
مائوتسه دون
به مقابله
مسلحانه با رژيم
جمهوري اسلامي
دست زدند و
هدف آنها
سرنگوني اين
رژيم بود و نه
کمتر از آن.
هدفي که در
عملکرد
گروههاي سياسي
مخالف در آن
روزها يا ديده
نميشد و يا اينکه
بسيار کمرنگ
بود. به عنوان
مثال سازمان
مجاهدين خلق
با وجود داشتن
نفرات بيشتر و
امکانات
گسترده تنها
به روشهايي ميپرداختند
که هدف از آن
به دست آوردن
مشارکت در
قدرت رژيم بود
و نه مقابله
با آن. که همين
امر موجب
نابودي تعداد
زيادي از نيروهاي
آرمانگرا شد و
تعداد بيشتري
نيز به دليل
عملکرد اين
سازمان دست از
مبارزات سياسي
شستند.اين امر
ناشي از طرز
تفکر و ايدئولوژي
حاکم بر
گروههاي سياسي
است و اهميت
داشتن يک خط
صحيح در
مبارزه را
نشان مي
دهد.امري که
پس از گذشت
سالها از آن
دوران اثراتش
را بر بسياري
از گروههاي سياسي
و شالوده فکري
انها نمايان مي
کند وشاهد
عملکرد سازشکارانه
،اپورتونيستي
وغير انقلابي
آنها در فضاي
امروز هستيم.
اما اتحاديه
کمونيستهاي ايران
بر پايه همان
درک صحيح و با
تجزيه و تحليل
گذشته و گرفتن
درسهاي لازم
از نقاط قوت و
ضعف خود و پيوند
خوردن با جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
نشان داد که
داشتن خط
مبارزاتي صحيح
در بدترين شرايط
نيز ميتواند
راهنما و
راهگشاي
انقلابيون
کمونيست باشد.
درک
صحيح از شرايط
سياسي سال 60
لزوم قيام
مسلحانه بر عليه
رژيم را به اکثريت
رهبري اتحاديه
نشان داد . ما
در طول کتاب
شاهد ان هستيم
که چگونه وجود
اين اقليت
مخالف باعث
عقب افتادن قيام
، از دست رفتن
فرصتهاي
مناسب و عدم
به کار گيري
تمام نيروهاي
اتحاديه در قيام
آمل شد.
اين موضوع
نشان ميدهد که
وقتي درک صحيحي
از شرايط براي
تعدادي از
افراد امکان مي
يابد و با
مخالفت روبرو
ميشود بايد
قاطعيت
انقلابي نشان
داد و ضربه
خوردن جنبش به
دليل اين
مخالفت جلوگيري
نمود.
به
هر صورت در آن
شرايط انقلابيون
واقعي براي
جلوگيري از
نابودي دستاوردهاي
قيام توده ها
در سال 57 به
جنگل رفتند تا
قيام خود را
شروع نمايند.
در طول کتاب
به سختي ها و
مشقاتي که آن
رفقا متحمل
شدند و فداکاري
ها و جانفشاني
هاي آنان
برخورد ميکنيم
. و مي آموزيم
که اين بخشي
از ايدئولوژي
پرولتري ميباشد.پراتيک
انقلابي
لازمه به ثمر
رسيدن تئوري
است و تنها در
پرتو پراتيک
است که تئوري
رشد و نمو ميکند
و ميتواند بر
شرايط عيني
منطبق گردد و
نقاط ضعف و
قوت خود را
نمايان کند.
در رابطه با اين
موضوع
در کتاب نکات
مهمي ذکر شده
که به اختصار
به آن مي
پردازم:
1 - يکي از
مهمترين نکات
در هر قيام
انقلابي
مسئله همراه
نمودن توده هاي
مردم و آگاه
نمودنشان براي
قيام است. در قيام
سربداران نيز
مي بينم اين
موضوع در طرح
قيام مد نظر
قرار ميگيرد.
اما به دليل
درکي که از
چگونگي اين
موضوع وجود
دارد و همچنين
ديدگاهي که خط
مشي قيام و
روند ادامه آن
را تعيين مي
کند با وجود
همراهي توده
ها ، ميزان
کمتري از مردم
در قيام شرکت کردند
در حاليکه
شناخت صحيح از
شرايط عيني و
ذهني و موقعيت
دشمن در مقطع
قيام 5 بهمن در
آمل مي توانست
پايان آنرا به
شکل ديگري رقم
زند. اين امر
حاکي از آن
است که خط صحيح
بايد همراه با
شناخت کافي و
درست از شرايط
اجتماعي ، سياسي
و طبقاتي باشد
تا توده ها را
به حرکت در
آورده و آنان
را با انقلابيون
همراه سازد.
2 -
وجود نظم
انقلابي در
رفقاي جنگل. اين
موضوع تقريبا
در تمام افراد
ديده مي شود
اما نکته بارز
آن رفقايي
هستند که عليرغم
مخالفتشان با
طرح سربداران
به دليل تصميم
گيري انجام
شده با تمام
وجود وظايف خويش
را مي پذيرند
و لحظه اي در
انجام آنها
ترديد به خود
راه نميدهند و
اين درس بزرگي
است براي
انقلابيون
امروزي که در
انجام وظايف
انقلابي ثابت
قدم باشند.
3 - در
کتاب به مسئله
تدارکات براي
قيام بر مي
خوريم. موضوع
کمبود اسلحه
ومهمات و آذوقه
وغيره در طول
قيام نمايان
است. و بر روند
آن و دستيابي
به اهداف تاثير
گذار است. و دليل
آن چنانچه در
کتاب ذکر شده
به ديدگاه
چگونگي قيام و
ادامه آن و
همچنين وجود اختلاف
نظربين افراد
در اين زمينه
مربوط است.
مضاف بر اينکه
در چنين قيامي
بدون تکيه بر
کمک توده ها
نميتوان همه نيازها
را رفع نمود
هر چند در
کتاب به نمونه
هاي متعدد همياري
توده هاي مردم
اشاره شده است.
با اين وجود
به دليل عدم
گستردگي
رابطه از
پتانسيل
موجود کمتر
استفاده شده
است. اين امر
حاکي از ان
است که بدون
در گير کردن
توده هاي وسيع
مردم در يک
جنگ انقلابي
امکان پيروزي
کم مي باشد.
4 - عدم
برخورد صحيح
به رفقاي زن و
به کار گيري
اندک و حاشيه
اي اين
رفقا!چه
وجدآور است
عملکرد آن رفيق
زني که داوطلب
وظايف دشوار مي
شود و به عدم
مسلح نمودن
رفقاي زن و
ممانعت از شرکت
آنان در درگيري
ها انتقاد مي
کند.موضوعي که
بعدها در
اتحاديه و حزب
کمونيست ايران
(مارکسيست_لنينيست_مائوئيست)
به شکل صحيح و
انقلابي به آن
برخورد شده
است.
در
اينجا بايد به
موضوع مهمي
اشاره کرد و
آن وقوع يک
گسست تاريخي
در حيات اتحاديه
کمونيستهاي ايران
است که قيام
آمل نقطه آغاز
اين گسست بود.
گسست از
انحرافات و
اشتباهات.
مانند کم بها
دادن به کسب
قدرت سياسي از
طريق جنگ
انقلابي . اين
موضوع را ميتوان
در مقايسه بين
حزب کمونيست ايران
(م.ل.م) و ديگر
احزابي که خود
را چپ ميدانند
بوضوح مشاهده
کرد که چگونه
حرکت بر پايه
غلط کل يک حزب
را از راه
انقلابي
منحرف ميسازد
و انرا در انديشه
هاي رفرميستي
و اکونوميستي
گرفتار ميکند.
اين
گسست مهم
همراه پيوند
خوردن با جنبش
انقلابي
انترناسيوناليستي
اتحاديه کمونيستها
را قادر ساخت
تا تغييري کيفي
در ايدئولوژي
خود و برنامه خود
براي کسب قدرت
سياسي ايجاد
نمايد. برنامه
اي که در آن
کسب قدرت سياسي
يک پيروزي سريع
نخواهد بود
بلکه طبقه
کارگر در زير
پرچم و ايدئولوژي
حزب کمونيست
زماني ميتواند
به کسب قدرت سياسي
نائل شود که
با فعاليت سياسي
آگاهانه و
آگاهگرايانه
طبقه خود و
متحدان واقعي
خود يعني ملل
ستمديده ،
دهقانان،
زنان و جوانان
عاصي را با
خود متحد نمايد
و در ادامه
مبارزه شرايط
لازم را براي
کسب قدرت
سراسري از طريق
مبارزه
مسلحانه ( جنگ
خلق) را فراهم
نمايد.بديهي
است با توجه
بر قدرت نظامي
دشمن جز با
جنگ خلق نميتوان
شرايط سرنگوني
آنرا فراهم
نمود.
در
نهايت قيام
سربداران
درسهاي زيادي
را در خود
دارد که با آموختن
آنها ميتوان
آتش انقلاب را
بر پايه خط صحيح
بار ديگر در
جانها شعله ور
نمود. و اين
ضرورت فعاليت
انقلابي را
تحت رهبري يک حزب
انقلابي نمايان
ميکند.
باشد
که با بردن
درسهاي اين قيام
به ميان توده
هاي مردم و
فعاليت
آگاهانه شاهد
رشد کيفي و کمي
انقلابيون
واقعي در ايران
باشيم و در پيوند
با کمونيستهاي
سراسر جهان
امکان برقراري
حکومت مردمي
در سايه انديشه
مارکسيسم – لنينيسم
- مائوئيسم در
سراسر جهان
فراهم گردد.
حشمت
نظر
يکي از رفقاي
جوان
با
درود به
آنانکه با عشق
زندگي کردند و
جان خود را در
راه آزادي خلق
خود از دست
دادند. با
پرنده
نوپرواز زندگي
خواهم کرد و
آن را هزاران
هزاران بار در
ذهن خود خواهم
خواند. چون با
آن عشق و آزادي
را به معناي
واقعي درک
کردم و دانستم
که آن دو از هم
جدا نيستند.
آنانکه با عشق
به آزادي رسيدند
و از آزادي
عشق ساختند را
شناختم.
دانستم که
مبارزه در راه
آزادي شکست
نخواهد داشت و
سراسر پيروزيست.
با درود به
آنانکه
شجاعانه در
راه آزادي خلق
خود جنگيدند و
سر به دار
دادند و تن به
ظلم ندادند و
حتي چند ثانيه
قبل از کشته
شدن فرياد
آزادي سر
دادند و چه
استوار بر عقيده
خود ايستادند.
به خود قول
داده ام که
راه من راه ايشان
و هدف من هدف ايشان
باشد.
با
اميد آنروزي
که اين پرنده
نو پرواز به
اوج قله آزادي
برسد و آنجا
آشيانه به پا
کند.
محسن