بوسه مرگ!
پيرامون نصايح جلال طالباني رهبر
اتحاديه ميهني كردستان عراق به جنبش كردستان ايران
از حقيقت، ارگان حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 8، بهمن 1381 – www.sarbedaran.org
اخيرا، جلال طالباني رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق طي ديداري با
فراكسيون نمايندگان كرد در مجلس شوراي اسلامي نكات مهمي طرح نمود. او ضمن بر شمردن
خدمات خويش به جمهوري اسلامي طي سالهاي اخير، قولهائي مبني بر امن نگهداشتن مرزهاي
ايران و كردستان و كنترل نيروهاي كرد ايراني داد. او تاكيد كرد كه طي دهساله اخير
توانسته است دو امر مهم را براي جمهوري اسلامي انجام ده: يكم اينكه امنيت مرزهاي
جمهوري اسلامي را تامين كند و نگذارد در چند سال اخير حتا يك گلوله شليك شود و دوم
اينكه تلاش كرده تا اپوزيسيون كرد ايراني را قانع كند كه مبارزه مسلحانه بيهوده
است و تلاش كرده به آنها به قبولاند كه دوره عوض شده و دوره مبارزه مسلحانه بسر
آمده است. ديگر دوره مائوتسه دون و هوشي مين و چه گوارا نيست. دوره مبارزه سياسي و
مبارزه پارلماني است. جلال طالباني قول داد آنچه در توان دارد انجام مي دهد تا
اپوزيسيون كرد ايراني ضد جمهوري اسلامي نباشد.
او گفت بهتر است كردهاي ايران بجاي اينكه راهي كوهها شوند و تير دركنند در
مبارزات جاري در جامعه براي آزادي و دمكراسي شركت كنند. بنظر او هر چقدر جمهوري
اسلامي پيشرفت كند همان اندازه براي كردها خوب است؛ هر چه به لحاظ اقتصادي پيشرفت
كند براي كردها هم سود دارد؛ هر چه دولت مركزي وضع بهتري داشته باشد براي كردها هم
خوبست.
او در رابطه با كردستان عراق گفت آزادي كه داريم به خاطر آمريكا و انگليس
است. هواپيماهاي آمريكا و انگليس به ما امنيت داده اند. (كليه نكات فوق كه در
تاريخ دهم ژانويه در هتل استقلال تهران توسط طالباني اظهار شده در سايت اينترنتي
بروسكه منعكس شد. )
همزمان طالباني در مصاحبه جداگانه با روزنامه ايران گفت كه زماني او خودش
خواهان بيرون رفتن انگليسي ها از عراق بود اما امروزه خودش آنها را دعوت به دخالت
مستقيم در عراق مي كند.
اينكه در بيانات طالباني تا چه حد ديپلماسي چندش آور هميشگي اش بكار رفته
و يا در مورد خدماتش لافزني كرده اهميت زيادي ندارد. مسئله اصلي از يكسو، مضمون
پيام سياسي طالباني در شرايط كنوني به مردم كرد و جنبش كردستان ايران است و از سوي
ديگر نقشي است كه مي خواهد بعنوان يكي از نگهبانان نظم استعماري امپرياليستي _ هر
چند نگهبان دست چندم _ در فرداي تحولات سياسي عراق براي مهار جنبش كردستان ايران
ايفا كند.
پيام طالباني به رهبران احزاب كردستان ايران شامل دو محور اصلي است. يكم
اينكه اگر مي خواهيد چيزي گيرتان بيايد با آمريكا همدست شويد. دوم آنكه راه و روشي
را اتخاذ كنيد كه امپرياليستها و جمهوري اسلامي را نرنجانيد. البته يادش نمي رود
كه مدام فراكسيون كرد در مجلس شوراي اسلامي را برايشان الگو كند، يعني جاشهائي را
كه دست در دست جمهوري اسلامي مردم كردستان را سركوب كردند.
امپرياليستهاي آمريكائي هيچگاه دوست ملت كرد نبوده و نخواهند بود!
طالباني مي خواهد به مردم بقبولاند كه امپرياليستها دوست ملت كرد اند و
ديگر نه كوهها بلكه اين امپرياليستها هستند كه مي توانند به كردها پناه دهند. او
مي خواهد مردم، خون هائي كه بارها بدست آنان مستقيم و غير مستقيم از پيكر پاره
پاره ملت كرد، ريخته شد را فراموش كنند. مي خواهد كه مردم نسل كشي كردها، پس از
جنگ جهاني اول و تقسيم كردستان بر اساس قرارداد سال 1923 لوزان توسط امپرياليستهاي
انگليسي را فراموش كنند. مي خواهد كه مردم از ياد ببرند چگونه پس از جنگ دوم
جهاني، محمد رضا پهلوي با پشتيباني تمام و كمال دولت آمريكا اولين دولت خودمختار
كردستان را سركوب كرد و قاضي محمد و ديگر رهبران آنرا اعدام كرد. فراموش كنند كه
ارتش تا بدندان مسلح محمد رضا شاه چگونه مبارزان شريفي چون معيني و شريف زاده و
ملا آواره را در دهه چهل شمسي بقتل رساند. فراموش كنند كه چگونه امپرياليسم
آمريكا، جنبش عظيم توده اي كردستان عراق تحت رهبري ملا مصطفي بارزاني را ملعبه دست
خود و نوكران خويش كرد و امثال كيسينجر آنرا يك شبه پاي بند و بستهاي آمريكا با
رژيم ارتجاعي عراق قرباني نمود. فراموش كنند كه آمريكا چگونه راه را براي بقدرت
رسيدن ارتجاعي ترين نيروهاي اسلامي تحت رهبري خميني باز كرد و جمهوري اسلامي را
بنا گذاشت كه يكي از اركان اصلي و هميشگيش سركوب خلقها بويژه خلق كرد بود.
امروزه كاملا روشن شده است كه چگونه اين خود امپرياليستهائي آمريكائي
بودند كه سلاحهاي شيميائي را در اختيار رژيم جنايتكار صدام قرار دادند و با سكوت
رضايتمندانه اي بر بمباران شيميائي حلبچه سرپوش گذاشتند. بر كسي پوشيده نيست كه
چگونه در جريان جنگ اول خليج، بوش پدر يكبار ديگر با باز گذاشتن دست صدام براي
سركوب مردم كردستان موجبات رنجبارترين كوچ يك ملت ستمديده در تاريخ معاصر را فراهم
آورد.
اين ژنرالهاي آمريكائي بودند كه طراح اصلي سركوب نظامي مردم كردستان تركيه
بوده و توسط ارتش تركيه و همراهي امثال طالباني و بارزاني جوي خون از مبارزان پ
كاكا براه انداختند.
تاريخ قرن بيستم تاريخ كشتارهاي عظيم توده اي توسط امپرياليسم آمريكا در
گوشه و كنار جهان بود. جنايات و خيانتهائي كه نسبت به ملت كرد روا شده جزئي جدائي
ناپذير از كارنامه امپرياليستها بويژه امپرياليسم آمريكا در منطقه خاوميانه است.
اين حقيقت تاريخي را هيچ انسان آزاده اي نميتواند و نبايد از خاطر ببرد.
زير پا گذاشتن اين حقايق توسط طالباني از آنروست كه آمريكا گوشت گنديده اي
را به سمت او پرتاب كرد و جنبشي را كه سالها اميد بخش مردم كرد براي رهائي ملي شان
بود نه تنها به فساد كشاند، بلكه از آن براي مهار و كنترل و سركوب ديگر بخشهاي
جنبش كردستان سود جست. امپرياليستهاي آمريكائي با همراهي طالباني و بارزاني رهائي
ملي را مترداف با حكومت دست نشانده (آنهم نه يك حكومت رسميت يافته بلكه يك حكومت
شبه فدرالي) خود قلمداد كردند. حكومتي كه نوكران بومي و خائنين ملي آنرا مي
چرخانند. حكومت به اصطلاح ملي كه از جمله افتخاراتش، سركوب جنبش كردستان تركيه و مهار
جنبش كردستان ايران بود. حكومتي كه هيچ ارمغاني جز ادامه جنگ سالاري، سركوب زنان،
غارت منابع و وابسته كردن معاش مردم به صدقه هاي امپرياليستي نداشت و نتوانست گامي
در جهت پيشرفت و ترقي و بهبود وضعيت مردم كردستان بردارد.
امروزه، طالباني در پس لشكر كشي آمريكا، بوي كباب شنيده است. او مي خواهد
با نيروهاي متجاوز آمريكائي بحداكثر همكاري كند تا سهم بيشتري از قدرت را به خيال
خود نصيب «كردها» سازد. فدراليسم تحت الحمايه آمريكا را كه هم اينك عملا برقرار
است در چارچوب دولت انتقالي عراق رسمي كند. يعني همان فدراليسم فئودال كمپرادوري
كه طي ده ساله اخير بر كردستان عراق حاكم بوده را قطعي كند.
اين بوي كباب نيست، بوي داغ كردن است. حتي رسميت بخشيدن به چنين فدراليسمي
هنوز نه به بار است و نه به دار. مقامات آمريكائي رسما صحبت از اشغال رسمي و تعيين
فرماندار نظامي آمريكائي براي عراق به مدت دو سال مي كنند. دولت انتقالي عراق فقط
قرار است نقش عروسك نمايشي ايفا كند و معلوم نيست كه حتي قدرتش از حكومت دست
نشانده «كرزاي» در افغانستان بيشتر باشد. اين دولت انتقالي بر مبناي تصميمات
كنفرانس لندن قرار است قوانينش را بر اساس اسلام بنويسد. هياهوي فدراليستي بودنش
هم حداكثر به معني ايجاد ژاندارمها و پاسبانهاي محلي تحت فرمان ارتش آمريكاست.
چنين فدراليسمي فقط ابزاري است كه هر وقت دولت آمريكا و نوكران بحران زده اش
بخواهند از آن براي به جان هم انداختن ملل مختلف در عراق و بهانه براي لشكركشي هاي
مختلف استفاده كنند. چشم امثال طالباني به يك مشت دلاري كه از غارت نفت به او و
يارانش تعلق گيرد دوخته است. آنان همانند كليه نيروهاي متعلق به طبقات استثمارگر
ملل ستمديده يكبار ديگر آماده اند رهائي ملي ملت كرد را در برابر كسب امتيازاتي
حقير براي خود قرباني كنند.
چرا طالباني مخالف مبارزه مسلحانه در كردستان ايران است؟
درست زماني كه آقاي طالباني مي خواهد به پشتوانه توپ و تانكهاي ارتش
آمريكا و ناوهاي هواپيمابر اتمي و غير اتمي اش راهي بغداد شود، مبارزين كرد ايراني
را دعوت مي كند كه مبادا دست از پا خطا كنند و تيري شليك كنند. او زماني از
بيهودگي مبارزه مسلحانه و دوران پارلمانتاريسم صحبت مي كند كه خودش فعالانه به
تدارك نظامي امپرياليسم آمريكا ياري مي رساند. از گوشه و كنار دنيا مزدور براي
سازمان دادن ارتش كنتراي كرد جمع آوري ميكند تا در كردستان عراق توسط پنتاگون
تعليم ببينند و در راه منافع امپرياليستي بكشند و كشته شوند. طالباني فقط مخالف
مبارزه مسلحانه انقلابي مبارزين كرد در ايران است.
اين مخالفت فقط به دليل منافع تنگ نظرانه فئودال كمپرادورهاي كردستان عراق
در بند و بست هاي امروز و فرداي شان با رژيم جمهوري اسلامي نيست. بويژه با رژيمي
كه ديگر كسي باور به ماندگاريش ندارد. مسئله اصلي اين است كه طالباني در چارچوبه
طرحها و نقشه هاي امپرياليستي براي كل منطقه دارد عمل مي كند و نقش بر عهده مي
گيرد. نصايح طالباني به جنبش كردستان ايران را بايد در چارچوبه «چگونه رفتن»
جمهوري اسلامي قرار داد. يعني در متن طرحهاي حك و اصلاحات امپرياليسم در دولت
ارتجاعي ايران.
واقعيت اين است كردستان ايران كماكان يك نقطه ضعف مهم استراتژيك براي
جمهوري اسلامي و همچنين امپرياليستها محسوب مي شود. وجود مردمي راديكال با سطح
بالاي آگاهي سياسي كه داراي تجربه غني مبارزاتي و ذهنيتي ضد امپرياليستي اند و
حضور احزاب مترقي و انقلابي متشكل و مسلح كرد هر آن مي تواند سر منشا روندهاي
انقلابي غير قابل پيش بيني شود. شكوفائي مبارزه انقلابي در كردستان ايران نه تنها
مي تواند تاثير كيفي بر چگونه رفتن جمهوري اسلامي داشته باشد بلكه پتانسيل آنرا
دارد كه موانع جدي براي اجراي طرحهاي درازمدت امپرياليستي در كل منطقه بوجود آورد.
از همينرو بر خلاف مورد كردستان عراق، امپرياليسم آمريكا نمي خواهد در اعمال
فشارهايش بر جمهوري اسلامي باصطلاح از كارت كردستان استفاده كند. با توجه به اينكه
كردستان ايران نه به مراكز قدرت سياسي نزديك است و نه به مراكز قدرت اقتصادي،
آمريكا تمايلي ندارد كه مسئله قدرت مركزي را در ايران از طريق «كارت كردستان» حل
كند. بي جهت هم نيست كه مسئله كردستان ايران حتي در تبليغات مزورانه امپرياليستي،
نيز جائي ندارد.
نصايح طالباني به نيروهاي كرد ايراني را بايد در كنار آرزوهايش براي تقويت
دولت مركزي در دو كشور و تعهداتش براي حفظ امنيت در مرزهاي كردستان عراق و ايران
قرار داد. اين تعهدات براحتي مي تواند بدل به تهديدي آشكار شود. نبايد از ديده
فروگذارد كه طالباني دارد به ارتش آمريكا كمك مي كند كه يك «كنتراي كردي» در اين
منطقه براه اندازد. مسلما ماموريت اين نيروي كرد تعليم يافته توسط پنتاگون فقط به
كردستان عراق و خود عراق محدود نخواهد شد. بلكه در تحولات آتي در كل منطقه و مشخصا
ايران براي كنترل و مهار و خنثي كردن نيروهاي مسلح احزاب كرد ايراني در ايران و
عراق نقش بازي خواهد كرد. بنابراين احزاب كردستان ايران بايد هشيارانه اين نقشه و
مجريان آن را در ميان مردم كردستان ايران و عراق افشا كنند، به نصايح بشدت زيانبار
طالباني گوش ندهند و فعاليتها و سازماندهي تشكيلات خود را از دسترس فعاليت
اطلاعاتي و ضربات احتمالي اين نيروي مخرب دور نگاهدارند.
***
بار ديگر امپرياليسم آمريكا با اعمال جنايتكارانه اش اين حقيقت را در
مقابل خلقهاي جهان قرار داد كه «قدرت سياسي از لوله تفنگ بيرون مي آيد!» همان
حقيقت بزرگ تاريخي كه مائوتسه دون آنرا فرموله كرد. هيچ طبقه و ملت ستمديده اي
بدون بكار بستن اين حقيقت تاريخي قادر به كسب آزادي و استقلال نخواهد شد. اين
مسئله بيش از هر زمان ديگر براي خلق كرد در ايران نيز صادق است. خلق كرد نه تنها
بايد نيروي مسلح انقلابي خود را داشته باشد بلكه بايد به شناخت همه جانبه اي از
دشمنان واقعي و دوستان دروغين نائل آيد تا بتواند مسير پرپيچ و خم مبارزه ملي
طبقاتي را به پيش ببرد و به رهائي دست يابد. نصايح امثال طالباني فقط به تداوم
اسارت ملي كردها خدمت مي كند. روشهائي كه طالباني براي جنبش كردستان ايران تجويز
مي كند، معنائي جز همدستي با آمريكا ندارد. نصايح طالباني به مبارزين كردستان
ايران حكم بوسه مرگ است.
اميد داشتن به امپرياليسم آمريكا و همراهي با آن، حتي موقتي، جزئي و مقطعي
فقط به محكم كردن زنجيرهاي اسارت منجر خواهد شد. جنبش كردستان هيچ منفعت درازمدت و
كوتاه مدت در دوستي با امپرياليسم آمريكا ندارد. هر گونه انتخابي تحت عنوان انتخاب
از ميان بد و بدتر از ميان دشمنان مختلف _ همچون انتخاب ميان بوش يا صدام يا ميان
بوش با امثال خامنه اي و رفسنجاني _ در تضاد آشكار با منافع اكثريت توده هاي
ستمديده جهان قرار خواهد گرفت، و به تضعيف جنبش انقلابي و ترقيخواهانه ا ي كه
امروزه در سراسر جهان در سطح وسيع عليه جنگهاي تجاوزكارانه امپرياليسم آمريكا براه
افتاده خواهد انجاميد. اتخاذ چنين سياستهاي زيانباري توسط هر نيروي سياسي نه تنها
موجب انفرادش در ميان خلقهاي ديگر جهان خواهد شد بلكه نتيجه اي جز تلخكاميو ناكامي
براي ملت كرد به ارمغان نخواهد آورد.
خلق كرد همانگونه كه در تاريخ معاصر بارها نشان داد قادر است پرچمدار
مبارزات دمكراتيك و ضد امپرياليستي در ايران و منطقه باشد و به توده هاي ستمديده
سراسر جهان الهام بخشد. اين تنها چشم انداز واقعي است كه مبارزين كرد بايد برايش
تلاش كنند.
بعدالتحرير
زماني كه اين شماره نشريه زير چاپ مي رفت، گوشه هاي جديدي از طرح اشغال
نظامي عراق توسط نيروهاي امپرياليسم آمريكا و انگليس آشكار شد. اعلام شد كه
ماموريت ارتش تركيه در اين جنگ اشغال كامل و نامحدود كردستان عراق است! در جلسه اي
كه در آنكارا با شركت مقامات آمريكا، تركيه، رهبران دو حزب حاكم در كردستان عراق
(اتحاديه ميهني كردستان و حزب دموكرات) تشكيل شد اين تصميم گيري به اطلاع رهبران
كردستان رسيد. مطبوعات غرب گزارش دادند كه : “ديپلماتهاي آمريكائي در حال انجام
مذاكرات حساسي هستند تا راه را براي اشغال شمال عراق توسط ده ها هزار سرباز ارتش
تركيه باز كنند. رهبران گروه هاي كرد در مقابل نقشه اي كه در پشت درهاي بسته در
آنكارا طرح ريزي مي شود، مقاومت مي كنند. آنها بيم دارند كه رهبران تركيه از اين
فرصت براي اينكه پس از صدام در اين منطقه تسلط يابند و آرزوي تاريخي شان را متحقق
كنند، استفاده نمايند….گفته مي شود
ديپلماتها و مقامات نظامي بالاي ارتش آمريكا، تحت رهبري زلمي خليل زاد فرستاده
ويژه پرزيدنت بوش، روي رهبران كرد فشار گذاشته اند كه عليرغم اعتراضاتشان اين طرح
تركيه را قبول كنند… مقامات
آمريكائي به تركها ضمانت داده اند كه سرنگوني صدام منتهي به برقراري يك دولت كرد
در مرزهاي تركيه نخواهد شد….
يك مقام دولتي ترك گفت… دولت وي در
تدارك فرستادن سرباز به شمال عراق است و شمار نظاميان ترك بيش از سربازان آمريكائي
خواهد بود. او گفت كه سربازان ترك در جنگ عليه عراقي ها شركت نخواهند كرد. بلكه
ماموريتشان ممانعت از ظهور يك دولت كردي در شمال عراق است. اين مقام گفت كه
نيروهاي ترك همچنين ماموريت دارند مانع از ظهور دوباره چريكهاي كرد كه در دهه 1990
در جنوب شرقي تركيه عمليات مي كردند، شوند…
يكي از رهبران كرد كه درين جلسه شركت داشت گفت: تمام استدلالهاي تركيه
بهانه است. او نااميدانه گفت حمله نظامي آمريكا تمام نهادهاي كرد را كه در 12 سال
گذشته درست شده اند غرق خواهد كرد….
يكي از مقامات دولت كردي بدون آنكه اسمش را بدهد گفت كه زلمي خليل زاد اين
جلسه را فراخوانده بود كه بهر گروه آخرين دستورات پيشروي بسوي جنگ را بدهد. يكي از
مقامات اتحاديه ميهني كردستان بدون آنكه اسمش را بدهد گفت كه گروه وي مشتاقانه
منتظر ورود سربازان آمريكائي بود اما انتظار تركها را نداشت. وي گفت، ما به
آمريكائي ها بعنوان نيروي رهائي بخش نگاه ميكنيم اما به همسايه مان بعنوان نيروي
غارتگر.” (روزنامه انگليسي زبان هرالد تريبون 7 فوريه 2003 ص 1)
به سختي مي توان ابراز حيرت و تاسف رهبران كردستان عراق از طرح اشغال
كردستان توسط ارتش تركيه را جدي گرفت. زيرا هيچ كس به اندازه رهبران كردستان عراق
- بخصوص جلال طالباني - براي پاك كردن تاريخچه خيانتها و از پشت خنجر زدنهاي
امپرياليسم آمريكا و انگليس به ملت كرد، تلاش تبليغاتي نكرده است. در واقع آمريكا
و انگليس زمينه هاي انتقال مالكيت كردستان عراق از صدام حسين به ارتش تركيه را در
همان جنگ اول آمريكا عليه عراق (سال 1991) چيدند. ايجاد يك “حكومت كردي” دست
نشانده آمريكا بالاجبار به اينجا مي كشيد. زماني كه آمريكا در ازاي اعطاي “حكومت
كردي” در چند شهر كردستان عراق، از رهبران اتحاديه ميهني و حزب دموكرات خواست كه
وفاداري خود را در شكل كمك به ارتش تركيه در سركوب پ كا كا نشان دهند، بايد انتظار
آن را مي داشتند كه آمريكا تقاضاهاي بزرگتر بكند
خيانت آمريكا و انگليس به كردها غير مترقبه و بيسابقه نيست. از جنگ جهاني
اول تا كنون، مساله كردستان در محاسبات امپرياليستها و نوكران مزدور آنها بخاطر
استقرار قدرتشان در سراسر منطقه خاورميانه جايگاه برجسته اي داشته است. و اين محاسبات
بلااستثنا ستم ملي سبعانه بر كردها را در برداشته است. اكنون يك بار ديگر تاريخ به
مردم كردستان و همه منطقه مي آموزد كه بدون مبارزه عليه امپرياليسم و استقلال از
آنها، نمي توان به آزادي ملي دست يافت. امپرياليستها بانيان و حافظان ستم ملي بر
ملت كرد هستند و دولتهاي مرتجع تركيه و ايران و عراق و سوريه مهره ها و مجريان
آنان مي باشند. آن رهبران كرد كه براي كسب تعيين سرنوشت ملي به دريوزگي به درگاه
امپرياليستها مي روند فقط زمينه هاي انقياد ملي را تقويت مي كنند. تاريخ مي آموزد
كه فقط طبقه كارگر و خلقهاي تحت ستم كشورهاي مختلف دوستان ملت كرد هستند. بزرگترين
قاتلان خلق كرد و خلقهاي خاورميانه را دوست ملت كرد معرفي كردن تحريف آگاهانه
تاريخ و پراكندن دروغ است و منجر به گمراهي مردم كرد و از بين رفتن رشته هاي
همبستگي و وحدت آنان با ديگر خلقهاي تحت ستم خاورميانه مي شود. امپرياليسم آمريكا
با اين طرح خائنانه يكبار ديگر ثابت كرد كه هيچ يك از خلقهاي خاورميانه و آرزوي
آنان براي كسب حق تعيين سرنوشت، چه كرد باشند و چه فلسطيني، برايش پشيزي نمي
ارزند. تاريخ مي آموزد كه رهبران ناسيوناليست و ضد كمونيست ملت كرد هميشه كارشان
به همكاري با دولتهاي ارتجاعي منطقه و امپرياليستها كشيده است. تجربه بار ديگرثابت
كرد كه خلق كرد زير رهبري اينان هرگز نمي تواند از ستم ملي رها شود.
با حدت يافتن اوضاع، تفاوت اساسي ميان بينش انقلابي پرولتاريا با بينش
بورژوازي كرد روشن تر مي شود و معلوم مي شود كه فقط با يك بينش ضد ارتجاع ضد
امپرياليستي و انترناسيوناليستي مي توان افق روشني براي مبارزه انقلابي در كردستان
ترسيم كرد.
www.sarbedaran.org