آمريكاي اشغالگر در كردستان عراق

 

ماري در آستين، ننگي بر پيشاني!

دوستي با اين هيولاي آدمخوار، هرگز!

 

اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) 2 خرداد 1370 www.sarbedaran.org

 

دول امپرياليستي غرب به رهبري آمريكا، دست "دوستي" بسوي كردها دراز كرده اند: يعني در واقع  طناب داري به كردها اهدا كـــرده اند! اشغال شمال كردستان عراق توسط ارتشهاي جنايتكار اين كشورها يوغ بردگي ديگري است بر گرده ملت كرد ـ هرچند رنگ و لعاب "انساندوستي" به آن زده باشند. ارتشهائي كه هنوز خون مردم عراق از پنجه هايشان مي چكد و تازه از قساوت بزدلانه و قتل عام بيمارگونه شان در جنگ خليج فارغ شده اند به كردستان آمده اند كه از كردها "دفاع" كنند و از آنان انتظار دوستي دارند. دوستي با كي؟ با گرگهائي كه آدمكشي ، كشتار كودكان، تجاوز و غارت، بهترين تفريحشان است؟ با جنايتكاراني كه براي بيست روز بمب هائي به قدرت تخريبي چند بمب هيروشيما، بر سر مردم عراق فرو ريختند، دهها هزار انسان را سوزاندند، دهها هزار تن ديگر را آنچنان معلول كردند كه تا آخر عمر بار وحشيگري و جنون آمريكائي را بدوش خواهند كشيد؟ دوستي با دون صفتاني كه منابع حيات ميليونها انسان را آلوده و نابود نمودند؟ دوستي با اين قاتلين حرفه اي نه تنها جاي دلخوشي و شادماني ندارد كه مايه دهشت و ننگ است! جاي خلق كرد نه در  سنگر ستمگران جهان كه در صف قربانيان نظام آدمخوار امپرياليستي است؛ نه در  سنگر جنايتكاران بين المللي كه در  سنگر پرولتاريا و خلقهاي تحت ستم ـ در سنگر انقلاب جهاني ـ است و مي بايد اين جايگاه را عليرغم نيات رهبران بورژوا ـ  فئودال جنبش كردستان، با چنگ و دندان حفظ كند.

رهبران بورژوا ـ فئودال كردستان عراق به مردم ميگويند: آمريكا، انگليس و فرانسه، دوستان ملت كردند! يعني "دوستان ملت كرد" همان كساني هستند كه سرزمين كردها را به قوه جبر غصب كرده، آنرا قطعه قطعه نموده و سپس اهالي هر بخش را تحت يك نظام ارتجاعي وابسته بخود به اسارت كشيدند؛ همان كساني كه بخاطر حفظ و تداوم منافع استعماري و استثمارگرانه شان، دولتهاي ارتجاعي مركزي را در اين منطقه شكل دادند و ساختارهاي متكي بر ستم ملي عليه كردها و ساير ملل ستمديده را برپا ساختند و تقويت نمودند. چه دوستاني! "خدا نصيب گرگ بيابان نكند!" همين "نيروي هوائي سلطنتي" انگلستان كه اكنون با تفرعن  براي كردها نان و آب پرتاب ميكند، زماني با خونسردي بر سرشان بمب ميريخت تا بدين طريق دولت عراق را تثبيت نمايد. همين آمريكائي كه اكنون براي كردها اشك تمساح ميريزد و به صدام حسين لعنت ميفرستد، همواره كارزارهاي خونين دولتهاي ايران، عراق و تركيه عليه توده هاي كرد ـ منجمله قتل عام حلبچه ـ را بخشي از تلاشهاي اين دول براي "دفاع از تماميت ارضي " قلمداد مي نمود و آن را منطبق بر "نظم و قانون بين المللي" ميدانست. همين آمريكا كه امروز خود را وكيل و وصي كردها جا ميزند و رژيم عراق را بدليل خيانتهاي مكرر به توافقاتش با كردها محكوم ميكند خود بارها چنين كرده است. خاطره تلخ قرارداد الجزاير و معامله بين ايران و عراق بر سر كردها كه طبق نقشه آمريكا صورت گرفت و به كشته و اسير شدن هزاران پيشمرگه انجاميد را هيچكس فراموش نكرده است. اعتماد به اينان و رفتن زير "چادر حفاظتي" اينان، مار در آستين پروردن است.

مواضع "دلسوزانه" اين شكنجه گران بين المللي خلق كرد در حمايت از "حقوق كردها" در عراق، همواره نقش اهرم فشار بر رژيم آن كشور را بازي كرده تا پيشروي خط امپرياليستهاي غربي در آنجا را تضمين نمايد. اين "دلسوزي" حربه حيله گرانه اي براي منحرف كردن جنبش ملي كردستان عراق و سركوب موثرتر آن نيز بوده است. اما امروزه اهداف امپرياليستها فراتر از اينهاست. اگر جنگ تجاوزكارانه دول غربي عليه عراق سنگ بناي "نظم نوين جهاني" بود، اشغال كردستان سنگ بنائي ديگر است. بدين ترتيب مداخله "رسمي و مشروع" ارتشهاي غربي در كشورهاي مختلف آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين جهت برقراري سلطه مستقيم بر هرآنجا كه اراده كنند، بدعت گذاشته ميشود. "نظم نوين جهاني" براي اكثريت اهالي يعني كارگران و دهقانان و ملل ستمديده و زنان اين كشورها فقط يك معنا خواهد داشت: استثمار شديدتر، ستمگري بيرحمانه تر، غارت و يا تخريب منابع مردم، و رعب و وحشت مداوم.

امپرياليستها براي "انساني" و "مقبول" جلوه دادن توطئه اي كه عليه كارگران و زحمتكشان و ملل ستمديده جهان در شرف تكوين است، از مسئله كردستان استفاده ميكنند. آنها بر پرده تلويزيون كساني را نمايش ميدهند كه در كركوك عكسهاي بوش ـ اين جاني حرفه اي ـ را بدست دارند يا بنفع او شعار ميدهند. امپرياليستهاي فريبكار بدين طريق به دروغ به جهانيان ميگويند كه كردها خود را به ما فروخته اند و خلقي كه مبارزاتش به تمام ستمديدگان منطقه الهام و اميد مي بخشيد و تير تفنگهايش خواب از چشم نوكران ما و دول مرتجع منطقه مي ربود، اينك مزدور و مشاطه گر ما شده است. ماهواره هاي امپرياليستي، تصوير پيشمرگان كرد و توده هاي عرب در جنوب عراق را كه دست در گردن سربازان يانكي و انگليسي دارند، به سراسر جهان ـ به مكزيك، بنگلادش، پرو، آفريقاي جنوبي، فيلي پين، فلسطين، ايران، پاكستان، شيلي، كنياو غيره ـ مخابره ميكنند و با موذيگري در صورت ستمديدگان اين كشورها قهقهه سر ميدهند كه ديديد از ميان همزنجيران شما، عشاق سينه چاكي براي خود فراهم كرديم؛ در آمريكا اين تصاوير را به ستمديدگان سياهي نشان ميدهند كه زخم اسارت يك ميليون تن از فرزندانشان را در آن "مهد دمكراسي" بر دل دارند؛ در بريتانيا، استعمارگران پير اين صحنه ها را به رخ ايرلنديها مي كشند؛ در فرانسه با همين تصاوير است كه رئيس جمهور حيله گرش ناخن در چشم كارگران تونسي و الجزايري و مراكشي ميكند. اسرائيلي هاي جلاد نيز تبليغ ميكنند كه كردها آرزو دارند دولتي مانند اسرائيل بسازند ـ يعني تبديل به ماشين آدمكشي و جاسوسي غرب در منطقه خاورميانه شوند!

ساده لوحاني هستند كه تحت تاثير اين تبليغات بي وقفه و متمركز بين المللي قرار گرفته و قبول ميكنند كه امپرياليستها "نگهبانان حقوق بشر " در جهانند؛ ديگراني هم هستند كه اگرچه اينگونه فريب نميخورند اما مرعوب نمايش قدرت امپرياليستها شده، نتيجه گيري مي كنند كه هيچ چاره اي نيست مگر همراهي با سر قافله جنايتكاران جهان. در مقابل، اكثريت مردم جهان نه فريب مي خورند و نه مرعوب مي شوند ـ هرچند از اينكه امپرياليستها توانسته اند از مسئله كردستان چنين بهره برداريهائي كنند مسلما دل آزرده مي گردند. چگونه ميتوان از خشم بخود نپيچيد وقتي كه نام خلق مبارز كرد براي پيشبرد مخوفترين توطئه ها و جنايات عليه مردم ستمديده منطقه و جهان، چنين بيشرمانه مورد سوءاستفاده قرار مي گيرد. اين امر قابل تحمل نيست و نبايد باشد. چادرهاي آبي رنگ بايد به آتش كشيده شوند تا كارزار تبهكارانه اشغال كردستان و تبليغات جهاني امپرياليستها كه از آن بوي تند خدعه و استخوانهاي سوخته خلقهاي ستمديده منطقه به مشام ميرسد با پاسخي درخور روبرو گردد.

اما در مقابل موج مسموم تبليغات بين المللي، بورژواـ فئودالهاي كردستان عراق  و نمايندگان سياسي آنان يا سكوت كرده اند و يا تكرار ميكنند كه: "آمريكا، انگليس و فرانسه دوستان ما هستند"! چرا آنها چنين سياستي پيشه كرده اند؟ چرا ميخواهند به چنين حقارتي تن دهند و با جنايتكاران بين المللي دوستي كنند؟ چون ميدانند هر مرتجعي در اين جهان بخواهد به مقامات بالا برسد، قدرت و نفوذي بهم بزند و با استفاده از آن، دسترنج كارگران و دهقانان را تصاحب كرده و بر سرنوشت خلق مسلط شود، بايد دوستي اربابان جهان ستم و استثمار را بخرد ـ بهر بهائي كه باشد! اين خط بورژوا ـ فئودالهاي كردستان است. اما در كردستان عراق نيز مانند هر جاي ديگر طبقات مختلف وجود دارد. پرولتاريا و دهقانان و روشنفكران انقلابي در كردستان عراق ميگويند ننگ بر چنين دوستي هائي كه نه تنها ذره اي جوهر رهائيبخش ندارد بلكه سراسر بندگي و حقارت است! انقلابيون راستين كرد، دروغها و وعده و عيدهاي امپرياليستي در مورد كردستان را باور نخواهند كرد؛ آنها ميدانند كه امپرياليسم "چيزي" جز ادامه ستم ملي براي كردها به ارمغان نخواهد آورد و حتي اگر هم بياورد ما آن را نميخواهيم و سر سوزني آشتي با اين دشمنان غدار بشريت نداريم. آنها ميدانند كه پيروي از شعار احمقانه "دشمن دشمن من، دوست من است " يعني اعتبار بخشيدن به آدمكشي و تالانگري امپرياليستها در خاورميانه و جهان. انقلابيون راستين اعلام ميكنند: حقيقت آن است كه "دشمن دشمن من، خود سردسته دشمنان من است" و حاشا اگر به اميد ديدن "گوشه چشمي" از اين جنايتكاران، صفوف گسترده پرولتاريا و خلقهاي ستمديده جهان ـ اين ياران تهيدست اما يك دلمان ـ را ترك گوئيم.

امروز سرمايه داري بين المللي از طريق يك نظام واحد جهاني كه به آن امپرياليسم ميگوئيم اكثريت مردم جهان را استثمار ميكند و در مورد توليد، تغذيه، زاد و ولد، و مرگ و زندگيشان تصميم گيري ميكند. امپرياليسم بدين ترتيب همه ستمديدگان و استثمار شوندگان جهان را همزنجير و همسرنوشت ساخته است. سازمانده اصلي هر شكلي از ستم و استثمار در عصر كنوني ـ و باني و نگهبان ستم ملي در اقصي نقاط جهان ـ همين قدرتهاي امپرياليستي هستند و از اينرو مبارزه ملت كرد براي دستيابي به رهائي ملي، مانند مبارزه هر ملت ستمديده ديگر، از مبارزه عليه امپرياليسم تفكيك ناپذير است. همين امپرياليستها هستند كه ديكتاتورهاي خون آشام آسيا، آمريكاي لاتين و آفريقا را پرورانده اند و بر خلقهاي جهان مسلط ساخته اند تا منافع سرمايه داري جهاني را در هر كشوري تامين نمايند. بزرگترين منبع ثروت كشورهاي امپرياليستي، استثمار كارگران و دهقانان كشورهاي تحت سلطه و غارت منابع طبيعي آنهاست.

امپراتوري ايالات متحده آمريكا بر خونريزي هاي بيحساب، تجاوز و تالانگري بين المللي و نيز مكيدن عصاره جان پرولتارياي خود اين كشور استوار گشته است. تفنگهاي همين ارتشي كه ايالات متحده در شمال كردستان عراق مستقر نموده نسل سرخپوستان يعني اهالي بومي آمريكا را تقريبا نابود كرد و زمينهايشان را تصاحب نمود؛ آمريكا به ضرب همين تفنگها بخش بزرگي از مكزيك را دزديد و به خاك خود ملحق نمود؛ بر فراز كشتي هائي كه بردگان سياه را براي فروش در بازارهاي برده از آفريقا به آمريكا منتقل ميكرد پرچمي در اهتزاز بود كه هم اكنون در زاخو بر خاك كردستان كوبيده اند؛ همين تفنگها كه شب ها "براي كردها" نگهباني ميدهد در سياهي شب بر سينه جوانان سياه پوست در زاغه هاي آمريكا گلوله ميكارد و همين دستها كه در دشتهاي كردستان "چادرهاي حفاظت" بر پا ميكند سالانه بر دست صدها هزار ستمديده سياه دستبند ميزند. گورهاي دسته جمعي كه گوشه اي از جنايات همين ارتش است به تازگي در پاناما كشف شده و هليكوپترها و كلاه سبزهاي آمريكائي هم اكنون در جنگلهاي پرو بر سر دهقانان مواد شيميائي مهلك و بمب هاي آتش زا ميريزند تا از حمايت جنگاوران ارتش چريكي خلق تحت رهبري حزب كمونيست پرو دست كشند. همين ارتش آمريكا ـ همين ها كه قرار است "دوست" كردها باشند ـ دوشادوش نهادهاي جاسوسي ايالات متحده، درست چند كيلومتر آنطرفتر ارتش تركيه را سازمان ميدهد، شكنجه گر تربيت ميكند، تشكيلات امنيتي آن كشور را نظم و كارآئي ميبخشد تا انقلابيون كردستان تركيه را از دم تيغ بگذراند و حلقه هاي زنجير ستم ملي بر توده هاي كرد در آن ديار را از گزند جنبش برهاند. پشت ماسكهاي "دلسوزي" و زير همين چادرهاي آبي رنگ، آينده مشابهي را براي انقلابيون راستين در كردستان عراق تدارك مي بينند. مگر همين ارتش آمريكا نبود كه با واسطه گري اسرائيل، ده سال به ارتش جمهوري اسلامي اسلحه فروخت تا در جنگ با عراق و در سركوب مردم مبارز كردستان ايران بكارشان گيرد. اعتماد و اطمينان به اين دشمنان غدار جايز نيست. آنها نه ميخواهند ذره اي عدالت و آزادي براي خلقهاي جهان فراهم آورند و نه ميتوانند. معناي "آزادي و دمكراسي و عدالت" امپرياليستي را بايد از صدها ميليون مكزيكي، آرژانتيني، بنگلادشي، پروئي، آزانيائي، فلسطيني، مصري و فيلي پيني و غيره پرسيد. معناي "دفاع از حقوق خلقهاي ستمديده" فريبكاراني نظير ميتران و شركاء را بايد از شكنجه شدگان الجزايري پرسيد كه همين فرد در مقام وزير داخله در دوران جنگ الجزاير فرمان ضرب و شتم و آزارشان را امضاء ميكرد. گردانندگان اصلي جوامع فلاكت زده سه قاره آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين كه فقر، گرسنگي، جنگ، بيماري و بلاياي طبيعي هر دقيقه از آنان هزاران قرباني ميگيرد همين قدرتهاي سرمايه داري جهاني هستند. دولتهاي كوچك بومي صرفا كارگزاران اينانند و بدون كمك و رهبري آمريكا و امپرياليستهاي ديگر هيچ غلطي نميتوانند بكنند! در واقع اگر امپرياليستها از اين دولتها حفاظت نميكردند، توده هاي كارگر و دهقان بسادگي سرنگونشان مي ساختند و امر انقلاب تا بدين حد پيچيده و دشوار نمي شد. بهمين جهت مبارزه عليه اين دولتها بدون مبارزه عليه امپرياليسم هرگز به جائي نرسيده و نخواهد رسيد. امپرياليستها ممكن است اين يا آن رژيم ستمگر را جابجا كنند اما فقط وقتي كه اين كار به تقويت امر استثمار اهالي آن كشور و محكم كردن بندهاي اسارت آنان خدمت كند.

امروز امپرياليستها و دولتهاي مرتجع در سراسر جهان در بحراني سخت غوطه ورند. جنگها و نيرنگهاي آنان نه بيان قدرت كه نشان استيصال است. آنها ديگر به روشهاي گذشته و از طريق دولتهاي وابسته قادر نيستند به مناطق تحت سيطره خود ثبات بخشند و جريان يابي فوق سودهاي هنگفت از كشورهاي تحت سلطه شان را سازمان دهند. از اينرو به تدابيري رو مي آورند كه يادآور دوران استعمار كهن است. امپرياليستها با اين اعمال، آتش مبارزات انقلابي را در گوشه و كنار جهان شعله ور خواهند ساخت. اين قانون انكارناپذير تاريخ است كه هرجا ستم باشد، مبارزه هم هست. تاريخ مبارزات خونين توده هاي ستمديده كرد عليه نظم كهن نيز همين را نشان ميدهد. همين مبارزات بوده كه احترام عميق خلق هاي انقلابي خاورميانه و جهان را برانگيخته و باعث قوت قلب آنان گشته است. اين جايگاهي رفيع و ارزنده است كه توده هاي انقلابي در كردستان عراق آن را به هيچ بهائي و در هيچ معامله اي تاخت نخواهند زد. آنها مي دانند كه راه رهائي سخت و پرپيچ و خم است اما از تن دادن به اسارت طبقاتي و ملي تحمل پذير تر است؛ و هرچند امروز هيچ دولتي نماينده اردوي جهاني "داغ لعنت خوردگان" نيست، اما انقلابات پرولتري دير يا زود به ثمر خواهد رسيد و دوباره دولتهاي انقلابي بنا خواهد شد. اين تنها طريق، رهائي و خلاصي ستمديدگان جهان است و وظيفه پرولتارياي انقلابي در هر كشوري آن است كه حزب خود را بسازد و با هدايت سازش ناپذير مبارزه خلق عليه  امپرياليستها و مرتجعين اين مبارزه جهاني را تقويت كند. پرولتارياي آگاه در كردستان نيز بدون شك در راه پاسخگوئي به همين وظيفه نبرد خواهد كرد.

 

www.sarbedaran.org