به
كجا چنين
شتابان؟
پيرامون
مصاحبه هاي
اخير عمر
ايلخاني زاده
از
حقيقت، ارگان
حزب كمونيست
ايران (م ل م)، شماره 10،
تير ماه 1382 www.sarbedaran.org
اخيرا يكي
از اعضاي
كميته مركزي
سازمان
انقلابي
زحمتكشان
كردستان
(كومله) به نام آقاي عمر
ايلخاني
زاده، طي
مصاحبه با
راديوهاي كردي
و فارسي زبان
خارج از كشور
اعلام كرد كه
وي يك ماه قبل
از حمله نظامي
آمريكا به
عراق با مقاماتي
از وزارت
خارجه آمريكا
ديدار داشته و به نيابت
از طرف كومله
از دولت آمريكا
درخواست
برقراري
رابطه رسمي
كرده
است. او
در توجيه اين
مسئله اعلام
كرد كه رابطه
با دولت
آمريكا مشابه
رابطه اي است
كه كومله طي بيست
سال اخير با
دولت عراق
داشته است.
مضافا
او سياست و
تبليغات عليه
جنگهاي
تجاوزكارانه
آمريكا را
خلاف مصالح
كومله دانسته
و گفت، آن
سياست ضد
امپرياليستي
كه فراخوان
تظاهرات در
ديار بكر و
سليمانيه و
سنندج عليه
آمريكا مي
دهد، سياستي
احمقانه است و
براي مردم
كرد مرگبار
است.
اما بايد
بگوئيم كه
سياست خود
كومله غلط
است. اين
سياست نه تنها
غلط است،
بلكه براي
جنبش كردستان
و جنبش چپ
ايران زهرآگين
و خطرناك است.
ما در شماره
قبل نشريه حقيقت
در مقاله
«كومله بر سر
دوراهي» پايه
هاي تئوريكي و
سياسي نظرات
كومله در
رابطه با
تجاوز آمريكا
به عراق را نقد كرديم.
در آن زمان
بنظر مي رسيد
كه حرص و جوش
آقاي ايلخاني
زاده براي
آنست كه مي
خواهد از «حق
كردهاي عراق»
در استفاده از
تضاد بوش و
صدام، حمايت
كند. اما
معلوم شد كه ايشان داشتند براي
خودشان تدارك
مي چيدند و
مسئله زياد هم
ربطي به
كردهاي عراق
نداشت. در واقع
آقاي ايلخاني
زاده براي
اعلان
سمتگيري
سياسي جديد
كومله خلق افكار
و زمينه چيني
مي كرد؛ خود
را براي
سخنراني
در مورد «حق
كومله» براي
نزديكي با
امپرياليسم
آمريكا آماده
مي كرد.
آقاي
ايلخاني زاده
تلاش مي كند
سياست جديد كومله
را با قرينه
سازي تاريخي
توضيح دهد. وي
مي گويد چون
كومله در
گذشته با دولت
عراق رابطه داشته
اكنون
هم مي تواند
با آمريكا
رابطه برقرار
كند. اين استدلال
نيست، بلكه فريبكاري
است.
جمعبندي غلط و
وارونه از
تاريخ
كردستان است.
آقاي ايلخاني
زاده طوري بحث
مي كند كه انگار رابطه با
عراق مزيتي
براي كومله داشته
است. در
حاليكه اتكاء
به دولتهاي
ارتجاعي
منطقه يكي از
نقطه ضعفهاي
تاريخي جنبش
كردستان بوده است.
همواره،
بخشهائي از
جنبش كردستان
سعي داشت كه تحت عنوان
«دشمن دشمن من
دوست من است»
بر شكافهاي ميان دولتهاي
ارتجاعي كه
كردستان بين آنها تقسيم
شده، تكيه زند
و از اين طريق
به اهداف خود
دست يابد.
قطعا روزي
بايد بطور همه
جانبه به
تاثيرات منفي
اين سياست -
مشخصا در
رابطه با جنبش
انقلابي خلق
كرد در ايران -
پرداخت. غالبا
اتخاذ سياست
استفاده
تاكتيكي از
تضادهاي ميان
دشمنان توسط
نيروهاي كرد،
موجب تضعيف اتكاء
اين جريانات
به توده ها
شده و در
ادامه موجب
ترك
جهتگيريهاي
انقلابي شان
شده است. يكي
از دلايل
عقبگردهاي
كومله بويژه
در زمينه
پيشبرد
مبارزه
مسلحانه اين
بود كه بيش از
اندازه خود را
به شكاف ميان
دولت ايران و
عراق متكي كرد
و زماني كه
اين شكاف بسته
شد با محدوديتهاي
بسيار روبرو
شد و نتوانست
اين شكل از مبارزه
را ادامه دهد.
آقاي ايلخاني
زاده اين نقطه
ضعف تاريخي
جنبش كردستان
را به سطح يك
فضيلت ارتقاء
مي دهد.
اما مشكل
فقط اين نيست.
مسئله اين است
كه قياس بين
ايندو رابطه
قياسي مع
الفارق است.
همگان مي
دانند كه فرق
كيفي بين دو
دولت آمريكا و
عراق است.
شكاف بين
ايران و عراق،
شكاف بين دو
نوكر مفلوك
بود؛ شكاف بين
آمريكا و عراق
يا آمريكا و
ايران شكاف
بين يك ارباب
با نوكر است.
اربابي كه توانائي،
قدرت و
امكانات آنرا
دارد كه تحت
شرايط معين،
نوكري را
بردارد و
نوكري ديگر
جايش بگذارد.
اربابي كه نقش
تعيين كننده
در سياست و اقتصاد
كشوري مثل
ايران دارد و
امروزه دخالت
مستقيم وي در
صحنه سياست
ايران، معاني
مشخصي براي
مردم ايران و
جنبش انقلابي
ايران دارد.
چشم بستن بر
اين واقعيت،
چشم بستن بر
اوليه ترين
اصول سياست در
جهان امروز
است.
دولت عراق
برنامه و
سياستش اين نبود كه
ايران را
تبديل به
مستعمره خود
كند و توان آنرا نيز نداشت كه
صحنه سياسي
آنزمان جامعه
ايران را حول
طرفداري يا
ضديت با عراق
قطبي كند.
رابطه اي هم
كه آنزمان
دولت عراق با
اپوزيسيون
ايراني
برقرار كرد
الزام سياسي
خاصي را براي
اپوزيسيون
بوجود نمي
آورد. هيچ
گروهي ملزم
نبود كه ارزيابي
خود را از
ماهيت
ارتجاعي جنگ
بين ايران و
عراق تعديل
كند. البته
عراق مانند هر
دولت ارتجاعي
تلاش مي كرد
احزاب و
گروههائي را
به خود وابسته
كند و اين
اساسا به خط
مشي هر جرياني
ربط داشت كه
چگونه با اين
مسئله مقابله
كند. جرياناتي
مانند
مجاهدين اين
مسير را تا
آخر پيمودند و
نتيجه اش را
امروز مي
بينند. سياستهاي
پراگماتيستي هيچگاه
عاقبت خوشي
ندارند.
اما
برقراري
رابطه با دولت
آمريكا آن هم
در شرايط
كنوني از سنخ
ديگري است و
در چارچوبه
اوضاع سياسي
كاملا
متفاوتي مطرح
است. اوضاعي
كه مشخصه
اصليش اعلان
جنگ دولت
آمريكا به
مردم همه دنيا
و بخصوص به
مردم كشورهاي
خاورميانه
است. آمريكا
اين بزرگترين
دولت تروريستي
دنيا به همه
اعلان كرده كه يا با
من هستيد يا
عليه من. در
چنين چارچوبه
اي روشن است
كه برقراري
رابطه
دوستانه با اين
دولت چه
معنائي دارد.
پيش شرط چنين
رابطه اي خاك
پاشيدن بر
ماهيت جنگ
ارتجاعي و
تجاوزكارانه
آمريكا عليه
عراق است.
حمايت ضمني جنگ
جنايتكارانه
آمريكا و نفي
نيروهاي ضد
امپرياليست و
دوري جستن از
جنبشهاي ضد
جنگ در جهان
است. كاري كه
رهبران كومله
در طول جنگ
كثيف آمريكا
عليه عراق،
انجام دادند.
كومله مي
خواهد تماس با
آمريكا را به
يك رابطه
ديپلماتيك
معمولي تقليل
دهد. حال آنكه
هر تصميمي ولو
جزئي (كه
البته چندان
هم جزئي نيست) را بايد در
چارچوبه
اوضاع سياسي
كلي مورد ارزيابي
قرار دهيم. برقراري هرگونه
رابطه با
آمريكا
معنائي ندارد جز اعلان
دوستي با
آمريكا در
جنگي كه عليه
مردم دنيا و
بخصوص مردم
خاورميانه
راه انداخته است..
امروزه
آمريكا به
دخالت كاملا
مستقيم و
آشكار در
ايران
پرداخته و اين
دخالت ممكنست
شكل نظامي هم
به خود بگيرد
و منجر به
اشغال استعماري
ايران شود.
آمريكا تلاش
دارد صحنه سياسي
ايران را
بگونه اي شكل
دهد كه
هوراكشان و
نوكران
آمريكا تقويت
شوند. كومله
هر نيتي كه داشته
باشد، سياستي كه
اتخاذ كرده به لحاظ
عيني تاثيري
جز تقويت دست
آمريكا ندارد.
سياست
مرگبار
نزديكي با
بزرگترين
دشمن مردم دنيا
پتانسيل آنرا
دارد كه بكلي
ماهيت سياسي كومله
بعنوان يك
نيروي خلقي را
عوض كند.
آقاي
ايلخاني زاده
دچار نخوت شده
و با ذهني گرائي
و قياس نادرست
فكر مي كند در
موقعيت احزاب
كرستان عراق
قرار دارد و
آمريكا در
فرداي تحولات
ايران قدرت
سياسي در
كردستان را به
دست آنان
خواهد سپرد.
اما نه موقعيت
كومله مانند
دو حزب حاكم
بر كردستان
عراق است و نه
ذهنيت توده
هاي مردم
كردستان
ايران مانند
كردستان عراق است.
در كردستان
ايران روحيه و
آگاهي ضد
امپرياليستي
بسيار بالاست
و اينگونه
سياستهاي پرو
امپرياليستي به
آساني از
سوي توده هاي
كرد پذيرفته
نمي شود.
وانگهي آمريكا
بي
دليل كسي
را بعنوان
دستيار خويش
قبول نمي كند.
دو حزب حاكم
بر كردستان
عراق بارها
وفاداري خود را
به آمريكا
ثابت كرده
اند.
آنها آمريكا
و ارتش تركيه
را در سركوب
جنبش كردستان
تركيه ياري
دادند. دولت
خودمختار
فئودالي تحت
الحمايه
آمريكا را طبق
معيارهاي
آمريكائي جلو
بردند، روحيه
نوكرمنشي را
دامن زدند،
مناسبات
ستمگرانه و
استثمارگرانه
در كردستان
عراق را دست
نخورده باقي
گذاشتند، بي
حقوقي زنان را
تشديد كردند و
آمادگي خود را
براي شركت در
هر نوع جنگ
سالاري و
همراهي با
ارتش آمريكا
نشان دادند.
بدون از
سرگذراندن
چنين آزمايش
هائي،
امپرياليسم
آمريكا راه را
براي قدرت
گيري هيچ
نيروئي باز
نمي كند. آقاي
ايلخاني زاده!
از نظر دولت
آمريكا فقط
كافي نيست كه
از پشت راديو
تلويزيون از
بد نامي
كمونيسم صحبت
كنيد. از شعار
حق تعيين
سرنوشت براي
ملل ستمديده در
ايران دست
بكشيد. بايد
به دست
نشا نده گان وفادار
آمريكا تبديل
شويد. آيا
حاضريد؟ چنين مباد!
رهبران
كومله اعلان
علني رابطه با
بزرگترين دولت
تروريستي
جهان را جزو
شجاعتهاي خود
وانمود مي
كنند حال آنكه
اين شجاعت
نيست، اين
عوامفريبي
است. هر كسي كه
با سياست در
دنياي
كنوني آشنا
باشد مي داند
كه آمريكا از
كليه نيروهاي
سياسي كه
پيشينه و
پشتوانه
مردمي دارند
و با وي
طرح دوستي
ميريزند، مي
خواهد كه اين
رابطه را علني
كنند. اين يكي
از اوليه ترين
خواسته هاي
دولت
آمريكاست چرا
كه طرح آن
تبليغي براي سياستهاي
آمريكا در
مقطع كنوني
است. آمريكا مي
خواهد نيروهايي
مثل كومله
را كه داراي
پيشينه مردمي
و انقلابي اند
شاهد بگيرد كه
جنگهاي
تجاوزكارانه
و استعماري اش
براي مردم
كردستان و
ديگر نقاط
خاورميانه
منشاء خير و
بركت است.
آقاي ايلخاني
زاده آيا
حاضريد چنين
شهادت
دروغيني را
بدهيد؟
به اين
مسئله هم توجه
داشته باشيد
كه امروزه دوم
خرداديهاي
ورشكسته هم به
تبليغ
برقراري رابطه
با آمريكا
پرداخته اند.
يعني همان
كساني كه
سالها همراه
با امثال
خميني و خامنه
اي و رفسنجاني
پست ترين
اشكال خدمت به
امپرياليسم
را زير زشت
ترين
هياهوهاي ضد
امپرياليستي
پنهان مي
كردند.
كومله سياست
برقراري
رابطه با
آمريكا را واقع
بيني قلمداد
مي كند. اما
اين،
اوج كوته
بيني
پراگماتيستي
و محدودنگري
ناسيوناليستي
است. كوته
بنيانه است زيرا اهداف
واقعي و منافع
درازمدت خلق
كرد را فداي
كسب امتيازات
حقير و
واهي مي كند.
محدودنگرانه
است زيرا
نه
تنها چشمش را
بر واقعيات و
صفبنديهاي
سياسي كه در
جهان امروز
شكل گرفته مي
بندد بلكه تصويري
به غايت تنگ
نظرانه و
نادرست از صف
بندي ملي و
طبقاتي در
كردستان و دوستان
و دشمنان ملت
كرد ارائه مي
دهد. كومله
مبارزه ملي را
از مبارزه ضد
امپرياليستي
جدا مي كند،
مبارزه ضد
امپرياليستي
را كه از
اركان انقلاب
دمكراتيك
نوين است حذف
مي كند و
امپرياليسم
را كه عامل
اصلي ستمگري
ملي است تطهير
مي كند. تمام
اين اصولي كه كومله يك به
يك حذف مي كند
و به سخره مي
گيرد، از اصول
خدشه ناپذير
بنيانگذاران
كومله بود.
آقاي ايلخاني
زاده، بنظر مي
رسد كه شما
همه رشته هاي
پيوندتان را
با منش سياسي
و ايده آلهاي
كومله قديم بريده
ايد تا دست و
بالتان براي
اينكارها باز
باشد. تاسف
بار است.
و اسفبارتر
آن كه امروزه
كومله بسياري
از تئوريها و
سياستهاي خود
را براي خوش
آمدن اربابان
جهان تنظيم مي
كند. از
فدراليسم
گرفته تا
طرفداري از
سوسيال دمكراسي
آبروباخته،
از چراغ سبز
نشان دادن به سلطنت
طلبان گرفته
تا چراغ سبز
دادن به جناح
دوم خرداد
جمهوري
اسلامي، از
مسخره كردن مبارزات
ضدامپرياليستي
گرفته تا
تبليغات ضد
كمونيستي،
همه و همه
نشانه
سراشيبي است
كه كومله بر
آن گام نهاده
است. امثال
آقاي ايلخاني
زاده دير آمده
مي خواهند زود
برسند. اينها
بتازگي از
ماركسيسم و چپ
بريده اند ولي
سريع مي خواهند
به مناسبات
جهاني پيوند
بخورند. بي
خبر از آنكه
اينكار
آنقدرها هم
آسان نيست و سرشان
به سنگ خواهد
خورد. بويژه آنكه
ما
شاهد اعتلاي
نويني در جنبش
انقلابي در
كردستان و
سراسر ايران
هستيم.
ما به
رهبران كومله
هشدار مي دهيم
اتخاذ اين سياست
غلط كه مرز
بين دوستان و
دشمنان مردم
را مخدوش مي
كند، عواقب
ناگواري براي
جنبش
كردستان،
جنبش سراسري مردم
ايران و جنبش
چپ ايران
خواهد داشت.
ما بطور جدي
از آنان مي
خواهيم كه دست
از اين سياست
بردارند. ما
به تمامي
نيروهاي
انقلابي و چپ
ايران
فراخوان مي
دهيم كه به
افشاي اين
سياست بپردازند.
ما از مردم
كرد بويژه از
دانشجويان
مبارز
كردستان مي
خواهيم در
كنار شعار «مرگ
بر جمهوري
اسلامي»
شعارهائي
مانند «اين
جنبش
دانشجوست نه
جنبش آمريكا»،
«نه آمريكا،
نه جمهوري
اسلامي» را
جاي دهند و
مرز روشني با
نيروها و
جرياناتي كه
مي خواهند
آمريكا را
دوست مردم كرد
جلوه دهند
بكشند. ما از آنان مي خواهيم
كه با
طرح شعارهاي
ضدامپرياليستي، مبارزه عليه
رژيم جمهوري
اسلامي را بطور
مشخص در
كردستان عمق بخشند؛
و بدين
ترتيب مانع
به قهقرا رفتن
كومله نيز بشوند.
www.sarbedaran.org
www.sarbedaran.org