درباره جنبش معلمان
از حقيقت، ارگان حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 3، بهمن 1380 – www.sarbedaran.org
مبارزه حق طلبانه معلمان در ماه بهمن، تكان ديگري به فضاي ملتهب جامعه
داده است. اين مبارزه در فاصله اي كوتاه، گسترش يافته و هزاران زن و مرد را عليه
تبعيض و بي عدالتي و محروميت در چند شهر به ميدان كشيده است. اينان زبان گوياي بيش
از دو ميليون معلم و فرهنگي سراسر كشورند. همزمان شدن اين مبارزه با اعتراضات رو به
گسترش كارگري، بر نگراني هيئت حاكمه مي افزايد. شعارهاي صحيح و شورانگيز
"معلم، كارگر، اتحاد اتحاد" و "معلم، دانشجو، كارگر، اتحاد
اتحاد" بر زبانها جاري است و به اتحاد و همبستگي بخش هاي مختلف مردم عليه
رژيم خدمت مي كند.
اگر چه تاكنون بيشتر شعارهاي تظاهرات معلمان، به كم بودن دستمزد و امكانات
رفاهي و وجود تبعيضات اقتصادي و اجتماعي مربوط مي شود، ليكن اين مبارزه مانند ساير
مبارزات مردمي منعكس كننده تمايلات و خواسته هاي سياسي است. جهت گيري سياسي غالب
بر اين اعتراضات، دوري جستن از هر دو جناح حكومت است. حمايت از اين يا آن شخصيت جمهوري اسلامي، جائي
در شعارها ندارد. كل حكومتيان، آماج اعتراضند: "مسئولين حكومت، خجالت،
خجالت". به نمايندگان زالو صفت مجلس اسلامي همان اندازه ناسزا گفته مي شود كه
به گردانندگان صدا و سيماي رژيم: "اينجا سراي ملت است، يا خانه تجارت
است"، "سيماي لاريجاني، سيماي طالباني". حركت معلمان مبارز بيان
اين بود كه نمي خواهند هيچ جناحي از حكومت ثمره اين اعتراضات را به حساب خود
بريزد. آنان حتي در انتخاب محل برگزاري تظاهرات پياپي خود، رعايت مساوات را كرده
اند! يك روز مقابل مجلس شوراي مرتجعين؛ روز ديگر در مقابل كاخ رئيس جمهور فريبكار؛
روز بعد در برابر "بيت رهبري" جنايتكار.
مقامات و روزنامه نگاران "دوم خردادي" در آغاز تلاش كردند با
طرح اين مسئله كه اولين فراخوان اعتراضي معلمان توسط يك نهاد وابسته به جناح
محافظه كار رژيم صادر شده، مبارزات محقانه هزاران هزار معلم را تخطئه و بدنام
كنند. بعد از برگزاري تظاهرات پنج هزار نفره در مقابل مجلس كه در آن شعارهائي عليه
هر دو جناح داده شد، "دوم خردادي" ها اينگونه وانمود كردند كه بخشي از
معلمان هواخواه يك جناح بوده اند و بخشي ديگر طرفدار جناح رقيب! گويي مردم مجبورند
يا دنبال اين مرتجع بيفتند، يا زير پرچم آن مرتجع سينه بزنند. در واقع مي خواستند
اين فكر را به توده ها القاء كنند كه استقلال از اين رژيم و نظام ارتجاعي امكان
ناپذير است. چند روز بعد از تظاهرات در مقابل مجلس، وقتي كه بيش از 4000 نفر بدون
اعتنا به غير قانوني بودن تظاهرات كوشيدند در برابر كاخ رياست جمهوري تجمع كنند،
نيروي انتظامي به فرمان كل هيئت حاكمه چماق سركوب را به حركت درآورد تا هر طور شده
از ادامه اين حركت اعتراضي جلوگيري كند. ده ها تن از معلمان و جواناني كه به اين
مبارزه پيوسته بودند را به كمك لباس شخصي ها دستگير كردند و به زندان هاي نامعلوم
بردند: "معلم، كارگر، دانشجوي زنداني، آزاد بايد گردند"
رژيم اسلامي بطور جدي نگران تداوم و گسترش اعتراضات معلمان است. زيرا اين
اعتراضات مي تواند سريعا به برپائي جنبش دانش آموزان دامن بزند و مدارس نقاط مختلف
كشور را به صحنه مبارزات ضد رژيمي تبديل كند. جوانان و نوجوانان، كاملا مستعد شركت
فعالانه در چنين مبارزاتي هستند؛ و جمهوري اسلامي از به صحنه آمدن اين نيروي
انفجاري شورشگر هراس دارد. شعار "معلم، اعتصاب، اعتصاب" يا "از
فردا مدرسه تعطيل ميشه"، هيئت حاكمه را نه فقط به فكر ده ها هزار معلم، بلكه
خيل دانش آموزاني مي اندازد كه بازو به بازوي معلمان، شهرهاي كوچك و بزرگ را به هم
مي ريزند و نيروي انتظامي را به ستوه مي آورند.
يك جنبه بسيار مهم از جنبش معلمان، حضور رو به گسترش معلمان زن در تظاهرات
ها است. با توجه به اينكه بخش قابل توجهي از معلمان كشور را زنان تشكيل مي دهند،
ابعاد مبارزه كنوني مي تواند وسيعتر شود. زنان با خود رزمندگي، راديكاليسم و روحيه
سازش ناپذيري ويژه اي را به صفوف مقدم تظاهرات ها مي آورند. اين حركت نه فقط به
پيشروي مبارزه حق طلبانه معلمان ياري مي رساند، بلكه با كشاندن شمار گسترده اي از
زنان به صفوف مقدم اعتراضات ضد رژيمي، به ديدگاه هاي سنتي و مردسالارانه ضربه مي
زند و به تقويت و پيشروي جنبش زنان عليه ستم جنسيتي ياري مي رساند. مبارزه زنان
معلم مي تواند و بايد از حمايت و اتحاد دختران جوان و نوجوان بهره مند شود؛ و آنان
را به شركت در تظاهرات ها و اعتراضات وسيع عليه رژيم زن ستيز و آزادي كش جمهوري
اسلامي برانگيزد. طرح شعارهاي مشخص عليه ستم، تبعيض و قوانين و مقررات ويژه اي كه
در مدارس عليه زنان معلم و دانش آموز برقرار است، مي تواند انگيزه و اشتياق بيشتري
براي شركت زنان در جنبش كنوني ايجاد كند: "حجاب اجباري، اسارت زنان
است"؛ "مرگ بر دشمن نسل جوان".
معلمان مبارز و پيشرو، نقش و وظيفه تاريخي مهمي در خدمت به جنبش دمكراتيك
و انقلابي بعهده دارند: تبليغ و ترويج ايده هاي پيشرو و سياستهاي انقلابي در بين
جوانان و نوجوانان دانش آموز. اين راه و سنت ارزشمند معلمان مبارز در دوران رژيم
مستبد و وابسته به امپرياليسم شاه است. صمد بهرنگي، سرمشق صدها معلم جوان چپ بود
كه با شور انقلابي، به كار در روستاها و مناطق محروم مي پرداختند و بذر آگاهي و
مبارزه جوئي عليه رژيم را در ميان دانش آموزان شهري و روستائي مي پاشيدند؛ كتاب
هاي مترقي و پيشرو بر سر موضوعات سياسي، اجتماعي، هنري و ادبي را در مدارس تبليغ
مي كردند؛ دانش آموزان پيشرو و مستعد را مي شناختند و به تربيت انقلابي آنان كمك
مي كردند: "صمد معلم ماست، راه صمد راه ماست"
طي 23 سال گذشته، جمهوري اسلامي به طرق مختلف كوشيد مانع آن شود كه معلمان
مبارز به وظيفه تاريخي خويش عمل كنند. رژيم، تصفيه مدارس از معلمان كمونيست،
هواخواهان طبقه كارگر و توده هاي زحمتكش، معلمان آزاديخواه و مترقي را از همان
نخستين ماه هاي بعد از بهمن 1357 آغاز كرد. گروهي از معلمان به بويژه در شهرستانها
و مناطق روستائي كه عقايد سياسي و ايدئولوژيك آنان آشكار شده بود، مجبور به تعويض
محل اقامت خود شدند. شماري از معلمان كمونيست و انقلابي به دست جوخه هاي ترور
جمهوري اسلامي ربوده شده و به قتل رسيدند. بسياري نيز بعد از شروع سركوبهاي خونين
سال 1360 به اسارت درآمدند، شكنجه و يا اعدام شدند. از اين ميان، براي نمونه مي
توان از رفيق هرمز گرجي بياني معلم مبارز شهر كرمانشاه ياد كرد كه به جرم هواداري
از سازمان چريكهاي فدائي خلق توسط جمهوري اسلامي به قتل رسيد؛ و از رفيق شكرالله
احمدي معلم كمونيست سرشناس در روستاهاي منطقه جوانرود كه طي قيام مسلحانه سربداران
در شهر آمل به سال 1360 زخمي و دستگير شد و در برابر جوخه اعدام قرار گرفت. يادشان
گرامي باد.
امروز معلمان مبارز بايد ديدگاه ها و سياستهاي ارتجاعي حاكم بر سيستم
آموزشي كشور را به شكل هاي گوناگون افشاء كنند؛ به جدال با ديدگاه هاي خرافي و ضد
علمي، نظرات توجيه كننده استبداد قرون وسطائي و مذهبي، و آموزشهاي پدرسالارانه و
مردسالارانه و ضد زن برخيزند؛ شالوده مقاومت و اعتراض آگاهانه و سازمان يافته در
مدارس را به شكل هاي مختلف و در سطوح گوناگون بريزند؛ كميته هاي مخفي سازماندهي و
رهبري مبارزه توده اي در مدرسه و خيابان را شكل دهند. در اين ميان، آن گروه از
پيشروان جنبش معلمان كه دل در گرو رهائي كارگران و زحمتكشان دارند و سازش ناپذير و
سربلند در برابر رژيم سرمايه داران و ملاكان مفتخور و جنايتكار ايستاده اند، بايد
خود را به ايدئولوژي و نقشه و راهي مسلح كنند كه تحقق آرمان رهائي انسان از ستم و
استثمار را امكانپذير مي سازد. بايد به صفوف حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ
لنينيست ـ مائوئيست) بپيوندند كه پرچم اين آرمان را در ميدان نبرد طبقاتي بلند
كرده است.
www.sarbedaran.org