مسئله شعارها در جنبش هاي توده اي جاري

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 29، اسفند 1377 – www.sarbedaran.org

 

مردم به خيابان آمده اند؛ شعارها در فضا طنين مي اندازد و خواسته هاي گوناگون را اعلام مي كند: "مرگ بر استبداد! زنده باد آزادي!"، "توپ، تانك، بسيجي، ديگر اثر ندارد!"، "آزادي زنداني سياسي!" در خيزش هاي خودبخودي زحمتكشان كه معمولا جرقه اش را جنايت مزدوران مسلح رژيم، يا قلدريهاي شهرداري و امثالهم مي زند و در بسياري موارد به درگيريهاي قهرآميز مي انجامد، شعارها نيز بوي خون مي دهند: "مرگ بر نيروي انتظامي!"، "مرگ بر شهردار!" مردم با شعارهاي خود، خواهان مرگ سردمداران رژيم مي شوند. در اين نوع خيزشها، با چنين شعارهاي برانگيزنده اي است كه مي توان مردم را به ايستادگي در مقابل نيروهاي مسلح رژيم فراخواند، به دشمن هجوم برد، مراكز دولتي را ويران كرد و مزدوران را به سزاي اعمالشان رساند. و اين چيزي است كه طي سالهاي اخير بارها اتفاق افتاده است.

در مبارزات حق طلبانه كارگران و زحمتكشان كه معمولا خصلت مقاومت جويانه دارد، بر حسب موضوعات روز، شعارهاي متفاوتي طرح مي شود: "عليه اخراج دستجمعي"؛ "براي افزايش دستمزد"؛ "پرداخت عيدي"؛ "عليه اخراج رهبران و فعالين جنبش كارگري"؛ "براي آزادي رهبران و ياران اسير"؛ "عليه قلدريها و اجحافات مديريت". گاه شعارهائي كه خصلت درازمدت تر دارند نظير "حق برپائي تشكل مستقل كارگري" نيز به ميان مي آيد. اينها شعارهائي هستند كه كارگران را در مبارزات روزمره شان متحد مي كند؛ آنها را به مقابله با استثمارگران و زورگويان مي كشاند؛ و جريان مبارزات و پيشرويها و عقب نشيني ها، جلوه هائي از قدرت و اراده طبقه و جوانبي از ماهيت و نقاط ضعف و قوت دشمنانش را به كارگران نشان مي دهد؛ آگاهي، اتحاد و تشكل آنها را تقويت مي كند.

در دوره هائي كه جنبش عمومي و سراسري شكل مي گيرد و گسترش مي يابد، شعارها مرزهاي "صنفي" و "گروهي" را پشت سر مي گذارند و نه فقط در جريان مبارزات فراگير فرياد مي شوند، بلكه در محيط هاي كاري مختلف به شعار روز اقشار گوناگون تبديل مي شوند. براي مثال در جريان انقلاب 57، شعارهاي عمومي جنبش مردم در اعتصابات و تحصن ها و قطعنامه هاي جنبش كارگري به گوش مي رسيد: "آزادي زندانيان سياسي"، "انحلال دستگاه هاي سركوبگر و امنيتي"، "آزادي بيان و مطبوعات و تشكل"، "افشاء و لغو قراردادهاي اسارتبار امپرياليستي"، و در راس همه اينها شعار نابودي رژيم.

اگر چه در مقاطع معين يا در مبارزات مشخص، برخي شعارها مي تواند بطور خودبخودي و "اتفاقي" به شعارهاي مركزي مردم تبديل شود، اما بطور كلي چنين نيست. مركزي شدن يك رشته شعار، نتيجه غلبه يك رهبري سياسي ـ طبقاتي معين بر جنبش است. مثلا در انقلاب 57، شعار "استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي" زماني به شعار توده هاي گسترده تبديل شد كه جريان خميني توانسته بود نفوذ و سلطه سياسي و ايدئولوژيك خويش را بر جنبش اعمال كند. يا مردم زماني شعار دادند "ارتش برادر ماست" كه مرتجعين و سازشكاران، رهبري انقلاب را بدست گرفته بودند. در آن دوره، نيروهاي كمونيست و انقلابي تلاش مي كردند با طرح شعارهائي چون "استقلال، آزادي، جمهوري مردمي" يا "ارتش ضد خلقي نابود بايد گردد"، خلاف جريان شنا كنند، بر جنبش توده اي تاثير بگذارند و آگاهي مردم را عمق بخشند. مبارزه اي كه بر سر شعارها جريان داشت، جزئي از يك مبارزه طبقاتي بود. ما به علت اينكه ابزار اساسي اعمال رهبري و توان لازم را نداشتيم، نهايتا در آن مبارزه شكست خورديم. اما اين شكست به معناي ناكامي كامل ما در تاثيرگذاري بر جنبشهاي توده اي، تعميق آگاهي مردم و جذب نيروهاي پيشرو از دل آن مبارزات نبود. تلاش آن روز كمونيستهاي انقلابي، آنها را به پيشروان توده شناساند و زمينه پايه گيري و بسيج از ميان شورشگران جوان را فراهم كرد.

امروز هم با پيوستن و شركت فزاينده اقشار و طبقات گوناگون در يك جنبش عمومي ضد رژيمي، و فعال تر شدن نيروهاي سياسي، مبارزه بر سر شعارها اهميتي روز افزون مي يابد. تعيين شعارهاي مركزي و شعارهاي مناسب ديگر، يكي از وظايف مهم پيشرواني است كه نقش مبلغ و سازمانگر را بعهده مي گيرند. اين كار، جزئي از رهبري عملي در صحنه نبرد است.

و بالاخره، به اين نكته نيز بايد اشاره كنيم كه در تعيين شعارها بايد به تجارب مبارزان انقلابي در كشورهاي ديگر هم توجه كرد و از آنان آموخت. شعارهائي هستند كه از صفوف جنبش در گوشه ديگري از جهان برخاسته و سپس در فرصتهاي مشابه در كشورهاي ديگر طنين افكن شده اند.

چه معيارهائي را براي تعيين شعارها بايد در دست گرفت؟ چه نكاتي را بايد مد نظر قرار داد؟ ما با دو رشته شعار سر و كار داريم: شعارهاي استراتژيك و شعارهاي تاكتيكي. منظور از شعارهاي استراتژيك، شعارهاي درازمدتي است كه ماهيت و مفهوم انقلاب دمكراتيك نوين، انقلاب سوسياليستي و هدف كمونيسم و راه تحقق اينها را در خود دارد: "زنده باد انقلاب! زنده باد كمونيسم!"، "زنده باد انترناسيوناليسم پرولتري"، "پيروز باد جنگ درازمدت خلق!"، "زنده باد حزب كمونيست انقلابي!"، "نابود باد سلطه امپرياليسم، سرمايه داري بوروكراتيك و نيمه فئوداليسم!"، "سرنگون باد رژيم جمهوري اسلامي"، "برقرار باد جمهوري نوين خلق!"، "زمين به كشتگر" و..... اين شعارها سمت و سوي انقلاب را نشان مي دهد. در دوره هائي اين شعارها نقش ترويجي بازي مي كند؛ عمدتا عناصر پيشرو پرولتاريا و انقلابيون پيگير را گرد مي آورد تا ستون فقرات يك حزب انقلابي را بسازند يا تقويت كنند. در دوره اي ديگر كه جنبشهاي توده اي بپاخاسته، همين شعارها مي تواند نقش تهييجي و برانگيزاننده بازي كند و جنبش را عميقتر، گسترده تر و رزمنده تر سازد. شرايطي هم هست كه برخي از اين شعارها، جنبه عملي پيدا مي كند. براي مثال، شعار "كارگر، دهقان، دانشجو پيروز است!" كه شعار جنبش دانشجوئي در زمان شاه بود، نقش تاريخ ساز طبقه كارگر و متحدان نزديكش يعني دهقانان را مورد تاكيد قرار مي داد و بر ضرورت پيوند روشنفكران انقلابي با زحمتكشان تاكيد مي گذارد. يا شعار "زمين به كشتگر" كه يك شعار برنامه اي طبقه كارگر در انقلاب دمكراتيك نوين است، در مناطقي كه ارتش خلق موفق به در هم شكستن قدرت حكومت شده و قدرت سياسي نوين را برقرار ساخته، به يك شعار عملي تبديل مي شود.

از طرف ديگر، انقلاب بدون تعيين شعارهاي تاكتيكي پيش نمي رود. در مسير پر پيچ و خم مبارزه، مرتبا مسائل و موضوعات خاصي پيش مي آيد. تضادهاي بنياديني كه جامعه را جلو مي برد، از طريق اين موضوعات خودشان را نشان مي دهند. نظام استثمار و ستم، خودش را از كانال هاي گوناگوني مطرح مي كند. مثلا، سركوب سياسي از طرف جمهوري اسلامي در يك مقطع مي تواند در قتل عام زندانيان سياسي سال 1367 فشرده بشود؛ و در مقطع ديگر در ترورهاي سياسي اخير. مبارزه زنان عليه ستم جنسي، يك موقع مي تواند بر سر حجاب اجباري گره بخورد، و در مقطع ديگر بر سر قوانين شرعي كه زن را در جامعه و خانواده در موقعيت بردگي و نيمه بردگي نگاه مي دارد. قتل زني بدست شوهرش و بي اعتنايي تاييد آميز دستگاه قضائي رژيم مي تواند جرقه يك جنبش توده اي زنان را بزند. در اين حالت، شعارهاي تاكتيكي خاص و به موقعي لازم است كه به موضوع مربوط باشد: "قانون ارتجاعي ملغي بايد گردد"، "قانون ارتجاعي، حامي قاتلان است"، "اين قوه قضائي، سركوبگر زنان است". درست همانطور كه در مقطع قتل عام 1367، يا قتل هاي سياسي اخير، و يا انتشار اعترافنامه وزارت اطلاعات، شعارهاي خاصي لازم است: "معرفي و محاكمه و مجازات علني آمران و عاملين قتل هاي اخير"، "انحلال وزارت اطلاعات و افشاي كليه توطئه ها و جنايات 02 ساله اين دستگاه" و... با توجه به جنبه خاص شعارهاي تاكتيكي است كه مي توان بر بخش قابل توجهي از توده ها كه بر سر موضوعات معين حساس شده اند و خواهان مقاومت و مبارزه هستند تاثير گذاشت و آنها را به مبارزه كشيد.

اما شعارهاي تاكتيكي، شعارهائي در خود و مجرد نيستند. اگر شعار تاكتيكي مي خواهد به پيشروي انقلاب خدمت كند،

بايد به اهداف استراتژيك انقلاب مربوط باشد و در تضاد با آنها قرار نگيرد؛ و جناح هاي مختلف هيئت حاكمه نتوانند به سادگي بر سرش مانور دهند؛

بايد آگاهي انقلابي توده هاي درگير در مبارزه را در مورد ماهيت نظام حاكم و ريشه ستمگري ها بالا ببرد؛

بايد برانگيزاننده باشد و نه تسكين دهنده؛

مبارزه جويانه باشد و نه مظلوم نمايانه؛

روحيه اتكاء به خود و تحقير دشمن را تقويت كند و نه روحيه تقاضا از دشمنان آشكار و پنهان مردم.

براي مثال شعار "آزادي زنداني سياسي" به روشني يكي از اركان رژيم يعني سركوب سياسي و عقيدتي و زندان را زير سئوال مي برد؛ اقشار مختلف مردم بر سر اين شعار حساس هستند و بنابراين خصلت بسيج كننده، متحد كننده و برانگيزاننده دارد؛ و دشمن را به تنگنا مي اندازد. در مقابل، شعار "لغو نظارت استصوابي شوراي نگهبان"، شعاري كاملا توهم برانگيز است كه مردم را به دايره دعواها و رقابتهاي درون هيئت حاكمه مي كشاند. اين ديد را تقويت مي كند كه اگر نظارت استصوابي برداشته شود و افراد بيشتري بتوانند نامزد شركت در نهادهاي مختلف اين رژيم ارتجاعي شوند، گرهي از كار مردم باز مي شود. شعارهاي نظير "جامعه مدني ايجاد بايد گردد"، "ولايت مطلقه ملغي بايد گردد"، "طالبان حيا كن، مملكتو رها كن" و يا شعارهائي كه در دفاع از "قانون و امنيت" داده مي شود، كاملا بر مقاصد و مانورهاي يك جناح از جمهوري اسلامي منطبق است. اين جور شعارها از مردم سياهي لشكر مي سازد. و همينطور شعار مظلومانه اي كه به اصطلاح مي كوشد گزك به دست رژيم ندهد، و در واقع به دنبال ايجاد نقطه مشترك با دستگاه حاكم است: "ما همه روزه داريم، از طالبان بيزاريم"؛ و يا شعار ارتجاعي "نيروي انتظامي، تشكر، تشكر" (به خاطر جلوگيري از حمله انصار حزب الله به تجمعات اعتراضي!) شعارهائي هم هستند كه انقلاب را از پايه مورد تهديد قرار مي دهند، و دست امپرياليستها كه نقطه اتكاء و حامي دولت ارتجاعي هستند را در صحنه سياسي جامعه بيشتر باز مي كنند. مثلا شعار "برقراري رفراندم آزاد تحت نظارت سازمان ملل" و يا "استقرار نيروهاي بين المللي براي جلوگيري از اقدامات سركوبگرانه دولت مركزي".

با وجود اينكه، جنبه متحد كننده شعارهاي تاكتيكي را نبايد از نظر دور داشت، اما اين به معناي دنباله روي از جو غالب در بين توده ها نيست. اين واقعيتي است كه براي تبديل يك شعار به شعار جنبش توده اي بايد مبارزه كرد؛ اما پيش گذاردن شعارهاي صحيح، خود جزئي از اين مبارزه است. بويژه زماني كه جريانات سازشكار و ضدانقلابي، و حتي مرتجعين فريبكار مي روند كه شعارهاي انحرافي و توهم برانگيز خود را بر جنبش مسلط كنند، بايد خلاف جريان عمومي شنا كرد. و تنها بدين طريق مي توان تاثير گذاشت. براي مثال، در انقلاب 57 مهم بود كه در مقابل شعار "ارتش برادر ماست"، شعار "ارتش ضد خلقي نابود بايد گردد" يا "تنها ره رهائي، جنگ مسلحانه" جلو گذاشته شود. اگر چه اين شعارها به شعار عمومي تبديل نشد، ولي بدون نفوذ و تاثير هم نماند. بويژه در مقاطعي كه ارتش سركوبگر بر تظاهر كنندگان آتش مي گشود و كشتار مي كرد، اين شعارها بيشتر به گوش مي رسيد و تكرار مي شد. گاهي نيز مبارزه در عرصه شعارها، به شكل غير مستقيم صورت مي گيرد. براي مثال در تظاهرات تشييع داريوش فروهر و پروانه اسكندري، زماني كه گروهي به نفع خاتمي شعار دادند و كوشيدند آن مبارزه ضد رژيمي را منحرف كنند، مردم با تكرار نكردن شعارها و منفرد كردن طرفداران خاتمي، مقابل اين حركت ايستادند. يا برخي از شركت كنندگان شعار "استقراض خارجي، تماس آمريكائي، ديگر اثر ندارد" را دادند كه تلاشي بود براي آماج قرار دادن كل هيئت حاكمه؛ تلاشي بود براي نشان دادن رابطه امپرياليسم با طبقات ارتجاعي حاكم بر ايران.

تا آنجا كه به طرح شعارها در دوره جاري از جانب كمونيستهاي انقلابي بر مي گردد، چند نكته كلي را مي توان جلو گذاشت:

ــ اين شعارها بايد جنايات و بيدادگريهاي رژيم و كل دستگاه سركوبگر نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي را زير ضرب برده و مرتجعين فريبكار را خلع سلاح كند؛ مضحكه هاي انتخاباتي، حزب بازي، "مشاركت مردمي" و سياست "آشتي ملي" آنها را افشاء كند.

ــ بايد منافع توده هاي تحتاني جامعه و نقش آنها در انقلاب را برجسته كند؛ و ضرورت پيوند روشنفكران انقلابي با كارگران و دهقانان را جلو بگذارد.

ــ بايد خواسته هاي زنان، ملل ستمديده و جوانان را منعكس كند.

ــ بايد راه را بر نفوذ و فريبكاريهاي امپرياليستي در صحنه سياسي ايران ببندد.

ــ در مركز همه اين شعارها، بايد شعار "مرگ بر جمهوري اسلامي" را فراگير كرد.

 

www.sarbedaran.org