طبقه كارگر و قدرت سياسي

 

از حقيقت، ارگان حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 9، ارديبهشت 1382 – www.sarbedaran.org

 

«اگر ما هر چه زودتر خود را براي انقلابي خونين آماده نكنيم، ميراثي جز فقر و بردگي براي فرزندانمان بر جاي نخواهيم گذاشت.» (ده روز قبل از اول ماه مه 1886- نشريه كارگر)

«با جسارت به پيش! نبرد آغاز گشته است! ارتش بردگان مزدي بيكارند. سرمايه داري چنگالهايش را
پشت برج و باروي نظم پنهان كرده است... تفنگهايتان را تميز كنيد. قاتلين مزدور سرمايه داران، پليس و گاردش آماده جنايت اند.» (روز قبل از اول ماه مه 1886- نشريه كارگر)

 

رفقاي كارگر:

اول ماه مه، روز جهاني كارگر، يك روز انقلابي و سرخ است. بنيان اين روز به مبارزه خونين كارگران شهر شيكاگو (آمريكا) در سال 1886 برمي گردد. كارگران مبارز شيكاگو حرف قاطع و روشن انگلس را راهنماي عمل خود كردند: پرولتاريا بايد در ميدان نبرد، رهائي خود را به كف آورد. كارگران شيكاگو، قبل از روز موعد مبارزه سراسري، هر هفته راهپيمائي هائي تحت شعارهاي زير برگزار مي كردند:  زنده باد انقلاب سوسياليستي! سرنگون باد تخت و بارگاه و خزانه! كارگران مسلح شويد!

در چنين روزي، پيام حزب كمونيست ايران(م ل م) به كارگران ايران اين است:

با پرچم سرخ در صف اول مبارزه براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي قرار بگيريد، رهبري مبارزات سياسي مردم را بدست بگيريد! تظاهراتهاي غير دولتي و مستقل عليه جنگ و خونريزي امپرياليسم آمريكا و انگليس براه اندازيد و به همبستگي انترناسيوناليستي با طبقه كارگر و خلقهاي عراق بلند شويد. انقلاب مسلح عليه نظم حاكم، عليه نمايندگان داخلي و خارجي سرمايه داري، دور نيست. براي آن آماده شويد!

اول ماه مه امسال در شرايطي فرا مي رسد كه همه اقشار مردم وقوع تغييرات ناگهاني در وضعيت سياسي كشور را احساس كرده و انتظار مي كشند. امپرياليسم آمريكا جنگي نامحدود را عليه مردم جهان آغاز كرده است. مبارزات ضد امپرياليستي چهار طرف دنيا را در نورديده است. و در ايران روزشمار سقوط جمهوري اسلامي شروع شده است. جامعه ما در غليان و جوشش سياسي است. وقايع سياسي، بيرحمي حكام، استثمار بي حد و حصر، بيش از پيش اكثريت مردم، بخصوص اقشار تحتاني را به تكان سياسي در مي آورد و به مقاومت و مبارزه عليه وضع غير قابل تحمل حاكم بر جامعه، وادار مي كند. با شتاب گرفتن اوضاع سياسي توده هاي مردم به دنبال نقطه رجوع و رهبري سياسي مي گردند. چه طبقه اي آنان را رهبري خواهد كرد؟ برنامه و نقشه عمل چه حزبي را در دست خواهند گرفت؟ آيا طبقه كارگر خواهد توانست نقش رهبري سياسي را براي اقشار و طبقات مختلف خلق بازي كند يا اينكه خود دنباله رو طبقات ديگر خواهد شد؟ اين آن سوالي است كه بايد مشغله مركزي كارگران پيشرو باشد. درك اينكه اوضاع چيست و چه وظايفي مقابل پاي ماست براي شكل گيري يك طبقه كارگر آگاه حياتي است. اوضاع سياسي بسوي يك شرايط غير عادي و حاد جهش وار تكامل مي يابد. شكي در اين نيست. اما آنچه ناروشن است و هنوز تعيين نشده اين است كه آيا فقط برنامه ها و پرچمهاي بورژوائي در شكلهاي گوناگون در صحنه خواهند بود يا طبقه كارگر پرچم برنامه كمونيستي را با جسارت به اهتزاز درآورده و ديگر اقشار خلق را به زير آن فرا خواهد خواند و با قاطعيت خواهد گفت كه جامعه ما بايد بسوي چه آينده اي گام بردارد. اگر طبقه كارگر به حيث سياسي، تشكيلاتي و نظامي بطور جهش وار تكامل يابد و گامهاي بلندي بسوي در دست گرفتن رسالت تاريخي اش بردارد، آينده براي اكثريت مردم و منافع آنان روشن و درخشان است. اما در شرايطي كه زمين زير پا جابجا مي شود، در جا زدن موجب عقب رفتن شده و فاجعه اي ناگفتني ببار خواهد آمد. حزب ما اين مساله را عميقا در يافته، خط مشي ضروري براي چنين اوضاعي را تبيين كرده و در حال عمل كردن بر پايه آن است. حزب ما با تمام قوا تلاش مي كند كه خود و كارگران مبارز را آماده كند كه نه تنها با سختي ها و پيچيدگيهاي مبارزه طبقاتي روبرو شويم بلكه با جسارت پرولتري فرصتهاي انقلابي را براي ساختن آينده اي كاملا متفاوت از آن خود كنيم.

 

مركز ثقل  مبارزه طبقه كارگر

امروز مهمترين مساله سياسي جامعه مساله  قدرت سياسي است. شاخه هاي گوناگون طبقه بورژوازي به تكاپو افتاده اند تا مانع از آن شوند كه قدرت سياسي از دستشان بدر برود. از سوي ديگر، پوسيدگي قدرت سياسي حاكم در ايران و خونخواري قدرت هاي امپرياليستي، صحنه را براي مبارزه طبقه كارگر براي قدرت سياسي، آماده تر مي كند. هيچگاه آگاه كردن كارگران به مساله قدرت سياسي و ضرورت مبارزه براي كسب قدرت سياسي، تا به اين حد اضطراري و حياتي نبوده است.

 اما خط رفرميستي و اكونوميستي كه نفوذ قابل توجهي در ميان فعالين كارگري دارد، فرسنگها از اين ضرورت و اضطرار بدور است. برخي كه خود را فعال جنبش طبقه كارگر معرفي مي كنند به اين حقيقت زل مي زنند اما نمي خواهند آن را باور كنند. در عوض مشغول محدود كردن كارگران به مبارزات اقتصادي اند. آنان كارگران را از سياست و مبارزه سياسي عقب مي كشند و به اين ترتيب نقش همدست بورژوازي را ايفا مي كنند. پيشروان طبقه كارگر كساني هستند كه براي رهبر شدن طبقه كارگر در نبردهاي سياسي عظيم جامعه تلاش مي كنند. كارگران مبارز بايد افق ديد خود را محدود به سطح كنوني مبارزه كارگران نكنند و چشم انداز گسترده را بنگرند. مركز ثقل مبارزه طبقاتي طبقه كارگر مبارزه براي بهبود معيشت كارگران نيست. بلكه مبارزه براي قدرت سياسي است. تفكر اكونوميستي  و رفرميستي، تفكر طبقه بورژوازي در درون طبقه كارگر و در درون جنبش چپ است. اين تفكر به كارگر مي گويد تو خود را مصروف مبارزه اقتصادي كن، و به فكر مبارزه سياسي بزرگ جامعه كه بر سر قدرت سياسي است نباش. خود را مشغول تلاش براي صنف خود كن و به مسائل اقشار تحت ستم ديگر مانند زنان و ملل تحت ستم و دهقانان توجه نكن. اكونوميستها در ميان كارگران سمپاشي مي كنند كه جنبش دانشجويان ربطي به طبقه كارگر ندارد. و  براي به كرسي نشاندن حرفشان تئوريهاي من درآوردي بازاري ارائه مي دهند كه مثلا چون ستم بر زنان و جنبش دانشجوئي مساله اي نيست كه به مدار كار - سرمايه ربط داشته باشد پس به طبقه كارگر و مبارزه طبقاتي طبقه كارگر هم ربط ندارد. اسم اين تئوريها را ماركس، لنين و مائو تئوريهاي رويزيونيستي گذاشتند. تمام مسائل سياسي جامعه و تمام ستمهاي درون جامعه و مشكلات تمام اقشار خلق به طبقه كارگر ربط مستقيم دارد. زيرا اين ستمها همه در ستمهاي نظام سرمايه داري ريشه دارند. رسالت طبقه كارگر آنست كه كليه ستمهاي موجود را محو كند. در واقع رهائي طبقه كارگر خود در گرو ريشه كن كردن همه اشكال ستم و استثمار است.

 كارگران مبارز و پيشرو بايد تريبون سياسي طبقه كارگر و تمام خلق باشند. ضرورت سرنگوني قهرآميز رژيم جمهوري اسلامي را ميان كارگران تبليغ و ترويج كنند. ماهيت استعماري و امپرياليستي جنگ آمريكا در عراق را براي كارگران روشن كنند. كارگران مبارز بايد به كارگران ديگر آگاهي سياسي بدهند، به آنان توضيح دهند كه امروز اوضاع به گونه ايست كه حتي مبارزه اقتصادي براي بهبود وضع معيشت، عليه بيكاري و براي حقوقهاي معوقه بايد از كانال مبارزات سياسي پيش برود. حتا فراتر از اين رفته و تصريح كنند كه مبارزه اقتصادي براي بهبود وضع معيشت عادلانه و ضروري است اما مساله كليدي براي طبقه كارگر مساله اجحافات اقتصادي نيست، بلكه محروميتش از قدرت سياسي است. كارگران را به توجه به مساله ستم بر زنان تشويق كنند. وقتي نيروهاي امنيتي و انتظامي رژيم به سركوب دانشجويان مي پردازند يا اعتراض معلمان را بخاك و خون مي كشند، عكس العمل جمعي كارگران را برانگيزند.

اين بينش، بينش كارگر پيشرو، كارگر كمونيست است. كساني كه خطي بجز اين را در ميان كارگران تبليغ مي كنند در مرداب رويزيونيسم و رفرميسم و محافظه كاري گير كرده اند. آنها خصلت انقلابي دوران و تيز شدن تضادهاي مهم  جهان و اينكه جهان به سوي برخوردهاي بزرگي مي رود كه سرنوشت طبقه كارگر و ديگر اقشار زحمتكش جامعه و بطوركلي تمام جامعه را رقم خواهد زد، نمي بينند.

كارگران پيشرو اين حرف لنين را كه بدون قدرت سياسي همه چيز توهم است، و اين حرف مائو را كه مساله مركزي عبارتست از  تعيين تكليف قدرت سياسي از طريق قهر، هرگز نبايد فراموش كنند. طبقه كارگر قدرت سياسي را براي زير و رو كردن نظام سياسي، اقتصادي و فرهنگي جامعه مي خواهد. درك طبقه كارگر از كسب قدرت سياسي، به قدرت رسيدن يك گروه نيست. به قدرت رسيدن از طريق زد و بند با قدرتهاي بزرگ و يا جناحي از هيئت حاكمه يا از طريق كودتا نيست. بلكه كسب قدرت سياسي در جريان سرنگوني قهرآميز طبقات حاكم و حاميان بين المللي اش، بدست توده ها و براي توده هاست.

 

توفانها

امپرياليستها براي اينكه نظام سرمايه داري جهاني را از بحران در آورند مي خواهند با جنگ و خونريزي ساختار اقتصادي و سياسي آن را در مقياس جهاني بازسازي كنند. توفانهاي بزرگي در خاورميانه در راه است و ايران بزودي در مركز آن قرار خواهد گرفت. اين توفان در حالي ميرسد كه تارو پود رژيم جمهوري اسلامي پيشاپيش از هم گسيخته است. اوضاع تكامل يابنده كنوني موجب شكل گيري خلاء قدرت سياسي در نقاط مهمي از كشور خواهد شد. تحليل حزب ما اين است كه با آغاز يك دوره جنگ و انقلاب در سطح جهان و بخصوص خاورميانه روبروئيم و ايران از آن مستثني نيست. ممكنست بعد از عراق امپرياليسم آمريكا به ايران تجاوز كند. موضع صحيح و انقلابي، موضع منطبق بر منافع طبقه كارگر و اكثريت مردم آنست كه در چنين حالتي بايد هم براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي مبارزه كنيم و هم با امپرياليسم آمريكا مقابله كنيم. انقلابيون كمونيست از هر فرصتي براي آغاز جنگ خلق و ساختمان ارتش خلق براي ايجاد مناطق آزاد شده و برقراري قدرت نوين خلق استفاده خواهند كرد. اين آن خطي است كه بايد در ميان كارگران و همه ستمديدگان رواج داد. شك نيست كه در صورت تجاوز امپرياليسم آمريكا به ايران، مقاومت مردمي شكل خواهد گرفت. از هم اكنون بايد با تبليغ و ترويج خط صحيح و سازماندهي در ميان مردم، مانع از آن شويم كه در چنان شرايطي بخشي از مردم منفعل و گيج و پراكنده بمانند، بخشي ديگر به هوراكش امپرياليستها بدل شوند و عده اي ديگر زير رهبري نيروهاي مرتجع اسلامي به مقاومت درمقابل تجاوز بيگانه بپردازند. در نهايت راه مقابله با چنين خطراتي،  تدارك آغاز جنگ خلق براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي و مقابله با دشمنان خارجي است.

اوضاعي در راه است كه امكان انقلاب دموكراتيك نوين و سوسياليستي صد چندان مي شود. اما خطرات بزرگ، از جمله خطرات سياسي فوق، بر سر راه است. اوضاع به گونه ايست كه يا طبقه كارگر تحت هدايت كمونيستهاي انقلابي رهبر مبارزه و مقاومت مردم خواهد شد يا اينكه توده ها بار ديگر قرباني دست بدست شدن قدرت سياسي از يك گروه از دشمنان به گروه ديگري از دشمنان خود، خواهند شد. اهميت وجود حزبي مانند حزب كمونيست ايران (م ل م) دقيقا در چنين اوضاع پيچيده اي روشن مي شود. زيرا اين حزب و فقط اين حزب است كه خط و برنامه اي دارد كه قادر است طبقه كارگر را در تحقق رسالت تاريخي اش هدايت كند. زيرا فقط اين حزب، و خط و برنامه اين حزب است كه مي تواند مانع از آن شود كه طبقه كارگر به دنباله رو و همدست طبقات ديگر تبديل شود و يا اينكه بدون تاثير بر تحولات سياسي دورانساز به حاشيه رانده شود. خط، دانش و تشكيلات اين حزب با تاب آوردن در مقابل گلوله هاي سربي دشمن و انقلابي ماندن در مقابل گلوله هاي شكر آلود ارتجاع و امپرياليسم، و در كوره تجربه سي ساله و مبارزات سخت و پيچيده ملي و بين المللي حدادي و آبديده شده است. اين يك پيروزي بزرگ براي طبقه ماست. بايد با جمع شدن بزير پرچم حزب و مسلح شدن به خط صحيح آن فرصتهاي انقلابي را بربايم و كشتي انقلاب پرولتري را از ميان صخره هاي خطرناك به سر انجام پيروزي برسانيم. مقطع تعيين كننده ايست. تمام جامعه فرارسيدن تغييرات عظيم را حس مي كند. اما اين تغييرات به كدام جهت خواهد بود را ما بايد تعيين كنيم و نه امپرياليستها و مرتجعين. اين است وظيفه عاجل مقابل كمونيستها و طبقه كارگر.

 

 

www.sarbedaran.org