از برنامه حزب كمونيست ايران
(ماركسيست-لنينيست-مائوئيست)، – www.sarbedaran.org
ايران يك جامعه جوان است و بيش از نيمي از اهالي كمتر از 25 سال دارند. نظم ارتجاعي حاكم، حاصلي جز
بي آيندگي، بيكاري، تحقير، امر و نهي و محروميت براي نسل جوان ندارد. علاوه بر
ستمهاي طبقاتي كه بر اكثريت جوانان اعمال مي شود، جوانان، از پدرسالاري نيز بشدت
در رنجند. در جامعه اي كه بزرگترين پدرسالار خود دولت است، جوانان مستقيما روياروي
دولت قرار دارند. آنها از ديكتاتوري ارتجاعي، احكام شرعي و عقايد سنتي، روابط و
مقررات استبدادي در خانواده و محيط آموزشي، محروميت هاي اجتماعي و فرهنگي و فقدان
امكانات تحصيلي و ورزشي و تفريحي رنج مي كشند. حق انتخاب، حق تجربه كردن، حق
معاشرت و دوستي ميان دختران و پسران جوان از آنها سلب شده است. در اين ميان،
بيشترين بار ستم بر دوش دختران جوان است كه از قيود مردسالارانه و تبعيض بخاطر زن
بودن نيز در رنجند. محرومترين جوانان، كارگران، روستا زادگان و حاشيه نشينان
تهيدست شهري اند كه نه فقط با تمامي اين فشارها دست به گريبانند، بلكه تحت استثمار
شديد قرار دارند و مجبورند از كودكي به كارهاي طاقت فرسا بپردازند. در نبردهاي
تعيين كننده، جواناني كه از طبقه كارگر و دهقانان فقير و تهيدستان شهري برخاسته
اند، شور و پيگيري و شجاعت بيشتري از خود نشان مي دهند و ظرفيت بيشتري براي كسب
آگاهي انقلابي و متحد كردن صفوف خود و بقيه توده ها دارند.
نسل جوان آسان تن به اجبارات نمي دهد و از وعده هاي دروغ و تظاهر و دوروئي
متنفر است. آنان شاداب ترين و با دل و جرات ترين نيروهاي جامعه هستند. تشنه آموختن
و دست يافتن به نو و دشمن محافظه كاري اند. جوانان، نخستين كساني هستند كه ابتكار
افشاي دشمن و مبارزه عليه كهنه پرستي و تعصبات ارتجاعي را به دست مي گيرند و با
وضع موجود سر نمي كنند. جرقه خيزش ها را معمولا آنها مي زنند و در صف مقدم نبردها
مي ايستند و از خشونت و قهر باكي ندارند. جوانان، به نسل هاي قبل روحيه مي دهند و
آنها را نيز به جلو مي كشند. جوانان روحيه اي انتقادي، نافرمان و شورشگر دارند و
به قضايا به عنوان امور عادي و جا افتاده نگاه نمي كنند. آنها نه فقط در عرصه عمل
حركتي شجاعانه دارند، بلكه در حيطه تفكر و تئوري نيز عليه درك ها و تفسيرهاي كهنه
شده سر به شورش بر مي دارند و نوآوري مي كنند. جوانان، طلايه دار تغيير هستند.
جوانان نياز به يك فلسفه آرماني و اميدبخش دارند، نياز به استقلال و رهائي
از سلطه و نفوذ اتوريته هاي ستمكار، نياز به قدرت براي انجام كارهاي بزرگ. اينها
همه در يك انقلاب پرولتري معنا مي يابد و با سرنگون كردن نظام ارتجاعي عملي مي
شود. در اين راه، نسل جوان نيازمند متحد شدن با نسل هاي گذشته و آموختن از تجارب
مبارزاتي آنهاست تا به ديدگاهي عميقتر و همه جانبه تر از مسائل سياسي و اجتماعي
مسلح شود. پيروزي جنبش جوانان در گرو جهت گيري و پيوند سياسي و عملي با استوارترين
و پيگيرترين صف انقلاب اجتماعي يعني توده هاي كارگر و زحمتكش در شهر و روستا است.
امر انقلاب بدون شركت جوانان به پيش نخواهد رفت. طبقات حاكم با چماق سركوب يا حربه
فريب مي كوشند نسل جوان را از اين راه باز دارند. آنها جوانان را به فعاليت در
چارچوب همين نظام و پيروز شدن در بازيهائي نظير انتخابات دعوت مي كنند كه قوانينش
را خود تعيين كرده اند. اما تنها راه چاره، بر هم زدن اين بازيها و سهم گرفتن در
نبرد انقلابي براي يك آينده متفاوت و دست يافتني است.
www.sarbedaran.org