اعلاميه مشترك هواداران حزب
كمونيست ايران (م ل م) و
تشكلات مبارز ايراني در كانادا
در دفاع از جنبش دانشجوئي و مبارزات توده ها
ارائه شده در مراسم مشترك بزرگداشت 16
آذر 1381
در روزهايي بسر مي بريم كه موج نارضايتي هاي مردم ايران، از اعتراضات
دانشجويي گرفته تا اعتراضات و اعتصابات كارگري در سراسر كشور، اعتراضات معلمين،
تحصن و تعطيلي كلاسهاي درس و تجمعات اعتراضي و درگيري بين مردم و نيروهاي سركوبگر
رژيم در گوشه و كنار شهرها، به حدي رسيده است كه رژيم جنايتكار جمهوري اسلامي، در
اوج درگيريهاي درون حكومتي و در سراشيبي سقوط نفسهاي آخر را مي كشد.
زنان، جوانان و موج ناآرامي توده ها، انعكاس خشم و نفرت فروخورده اي است
كه در طول اين سالهاي سياه، مهر سكوت بر لبهاي خشكيده مردمي زده بود كه در گرداب
بي سرنوشتي و بي آيندگي، بيكاري، فقر، فحشا، اقتصاد ويران و جو ترور و ارعاب دست و
پا مي زنند و اكنون وقت آن فرا رسيده تا پس از سالها خاموشي، بار ديگر بر آتشي كه
مدتها در جستجوي برافروزي شعله اي، پنهان به زير خاكستر مانده بود دميده شود...
آتش خشم توده ها!
درود بر دور نوين جنبش دانشجويي ايران كه در سير تحولات خود، در رويارويي
با رژيم ارتجاعي جمهوري اسلامي و در دفاع از خواسته ها و آرمانهاي بحق خود، روز به
روز و لحظه به لحظه صيقل بيشتري مي خورد و
در عرصه مبارزات مردم ايران جايگاه ويژه اي براي خود كسب مي كند.
و با سلام و درود به ياد و خاطره دانشجوياني چون قندچي، رضوي و بزرگ نيا
كه در شانزده آذر 1332 چند ماه پس از كودتاي ننگين 28 مرداد، در اعتراض بع
سياستهاي رژيم دست نشانده پهلوي و ورود ريچارد نيكسون به ايران، در جريان برپايي
يك راهپيمايي اعتراض آميز كه توسط مزدوران رژيم پهلوي به خاك و خون كشيده شد، جان
باختند.
به واقع، آنان بانيان و آغازگران جنبش خونين دانشجويي ايران بودند كه بذر
اين مبارزات را در دل تاريخ پر از چالش و پيكار مردم ايران نشاندند و خون خود را
بپاي شكوفايي اين بذرها جاري!
از آن پس، سنت گراميداشت 16 آذر ماه بعنوان «روز دانشجو» در تاريخ مبارزات
مردم ايران شكل گرفت و ثبت گرديد. جنبش دانشجويي ايران در طول چند دهه اي چالش هاي
خود، از ديروز تا به امروز، و در مسير مبارزاتي خود، از مبارزه ضدامپرياليستي و
مبارزه عليه ديكتاتوري رژيم پهلوي گرفته، تا سالهاي سياه حاكميت استبداد مذهبي،
تحت عنوان جمهوري اسلامي در ايران، همواره از طرف اين رژيمها مورد سركوبهاي خشن و
وحشيانه واقع شده و تحت اين فشارها و شرايط همواره با نوعي تحرك و سكون، و افت و خيزهاي پي در پي همراه بوده است.
اما آنچه كه حائز اهميت است، حساسيت اين جنبش و بطور مشخص اين قشر از
جامعه در برابر وقايع و رخدادهاي سياسي _ اجتماعي_ فرهنگي جامعه است كه به دليل
موقعيت ويژه دانشجويان و قرار گرفتن در مراكز عالي علمي و پژوهشي، همواره مي
توانند در سطوح بالاتري از نظر علمي و سياسي و نوع نگرش به وقايع و تحليل مسائل
روز جامعه قرار داشته باشند.
مسئله اساسي تر اينست كه: با وجود اعمال انواع خشونت و فشار از طرف اين
رژيمها، سركوب، بسته شدن دانشگاه ها توسط جمهوري اسلامي در سال 59، موج تصفيه،
دستگيري، شكنجه و اعدام، حذف بسياري از دروس پايه اي، علمي و مترقي از متون كتب
دانشگاهي، نفوذ عناصر سركوب، اوباش و جاسوسان رژيم در داخل دانشگاه ها و ايجاد جو
آلوده و ناامن، فشارها و اذيت و آزارهاي انجمنهاي اسلامي، و بوجود آمدن تشكلاتي
نظير دفتر تحكيم وحدت براي سمت و سو دادن به حركتهاي دانشجويي و كنترل آنها و...
جنبش دانشجويي عليرغم همه اين مسائل، جنبشي بوده رو به اعتلا و عملكرد اين جنبش در
طول ساليان و مشخصا از خيزش دانشجويي 1378 به بعد، به بهانه بسته شدن روزنامه سلام
و لايحه تشديد سانسور مطبوعات و با جلو گذاشتن شعارهايي مثل: «بيست سال سكوت تمام
شد مردم قيام شروع شد» حاكي از اين بوده است كه اين جنبش در مسير مبارزاتي خود،
ضمن وجود برخي نواقص و محدوديتهاي معين، دستاوردهايي نيز داشته و به روشها و شيوه
هاي مبارزاتي اي دست يافته است كه جنبش دانشجويي امروز (بويژه حركتهاي دانشجويي در
چند ماهه اخير) را با خيزش 18 تير 78 به شكل فاحشي متمايز مي كند.
روحيه بالاي دانشجويان و مردمي كه به حمايت از آنان برخاسته اند نشاندهنده
محكمتر شدن عزم و اراده و ميزان آگاهي مردم ايران است. مهمترين و دلگرم كننده ترين
جنبه اين جنبش، اعلام استقلال سياسي اش از جناحهاي حاكم و رقابتها و جنگ و جدالهاي
آنهاست. اين يعني «نه فقط توپ، تانك، مسلسل ديگر اثر ندارد» بلكه «وعده هاي قلابي،
خنده هاي خاتمي، و دروغ اصلاح رژيم اسلامي از درون هم ديگر اثر ندارد.» و به يك
كلام، اعلام مي كند كه كار اين نظام تمام شده است.
آنچه كه امروز در حركتهاي اين جنبش شاهد آن هستيم اينست كه جنبش دانشجويي
در جريان تلاش و مبارزه براي دستيابي به خواسته هاي خود، هر چه بيشتر به سمت
راديكاليزه شدن و استقلال از كليه عوامل و نيروهاي وابسته به رژيم و سياستهاي
«آرامش فعال» دفتر تحكيم وحدت و عناصر اصلاح طلب گام برداشته است.
در اين روزها از هر حربه اي براي ضربه زدن به حاكميت فروگذار نكرده و
اعتراض به حكم اعدام هاشم آقاجري يكي از حكومتياني كه به خاطر ايراد يك سخنراني
عليه دستگاه روحانيت محكوم به اعدام گرديده را بهانه اي براي شروع دور جديدي از
اعتراضات خود قرار داده اند كه اين اعتراضات در روزهاي اخير به رو در رويي مستقيم
با حاكميت خونريز انجاميده است و اين مسئله در جهت گيري هاي اخير جنبش راديكال
دانشجويي ايران بخوبي آشكار است.
شعارهايي نظير:
آزادي انديشه كه با چماق نميشه،
مردم چرا نشستين ايران شده فلسطين!، سيد
علي پينوشه ايران شيلي نميشه!، رهبر برو
گمشو!، خاتمي خاتمي، حمايتت كجا رفت؟ خاتمي خاتمي، استعفا! استعفا!، مردم به ما
ملحق شويد!
اين شعارها بخوبي حاكي از اينست كه ديگر هيچگونه توهمي در مورد ماهيت
واقعي عوامفريب و جنايتكار دو خرداد وجود دارد و دانشجويان به درجه اي از شناخت و
آگاهي دست يافته اند كه ديگر حاضر نيستند زير پرچم هيچيك از جريانات وابسته به
حاكميت به دفاع از مطالبات خود بپردازند.
كميته بزرگداشت 16 آذر «روز دانشجو» ضمن گراميداشت اين روز بعنوان سمبل
مبارزات آگاهانه و پيشرو دانشجويي بر اين عقيده است كه:
الف _ گسست كامل از كليه نيروهايي كه بهشكلي سعي در تعديل و محدود ساختن
شعارها به شعارهاي صنفي دارند و نيز از باز شدن در دانشگاه ها و به ميان مردم
كشيده شدن اين اعتراضات واهمه دارند (ملي_مذهبي ها و گرايشات انديشه شريعتي و دفتر
تحكيم كه در چارچوبه نظام خواهان رفرم ديني مي باشند)، گام بزرگي است كه جنبش
دانشجويي در مسير اعتلاي خود و در راستاي تحقق شعار «دست مذهب از سرنوشت مردم
ايران كوتاه!» مي تواند بردارد.
ب _ با نگاهي به تاريخ مبارزات دانشجويي از 16 آذر 32 تا به امروز،
دانشجويان مبارز و آگاه همواره در مبارزات ضد ارتجاعي _ ضد امپرياليستي در تاريخ
مبارزات مردم ايران حضور داشته و با توجه به اينكه امپرياليسم آمريكا در صدد ايجاد
تغييرات جدي در ساختار حكومتي كشورهاي منطقه از جمله عراق و ايران مي باشد،
بنابراين پيشروي در اينگونه مسائل عميقا در گرو اينست كه تا چه حد مي توان به مردم
اتكا كرد و از قدرتهاي بزرگ فاصله گرفت.
ج _ نقش پيشرو دختران دانشجو در خيزش 18 تير 78 به مثابه بخش مهمي از اين
جنبش كه مي تواند در پيشبرد اهداف مبارزاتي جنبش بسيار موثر واقع گردد بر همگان
آشكار است. بخوبي به ياد داريم كه زمان حمله عوامل سركوب رژيم در سال 78 در
خوابگاه به روي دختران دانشجو قفل شد تا دختران نتوانند از محل خوابگاه خارج شوند،
ولي آنها درها را باز كرده و با اعتراض و با فرياد «يا همه يا هيچكس» وارد صحنه
مبارزه شدند كه با ضرب و شتم و فحاشي عوامل سركوب روبرو شدند. ولي دختران مجبور به
مبارزه در دو جبهه بودند: يكي رو در روي اراذل و اوباش حكومتي و از طرفي در مقابل
ايده هاي عقب مانده و قيم مابانه دانشجويان پسري كه از دختران مي خواستند خود را
در قضيه دخالت ندهند. در حاليكه زنان در جامعه ما در خواسته رو در رويي و براندازي
رژيم جمهوري اسلامي كه مظهر زن ستيزي و ستم بر زن است، از انگيزه هاي بسيار قوي
برخوردارند. ولي متاسفانه، حضور دختران دانشجو در خيزش دانشجويي سال 78 حتي به
منزله دفاع از پسران دانشجو شد. در حالي كه حقيقت اينست كه براي يك «زن»، تحت حاكميت
يك نظام اسلامي، انگيزه هاي متعدد و كافي
و براي شركت در شورشها و اعتراضات اجتماعي
و ضد حكومتي موجود
هست كه لاجرم اين حضور و نقش تاريخي اي كه به زن نسبت داده مي شود
يعني «پرستاري» تعبير نگردد!! بنابراين جنبش دانشجويي با احتساب اين واقعيت كه بخش
بزرگي از صفوف معترضين را دختران تشكيل مي دهند، بايد خود را از نفوذ و سيطره نگرش
مردسالارانه به مسئله زن دور كند. برخورد درست و آگاهانه به نقش و جايگاه واقعي
زنان به مثابه نيمي از جامعه كه داراي پتانسيل بسيار بالايي مي باشند مي تواند از
نقاط قدرت جنبش دانشجويي فعلي محسوب گردد.
د _ جنبش دانشجويي، جنبشي است سراسري كه مي تواند در راستاي اهداف و
خواسته هاي دمكراتيك خلقها و همه اقشار جامعه حركت كند و بر حركت هاي ديگر اجتماعي
تاثيرگذار و خود نيز تاثيرپذير باشد، و گره خوردن به ديگر جنبشهاي دمكراتيك
اجتماعي و طبقه كارگر بعنوان پيشتاز و پيشرو مبارزات رهائيبخش ضد ارتجاعي _ ضد
امپرياليستي مي تواند اين جنبش را نيرومندتر، راديكالتر، لائيك و مستقل از جناح
هاي حاكميت به يك جنبش بزرگ سياسي _ اجتماعي بدل كند.
بر اين اساس اين جنبش زماني قادر به پيشروي است و مي تواند موثر باشد كه
تريبون مردم بوده، مدافع حقوق كارگران، زحمتكشان، معلمان، زنان، جوانان و مدافع
حقوق ملل تحت ستم و ديگر اقشار جامعه باشد و بر خواسته هاي عمومي مردم تكيه كرده و
در راه تحقق جامعه اي سكولار و مبتني بر اراده توده ها و اتحاد داوطلبانه و
آگاهانه ملل تحت ستم گام بردارد.
در اينجا، وظيفه همه نيروها و افراد كمونيست و انقلابي و ترقيخواه اينست
كه از اين جنبش استقبال كنند و به حمايت از آن برخيزند. مهمتر آنكه براي تقويت
سياسي و تشكيلاتي آن، براي سمت و سو دادن صحيح به آن، براي خنثي كردن طرحها و
تدابير دشمنان مردم عليه آن، پيگيرانه و متحدانه مبارزه كنند. پس براي كمك به تحقق
اين هدف بيائيد تا دست بدست هم دهيم.
ما بعنوان نيروهاي انقلابي اپوزيسيون حمايت قاطعانه خود را از جنبش
دانشجويي ايران اعلام مي داريم و خواستار:
1_ آزادي بدون قيد و شرط تمامي دستگير شدگان حوادث اخير در سرتاسر كشور و
همچنين آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي
2_ آزادي انديشه و بيان
3_ آزادي بدون قيد و شرط تشكيل احزاب و سازمانهاي سياسي و تشكلات و تجمعات
مختلف اجتماعي
4_ آزادي بي قيد و شرط مطبوعات و نشر كتاب و لغو سانسور
5_ لغو حجاب اجباري و تمامي قوانين تبعيض آميز جنسي و مجازات هاي ويژه
زنان
6_ برسميت شناختن حق تعيين سرنوشت خلقهاي تحت ستم
7_ لغو بي قيد و شرط حكم قصاص و اعدام
8_ محاكمه و مجازات عاملان و آمران كشتارهاي زندانيان سياسي و قتلهاي
زنجيره اي
كميته برگزار كننده مراسم 16 آذر و يادمان صفر قهرمانيان
اين برنامه حمايت شده از طرف:
سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران (كومله)
هواداران حزب كمونيست ايران (م ل م)
جبهه دمكراتيك مردمي خلق عرب احواز
سازمان زنان هشت مارس (ايراني و افغانستاني) واحد تورنتو
كومله و حزب كمونيست ايران
سازمان كارگران انقلابي ايران (راه كارگر)
فعالين چريكهاي فدائي خلق ايران
منفردين چپ در تورنتو، كانادا
www.sarbedaran.org