پرده ها فرو مي افتد:
"جبهه دوم خرداد" و خيزش تيرماه
از حقيقت دوره دوم، شماره 30، مرداد
1378 – www.sarbedaran.org
حمله خاتمي به خيزش دانشجويان و
جوانان، خيلي ها را كه نسبت به خاتمي اميدهاي واهي داشتند، شگفت زده و خشمگين كرده
است. انتظار داشتند كه او جانب دانشجويان را بگيرد و قواي سركوبگر و انصار حزب
الله را محكوم كند. انتظار داشتند خاتمي با اتكاء به جنبش قدرتمندي كه براه
افتاده، ابتكار عمل را بدست بگيرد و به وعده هايش عمل كند. اما همه اين انتظارات،
باطل بود. خاتمي چكمه هايش را پوشيد، لبخندش را كنار گذاشت و اعلام كرد: اجازه
آشوبگري به هيچكس داده نخواهد شد و نيروهاي انتظامي جلوي آشوبگران را خواهند گرفت.
خامنه اي و رفسنجاني، فرماندهان سپاه و بسيج، وزارت اطلاعات، مدرسين حوزه علميه قم
و امام جمعه ها، همين حرف را عريانتر از خاتمي به زبان آوردند: "مي زنيم! مي
بنديم! مي كشيم!" اين نشان مي داد كه همه جناح هاي رژيم در برخورد به خيزش
دانشجويان به سياستي مشترك رسيده اند: ارعاب و سركوب.
تدبير رژيم براي كنترل اوضاع اينست كه: يكم، با تهديد و ارعاب دانشجويان را
به خانه براند و جلوي حمايت اقشار مختلف مردم از جنبش رزمنده دانشجوئي را بگيرد.
دوم، راه پيوند نيروها و عناصر آگاه و انقلابي با دانشجويان مبارز را سد كند ـ
تلاش براي شناسائي و سركوب فعالين خيزش اخير، و دستگيري مجدد صدها زنداني سياسي
سابق در شهرهاي مختلف ايران در راستاي اين هدف قرار دارد. سوم، به مردم وانمود كند
كه رژيم ضعيف و متزلزل نيست. هدف از صدور بيانيه هاي قلدرمنشانه عليه
"محاربين با خدا" همين است. در عين حال، رژيم مي خواهد به مزدوران و
پايه هاي خود قوت قلب ببخشد.
در اين ميان، جريانات موسوم به
"جبهه دوم خرداد" نقش خاصي در فرونشاندن و مهار جنبش دانشجوئي به عهده
گرفته اند. درست است كه رژيم براي سركوب خيزش دانشجوئي مجبور شد از كارت خاتمي
استفاده كرده و آن را "نيم سوز" كند، اما "دوم خردادي" ها
كماكان به ايفاي نقش عوامفريبانه خود ادامه مي دهند. آنها مي خواهند فضاي سياسي
دانشگاه ها را به يكي دو سال پيش باز گردانند و آبروي بر باد رفته رئيس جمهور و
متحدانش را ترميم كنند. براي اين كار، نشريات و نهادهاي ائتلاف خاتمي، جمعبندي
دروغ و وارونه اي از خيزش تير ماه ارائه مي دهند و افكار مسموم سازشكارانه را در
بين دانشجويان پراكنده مي كنند. مي خواهند كاري كنند كه دانشجويان از دادن شعارهاي
راديكال و تعرض به نيروها و نهادهاي ارتجاعي و سركوبگر پشيمان شوند. مي خواهند به
تظاهركنندگان بقبولانند كه آلت دست "مشتي آشوبگر" شده بودند. مي خواهند
دانشجويان و مردم باور كنند كه هركس عليه خامنه اي و سران رژيم شعار داد، هركس به
اوباش چاقوكش و قواي انتظامي هجوم برد و خودروهايشان را به آتش كشيد، از انصار حزب الله و خشونت طلبان بود و
براي تضعيف دولت خاتمي دست به اين كارها زد! "دفتر تحكيم وحدت"، روزنامه
هاي "صبح امروز"، "خرداد"، "نشاط" و هم قماشان
آنها، جملگي چنين مي گويند. در همين چارچوب، روزنامه نشاط با لحني تهديد آميز مي
نويسد: "هركس كه خاتمي را سازشكار بخواند، خائن است!" و "صبح
امروز" بر ضرورت مدارا در مقابل جانياني كه فرمان سركوب دانشجويان را صادر
كردند تاكيد مي گذارد و مي نويسد: "در اين جاده، همه حق حيات دارند!"
اما سازشي كه امروز ميان "جبهه دوم خرداد" با جناح رقيب صورت
گرفته، به معناي پايان يافتن تضادهاي دروني هيئت حاكمه نيست. جنگ و جدال مطبوعاتي
بين جناح ها در روزهاي پس از خيزش دانشجوئي نيز نشانه همين امر است. در عين حال،
از همان شروع مبارزات اخير بحثي از درون رژيم و از درون اپوزيسيون سازشكار مطرح
شده مبني بر اينكه همه اين "ماجرا" جزئي از يك طرح كودتا عليه
"جبهه دوم خرداد" و به منظور تضعيف و براندازي دولت خاتمي بوده است.
مسائلي مانند انتشار نامه "فرماندهان سپاه به رئيس جمهور" كه با لحني
تهديدآميز به خاتمي هشدار مي دهند، بعنوان گواه وجود طرح كودتا ارائه مي شود.
واقعيت اينست كه مرتجعين حتي مي توانند در مقاطعي بروي يكديگر شمشير بكشند، از
همديگر بكشند و دست به "كودتاي درون قصري" بزنند. در تاريخ از اين نمونه
ها بسيار است. در مورد جمهوري اسلامي نيز تضادهاي جناح هايش مي تواند حادتر از
اينها شود، حتي تا جائي كه به اين يا آن شكل عليه يكديگر كودتا كنند. چيزي كه در
مورد تضادهاي دروني جمهوري اسلامي نبايد پوشانده شود اينست كه يكي از مهمترين
دعواهاي جناح ها بر سر چگونگي مهار كردن توده ها و نجات كل نظامشان از فروپاشي
است. تضادهاي آنها هيچ ربطي به منافع توده هاي مردم ندارد. تنها طريقي كه مردم
بايد در پيش بگيرند افشاي كل هيئت حاكمه و مبارزه براي سرنگوني نظامي است كه
سرچشمه سركوب و كشتار و ستم و استثمار است.
تا آنجا كه به سياست كنوني "دوم خردادي" ها براي خنثي كردن
تاثيرات خيزش دانشجوئي بر مي گردد، آنها مي كوشند دانشجويان را به دايره رقابت و
كشمكش جناح هاي جمهوري اسلامي بكشانند. آنها از هم اكنون مردم و بويژه دانشجويان
را به شركت گسترده در انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي دعوت مي كنند تا با يك تير
دو نشان بزنند: اولا، ذهن نسل جوان را به دعواي "سگ زرد و شغال" مشغول
كنند، تا بار ديگر بهبود اوضاع را در تغييرات از بالا و حك و اصلاح همين رژيم
بجويند. ثانيا، با سوار شدن بر حركت دانشجويان موقعيت جناح خود را در برابر جناح
رقيب تقويت كنند. براي پياده كردن اين سياست، تشكل هاي وابسته به ائتلاف خاتمي
نظير "دفتر تحكيم وحدت" فعال تر شده و خود را به دروغ نماينده اكثريت
دانشجويان معرفي مي كنند. آنها از يك طرف دامنه خواسته ها و شعارهاي جنبش دانشجوئي
را هر چه محدودتر كرده، و از طرف ديگر به دانشجويان معترض وعده سر خرمن مي دهند كه
گويا مقامات دارند با حسن نيت به خواسته هايشان رسيدگي مي كنند.
كل سياستهاي مزورانه "جبهه دوم خرداد"، مكمل سياست سركوب و
ارعابي است كه جمهوري اسلامي براه انداخته است. در شرايط كنوني، اگر جلادان حاكم
دست روي دست بگذارند بر ضعف خود مهر تاييد نهاده اند؛ و اگر دست به كشتار گسترده
دانشجويان و جوانان بزنند، فقط آتش خشم و نفرت توده ها را شعله ور خواهند كرد. اين
تناقضي است كه امروز رژيم گرفتار آن است. زماني كه خاتمي در مصاحبه 22 تير ماه مي
گفت "جلوي آشوبگران را با قاطعيت مي گيريم، اما از روش هاي سركوبگرانه
استفاده نمي كنيم!" همين تناقض را بازگو مي كرد. به يك كلام رژيم درمانده تر
از آنست كه بتواند هر غلطي كه دلش خواست بكند. با سياست ارعاب و سركوب ارتجاع مي
توان و بايد با مقاومت و تعرض مقابله كرد.
www.sarbedaran.org