دفتر
تحكيم وحدت دفتر سركوب و تفرقه!
از حقيقت، ارگان
حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 11،
مرداد 1382- www.sarbedaran.org
پس از سالها سكون
در دانشگاهها از تير ماه 1378 شاهد اوجگيري مبارزات دانشجويي عليه سركوب و استبداد
سياسي هستيم. طي اين چند سال مرتبا نام انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دفتر تحكيم
وحدت را شنيده ايم، بويژه اينكه برخي از
رسانه ها سعي مي كنند آنها را بعنوان يگانه جريان موثر دانشجويي وانمود كنند. جريانات
و افراد دوم خردادي و بطور خاص دفتر تحكيم وحدت با شناسنامه هاي كوتاه مدت چند سال
اخيرشان در صحنه هستند و سعي كرده اند تاريخچه گذشته خود را كاملا از دسترس نسل
كنوني دانشجويان دور يا پنهان نگاه دارند. هدف از اين نوشته بررسي تفكر و عملكرد
اين تشكل است. انجمن اسلامي دانشجويان و اتحاديه آن بنام دفتر تحكيم وحدت جرياني
وابسته به دولت اسلامي بوده و اساسا
محملي براي تعليم و تربيت كادرهايي است كه
بعدا بتوانند نهادهاي دولتي را بچرخانند. تاريخا
نيز براي بسياري از اعضا آن، دفتر تحكيم
سكوي پرشي براي رسيدن به مقامات دولتي بوده است. حتي اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان
پيرو خط امام صرفنظر از هدف عوامفريبانه آن وسيله اي براي وارد شدن به قدرت بود. هدف
از نوشته حاضر اين است كه نشان دهيم خط و تفكر امروز اين جريان ريشه در تفكر و ايدئولوژي گذشته آنان دارد. آنان توسط
مرتجعين تازه به قدرت رسيده اسلامي پايه گذاري شدند، لذا براي فهم مواضع امروز اين
جريان بايد نگاهي به تاريخچه آنان بياندازيم.
****
در رژيم گذشته (پهلوي
ها) مبارزات دانشجويان نه فقط عليه رژيم شاه بود بلكه اين مبارزات نقش مهمي در شكل
گيري سازمان هاي انقلابي و چپ داشت. مهمتر اينكه نقش پيشرو جنبش دانشجويي در اين دوره مديون مرزبندي روشن
و واضح عليه قدرت سياسي ارتجاعي و امپرياليسم و بطور مشخص امپرياليسم آمريكا بود. نقش
كمونيستها در سرنگوني رژيم شاه موجب شد در
سال هاي متعاقب انقلاب هزاران هزار دانشجو و معلم و استاد به نيروهاي كمونيست و
انقلابي پيوسته و تشكلات گوناگون دانشگاهي مركز فعاليت هاي آنان شود. مرتجعين
اسلامي وحشت زده از پايه گيري نيروهاي انقلابي كه مرتبا سعي در ارتقا آگاهي مردم و
افشاي دزدان انقلاب داشتند، نقشه ريختند تا اين عرصه را هم در كنترل خود در آورند
و اين چنين بود كه هجوم سياسي خود را تحت
نام «انقلاب فرهنگي» توسط سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب جمهوري اسلامي عليه
دانشجويان مبارز و چپ در ارديبهشت 1359 سازمان دادند. در راس اين هجوم سياسي، شورايي متشكل از عبدالكريم سروش، جلال الدين
فارسي، شمس آل احمد و رباني املشي قرار داشت كه مسئوليت رهبري نابود كردن و برچيدن
نهادهاي دانشجويي و سركوب دانشجويان را بعهده گرفت. در جريان اين سركوب دانشجويان
بسياري دستگير، زنداني و اعدام شدند. بسياري از دانشجويان و استادان نيز براي هميشه از دانشگاه اخراج شدند. طي
روزهاي حمله به دفاتر دانشجويي توسط چماقداران حزب الهي به رهبري سروش و همدستانش
صدها دانشجو لت و پار شدند و بدين طريق بود كه ترور و اختناق و رعب و وحشت در
دانشگاهها حاكم شد و آقاي سروش پيروز از ماموريت «فرهنگي» خود كه همانا مستقر كردن
چماقداران در دانشگاه براي حمايت از«اسلام عزيز» بود به دستبوس رهبر مي رود تا
پاداش خود را بگيرد. سركوب خونين دانشجويان در سال 1359 بعنوان بزرگترين خدمت عبدالكريم سروش و
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در تثبيت ارتجاع اسلامي در دانشگاهها در تاريخ جنبش
دانشجويي باقي خواهد ماند.
پس از سركوب دانشگاهها، يورش به كليه دستاوردهاي
انقلاب مردم شروع شد. احزاب و سازمان هاي سياسي چپ و دمكراتيك و بسياري از نشريات
ممنوع اعلام شدند. در سال 1360 دستگيري و اعدام هوادارن و اعضاي احزاب و سازمان
هاي سياسي كه مخالف رژيم بودند روزانه شدت گرفت بطوري كه گاه اسامي اعدام شدگان كه
اكثرا جوان بودند صفحات بسياري از روزنامه هاي صبح را پر مي كرد، شبيه زماني كه
ليست قبول شدگان كنكور را درج مي كردند! حجاب اجباري و سركوب زناني كه تن به
قوانين ضد زن رژيم نمي دادند با شدت تمام آغاز شد. روشن بود كه سركوب دانشجويان جدا از سركوب كل
جامعه نبود. ماجراي «انقلاب فرهنگي» را از زبان دكتر ملكي بشنويم كه رياست شوراي
مديران دانشگاه تهران را از ابتداي پيروزي انقلاب تا تعطيلي دانشگاهها در ارديبهشت
59 بعهده داشت:
در انتخاباتي كه
براي شوراهاي هماهنگي شد، تمام كانديداها يا وابسته به مجاهدين خلق و يا وابسته به
فدايي ها يا چپ ها بودند. اينها واقعيت هاي تاريخي است كه نه براي حزب جمهوري
اسلامي و نه براي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه در اواخر فروردين 58 اعلام
موجوديت كرده بود، قابل تحمل نبود. و اين دو سازمان، به مرور تمام قدرت ها را به
دست گرفتند. قدرت سياسي در اختيار حزب جمهوري اسلامي و قدرت هاي امنيتي، اطلاعاتي
و سپاه و غيره... در اختيار سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي قرار گرفت كه اكنون اكثر
سران دو خردادي و اصلاحاتي از آن گروه ها هستند. اينها وقتي ديدند همه چيز به غير
از دانشگاه در اختيار آنهاست نقشه كشيدند و آن مسائل و توطئه ها پيش آمد كه آقاي
آيت كه دبير سياسي حزب جمهوري اسلامي بود گفته بود كه دانشگاهها بايد بسته شود.
... جالب آنكه گروه هاي باصطلاح «اصلاح
طلب» امروز در آن هنگام از راديكال ترين افراد بودند كه در بسته شدن دانشگاه ها به
بهانه ي اسلامي كردن فضا، نقش داشتند. بعنوان مثال دفتر تحكيم وحدت كه امروز از
داعيه داران آزادي در دانشگاه هاست، خود از عوامل انحلال موقت دانشگاه ها بود.
پس از سركوب خونين
دانشگاههاي كشور در سال 59 و پاكسازي هزاران هزار استاد و دانشجو، دانشگاهها به
مدت چند سال بسته ماند و در اين مدت سردمداران جمهوري اسلامي نقشه دانشگاههايي را
ريختند كه كاملا در خدمت نظام جمهوري اسلامي باشد. از آن تاريخ به بعد ورود به
دانشگاهها مستلزم گذشتن از هفت خوان آزمون ايدئولوژيك سياسي بود. براي كنترل آهنين
دانشگاهها دهها نهاد اسلامي را در آنجا كاشتند: انجمن هاي اسلامي دانشجويان، بسيج
دانشگاه، نهاد نماينده رهبري. بسياري از فعالان اين انجمن ها مقامات بالاي سپاه و
بسيج و ساير نهادهاي قدرت شدند خلاصه كنيم:
رشد و گسترش انجمن
هاي اسلامي دانشجويان محصول سركوب جنبش اصيل دانشجويي در سال هاي اول انقلاب بود. جو
ترور و خفقان در دانشگاهها بدون وجود انجمن هاي اسلامي ممكن نبود. اين انجمن ها بايد
يك نسل از دانشجويان متعهد به حكام رژيم اسلامي و نظام اسلامي را در دل خود مي
پروراند. بقول علي اكبر موسوي خوئيني ها دفتر تحكيم بعنوان بازوي اجرايي حاكميت
درون دانشگاه عمل مي كند. (خبرنامه اميركبير – 4 بهمن 81)
اساسنامه و مرامنامه دفتر تحكيم وحدت دانشجويان
نيز بروشني نقش اين تشكل را در دانشگاه هاي كشور نشان مي كند:
- اعتقاد به اسلام فقاهت بعنوان اسلام
راستين كه در حوزه هاي علميه جاري است
- اعتقاد به ولايت فقيه (با حدود و
شرايطي كه امام خميني مدظله العالي تعيين كرده اند)
- اعتقاد به همكاري حوزه و دانشگاه در
پي ريزي نظام آموزشي كشور و دانشگاه اسلامي و حضور فعال روحانيت در آن.
- اعتقاد به امكان شركت تمامي نيروهاي
دانشجويي پيرو ولايت فقيه در تشكيلات
- اعتقاد به ضرورت حضور فقها و اسلام
شناسان مورد تائيد ولي فقيه در تشكيلات اسلامي دانشجويي جهت نظارت بر اسلامي بودن
فعاليتهاي آن.
انجمن هاي اسلامي
سالها با همين مرامنامه حق نفس كشيدن از دانشجوياني را كه حاضر نبودند در برنامه
هاي آنان شركت كنند يا با ارزش هاي عقب مانده اسلامي در دانشگاهها همراهي كنند،
گرفته بودند. تا سالهاي 68 انجمن هاي اسلامي مبلغ جنگ بوده و بسياري را از درون
دانشگاهها روانه جبهه هاي جنگ كردند. تا اين دوره و قبل از مرگ خميني تشكلات مختلف
دانشجويي وابسته به حكومت در كنار هم به كنترل دانشگاهها مشغول بودند. اما با مرگ
خميني و شروع دوره بازسازي «سردار سازندگي» رفسنجاني اختلافات درون هيئت حاكمه اسلامي شدت گرفته و ما انعكاس اين اختلافات را در
تشكلات دانشجويي بويژه دفتر تحكيم مي بينيم. از سال 68 تا كنون دفتر تحكيم وحدت
بمثابه نهادي دولتي منعكس كننده تضادها و اختلافات درون هيئت حاكمه است. بويژه با
شكل گيري پديده دوم خرداد اين مبارزات حادتر شده و دفتر تحكيم وحدت بعنوان جرياني وابسته
به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حلقه نوانديشان ديني يك پاي دعواهاي درون رژيم
مي شود.
با اوج گيري
مبارزات مردم و دانشجويان، جبهه دوم خرداد و دفتر تحكيم براي كنترل اين مبارزات و محدود كردنش به
دعواهاي دروني هيئت حاكمه هر روز يك ترفند زدند: «آرامش فعال» و «بازدارندگي فعال»،
«سكوت فعال»!......وقتي دانشجويان مي خواهند تظاهرات كنند آن را به تحصن دعوت مي
كنند، وقتي مي خواهند از دانشگاه بيرون بيايند، آنان را دعوت به اعتصاب در دانشگاه
مي كنند، وقتي از جنايات و خشونت دارودسته هاي لباس شخصي و غير شخصي بستوه مي آيند
آنان را دعوت به سكوت و آرامش مي كنند و خشونت را محكوم مي كنند و اين بازي دفتر
تحكيم تا همين امروز ادامه دارد.
در اواخر سال گذشته
در دفتر تحكيم انشعابي صورت گرفت. يك بخش خود را دفتر تحكيم طيف شيراز مي داند كه
در واقع جريان متمايل به بسيج دانشجويي و جناح رهبر است و جريان ديگر كه خود را
اكثريت مي داند، دفتر تحكيم طيف علامه است. علت اين انشعاب بي اعتباري اين جريان
در ميان دانشجويان است. در نتيجه طيف علامه دفتر تحكيم براي اينكه بتواند بر
مبارزات اخير دانشجويان سوار شود، پرچم «آزادي خواهي» بلند كرده، داعيه خروج از جبهه دوم خرداد و ايجاد جبهه
وسيع دمكراسي خواهي و بازبيني مسئله دين و سياست را دارد.نگاهي به سياست هاي اخير
اين طيف كه خود را دفتر تحكيم واقعي مي خواند بيانگر وضعيت متناقض آنان بعنوان
جرياني است كه تاريخ مصرفش بسر آمده است. اين جريان در چند ماه اخير بيانيه هاي
متعددي صادر كرده است كه بشدت دو پهلو و متناقض بوده اند: گاه به زبان كسي كه مي
خواهد امكانات حكومتي خود را حفظ كند چون ممكن است چند صباحي هنوز اين رژيم باقي
بماند، گاه به زبان كسي كه مي خواهد براي غربي ها و مشخصا آمريكايي ها خوش رقصي
كند چون تصور مي كند آمريكايي ها تحولات آينده ايران را رقم مي زنند از هم اكنون
مي خواهد در صف آزمون حكومت سازي آمريكا
قرار گيرد، گاه مي خواهد سوار بر موج مبارزات
مردم شود در نتيجه تا شعار نفي رژيم اسلامي پيش مي رود و غيره.
نگاهي به اين
دودوزه بازي ها بياندازيم:
دفتر
تحكيم و موضوع استقلال
دفتر تحكيم وحدت
براي ايجاد جبهه دمكراسي دو محور اساسي جلو مي گذارد: استقلال و دمكراسي. در اين
راستا خطر حمله آمريكا را گوشزد مي كند و از هيئت حاكمه مي خواهد با تن دادن به
اصلاحات اين خطر را خنثي كند:
«بي شك اگر اين روند ادامه پيدا كند و
سياست هاي سركوبگرانه اقتدارطلبان نيروهاي داخلي را تضعيف نمايد نگاه مردم به آن
سوي مرزها مي چرخد و معناي اين چرخش را بي شك شما بهتر از ما مي دانيد.» (قطعنامه
پاياني نشست شوراي دفتر تحكيم وحدت، 19 اسفند 1381)
«به نظر ما در شرايط كنوني كيان اصلاح
طلبي مردم سالار از دو سو بشدت تهديد مي گردد: نخست جريان اقتدارگراي حاكميت .... و
ديگري بوش و محافظه كاران حاكم بر كاخ سفيد لگام گسيخته بدون پايبندي به هيچ قانون
بين المللي در انديشه تصاحب ايران عزيز مي باشند»
(قطعنامه پاياني نشست شوراي عمومي دفتر تحكيم
وحدت 20 خرداد82)
درست چند روز
قبل از بيانيه بالا در بيانيه تحليلي
انجمن هاي اسلامي دانشجويان 24 دانشگاه كشور كه دفتر تحكيم وحدت اتحاديه مركزي آن
مي باشد به كرات در وصف حمله نظامي آمريكا به عراق و افغانستان و كم هزينه بودن اين
نوع سرنگوني مي خوانيم:
«براي برچيدن بساط حكومت خودكامه و
ديكتاتوري سياه صدام و پايان دادن به خيالبافي ها و كشورگشايي هاي خودسرا نه وي
شايد هيچ راهي عملي تر، سريعتر، و كم هزينه تر از آنچه كه در جريان حمله به عراق
رخ داد نباشد..»
(بيانبه تحليلي انجمن هاي اسلامي دانشجويان 24
دانشگاه، خرداد 82)
واقعا كم هزينه
براي كي؟ چون در همه جا مردم هزينه هاي سنگيني پرداخته اند و اتفاقا اين دم و
دستگاه رژيم قبلي بوده كه آسيب نديده و براي حكومت هاي دست نشانده بعدي مورد
استفاده قرار گرفته است.
«حمله آمريكا به عراق و سرنگوني صدام
براي مردم عراق و هم براي كشورهاي منطقه همان شرايط مطلوب تر (نسبت به وضعيت قبل) است
و به عبارت دقيق تر يك فرصت است..» (همان بيانيه)
اين هم پرده اي از
استقلال طلبي به سبك اسلامي!
«فراموش نكنيم كه تمامي عزاداري ها،
تجمعات، راهپيمائي ها و اعتراضات نشان داده شده از سوي مردم عراق در اين روزها، در
طول حداقل 22 سال گذشته در سايه حكومت صدام ناشدني و غيرقابل امكان بود و اين همه
انجام آزادانه اعتراضات و راهپيمايي ها و برگزاري آزادانه بزرگترين تجمع و عزاداري
شيعيان عراق امروز در سايه حكومت جي گارنر صورت پذيرفته است.» (همان بيانيه)
آيا از اين عريانتر
ميشود تبليغ نجات ايران توسط آمريكايي ها را كرد! آقايان دفتر تحكيم شما چرا براي
مراسم شيعيان نگرانيد مگر شما سالها آزادانه دانشگاهها را به مراكز سينه زني و
زنجيرزني شيعيان در قدرت تبديل نكرده بوديد! مگر سالها هر هفته جمعه ها
دانشگاه را براي نماز جمعه امت در صحنه
قرق نكرديد! البته روشن است كه اين اشارات
دفتر تحكيم به جريان مكتبي دوم خردادي است كه نگران نباشيد آمريكا بيايد مراسم
روضه و نوحه پابرجاست!
«مردم عراق براي رهايي از يوغ حكومت
خونريز مستبد حزب بعث به دخالت خارجي تن دادند و مهمانان ناخوانده منادي آزادي را
بر ميزبانان چندين ساله فاشيست مسلك مدعي پاس داشت هويت عراقي ترجيح دادند.» (همان
بيانيه)
بوي كباب فقط سلطنت
طلبان را مست نكرده، سياستگزاران دفتر تحكيم آن چنان هيجان زده و پرشتاب مي خواهند
از رقيب هاي منتظر در كاخ سفيد جلو بزنند كه به گزافه گويي افتاده اند، حتي خود
آمريكايي ها در خواب نمي ديدند كه به آنان
لقب «منادي آزادي» دهند، تقريبا در همه جاي جهان منجمله در خود آمريكا به آنان
اشغالگران آمريكايي مي گويند. حقيقتا اينها دفتر تحكيم وحدت با جنايتكاران هستند! همانطور
كه در سال 58 بر پايه تحكيم وحدت با ارتجاع اسلامي پايه ريزي شدند!
دمكراسي
خواهي
«آزادي بيان، آزادي ابراز عقيده، آزادي
تشكيل تشكل ها، انجمن ها و سنديكاها، آزادي برگزاري تجمعات و ميتينگ ها، آزادي در
انتخاب دين و اجراي آئين ها، حق بهره مندي از رسانه ها، حقوق زنان، حق انتخاب پوشش
و ..... كه همگي منبعث از مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر است و دولت ايران آن را
امضا نموده كه متاسفانه نه تنها خود را ملزم به پايبندي و اجراي آن نمي كند و به
گونه اي آن را نقض مي نمايد.» (نامه دفتر تحكيم وحدت به كوفي عنان، تيرماه 1382)
دفتر تحكيم وحدت پس
از بيش از دو دهه جنايات جمهوري اسلامي تازه در تير ماه 1382 ياد «اين نقض ها» وقتل
عام هاي رژيم در دهه 60 مي افتد! پس از 25 سال آپارتايد جنسي ناگهان در مي يابد كه
در ايران زنان حق انتخاب پوشش ندارند. بنظر شك برانگيز نيست؟ بيش از 14 سال است كه خانواده هاي جانباختگان
زنداني قتل عام شده سال 67 زير مشت و لگد سپاه و پاسداران شهريور هر سال در
گورستان خاوران، سالگرد قتل عام هزاران هزار انقلابي كمونيست يا دمكرات را برگزار
مي كنند، چطور دانشجويان دفتر تحكيم تا كنون از آن بي خبر بوده اند؟ شايد بگوئيد
كه اين جريان براي همراهي با مردم چنين خواسته هايي را جلو نهاده است. اما مردم
بويژه زنان بيش از دو دهه است كه مقابل سركوب مذهبي ايستاده اند. آيا پس از دو دهه
مقابل مردم ايستادن امروز تصميم گرفته اند با مردم همراهي كنند؟ خير!واقعيت چيز
ديگري است.
واقعيت اين است كه
انجمن هاي اسلامي تشكلات آزاد و قانوني دانشجويي بودند، چرا اين جريان آزاد بود
تشكل داشته باشد؟ سئوال چندان سختي نيست اينان بازوهاي سياسي رژيم اسلامي در
دانشگاهها بودند. بسياري از حقوقي را كه از نقض آن سخن مي گويند سالها توسط خود
اين انجمن ها از دانشجوياني كه با آنان نبودند سلب مي شد. منتهي امروز كه مردم بي
مهابا كليت رژيم را زير ضرب گرفته اند ناگهان ياد منشور جهاني حقوق بشر افتاده اند.
حالا كه اكثريت مردم و دانشجويان يك صدا فرياد سرنگوني رژيم را سر داده و خواهان
محاكمه و مجازات نه فقط مسببين قتل هاي زنجيره اي بلكه قتل عام هاي دهه 60 هستند،
اينان ياد قتل عام هاي دهه 60 افتاده اند. بسياري از فعالين دوم خرداد و يا رهبران
دفتر تحكيم خود از مجريان سركوب در دهه 60 بوده اند. كنترل حجاب در دانشگاهها و يا
آپارتايد جنسي در دانشگاهها توسط همين انجمن اسلامي ها صورت گرفت. اما دم خروس
دمكراسي خواهي در بيانيه قبلي شان بيرون مي زند: «روند سركوب گرايانه فعلي قوه
قضاييه در مقابل اپوزيسيون دروني (تاكيد از ماست)روزنامه نگاران، دانشجويان و
روشنفكران متوقف گردد و تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي بدون قيد و شرط آزاد شوند.»
(قطعنامه پاياني نشست شوراي عمومي دفتر تحكيم، 20 خرداد 82)
اين هم درجه
دمكراسي خواهي دفتر تحكيم وحدت! دروغگويان كم حافظه! گويا يادشان رفته كه در
ماههاي اخير قرار است ژست دمكراتيك بخود بگيرند تا بتوانند «ائتلاف دمكراسي» را
درست كنند. از آقايان بايد خواست (اصولا زني در رهبري اين تشكيلات مردسالار قرار
ندارد) كه نظرشان را در مورد سركوب اپوزيسيون بيروني توسط قوه قضائيه نيز بدهند. سركوب
اپوزيسيون بيروني اشكالي ندارد، نقض دمكراسي و حقوق بشري كه اخيرا بيادشان افتاده،
نيست؟ اپوزيسيون دروني هم مشخص است يعني دفتر تحكيم وحدت و جبهه مشاركت و نهضت
آزادي يعني كساني كه هم چنان مي خواهند سيستم ستمگرانه موجود را حفظ كنند.
بد نيست به استقلال طلبي امروز اين جريان از حكومت هم نگاهي بياندازيم. اخيرا
دفتر تحكيم شعار استقلال جنبش دانشجويي از
حاكميت را علم كرده و در پي تشكيل جبهه جمهوري خواهي است. آنها صحبت از بازبيني
رابطه دين و دولت و جمهوري سكولار مي كنند. اما آنچنان پرشتاب مي خواهند بر
مبارزات سوار شوند كه يادشان مي رود هنوز آرم خميني بعنوان رهبر و ولي فقيه سر
تيتر اطلاعيه هايشان است. هنوز طبق مرامنامه شان نماينده ولي فقيه در دانشگاهها
هستند. ژست هاي سكولار مي گيرند ولي هنوز انجمن اسلامي دانشجويان هستند! تا جايي
كه دكتر محمد ملكي به آنان يادآوري مي كند:
«با توجه به بوجود آمدن تشكلي به نام «تحكيم
وحدت» و اساسنامه و مرامنامه اي كه از سوي حاكميت براي آن تنظيم گرديد و اعمال و
رفتارهاي اعضا و گردانندگان آن در دهه 60 تا سال 1376 و سابقه فعاليت اين گروه در
ذهن مردم، بهتر است نام اين تشكل به «جنبش دانشجويي ايران» يا هر نام مورد تاييد
دانشجويان تغيير يافته و اساسنامه و مرامنامه مناسب با مرحله فعلي فعاليت دانشجويي
براي آن تدوين گردد.»
آقاي دكتر ملكي
بايد بهتر از هر كس ديگر بداند كه رفتار اين جريان ريشه در رفتار اعضا و
گردانندگان آن در دهه 60 و تا سال 76 دارد. تمام نقل قول هاي بالا مربوط به سال 76
ببعد است، و با اسم عوض كردن ماهيت اين جريان عوض نخواهد شد!
دفتر
تحكيم و خشونت
دفتر تحكيم وحدت
سالهاست كه عدم خشونت و راه مسالمت جويانه را يگانه وسيله دست يابي به دمكراسي مي خواند. اما حيرت انگيز اينكه اين
جريان ناگهان اعلام مي كند كه:
«همواره چيزهاي بدتر از جنگ هم هست كه
شايد براي برچيده شدن بساط آنها چاره اي جز جنگ نباشد و اين مورد تائيد صلح طلب
ترين و ضد خشونت ترين آگاهان و انديشمندان نيز قرار گرفته كه گاه براي ممانعت از
اعمال خشونت هايي بزرگ چاره اي جز اعمال خشونت در بعدي اقلي تر نخواهد بود..»
«نقد حمله آمريكا به عراق از زاويه تنها
مذموم دانستن حمله و جنگ و هجوم به كشوري ديگر نه تنها نقدي دقيق و جدي نبوده كه
تنها اعتراضي سياسي و گاه غرض ورزانه خواهد بود چرا كه در آن صورت، جنگ هاي صدر
اسلام چون فتح مكه، حمله اعراب به ايران به منظور گسترش اسلام و ...... مورد نكوهش قرار خواهد گرفت. (همان بيانيه)
البته اين نكته
جالبي است كه انجمن هاي اسلامي تجاوزگري امريكا را با جنگ هاي صدر اسلام مقايسه مي
كنند و مي گويند از يك ماهيت است شايد اين تنها حرف درستي باشد كه تا كنون زده اند!
رهبران صدر اسلام هم براي كشورگشايي جنگ هاي تجاوزگرانه و خونيني را انجام دادند.
اما اشتباه نبايد
كرد كه اين جريان حالا طرفدار خشونت و قهر شده است. خير! قهر براي امپرياليسم
آمريكا مجاز است نه براي توده هاي مردم، قهر براي ظالمان مجاز و براي مظلومان
ممنوع. درست بعد از خيزشهاي شبانه اخير دستشان را رو مي كنند و در محكوم كردن
بكارگيري خشونت انقلابي از جانب مردم مي گويند :
«ما باز هم بدون حتي اندكي خشونت مبارزه
مي كنيم تا به جهانيان اثبات كنيم كه در مقابل خشونت نبايد خشونت به خرج داد و در
مقابل ظالم، ظلم كردن روا نيست! ما مي خواهيم نشان دهيم كه خشونت چه در لباس ظالم
و چه در شكل ستمگر و چه از سوي ستمكش
محكوم است!» (بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان اميركبير، 23 تير 82)
يادآوري كنيم كه اين انجمن در صدر 24 انجمن
اسلامي امضا كننده بيانيه قبلي بود)
زنان
و دفتر تحكيم
دفتر تحكيم بعنوان
يك جريان اسلامي كه جناح بندي هاي گوناگون
جمهوري اسلامي را از سر گذرانده،
يك جريان مردسالار و متكي بر ايدئولوژي ضد زن اسلامي است. در تفكر اينان فاطمه همسر علي زني است كه بايد
الگوي همه زنان جامعه باشد، چرا كه هرگز نامحرمي را نديد و نامحرمي نيز او را نديد!
نگاهي به درد دل يكي از فعالين دختر اين
تشكل بياندازيم:
«مريم چاربالش كه سه دوره به نمايندگي از
دانشگاه كاملا دخترانه الزهرا در شوراي عمومي دفتر تحكيم حضور داشته مي گويد: در
دانشگاههاي مختلط بسيار پيش مي آمد كه حق راي دانشگاه را به يك دختر مي دادند اما
زمان راي گيري كه مي شد او بايد به اشاره پسري در گوشه سالن راي مي داد يا نمي داد.
مريم چاربالش زماني
را بياد مي آورد كه پسران همكار او در فعاليت هاي سياسي، با دخترها سلام و عليك
نمي كردند.
دفتر تحكيم وحدت در
آخرين نشست خود قطعنامه اي صادر كرد كه در آن در كنار مسائل سياسي به برخي از
مسائل اجتماعي از جمله اقليت ها نيز پرداخته شده بود اما هيچ اشاره اي به مطالبات
زنان نشده بود. سعيد رضوي فقيه عضو شوراي مركزي اين تشكل مي گويد: در مورد اين
قطعنامه، شايد مجموعه بچه هاي تحكيم فكر مي كردند طرح اينگونه مسائل در اين شرايط
ممكن است ما را ضربه پذير كند. او مي گويد: اصولا مسئله زنان، آنگونه كه براي شما مهم
است، توسط بدنه دانشجويي شناخته نشده است.
اما در طرف ديگر
قضيه، دفتر تحكيم وحدت به نردبان ترقي خيلي ها در رسيدن به قدرت و مقام تبديل شده
است. رقابت بر سر بالا رفتن از پله هاي چنين نردبان پر منفعتي قطعا براي زنان
دشوارتر بوده است. مريم چاربالش مي گويد: كافي است آماري از خروجي هاي تحكيم
بگيرند و ببينند مردها به كجا رسيده اند و زنها در كجا قرار دارند.» (تجربه دختران
دانشجو در تشكل هاي سياسي – بي بي بهجت، 19 تير 1382 سايت پيك ايران) اين شمه اي
از عملكرد دفتر تحكيم براي تحكيم ايده هاي پوسيده ضد زن، و تفرقه بين زنان و مردان
است!
حرف
آخر دفتر تحكيم وحدت: تحكيم سلطه ستمگران!
دفتر تحكيم وحدت اخيرا نامه اي به كوفي
عنان نوشته و از او استمداد طلبيده است. در
حقيقت خطابيه به كوفي عنان خطابيه به آمريكايي ها ست البته در پوششي مقبول و
مشروعيت يافته. چرا كه براي بسياري از دانشجويان و مردم هنوز روشن نيست كه اين
روزها در ادبيات جريانات سياسي، سازمان ملل همان اسم رمز آمريكا و متحدينش است.
اين جريان همواره
پشت نظريه انتخاب بين بد و بدتر بوده است و مدام تلاش كرده اند به مردم بباورانند
كه تنها انتخابشان بين بد و بدتر است يك روز بين خاتمي و خامنه اي، امروز بين
جمهوري اسلامي و آمريكا:
«اصولا در سياست نمي توان صرفا بر اساس
روياها همواره انتخاب خوب از بد نمود. اصولا آنان كه نمي خواهند كاري صورت گيرد...
در تقابل و انتخاب بد از بدتر، خوب انتزاعي غالبا غير ممكن را به ميان مي آورند.» (بيا
نيه تحليلي انجمن هاي اسلامي دانشجويان 24 دانشگاه، خرداد 82)
به اين مي گويند
منطق وارونه. واقعيت اين است كه آنهايي كه اصولا نمي خواهند كاري كنند بين بد و
بدتر انتخاب مي كنند چون هم بد و هم بدتر موجود است فقط بايد انتخاب كرد! ولي
آنهايي كه مي خواهند كاري كنند رويا و آرزو دارند و براي آمال و آرزوي شان تلاش مي
كنند!
هم زمان كه از دفتر
سازمان ملل استمداد مي طلبند، سعي مي كنند به حاكمان جمهوري اسلامي يادآوري كنند
كه كماكان حاضرند در كنار آنان براي حفظ نظام اسلامي تلاش كنند:
«از شما مي خواهيم با شجاعت جلوي ادامه
اين مسير تاسف بار و خطرناك را بگيريد و با برداشتن گام هاي جدي به سمت آشتي ملي،
بنيادهاي جمهوري اسلامي و امنيت كشور و
وحدت ملي را تقويت كنيد و با تاكيد به قوه قضائيه مبني بر رسيدگي عادلانه مقدمات آزادي و استخلاص ايشان را هر چه سريعتر
فراهم سازيد.»
دفتر تحكيم هر خفتي را قبول مي كند تا مردم را
از صحنه خارج كند تا ابتكار عمل را از دست مردمي كه امروز به صحنه آمده اند بگيرد
و بدهد دست ديگران: فرقي نمي كند آمريكا باشد يا مرتجعين اسلامي!
نكاتي كه در بالا
بدانها پرداخته شد بروشني نشان مي دهد كه دفتر تحكيم وحدت در واقع دفتر تحكيم سلطه
طبقات ارتجاعي و ستمگر است. شيوه تفكر، ارزشها و معيارهاي اين جريان در زمينه
استقلال، دمكراسي، زنان كاملا منطبق بر تفكر طبقات حاكم است. اينان فرزندان خلف
جمهوري اسلامي هستند و ذره اي منافع مردم و يا دانشجويان را منعكس نمي كنند، آنچه
در چنته دارند عوامفريبي و بندبازي است
براي اينكه سلطه نظام ارتجاعي را دوام بخشند. جنبش دانشجويي اصيل، جنبشي كه
مي خواهد پرچمدار تحولات دمكراتيك باشد، جنبشي كه در پي تحكيم وحدت خود با زنان،
كارگران و ساير قشرهاي ستمديده براي سرنگوني ارتجاع اسلامي و ايجاد جامعه اي مبتني
بر آزادي و رهايي همه ستمديدگان است، بايد تمامي تفكرات، ارزشها و تشكلات دانشجويي
را كه نشان ارتجاع اسلامي بر پيشاني
دارند طرد و افشا كند!
منابع
و توضيحات:
1- سازمان مجاهدين
اسلامي در فروردين سال 1358 تاسيس شد. برخي اعضا علني اين سازمان: بهزاد نبوي، محسن
رضايي، تاج زاده، محسن آرمين،
محمد سلامتي، سيد هاشم آغاجري، عرب سرخي، مرتضي الويري، عبدالله ذوالقدر مي
باشند. سران اين سازمان از اوايل انقلاب بيشترين نيروي خود را مصروف فعاليت هاي
سركوبگرانه كردند و از جمله در شكل گيري نهادهايي مانند كميته انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران نقش قابل ملاحظه اي
داشتند. كنترل نهادهاي
نظامي و امنيتي
در دهه 60 در
دست اين سازمان بود وقتل عام سال 67
و كشتارهاي سال 60 تا 67 نيز توسط اين جريان انجام گرفته است. اين سازمان پس از
انحلال در سال 65 دوباره در سال 1371 با نام مجاهدين انقلاب اسلامي ايران مجوز
رسمي گرفت. اين سازمان فعاليت دوباره خود را در اتحاد با جريان عبدالكريم سروش
آغاز كرد كه به آنان حلقه 107 نفره كيان مي گفتند. اين سازمان نقش مهمي در پروژه
دوم خرداد داشت و از سران اصلي جبهه دوم خرداد بودند.
2- اخيرا
سروش نامه اي به خاتمي نوشته تحت عنوان رنجنامه كه در آن شكوه مي كند از اينكه
انصار حزب الله به دانشگاه حمله مي كنند:«اينك ما مانده ايم و زندان هايي آباد و
دانشگاههايي ويران، جامعه يي رنجور كه دمل سهمگين و سرطاني سازمان خودسران انصارحزب
الله بر حنجره و ريه آن پنجه افكنده» گرچه آقاي سروش روي بي اطلاعي نسل جديد و كم
حافظگي مردم حساب مي كند، اما الله كرم از روساي چماق بدست انصار حزب الله چندي
پيش به آقاي سروش گفت: «ما چماقدار نبوديم! آقاي سروش، شما چماق بدستمان داديد و
گفتيد بكوبيد بر كله ِ ضد انقلاب! آ ن روز سرباز امام زمان بوديم و پاسداران
انقلاب، چه شده كه امروز شده ايم اراذل و اوباش»
3- سخنراني دكتر محمد ملكي تحت عنوان «ريشه
ها و پي آمدهاي انقلاب فرهنگي» درج شده در مجله «انديشه جامعه» شماره 27، 26، 25
شهريور، مهر و آبان 1381
4- محسن ميردامادي از بنياگزاران دفتر
تحكيم و از سخنگويان دانشجويان پيرو خط امام بود كه در سال60 همراه عباس عبدي نقش فعالي در دستگيري
دانشجويان مبارز پلي تكنيك داشت، بعدها در مقام
استانداري خوزستان در دوره جنگ جنايات بيشماري مرتكب شد. به پشتوانه چنين
تجاربي وي امروز مسئول كميسيون امنيت ملي
مجلس است.
عبدي از
بنيانگزاران دفتر تحكيم و دانشجويان پيرو خط امام كه در سال 58 سفارت آمريكا را
اشغال كردند.
ميثم سعيدي از
اعضاي سابق دفتر تحكيم و عضو جبهه مشاركت
هاشم اغاجري از
بنيانگزاران دفتر تحكيم
5- حشمت الله طبرزدي در اوايل دهه 70 به
طرفداري از رفسنجاني و فلاحيان از دفتر تحكيم انشعاب كرد و سپس جريان «جبهه
دمكراتيك ايران» را تشكيل داد كه هم اكنون خود را مخالف هر دو جناح مي داند و در
تلاش براي همكاري و اتحاد با سلطنت طلبان در خارج مرتب بين واشنگتن و تهران در حال
جلسه و نامه نگاري است. نامبرده عليرغم شعارهاي تند و تيز ضد جمهوري اسلامي سالي
چند بار دستگير و آزاد مي شود!
6- سعيد حجاريان از طراحان اصلي پروژه
دوم خرداد، از دست اندركاران اطلاعات نخست وزيري و از موسسين وزارت اطلاعات است. تا
سال 1368 در پست معاونت وزارت اطلاعات مشغول بكار بود و سپس در معاونت سياسي مركز
تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري مشغول شد. به گفته برخي زندانيان آزاد شده، در دهه
60 وي شخصا در بازجويي زندانيان سياسي شركت مي كرد.
7- مهدي اميني زاده از رهبران دفتر
تحكيم وحدت در گفتگويي با خبرگزاري ايلنا در تاريخ 21 خرداد مي گويد: ممنوع كردن حركت هاي دانشجويي منجر به
اين مي شود كه دانشجويان با حركات خودجوش و بدون كنترل مطالبات خود را بدين شكل
بيان كنند.درحالي كه مي توان همين مطالبات را در قالب اعتراضات آرام و كنترل شده
بيان كرد. يا سعيد رضوي فقيه عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم در تاريخ 14 ژوئن در اوج
نبردهاي دانشجويي ماه گذشته در گفتگويي با ايسنا تحركات دانشجويي را مشكوك خواند و
ازسهل گيري برخي دستگاهها در برا بر اين تجمعات تعجب كرد. (سايت نقطه)
8-حمايت دكتر محمد ملكي از تشكيل جبهه
دموكراسي خواهي، سايت خبري اميركبير 7 فروردين 1382)
9-بيانيه تحليلي انجمن هاي اسلامي
دانشجويان 24 دانشگاه كشور پيرامون تحولات منطقه و عراق در خرداد ماه 82 تحت عنوان
بگذار تا اين وطن دوباره وطن شود، درج شده در سايت هاي اينترنتي
10- نامه نود و سه نفر از فعالان جنبش
دانشجويي و اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) به مقام رهبري در
خصوص تداوم بازداشت عباس عبدي – 31 تير 1382 ، سايت ايران امروز