دستاوردهاي جنگ خلق در نپال

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 33، خرداد 1379 – www.sarbedaran.org

 

چهار سال پيش جنگ خلق در نپال تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) آغاز شد. به اين مناسبت نشريه حقيقت (شماره 25 ــ مرداد 1375) نوشت: "در اواخر بهمن ماه (13 فوريه 1996) كارگران و دهقانان نپال... تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) آغاز جنگ درازمدت توده اي را ... اعلام كردند. آنها پي ريزي مسير و سرنوشت نويني را آغاز نمودند كه تنها راه رهائي از جهنم فقر و محروميت جگر خراش است... ما عميقا معتقديم كه فداكاري و تلاش كارگران و دهقانان نپال در راه رهائي از قيد هرگونه ستم و استثمار و ساختمان جامعه اي نوين، الهام بخش كمونيستها و زحمتكشان ديگر نقاط جهان بويژه آسيا خواهد بود."

   اكنون پس از چهار سال، مطبوعات غرب از نپال نه بعنوان كشوري با "مردماني آرام" و "مناظر زيباي توريستي" بلكه بعنوان كشوري كه در آن "جنگ چريكي بيرحمانه اي در جريان است" نام مي برند. هر زمان توده هاي محروم و جان به لب رسيده به توده هاي خشمگين و جان بر كف تبديل مي شوند؛ هر زمان توده هاي لگد مال شده به توده هاي آگاه و سازمان يافته كه رهبري و ارتش خود را دارند تبديل مي شوند، هر زمان توده ها از مرز شورش خودبخودي رد شده و به ميدان مبارزه مسلحانه نقشه مند عليه دولتهاي مرتجع خود پاي مي گذارند، روزنامه هاي ارتجاع و امپرياليسم به سياق هميشگي فرياد وامصيبتا سر مي دهند و آنان را "خونخوار و بيرحم" توصيف مي كنند. اما كارگران و دهقانان و روشنفكران مترقي جهان به گونه اي ديگر به اين جنگ خلق مي نگرند، از آن الهام مي گيرند، با اشتياق تحولات آنرا دنبال مي كنند و با تمام قوا از آن حمايت مي كنند. بطوريكه هم اكنون يك جنبش توده اي در هند تحت رهبري كمونيستهاي انقلابي آن كشور در حمايت از جنگ خلق در نپال به راه افتاده است؛ و در نقاط ديگر جهان نيز چنين كارزاري در حال شكل گيري است.

 

پيشرويهاي جنگ خلق

    همانگونه كه به هنگام آغاز جنگ خلق در نپال، نشريه حقيقت شماره 25 نوشت: "آغاز جنگ خلق در نپال مانند آغاز ديگر جنگهاي ستمديدگان، كوچك و محقرانه بود: عمليات چريكي در مقياس كوچك و بدون پشت جبهه، توسط توده هائي كه براي اولين بار دست به مبارزه نظامي مي زنند. جنگ عمدتا با سلاحهاي بومي، ديناميت و تعداد كمي سلاح مدرن آغاز شد. جوخه هاي رزمي كارگران و دهقانان و ميليشياي روستاها مصالح اوليه ساختن ارتش سرخ هستند. اين جوخه ها هنوز سازماني ابتدائي داشته و كم تجربه اند. اما اين دورنما و نقشه را دارند كه گام به گام جنگيدن را در جريان جنگ بياموزند، از سازماندهي عاليتر برخوردار شوند، سلاحهاي بومي و مواد منفجره و اندك سلاحهاي جديد را بخوبي بكار گيرند تا سلاح پيشرفته تر را از چنگ نيروهاي پليس و ارتش كه براي سركوبشان اعزام مي شوند، بربايند و به لحاظ تسليحاتي نيز خود را گام به گام مجهزتر كنند." در چهار سال گذشته همه اين مراحل بسرعت چشمگيري طي شد. امروز 2 ميليون نفر روستا نشين در مناطق آزاد شده زندگي مي كنند و دولت نوين خلق را در مقابل دولت ارتجاعي حاكم بر نپال بر پا كرده اند. اين مناطق پايگاهي، پشت جبهه براي گسترش جنگ خلق به تمام نقاط نپال هستند. توده هاي ساده روستائي به جنگجويان منضبط و آزموده اي تبديل شده اند. اكنون زنان دهقان فقير كه حتي از سوي مردان دهقان فقير هيچ انگاشته ميشدند، فرماندهي جوخه هاي نظامي ارتش خلق را بر عهده دارند و يا عضو "كميته هاي قدرت نوين خلق" هستند.

   اكنون نيروهاي انتظامي دولت ارتجاعي نپال بهيچوجه ياراي مقابله با ارتش خلق كه از كارگران و دهقانان تشكيل شده را ندارند. دولت نپال در آستانه بكارگيري ارتش نپال و مشاوران نظامي هندي و اسرائيلي در مقابله با جنگ خلق است. مطمئنا ورود ارتش ارتجاعي به صحنه جنگ مشكلات بسياري را پيش خواهد آورد. اما چريكهاي ارتش خلق تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست)، روش مبارزه با آنان را نيز خواهند آموخت و جنگ خلق را تا سرنگوني دولت ارتجاعي و كسب قدرت سياسي در سراسر كشور با گذر از فراز و نشيبها، تكامل خواهند داد.

 

مناطق پايگاهي و قدرت نوين خلق

    در تجربه ايران و كشورهاي خاورميانه ما جنگهاي چريكي زياد ديده ايم. مشخصا در كردستان ايران، سالها جنگ عليه جمهوري اسلامي جريان داشت. اما هيچكدام از اينها منجر به برقراري مناطق پايگاهي و استقرار دولت نوين خلق نشد. اصولا، احزابي كه اين جنگهاي چريكي را رهبري ميكردند در پي تحقق چنين هدفي نبودند. هدف آنها از دست زدن به جنگ چريكي محدود اين بود كه بر رژيم فشار بگذارند و امتيازاتي بدست آورند. اما جنگ خلق در نپال از همان ابتدا براي برقراري قدرت خلق مبارزه ميكرد. بهمين جهت، هنگامي كه در جريان پيشروي جنگ خلق در مناطق روستائي خلاء قدرت ايجاد شد، حزب كمونيست نپال (مائوئيست) به پشتوانه ارتش خلق، و با پاك كردن مناطق مهمي از وجود نيروهاي انتظامي و پليس، به ايجاد مناطق پايگاهي و برقراري "كميته هاي قدرت نوين خلق" اقدام كرد. بدين ترتيب نطفه دولت نوين بوجود آمد. در مناطق پايگاهي، توده ها به اعمال قدرت سياسي مي پردازند و با استفاده از قدرت سياسي تازه به كف آمده به سرنگون كردن مناسبات اقتصادي و اجتماعي كهن و ايجاد مناسبات اقتصادي و اجتماعي نوين دست مي زنند. حزب كمونيست نپال (مائوئيست) عميقا معتقد است كه ايجاد مناطق پايگاهي جوهر جنگ خلق است. و اگر جنگ انقلابي با اين هدف تكامل نيابد، نيروهاي چريكي به گروههاي چريك سرگردان و بدون هدف تبديل شده و پيوندشان با توده ها گسسته مي شود. در آن صورت، هدف را فراموش كرده و در نهايت يا مضمحل شده و يا فاسد مي شوند. مطمئنا هر منطقه پايگاهي دوباره مي تواند توسط قواي نظامي دولت تصرف شود. اما نيروهاي چريكي بايد در مناطق ديگري دوباره منطقه پايگاهي ايجاد كنند و براي احياء مناطق پايگاهي قبلي تلاش كنند. در حقيقت ديالكتيك جنگ خلق عبارتست از "احياء و ضد احياء" و "محاصره و سركوب  ضد محاصره و سركوب". يعني از يكطرف دشمن سعي مي كند قدرت سابق خود را از طريق محاصره و سركوب جنگ خلق احياء كند و از طرف ديگر، جنگ خلق با هدف درهم شكستن محاصره و سركوب و تحكيم قدرت نوين خلق به پيش مي رود.

   با شروع و گسترش جنگ خلق در نپال، پليس و قواي مسلح فئودالها و مرتجعين بسرعت شكست خورده و بسياري از مناطق روستائي غرب كشور را رها كردند. البته هنوز تمام مناطق از وجود نيروهاي نظامي و سياسي دشمن پاك نشده بود، اما بهر حال خلاء قدرت دولتي بوجود آمده بود. وظيفه مقابل پاي كمونيستها اين بود كه اين خلاء قدرت را با استقرار قدرت نوين خلق پر كنند. بنابراين در ابتدا كميته هاي قدرت نوين بشكل مخفي شكل گرفت. اين كميته ها در اساس توسط حزب و با اتكاء به اعضا حزب و تشكلات توده اي دهقانان و زنان و روشنفكران بوجود آمد. كميته ها وظايف خود را از مخفيگاه پيش مي بردند. البته توده هاي مردم از وجود آنها مطلع بودند. با رشد جهش وار جنگ خلق، امكان و ضرورت ايجاد مناطق پايگاهي آزاد شده در چشم انداز ظاهر شد. اوضاع نويني بوجود آمد. اوضاع و شرايط جديد، علني شدن "قدرت نوين" را امكان پذير و ضروري كرد. حتي ارتش خلق نيز در برخي مناطق به فعاليت و سازماندهي علني پرداخت. پايه توده اي حزب و جنگ خلق گسترش يافت. آن بخش از توده هائي كه قبلا از جنگ خلق حمايت نميكردند، به پشتيباني آن آمدند. در اين مرحله حزب تصميم گرفت قدرت نوين خلق را بطور علني مستقر كند. در مناطق پايگاهي، انتخابات علني برگزار شد تا توده ها مستقيما به شكل دادن ارگانهاي دولت نوين اقدام كنند. براي اينكه قدرت نوين همه اقشار جامعه را نمايندگي كند، كانديداهائي از حزب كمونيست نپال (مائوئيست)، از دهقانان، زنان، روشنفكران چپ، و اقليت هاي ملي در انتخابات شركت كرده و ارگانهاي قدرت نوين را تشكيل دادند. كليه توده ها با هر گرايش سياسي حق راي داشتند. فقط دشمنان طبقاتي (ملاكين، بوروكراتها و غيره) از اين حق محروم بودند. انتخابات در مناطق آزاد شده همزمان بود با مضحكه انتخاباتي كه دولت براي مجلس خود براه انداخته بود. در بسياري مناطق كسي حاضر نشد كانديد انتخابات مجلس شود و در مناطقي حتي يك نفر هم پاي صندوق راي نرفت. اين شكست مفتضحانه اي براي دولت و پيروزي بزرگي براي جنگ خلق و قدرت نوين خلق بود. نشريات مترقي و مستقل و حتي برخي از روزنامه هاي دولتي به مقايسه اين دو انتخابات پرداختند و گفتند كه انتخاباتي كه دولت برگزار كرد در واقع يك بازي نمايشي بود. در عوض انتخابات مائوئيستها، بيان دموكراسي واقعي، دموكراسي نوين بود. 

   وظيفه مركزي دولت نوين، كمك به پيشروي جنگ خلق است. اما پياده كردن برنامه حزب كمونيست نپال (مائوئيست) نيز جزء وظايف آن محسوب مي شود. اجزاء مهم برنامه حزب كه از هم اكنون عملي ميشود عبارتند از ريشه كن كردن فئوداليسم و كوتاه كردن دست ملاكين و رباخواران و بانكها از جان و مال دهقانان، برقراري برابري ميان زن و مرد و واژگون كردن تمام آداب فئودالي ضد زن و قيود ديگري كه بر دست و پاي زنان است، تضمين حقوق ملل و اقوام مختلف. 

   در مناطق پايگاهي، كميته هاي محلي قدرت نوين داراي بخشهاي مختلف هستند كه خدمات مورد نياز جامعه را پيش مي برند: بخش بهداشت، بخش آموزش و پرورش، بخش توسعه اقتصادي، بخش امنيت و بخش مالي و غيره. بخش مالي داراي بانكي است كه توده ها پول خود را به آن مي سپارند. از آنجائي كه اين مناطق پايگاهي هنوز با ثبات نيستند اين بانكها، سيار هستند. بخش مالي اين كميته ها متكي بر جمع آوري ماليات است. در اين مناطق توده هاي مردم ماليات خود را به دولت نوين مي پردازند. شركتهائي كه طرف قرارداد دولت هستند و از سوي قدرت نوين خلق اجازه ادامه فعاليت دارند، مجبورند مالياتهاي سنگين به دولت نوين بپردازند. 

 

جبهه متحد انقلابي تحت رهبري حزب كمونيست

    ايجاد يك جبهه متحد از همه نيروهاي انقلابي و مترقي يك ضرورت حياتي براي مغلوب كردن دولت ارتجاعي و پيروزي انقلاب است. حزب كمونيست و جبهه متحد و ارتش خلق، سه ابزار حياتي، سه سلاح معجزه آسا در انقلاب دموكراتيك نوين محسوب مي شوند. يعني بدون اينها انقلاب پرولتري به ثمر نمي رسد. ستون فقرات و يا اساس جبهه متحد را اتحاد كارگران و دهقانان تشكيل مي دهد. در واقع طبقه كارگر و حزب كمونيست، با پيشبرد سياست جنگ خلق در مناطق روستائي و سياست "زمين از آن كسي است كه روي آن كار مي كند" وحدت كارگران ودهقانان را بوجود مي آورند. اما شكل جبهه متحد به خصوصيات هر كشور هم مربوط است. مثلا در نپال علاوه بر اينكه كارگران و دهقانان، تحت ستم و استثمار هستند، اقليت هاي ملي و قبايل مناطق كوهستاني نيز از اجحافات مضاعف رنج مي برند. حزب كمونيست نپال (مائوئيست) خواسته هاي عادلانه اين ملل و قبايل را به رسميت شناخته و آنان را به وحدت در اين جبهه متحد فرا خوانده است. اغلب آنان نيز اين دعوت را پذيرفته و براي سرنگون كردن دولت نپال به اين جبهه پيوسته اند. برخي از اين ملل و قبايل كه عليه رژيم مبارزه مسلحانه مي كنند، اكنون اين مبارزه را در چارچوب نقشه هاي ارتش نوين خلق و جبهه متحد خلق كه تحت رهبري حزب كمونيست است، پيش مي برند. 

 

فعاليت در شهرها

    كار حزب در شهرها عمدتا بسيج و سازماندهي سياسي است. اما برخي عمليات چريكي كوچك نيز انجام مي گيرد. مثلا، مامورين نظامي و مسببين قتل و شكنجه و مامورين عاليرتبه دولتي به سزاي اعمال خود مي رسند. حزب كمونيست، سازمانها و گروههاي مترقي را در مبارزه سياسي عليه دولت بسيج مي كند. پليس در روستاها، براي مقابله با رزمندگان ارتش نوين خلق، به كشتار دسته جمعي اهالي، تجاوز و آتش زدن خانه ها دست مي زند. حزب كمونيست، سازمانهاي حقوق بشر را تشويق مي كند كه اين سياستهاي كثيف دولت را افشاء كنند و به مبارزه عليه آن بلند شوند. حزب كمونيست در اعتراض به اين اقدامات تبهكارانه دولت، در شهرها جنبش هاي توده اي براه مي اندازد. اعتصاب سراسري اخير كه به تعطيل چند روزه تمام فعاليتهاي شهرهاي بزرگ انجاميد در اين زمره اند. فعاليتهاي مطبوعاتي حزب كمونيست نيز گسترده است. علاوه بر روزنامه هاي محلي كه تحت تاثير جنگ خلق به نشر نظريات حزب و اخبار اين جنگ مي پردازند، روزنامه نگاران مترقي در روزنامه هاي كثير الانتشار نيز بي محابا به اين كار اقدام مي كنند.

   در اينجا نمونه اي از نفوذ و قدرت جنگ خلق در نپال را با رجوع به گزارش مطبوعات ذكر مي كنيم. در فروردين ماه امسال (1379) جنگ خلق در نپال به قدرت نمائي پرداخت. هفته نامه انگليسي گاردين در اين مورد چنين نوشت: "هفته گذشته مائوئيستها با دادن فراخوان اعتصاب، كشور را به حالت تعطيل درآوردند. خيابانهاي كاتماندو (پايتخت نپال) خلوت و مغازه ها بسته بودند". بقيه خبرگزاريها خبر از دهها عمليات توسط صدها چريك دادند كه منجر به كشته شدن تعداد زيادي پليس و مصادره سلاحهاي آنان توسط انقلابيون شده است. در منطقه رولپا كه منطقه اصلي تحت نفوذ حزب كمونيست نپال (مائوئيست) است، چريكها طي عملياتي تلاش كردند فرودگاه شهر را به اشغال خود درآورند. گاردين در گزارش خود در مورد "چريكهاي مائوئيست نپال" مي نويسد: "اين گروه بخشي از جنبش انقلابي انترناسيوناليستي است كه مقرش در لندن مي باشد؛ گروه راه درخشان (حزب كمونيست پرو) و مائوئيستهاي هند نيز بخشي از آن هستند. چريكها سلاحهاي خود را از دست پليس مي ربايند و يا اينكه خودشان آنها را مي سازند."

 

www.sarbedaran.org