نگاهي به توسعه جنگ خلق در نپال

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 29، اسفند 1377 – www.sarbedaran.org

 

بسيج توده ها

تاكنون جنگ خلق نپال تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) كه از اعضاي شركت كننده در "جنبش انقلابي انترناسيوناليستي است، سه كارزار را پشت سر نهاده است. كارزار اول به يك موفقيت عظيم انجاميد. شيوه هاي مختلفي براي بسيج توده ها بكار گرفته شد و شيوه هاي جديدي در جريان مبارزه شكل گرفت. بسيج توسط برگزاري كنفرانسهاي توده اي انجام گرفت. در يك كنفرانس دهقاني 20000 نفر، در يك كنفرانس زنان 8000 ـ 7000 نفر، در يك كنفرانس دانش آموزي و دانشجويي  12000 ـ 10000 نفر، و در كنفرانس اقليتهاي ملي 10000 نفر شركت كردند. در مراكز استان نيز تظاهرات و راهپيمايي براي بسيج مردم برگزار شد. كارزار اول، تسخير مناطق سفيد ناميده شد. دسته هاي مسلح و دفاعي و فرهنگي به روستاهائي وارد شدند كه حزب در آنجا تشكيلات يا نفوذ قبلي نداشت و منطقه سفيد به حساب مي آمد. چريكها راه ها را مي بستند و خانه نمايندگان حكومت در محل را محاصره مي كردند. مرتجعيني كه اسير مي شدند را به گرد هم آئي اهالي روستا مي بردند تا به اعمال جنايتكارانه شان در برابر جمع اعتراف كنند. سپس دادگاه خلق مجازات آنها را معلوم مي كرد. آنگاه برنامه فرهنگي آغاز مي شد و با كيفيت بالائي كه داشت، مردم را تحت تاثير قرار مي داد. مائوئيستهاي انقلابي سخنراني مي كردند تا مردم را به خط حزب آگاه كنند. مردم روستا دعوت مي شدند كه به نهادهاي توده اي تحت رهبري حزب نظير سازمان زنان بپيوندند. مردم دعوت مي شدند كه براي پيشبرد جنگ خلق، كمك مالي كنند؛ كمك ها جمع آوري مي شد. قبل از شروع عمليات، چريكها افراد پليس را فريب داده و از پاسگاه دور مي كردند؛ سپس آنها را به اسارت در مي آوردند. در مواردي نيز آنها را براي تماشاي برنامه فرهنگي ـ هنري به ميتينگ مي بردند. آنها شگفت زده برنامه ها را دنبال مي كردند و مي گفتند كه در عمرشان چنين چيزي را نديده اند. اين نوع عمليات، شيوه جديدي بود كه حزب براي تسخير مناطق سفيد و توسعه نهادهاي توده اي بكار گرفت. در آن كارزار، حزب موفق شد ميليونها توده را به اشكال مختلف بسيج كند و اين بيش از حد انتظار بود. مبارزه مسلحانه نيز جريان داشت؛ اما تمركز كار بر بسيج توده قرار گرفت.

 

عمليات چريكي

سپس دومين كارزار آغاز شد كه شكل عمده مبارزه در آن، عمليات مسلحانه بود. در درجه اول، تاكيد بر اجراي شبيخون بود؛ مين گذاري و حملات كماندويي هم مورد استفاده قرار گرفت. هدف از اين عمليات چريكي، بدست آوردن اسلحه و تسخير پاسگاه هاي پليس است. دومين شكل مبارزه، كشتن افراد منفور از ميان دشمنان طبقاتي و جاسوسان دولت است. اين نوع عمليات محدود است و افراد دشمن به دقت انتخاب مي شوند. شكل سوم، خرابكاري در ادارات دولتي، دفاتر سازمانهاي غير حكومتي (ان جي او)، و خانه و مايملك برخي دشمنان محلي و طبقاتي است. شكل چهارم، تبليغ مسلحانه است. در آغاز كارزار، چند شبيخون در منطقه "روكوم" در منطقه غرب انجام شد كه طي آن، چهار پليس كشته شدند و دو قبضه اسلحه به دست آمد. در "رولپا"، "سالان"، "جاجاركوت" و "گورخا" نيز شبيخون هائي صورت گرفت كه به كشته شدن چند پليس انجاميد. موفق ترين حمله در جريان كارزار دوم، در "كاليكاتا" از مناطق مركزي كشور انجام گرفت. طي اين حمله، نايب بازرس پليس و دو نفر ديگر از آنها كشته شدند، و پنج قبضه تفنگ، سلاح كمري، مواد منفجره و چاشني بدست آمد. در منطقه "جاهپا" در شرق نيز به پاسگاه هاي درون جنگل حمله شد. اين نوع حملات، مستقيما عليه قواي حكومتي بود. يك بانك دولتي نيز به تصرف چريكها درآمد؛ بعلاوه صدها بار دشمنان محلي مورد هجوم قرار گرفتند و سلاح هايشان مصادره شد.

 

جنگ خلق و دهقانان

نيروهاي جنگ خلق، صدها بانك كشاورزي كه وابسته به بانك جهاني را در مناطق مختلف تسخير كردند. اسناد وامهائي كه عمدتا به دهقانان فقير و متوسط الحال داده شده بود به دست چريكها افتاد. اسناد مربوط به 5ر7 ميليون روپيه وام سوزانده شد. بعلاوه اسناد مالكيت زمين دهقانان كه بعنوان قباله وام در بانك نگهداري مي شد به صاحبانش باز گردانده. تحت رهبري چريكهاي مائوئيست، صدها دهقان به مصادره زمينهاي متعلق به دولت و فئودالهاي محلي پرداختند. در منطقه غرب و بخشا در شرق و مركز نپال، زمينهاي كشاورزي كه تحت اداره فئودالها يا بوروكراتهاي دولتي بود، بين دهقانان بي زمين تقسيم شد. مصادره غله نيز صورت گرفت. هزاران نفر براي مصادره خرمن فئودالهاي بزرگ بسيج شدند. در منطقه "گورخا"، فئودال نيمي از محصول را براي خود بر ميداشت و نيم ديگر را به دهقان مي داد. در جريان مصادره و تقسيم محصول، نيمي به رعايا رسيد و بقيه در اختيار تهيدستان روستا قرار گرفت. اين كار تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) انجام گرفت كه به دنبال بحث و مشورت با رهبر گروه هاي چريكي و رهبران سازمانهاي توده اي، در مورد نحوه تقسيم تصميم گيري كرده بود.

جنگ خلق در همين مدت كوتاه چنان قدرتي از خود نشان داده، و جنبش تقسيم زمين و محصول چنان گسترده است كه در بين اعضاي طبقات حاكمه نپال، هراس و شكاف انداخته است. براي نمونه، در منطقه "ترائي" در غرب كشور، خانه و املاك يك نماينده مجلس كه عضو حزب كنگره است مورد حمله چريكها قرار گرفت و صدها گوني غله اي كه در انبار داشت بين دهقانان فقير تقسيم شد. اين واقعه، جنجال بزرگي در مجلس براه انداخت. ساير نمايندگان به وي اعتراض كردند كه "تو حتي نمي تواني اموال خودت را حفظ كني. پس چطور ميخواهي از اموال ديگران حفاظت كني؟" خبرنگاران نيز او را تحت فشار قرار دادند كه "چرا حتي جرات نكرده اين واقعه را به پليس گزارش كند و پرونده اي تشكيل بدهد؟" و او كه حساب فردايش را مي كرد، هراس خود را چنين توجيه كرد: "آنها غله مرا گرفتند و بين مردم تقسيم كردند؛ من هم نماينده مردم هستم. بنابراين مائوئيستها كار غلطي انجام نداده اند. فقط خواهش مي كنم اسناد و دفترچه هاي حساب بانكيم را به من باز گردانند!"

 

سومين سال جنگ خلق

پيشرفت جنگ خلق، چشمگير است. با يك مثال روشن مي توان اين پيشرفت را نشان داد. حزب بمناسبت نخستين سالگرد آغاز جنگ خلق، نقشه اي يك روزه ريخت كه طي آن، كارزار را به اوج خود رساند. اما در جشن دومين سالگرد، توانست به مدت دو هفته فعاليت ويژه داشته باشد. صدها هزار اعلاميه و پوستر پخش شد؛ راهپيمايي هاي متعدد با مشعل هاي فروزان انجام گرفت؛ همه جا شعارنويسي شد؛ تظاهرات مسلحانه برگزار شد؛ و آتشبازي براه افتاد. شكل ديگري از مبارزه در آن دوره، صدها بمب گذاري در منزل و محل كار مقامات منفور حكومتي بود. براي مثال، اداره ماليات بر زمين، و "شوراي روستا" كه نهاد اصلي دولتي است، منفجر شد. همچنين خانه و اداره ي دشمنان منفور محلي. روزنامه هاي رسمي نوشتند: "مائوئيستها، از غرب تا شرق كشور را پوشانده اند". عمليات دومين سالگرد جنگ خلق، به تمام معنا جشنواره خلق بود. شب 13 فوريه كه تاريخ آغاز جنگ خلق است، ميليونها چراغ بر بام خانه ها روشن شد. حتي در شب سال نو نيز تا بحال چنين چيزي مشاهده نشده بود.

 

نقشه سوم و اعتصاب سراسري

جنگ خلق، طي نقشه سوم تلاش كرد تمام مناطق كوهستاني و كليه بخشها را تحت پوشش جنگ چريكي قرار دهد. هدف اين بود كه اگر دشمن كارزار محاصره و سركوب را براه انداخت، نيروهاي چريكي بتوانند عقب نشيني كنند و در كل منطقه مانور دهند. در همين دوره، يك مبارزه توده اي مهم بمناسبت سالگرد اعتصاب سراسري ششم آوريل سازمان داده شد. اين اعتصاب در سال 1980 به پيروزي بزرگي دست يافت. از آن تاريخ به بعد، جريانات مترقي هر سال اين روز را بزرگ مي دارند. امسال نيز "جبهه متحد خلق" كه تحت رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) قرار دارد، فراخوان اعتصاب سراسري كه به زبان نپالي "بنده" خوانده مي شود را صادر كرد. پيش درآمد اين اعتصاب، يك ماه تظاهرات و آكسيونهاي گوناگون بود كه روز 6 آوريل به اوج خود مي رسيد. در آن يكماه، پوسترهاي حزب به  ديوار اداراتي كه مشهور به رشوه خواري و فساد هستند چسبانده شد، و اداره چي ها از ترس رفتار خود را عوض كردند و از رشوه گرفتن دست برداشتند. مرتجعين، خود به پيروزي اين اعتصاب تاريخي اعتراف كردند. "بي بي سي"، آن را يك موفقيت كامل و بيسابقه براي اپوزيسيون خواند. روزنامه هاي هند نوشتند كه در روز شش آوريل، حتي موشها هم از جاي خود جم نمي خوردند. حمايت توده اي از جنگ خلق بر همگان آشكار شد. اينك حتي مرتجعين و رويزيونيستها و اپورتونيستها جرات نمي كنند نفوذ مائوئيستها در ميان مردم را نفي كنند. ميليونها نفر از جنگ خلق حمايت ميكنند. حزب و جنگ خلق بمثابه يك آلترناتيو تثبيت شده است. توده ها واقعا معتقدند كه حقيقت و عدالت نزد مائوئيستهاست. كار بجائي رسيده كه وقتي در جريان رقابتهاي بين مقامات، دادگاه به ضرر يك رئيس پليس راي داد، او خطاب به خبرنگاران گفت: "بايد رفت پيش مائوئيستها. چون آنها عدالت را رعايت مي كنند!"

 

قدرت سياسي نوين و نقشه هاي ضدانقلابي دشمن

در سطح محلي، قدرت سياسي محلي در حال تشكيل است. اين قدرت بر پايه جبهه متحدي استوار است كه حزب، ارتش، و نهادهاي توده اي تحت رهبري حزب را در بر مي گيرد. همزمان، جبهه متحد در سطح سراسري نيز پايه ريزي مي شود. ستون فقرات جبهه متحد را اتحاد كارگر ـ دهقان تشكيل مي دهد؛ حزب بر مبناي شرايط مشخص با مليتهاي تحت ستم نيز وارد جبهه متحد مي شود. نمايندگان اين ملل وارد جبهه شده اند و علناً از جنگ خلق و رهبري حزب دفاع ميكنند؛ آنها مردم را فرا مي خوانند كه به جنگ خلق بپيوندند.

حكومت اين را فهميده كه نمي تواند صرفاً در عرصه ي نظامي با جنگ خلق مقابله كند، بلكه بايد وانمود كند خواهان يك راه حل صلح آميز است. زماني آنها فراخوان مذاكرات دادند؛ معنايش اين بود كه دارند براي كارزار هاي بزرگ سركوب آماده مي شوند. حكومت، مستشاران اسرائيلي، هندي، و سري لانكائي را بكار گرفته تا نيروي كماندويي اش را تربيت كنند. تعدادي از افسران ارتش نيز در حال آموزش ويژه هستند. دولت نپال براي چاره جوئي با مقامات هندي و آمريكايي و پروئي در حال مذاكره است؛ تا ببينند چگونه ميتوان جنگ خلق مائوئيستي را سركوب كرد. طبق گزارشات روزنامه ها، هندي ها طرفدار مداخله و سركوب مستقيم هستند؛ اما آمريكايي ها مي گويند اول بايد يكرشته سياست هاي توسعه را براي گيج كردن مردم به اجراء گذاشت و تلاش كرد كه ارتباط ميان توده ها و مائوئيستها قطع شود؛ و سپس سركوب را به پيش برد. سفارت آمريكا در نپال، بيانيه اي رسمي منتشر كرده كه در آن گفته شده، اگر فعاليتهاي مائوئيستي ادامه پيدا كند، ادارات بين المللي مشكل بتوانند به كار خود در اين كشور ادامه دهند. بعد از صدور اين بيانيه بود كه كارزار سركوب آغاز شد. اين يك كارزار محاصره و سركوب نقشه مند است.

 

طرح هاي محاصره و سركوب رژيم

كارزاري كه ارتش از ماه ژوئن 1998 عليه جنگ خلق آغاز كرده، بزرگترين عمليات نظامي تاريخ نپال است. نام آن را عمليات "كيلوسرا 2" نهاده اند. اين عمليات پاسخي است به اخراج مقامات دولتي از بخشهاي مهمي از كشور و ايجاد اشكال جديد قدرت سياسي توسط توده هاي دهقان و تحت رهبري حزب مائوئيستي. اين يك عمليات لجام گسيخته سركوب و جنگ رواني است. دهقاناني كه در حال فرار بودند را سربازان از پشت با تير زده اند. معلمان مبارز را شبانه ربوده و سپس جسدشان را در رودخانه انداخته اند. نه فقط هواداران حزب كه مردم عادي و حتي اعضاي احزاب ديگر را به قتل رسانده اند. ارتش، بي حساب كشتار مي كند. 13 نفر از اعضاي "حزب كمونيست متحده" (يك حزب حكومتي) كه از حزب خود بريده و به جنگ خلق پيوسته بودند را كشتند؛ حتي برخي از هواداران حزب كنگره (يك حزب حكومتي) را هم كشتند؛ برخي باربران ساده را هم كشتند. اينجا و آنجا گورهاي دستجمعي را بر پا كرده اند. برخي زنان را با هليكوپتر ربوده اند كه از سرنوشتشان خبري نيست. سربازان به زنان روستائي تجاوز كرده اند. آمار تلفات نشانگر دامنه اين سركوب بيرحمانه است. طي دو ساله اول جنگ خلق، 100 نفر كشته شدند. اما طي فقط 15 روز اول عمليات جديد، تعداد تلفات به 100 نفر رسيده بود. يك ماه بعد 300 نفر از چريكها و توده هاي مردم در درگيري يا عمليات كشتار جمعي بقتل رسيدند. تا ژانويه 1999، 500 نفر از انقلابيون جان باخته اند. رژيم به دستگيري گسترده هواداران و اعضاي حزب دست زده است. در جريان اعتصاب سراسري 17 دسامبر 1998، حداقل 300 نفر به اسارت درآمدند. صدها زن در كنفرانس سراسري زنان دستگير شدند. فشار بر مطبوعات انقلابي و مترقي نيز افزايش يافته است. هفته نامه قانوني "جانادش" كه اخبار جنگ خلق را انتشار مي داد، تعطيل شد و 14 نفر اعضاي هيئت تحريريه آن به زندان افتادند. اين اقدام كه حتي خلاف قانون اساسي نپال است باعث اعتراضات گسترده روزنامه نگاران داخل و خارج از كشور شده است. كارزار كنوني سركوب و ارعاب، با همكاري علني مقامات نپالي، پروئي و هندي به پيش مي رود. از آنجا كه در ماه مه 9991 قرارست انتخابات مجلس برگزار شود، رژيم مي كوشد براي جلوگيري از شكست كامل آن، بر دامنه حملات بيفزايد و دامنه تاثيرات و ضربات جنگ خلق را هر چه محدودتر كند.

براي مقابله هر چه موثرتر با كارزار سركوب و ارعاب رژيم، و كمك به توسعه جنگ خلق، حزب كمونيست نپال (مائوئيست) همگان را در سطح جهاني به پخش گسترده اخبار اين جنگ و جنايات ارتجاع حاكم بر آن كشور فراخوانده است. اين وظيفه مهمي است كه امروز در برابر تمامي رهروان انقلاب و هواخواهان رهائي پرولتاريا و خلقهاي ستمديده جهان قرار دارد. 

 

www.sarbedaran.org