چند
گزارش از
انقلاب پرو
از
حقيقت دوره
دوم، شماره 22،
آبان 1371 – www.sarbedaran.org
نشريه
"ال دياريو"
چاپ ليما، پيش
از آنكه توسط
رژيم پرو
غيرقانوني
اعلام شود
گزارشات متعددي
درباره
دستاوردهاي
جنگ خلق و حزب
كمونيست پرو
بچاپ رساند.
متن زير
بخشهائي از
گزارش خبرنگاران
"ال دياريو"
است كه با
تغييراتي در فرم
نوشته اصلي
منتشر مي
گردد. آنها
زندگي در يك
منطقه آزاد
شده و
سازماندهي
توده ها در
زاغه هاي
اطراف ليما را
بازگو ميكنند.
اين گزارشات
جوانبي از
جامعه و
مناسبات
نويني كه تحت
رهبري حزب
كمونيست پرو
در حال شكل
گيري است را
بنمايش
ميگذارد ـ
حقيقت
يك
منطقه
پايگاهي
انقلابي
اينجا
بندري است
نظير بنادر
ديگر كه تحت
مراقبت شديد
رزمندگان
مسلح قرار
دارد. آنها
مسئوليتهاي
خويش را با
دقت و عزم
انقلابي به
پيش ميبرند.
تمامي بازديد
كنندگان بايد
خود را معرفي
كرده و هدفشان
را از بازديد بيان
كنند. مراقبت
توسط
چريكهائي
صورت ميگيرد
كه لباس
استتار بر تن
داشته،
فانوسقه هاي
مصادره شده از
ارتش ارتجاعي
بخود بسته و
چكمه هاي
لاستيكي
پوشيده اند.
هنگام
تعويض
نگهبانان
دستور ميرسد
كه ما را به
قلب منطقه
پايگاهي
ببرند. غروب
به شام
ميگرايد.
فانوس افراد راهنما
مسير را روشن
ميكند. راه پر
پيچ و خم است و
ما را به محلي
ميرساند كه در
آنجا رهبران
مسئول در ارتش
چريكي خلق آن
ناحيه را
ملاقات ميكنيم.
طي راه تقريبا
هر دويست متر
اين فرمان را مي
شنويم: "ايست!"
بلافاصله اسم
شب گفته
ميشود. بعدها
ميفهميم كه
اين گشتيهاي
منضبط متعلق
به نيروي پايه
اي ارتش چريكي
خلقند. نيروي
پايه اي نقش
نيروي
انتظامي نوين
را در هر
كميته علني
خلق بازي
ميكند. اين
نيرو مراقب
شبيخونهاي
دشمن است،
اقدامات
احتياطي را عليه
افراد نفوذي
ارتجاع بكار
مي بندد و براي
تامين حمايت
ضروري از توده
ها مبارزه ميكند.
نيروي پايه اي
از افراد محلي
تشكيل شده در صورت
حمله دشمن
بايد پوششي
دفاعي ايجاد
كند تا اهالي
روستا
بتوانند در
پناه آن عقب
نشيني كرده و
از خطر نابودي
برحذر بمانند.
نيروي پايه اي
همچنين وظايف
عقبدار نيروي
محلي ارتش
چريكي خلق را
در شرايط
ضدحمله يا عقب
نشيني به پيش
مي برد تا
اينكه موقعيت
براي استقرار دوباره
منطقه
پايگاهي در
فرصتي ديگر
فراهم گردد.
از
شدت باران
كاسته ميشود.
چريكها بما مي
فهمانند كه به
مقصد رسيده
ايم. اينجا
اقامتگاهي كوچك
است كه
گرداگردش را
دهها چريك جوان
مسلح گرفته
اند. آنها به
گرمي ما را
پذيرا ميشوند.
نور ضعيف چراغ
قوه ها بما
خوشامد ميگويد.
يك رزمنده زن
به سمت ما مي
آيد، دستمان
را ميفشرد و
از ما ميخواهد
كه بنشينيم.
وقتي اهداف
مان را برايش
شرح مي دهيم
او هر كمكي كه
از دستش بر مي
آيد به ما مي
كند. او بدون
توجه به
خستگي، شادي و
علاقه
صميمانه اي براي
صحبت با "ال
دياريو" از
خود بروز مي
دهد. بعقيده
او "ال دياريو
همانند
كسانيكه سلاح
بدست گرفته
اند روزانه
بخاطر خلق در
جنگ است." او
ميگويد كه
تازه وظايف
بسيار دشوار نظامي
يكماهه اش را
به انجام
رسانده است.
او از رفيق
نلسون ياد
ميكند كه در
ميدان نبرد
جان باخت و
پيكرش از
دسترس
مرتجعين دور
ماند. (ارتجاع
از تحويل
جنازه ها سر
باز ميزند.) در
بحبوحه بسيج
گسترده، رفيق
نلسون را بخاك
سپردند و ياد او
كه يكي از
محبوبترين
قهرمانان خلق
در اين منطقه
بود را گرامي
داشتند. او با
محبت از
برادرش كه در
راه انقلاب
جان باخته نيز
ياد ميكند.
برادر وي
قاطعانه
تصميم به
مقاومت گرفته
بود و عليرغم
تمامي
مسئوليتها،
وظيفه بزرگ
كردن
فرزندانش را
هم بدوش
ميكشيد. اين
رزمنده زن بما
ميگويد،
نزديك بوده
جانش را در جريان
نبرد در كوه
هاي استان
"هوانوكو" از
دست بدهد. اما
قطار فشنگي كه
در كوله پشتي
داشته بطور
اتفاقي سپر وي
در برابر
گلوله دشمن گشته
است. و
سرانجام، از
آرزويش حرف
ميزند كه آرزوي
هزاران زن
ديگر نيز هست:
جنگيدن و
جانباختن در
راه حزب و
انقلاب.
صحبتهاي
آن شب را با يك
شام مختصر كه
از برنج و لوبيا
تشكيل ميشود
به پايان مي
بريم. تعداد
نگهبانان دو برابر
ميشود. صبح
روز بعد، همگي
مرتب، تميز، سلاح
بر دوش با
بشقاب و قاشقي
در دست آماده
صبحانه هستند.
جيره هركس اعم
از فرمانده يا
رزمنده يكسان
است.
تماس
ما با 3 واحد از
نيروهاي محلي
ارتش چريكي خلق
تصادفي صورت
ميگيرد. آنها
تازه يك
كارزار سياسي
ـ نظامي را در
آن منطقه به
انجام رسانده
اند و حالا
براي عمليات جديد
در بزرگداشت
يازدهمين
سالگرد جنگ
خلق آماده
ميشوند. بما
گفته ميشود كه
چندين واحد از
اين نيرو به
واحدهاي
نيروي عمده
ارتش چريكي خلق
خواهند پيوست
تا عمليات
گسترده نظامي
را به پيش
برند. بعدها
خبر حمله به
يك پايگاه
پليس را مي
شنويم كه طي
آن، 4 ستوان و
تعداد زيادي
از اوباش
حكومتي كشته
يا زخمي شده
اند.
بازديد
ما از اردوگاه
ارتش چريكي
خلق هرچند كوتاه
است اما موفق
ميشويم
چگونگي زندگي
رزمندگان را
ببينيم، عكس
هائي بگيريم و
با رهبران
مسئول آنها
صحبت كنيم.
بعلاوه
ميتوانيم در
مراسم 17 ماه مه
(روز آغاز جنگ
خلق) شركت
كنيم. هدف
اصلي اين
برنامه،
تقويت
پيوندها با
توده هاي چند
كميته خلق
است. بخش مهم
اين مراسم را
ارائه مجدد گزارش
به نشست پلنوم
كميته مركزي
حزب كمونيست
پرو تشكيل
ميدهد كه توده
ها با دقت آن
را گوش
ميكنند.
نمايشي نيز اجراء
ميشود كه
موضوعش
نخستين
عمليات حزب در
سال 1980 حول شعار
تحريم
انتخابات است.
اقتصاد
نوين چگونه
كار ميكند
اقتصاد
نوين كه در
كميته هاي خلق
و مناطق پايگاهي
انقلابي در
حال توسعه
است، مناسبات
پوسيده
توليدي كهن و
مبادلات تحت
كنترل ملاكان
و قاچاقچيان
عمده مواد
مخدر را از
صحنه پاك كرده
است. اقتصاد
نوين مبتني بر
اصل خودكفائي
و كار جمعي بر
حسب الزامات
جنگ خلق است.
در به اصطلاح
مناطق كوكائين
(جائي كه طي
سالهاي اخير
بعلت عدم
بارآوري كافي
زمين براي كشت
ساير
محصولات، در
آن فقط گياه
كوكا كشت شده
است)، حزب
كمونيست پرو كشت
محصولات
خوراكي را
تشويق ميكند؛
با اين هدف كه
كميته هاي خلق
بالاجبار به
تجارت برگ كوكا
وابسته نشوند.
منطقه
هوالاگاي
عليا در سطح جهاني
بعنوان يكي از
مراكز توليد
گياه كوكا شناخته
ميشود.
دهقانان فقير
اين منطقه وسيع
حاره بخشي از
وقت خود را
صرف جمع آوري
برگ كوكا
ميكنند. يك
مشكل اين
منطقه كه جواب
ميطلبد و
دهقانان را بر
سر دوراهي
قرار داده
اينست كه ارزش
محصولات
خوراكي آنها
در بازار نسبت
به برگ كوكا
پائين است. در
حاليكه موز
سبز، كاكائو و
يوكا توسط
تجار و
انحصارات سلف
خري به قيمت
پائين
خريداري
ميشود (و اين
قيمت حتي
مخارج كشت و
برداشت را هم
جبران
نميكند)، تجار
واسطه براي
برگ كوكا
قيمتي را مي
پردازند كه
تقريبا مخارج
كشت محصولات
خوراكي دهقان
را جبران
ميكند. حزب
كمونيست پرو
تاكيد مهمي بر
حمايت از كشت
مواد خوراكي
قابل عرضه در
بازار
ميگذارد؛
زيرا اينكار
كميته هاي
علني خلق را
قادر به وارد
كردن كود با
پرداخت حداقل
اضافه بها
ميكند. مثلا،
كميسر
اقتصادي و
توليدي
دركميته خلق
مسئول آن است
كه تضمين كند
نرخ سود كسبه
خردي كه جهت
فروش كود به
منطقه مي آيند،
به 30 درصد
محدود بماند.
در گذشته، اين
محصولات با
نرخ سودي قريب
به 300 درصد
خريد و فروش
ميشد و همين
مسئله كشت
گياهان غير از
كوكا را براي
دهقانان
ناممكن ميساخت.
اقتصاد
نويني كه پا
بعرصه وجود
نهاده در جهت
رفع نيازهاي
اهالي، نمونه
بوده و نقش
موثري ايفا
كرده است.
مسكن و يك
قطعه زمين
قابل كشت براي
دهقان و
خانواده اش
تضمين شده
است. در كميته
هاي علني خلق،
زمين براي
كساني است كه
آن را
ميكارند. اجاره
دهي مجدد
اراضي و يا به
ارث بردن آنها
مجاز نيست.
هركس كه
بخواهد تحت
نظام رهبري و
سازمان كميته
هاي علني خلق
كار كند، اين
امكان را
دارد. حال
آنكه تحت جامعه
كهن اين حق
نفي ميشد.
مبادله
محصولات غالبا
جريان دارد
اما توسط
كميسر
اقتصادي
كنترل ميشود.
او يك قيمت
عادلانه را
براي هر دو
طرف تضمين
ميكند. فروش
يا مبادله
پاياپاي
ميوه، صيفي يا
سبزيجات در
ازاي مواد
غذائي
كارخانه اي شهري
نظير روغن،
ماكاروني،
ادويه و غيره
غالبا جريان
دارد. بعلاوه
خيلي اوقات
محصولات اين
منطقه با سيب
زميني و پياز
منطقه كوهستاني
مبادله ميشود.
در زمينه
تجارت
اينگونه است كه
بمحض ورود
محصولات به
كميته خلق،
قيمت ها تنظيم
ميشود. حداكثر
نرخ سود مجاز،
30 درصد است.
كنترل
شديدتري بر
فروش مشروبات
الكلي اعمال
ميگردد. براي
عدم حمايت از
فروش اين محصولات
(و نتيجتا
كاهش مصرف
الكل)، حداكثر
نرخ سود مجاز
را پنج درصد
تعيين كرده
اند. مصرف الكل
در اماكن
عمومي به
روزهاي شنبه و
يكشنبه محدود
شده است.
مناطقي
تحت كنترل،
سازماندهي و
حكومت حزب كمونيست
پرو وجود دارد
كه در آن برنج
با كيفيت عالي
توليد ميشود.
بعلاوه، همراه
با تشويق كشت
محصولات
خوراكي،
پرورش حيواناتي
نظير خوك،
جوجه، اردك،
گوسفند و حيوانات
باركش نيز
تشويق ميشود.
يكي از اهداف
اصلي
كميسرهاي
اقتصادي در
كميته هاي
علني خلق، برقراري
تجارت و
مبادله ادامه
دار با روستاها
و كميته هاي
علني خلق در
منطقه
كوهستاني است؛
تا رژيم غذائي
اهالي
هوالاگاي
عليا با مصرف محصولاتي
كه اين منطقه
فاقد آن است
(مثلا، غاز،
سيب زميني،
صيفي و سبزي و
غيره) متعادل
شود. خلاصه
اينكه،
اقتصاد دولت
نوين عليرغم
مشكلات و
موانع عظيمي
كه جامعه كهن
و نمايندگانش
بوجود مي
آورند، بي
وقفه تكامل مي
يابد.
همگام
با ارتش چريكي
خلق
زندگي
كردن با ارتش
چريكي خلق در
اين چند روز براي
ما يك افتخار
است. چرا كه
اين ارتش
نمونه زنده اي
از روحيه
انقلابي،
شجاعت، تعهد
طبقاتي و خدمت
به خلق است.
اين ارتش
كاملا از
نيروهاي ضعيف
و فاسد پليس و
ارتش دولت
ارتجاعي
متفاوت است.
در ميان
نيروهاي مسلح
دولتي با
تعداد زيادي
قاتل، دائم
الخمر، دزد،
مزدور و غيره
روبرو ميشويم.
در
ميان سربازان
ارتش چريكي
خلق نه قدرت
بدني معيار
است و نه رنگ
پوست. اينجا
رنگين
پوستان،
سفيدها،
سياهان و
آسيائي ها از
زن و مرد، پير
و جوان و
نوجوان و
كودك، حضور
دارند. همگي
از يكديگر
مواظبت
ميكنند. آنها
با هم راه مي
پيمايند،
صحبت ميكنند،
ميخورند و
زندگي ميكنند.
افراد ارتش
چريكي خلق
همواره تفنگ،
تبر، غذا و
كوله پشتي خود
را حمل
ميكنند. آنها
سرودخوان از
دل روستاها و
آباديهاي كوچك
به پيش راه
ميگشايند و
چنين
ميخوانند: "در
سراسر دره ها
و كوههاي آند
نيروي چريكي
آزادانه پيش
ميرود. اينان
بهترين
جنگندگانند
كه از روستا
بسمت شهر راه
ميگشايند...."
ساعت
شش و نيم صبح
چريكها بعد از
انجام ورزش روزانه
هر يك در دسته
هاي خود قرار
ميگيرند تا حضور
و غياب قبل از
صبحانه انجام
گيرد. زماني
كه فرمانده
سياسي نيروي
پايه اي كه
دهقاني 38
ساله است وارد
ميشود،
سربازان به
نشانه احترام
كلاهشان را
برميدارند. او
در حالي كه
مشت خود را به
نشانه سلام به
سربازان بالا
برده است
ميگويد: "با
درود به رهبري
هوشيار، قطب
حزب متحد ما و
ضامن پيروزي و
پيشرفت بسوي
كمونيسم. او
كيست؟ صدر
گونزالو... و
با درود به
كميته مركزي
حزب كمونيست
پرو، به
جنگندگان
قهرمان و به
همه رفقاي
حاضر." سربازان
بگونه اي
منضبط از
فرمانده تشكر
ميكنند.
او
به صحبتهايش
با مكث اما با
لحني محكم
ادامه ميدهد:
"وظيفه ما از
اين هم
سنگينتر
خواهد شد، پس
بايد نيازهاي
توده ها را
بهتر بفهميم
تا اين اكثريت
عظيم با ما
همراه گردد.
نشان دهيم كه
حزب توده ها را
در جنگ خلق
رهبري ميكند و
بزرگترين
دستاورد آنها
كميته هاي
علني خلق است.
اين يك دستاورد
انكار ناپذير
است. دستاورد
نخستين كارزار
و نتيجه توسعه
جنگ خلق. در
عين حال اين دستاورد
بما كمك ميكند
كه جنگ متحرك
را بجلو سوق
دهيم. دشمن
ميخواهد ما را
نابود كند،
اما موفق
نخواهد شد؛
زيرا جنگ ما
جنگ توده هاست
و ما همگي
براي انقلاب
خلقمان متحد
شده ايم. واقعيت
اينست كه در
سراسر كشور
اين مائيم كه
آنان را نابود
ميكنيم. صدر
مائو بما
ميگويد كه در
زمان دشواري
بايد
دستاوردهايمان
را بخاطر
آوريم،
نگاهمان را از
اهدافمان دور
نسازيم و
شجاعت خود را
بالا ببريم."
صحبتهاي
الهام بخش
فرمانده
سياسي براي
چند دقيقه
ادامه ميابد و
سربازان را
بيش از پيش
متحد ميكند. سپس
او سكوت
سربازان را با
چند شعار و با
هيجان بسيار
ميشكند. همگي
با هم فرياد
ميزنند: "زنده
باد صدر
گونزالو! زنده
باد جنگ خلق!
زنده باد حزب
كمونيست پرو!"
ساعت
تقريبا 7 صبح
است. خورشيد
به نرمي نور
سرخ خود را بر
چهره 200
جنگنده نيروي
پايه اي مي
تاباند. آنها
كه در واحدهاي
ده نفره جاي
گرفته اند با
شور و هيجان
بسيار فرياد
ميزنند: "سختي
در كار جهان هرگز!
بايد صعود به
قله را جرات
كني!" اين بخشي
از سروده
زيباي صدر
مائوتسه دون
است. شعارهاي
بعدي چنين
است: "وظيفه
عمده ما
جنگيدن و
مقاومت كردن
در راه جنگ
خلق است"،
"اصل عمده
براي ما اينست
كه حزب بر
تفنگ
فرماندهي ميكند
و هرگز نبايد
تفنگ بر حزب
حكم براند."
روز
آغاز شده است.
جنگندگان بعد
از صبحانه با واحدهاي
مربوطه شان
قرار ملاقات
دارند. مبارزه
دو خط به پيش
ميرود. امروز
بحث بر طرق
صحيح و ناصحيح
حل مشكلاتي كه
روز قبل پيش
آمده متمركز
است.
سپس هر گروه
براه
مي افتد.
آنها در
مسيرشان به
دهقاناني كه
راهي كارند
درودي گرم
ميفرستند.
بعضي از
دهقانان كوله
پشتي هايشان
را بدست گرفته
اند و سايرين
تبر يا بيل
حمل ميكنند.
در حالي كه
خورشيد به
آرامي مشغول
خشك كردن زمين
باران خورده
از شب قبل است،
پسر بچه اي را
ميبينيم كه
بزها را بسوي
چراگاه ميبرد.
دهقاني قفسه
كتابهايش را
در كنار دكان
كوچكش
ميگذارد و
مجلات و
روزنامه "ال
دياريو" را
براي فروش
بيرون مي
چيند. اينجا
نقطه اي
استراتژيك و
محل عبور
ناگزير
سربازان و دهقانان
چندين كميته
خلق ناحيه
ميباشد. بار
ديگر فرمانده
سياسي و
فرمانده
نظامي در مقابل
نيروي پايه اي
ايستاده اند.
حالا نوبت
صحبتهاي
فرمانده
نظامي است. او
با احترام
درودي گرم به
صدر گونزالو و
حزب ميفرستد،
سپس اضافه ميكند:
"رفقا، يكروز
زيباي ديگر از
حركت ما بسوي حمله
نهائي و كسب
قدرت فرا
رسيده است. ما
از اين طريق
همانند
گردباد و تحت
رهبري چراغ
راهنماي صدر
گونزالو و با
الهام از
ماركس و لنين
و مائو به پيش
ميرويم. با
تعهد به وظايف
ارتش چريكي
خلق و براي
تحقق كامل اصل
جنگيدن، بسيج
كردن و در
توليد شركت
كردن، امروز
در توليد شركت
ميجوئيم تا
باري بر دوش
توده ها نبوده
بلكه ياريگر
آنها باشيم."
سپس مسئول لجستيكي
نيروي پايه اي
شروع به صحبت
ميكند. او از
فرماندهان
نظامي هر واحد
درباره
سلامتي سربازان
گزارش ميگيرد
و سپس براي
كار آنروز داوطلب
ميخواهد. اين
كار شامل
كمكهاي
اوليه، آشپزي
و خريد غذا و
تجهيزات
پزشكي است. بعد
از مشاوره
فرماندهان
همه چيز
مهياست. وظيفه
نگهباني و
امور
تداركاتي بعد
از اين تعيين
ميشود.
فرمانده
نظامي نام
سربازاني كه
براي رسته
روياروئي
انتخاب شده
اند را مي
خواند. وظيفه
آنها باز كردن
راه براي
رفقائي است كه
درگير توليد
هستند. اين
رسته بايد
بمثابه نيروي
عقبدار
چريكها نيز
عمل كند. به
سربازاني كه مسئول
نگهباني
هستند فرمان
داده ميشود تا
در پستهاي
تعيين شده خود
جاي گيرند.
هنگامي كه نگهبانان
براه مي افتند
صداي فرمانده
نظامي را ميشنوند
كه ميگويد:
"رفقا مراقب
باشيد!" حتي يك
دقيقه در 24
ساعت نيست كه
نگهباني رعايت
نشود. در نقاط
نزديك به بخش
اصلي پايگاه
نگهبانان هر
يكساعت عوض
ميشوند. در
نقاطي كه دورتر
از محل انجام
وظايف
نيروهاي پايه
اي است، نگهباني
اين چنين
فشرده نيست؛
اما آنجا نيز
وقت شناسي
بطور كامل
رعايت ميشود.
نيروي
پايه اي براي
پيشبرد وظيفه
توليدي خود براه
مي افتد. آنها
مجهز به تبر،
طناب و تفنگي
هستند كه
هميشه بر شانه
هايشان قرار
دارد. سربازان
در ستون
يكنفره
راهپيمائي
ميكنند و در
چهره هايشان
شور و هيجاني
بسيار موج
ميزند. آنها
سرودهائي
درباره جنگ
خلق، ماركس و
صدر گونزالو
ميخوانند و
اين ترانه را
كه: "ما بر
مزدوران و
قاتلان خلق
شبيخون
ميزنيم. ما
جنگندگان چريك
هستيم ـ
فرزندان
توفان ـ كه در
مبارزه اي سخت
آبديده شده
ايم...."
دهقانان
بگرمي به
جنگندگان
خوشامد
ميگويند. در
اين مسير
پستهاي
نگهباني
متعددي در
تقاطعهاي
كليدي جنگل
وجود دارد كه
توسط گياهان
پر شاخ و برگ
استتار شده
است. پستهاي
ديگر در
ارتفاعات
كوهستاني قرار
دارد.
سربازاني كه
نگهباني
ميدهند به نارنجك
و سلاحهاي ضد
تانك و ضد
هليكوپتر و
دوربين
مجهزند. در
اين روز مشخص
هر عضو ارتش
چريكي خلق به
محض اينكه
فرمان ايست را
شنيد بايد
فورا جواب
دهد: "زنده باد
مائوئيسم!"
اگر توده ها
فرمان ايست را
شنيدند بايد
جواب دهند: "مرگ
بر
رويزيونيسم!"
هر منطقه اي
رمز عبور خود
را دارد.
هركسي كه اسم
رمز را نداند
بازداشت ميشود.
سربازان
ميگويند
"شايد ورود به
منطقه آسان
باشد؛ اما
خروج از آن
دشوار است.
رفقاي زيادي
داريم كه در
كار شناسائي
جاسوسان خبره
گشته اند."
يكساعت
بعد فرمانده
نظامي به آنها
ميگويد كه توقف
كنند. جاده با
بيشه زار
احاطه گشته
است. كمي
جلوتر نهري كه
از آن براي
آبياري
استفاده ميشود
در كنار راه
بچشم ميخورد.
چند كنده درخت
كه به آنها
سيم خاردار
متصل شده نشان
از خانه يا
قطعه زمين
زراعي چند
دهقان در آن
نزديكي دارد.
بعضي از
جنگندگان
چريك شرح
ميدهند كه
حكومت در
اينجا يك
پايگاه نظامي
داشت؛ اما بعد
از متحمل شدن
چند شكست از
سوي حزب،
منطقه را ترك
گفت. بعد از آن
بود كه چريكها
چندين گور
جمعي پر از
اسكلت را كشف
كردند. نشانه
هائي از شكنجه
قربانيان قبل
از تيرباران
مشاهده شد.
صداهائي
نزديك ميشوند.
چند دهقان با
همسر و فرزندانشان
از بيشه زار
بيرون مي
آيند. جنگندگان
سلام و عليك
گرمي با آنها
ميكنند.
دهقانان چند
نقطه را در
افق به
فرمانده
نظامي نشان
ميدهند.
فرمانده
نظامي
دهقانان را
ترك ميگويد و
آنها نيز راهي
كار ميشوند.
فرمانده به
سربازان
ميگويد: "رفقا،
كار جمعي
امروز قطع
كردن درخت و
به وجود آوردن
يك منطقه باز
است. تا بدين
طريق بتوانيم
به توده هاي
اين كميته
علني خلق
قطعات جديدي
زمين بدهيم كه
بتوانند در آن
خانه ساخته و
حبوبات و
محصولاتي
نظير برنج،
ذرت، يوكا، ميوه
و سبزيجات كشت
كنند."
سربازان با
تبر به باز
كردن راه مي
پردازند.
هيچكس تفنگش
را به زمين
نمي گذارد.
زماني كه وقت
انتقاد و
انتقاد از خود
فرا رسد، هر
آنچه كه بايد
مورد انتقاد
سخت قرار
ميگيرد. بعضي
از سربازان
براي تقويت
نگهباني
اعزام ميشوند.
بقيه رفقا زن
و مرد همراه
با توده ها
براي ايجاد
كانال آبياري
بكار مي
پردازند.
بدينگونه
بهترين پسران
و دختران خلق
براي قطع شاخ
و برگها و
ساقه هاي كلفت
گياهان كار
ميكنند تا
زمين از
خورشيد بي نصيب
نماند. آنها
بقول صدر
گونزالو با
"ذهن روشن،
اراده و شوري
پايان
ناپذير" كار
ميكنند. و
همانطور كه
صدر مائوتسه
دون خاطر نشان
ميسازد:
"دوستي ميان
ارتش و خلق با
كار متقابل و
كمك متقابل در
امر توليد،
تحكيم ميشود."
بعد
از نهار حدود
ساعت سه و
نيم، به
سربازان گفته
ميشود كه تا
ساعت شش و نيم
بعد از ظهر به
امور شخصي خود
بپردازند.
آنها مشغول
كارهاي
روزانه خود
ميشوند. قبل
از آن كه به
شستن لباس يا
حمام كردن
بپردازند
بعضي از رفقا
مشغول ورزش
ميشوند. شب
هنگام كه
پايگاه با نور
فانوس روشن
شده است
سربازان بر
زمين نشسته،
حلقه اي تشكيل
ميدهند. اين
اجتماعي براي
تحكيم رفاقت و
وحدت آنهاست.
فرمانده از
همه مي خواهد
كه بپا خيزند
و سرود
انترناسيونال
را بخوانند.
بعد از آنكه
هر سرباز به
صدر گونزالو و
حزب درود
فرستاد،
آوازخواني،
رقص و دكلمه
شعر آغاز
ميشود. بعضي
از سربازان
نمايشنامه اي
تحت عنوان
"انتخابات را
تحريم كنيد"
را اجرا ميكنند.
گردهمائي با
خواندن سرود
ارتش چريكي
خلق به پايان
ميرسد.
روزهاي
بعد نيز كار
ادامه ميابد
تا اينكه به اتمام
رسد. با كمك
چند روز
آفتابي، ساقه
ها و شاخه
هائي كه قطع
گشته اند را
در گوشه اي
جمع كرده و
آتش ميزنند.
باران خاكستر
را به كود
تبديل ميكند و
بدين ترتيب
زمين براي
زراعت
دهقانان عضو
كميته علني
خلق كه اينك
هزاران تن از
اهالي محل را
در بر ميگيرد،
آماده تر
ميشود.
نيروهاي
تشكيل دهنده
ارتش چريكي
خلق
نيروي
پايه اي،
سومين نيروي
ارتش چريكي
خلق است.
نيروهاي اول و
دوم، به ترتيب
نيروي عمده و نيروي
محلي نام
دارند. نيروي
اول عمدتا از
كمونيستهاي
آبديده توسط
جنگ خلق و
توسط
ايدئولوژي
پرولتاريا
تشكيل ميشود.
بسياري از
جنگندگان
نيروي عمده،
آغازگران
مبارزه
مسلحانه در
ماه مه 0891 بوده
اند. آنها
كادرها و
اعضائي هستند
كه بر مبناي
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
مائوئيسم ـ
انديشه
گونزالو، تربيت
شده اند. آنها
تجربه طولاني
سياسي و
ايدئولوژيك
دارند و ضامن
اعمال خط
سياسي ـ نظامي
حزب كمونيست
پرو كه
هوشيارانه
توسط صدر
گونزالو
هدايت ميشود،
هستند. همين
ها هستند كه
كار پس گرفتن
آن مناطق كه
نظم كهن در
آنجا احيا شده
را به پيش
ميبرند. يعني
نقاطي كه حزب
در آنجا قدرت
نوين را
سازمان داده
بود اما حكومت
از طريق قتل و
كشتار آنرا پس
گرفت. ارتش
چريكي خلق
بدلايل
تاكتيكي عقب
نشست و مرتجعين
به ايجاد قلعه
هاي جديد طبق
مدل اردوگاههاي
كار فاشيستي
پرداخته و
قوانين حكومت
نظامي و
اقدامات
سركوبگرانه
ديگر را اعمال
نمودند. رهبري
حزب در اين
اماكن بطور
زيرزميني به
فعاليت خود
ادامه ميدهد و
مقاومت و
نبردهاي آتي
را تدارك
ميبيند. كميته
هاي علني خلق
در اين مناطق
به كميته هاي
موازي تبديل
شده اند. در
حالي كه
مرتجعين خشم و
نفرت خلق را
نصيب خود
ميكنند، حزب
شرائط پس
گرفتن كنترل
منطقه را تدارك
ميبيند. براي
مرتجعين،
پليس، ارتش و
ساير قواي
ضدانقلابي
ماندن در قدرت
كار ساده اي
نيست. آنها
مورد حمله
قرار خواهند
گرفت و
نيروهاي
مائوئيست
مداوما به
ستوه شان خواهند
آورد. ترس و
درماندگي در
صفوف قواي
حكومتي رشد
خواهد كرد.
كمونيستها
توسط تجربه
خود و درسهاي
تاريخي هدايت
ميشوند. يكي
از اين درسها
را صدر مائو
چنين خلاصه
كرده است:
"دشمن پيشروي
ميكند ما عقب
مي نشينيم،
دشمن مستقر ميشود
ما او را به
ستوه مي
آوريم، دشمن
خسته ميشود ما
به او حمله
ميكنيم."
بيائيد تا
براي نمونه
نگاهي به
عمليات عليه
پايگاهي
ارتشي بيفكنيم
كه توسط ميدان
مين محافظت
ميشد. حمله با
شليك نارنجك
تفنگي بر
دروازه
فولادي و آتش
مسلسل آغاز
گشت. فرمانده
دشمن آنقدر
وحشت كرده بود
كه نميدانست
چكار كند.
بمحض اينكه
دشمن سايه
هائي را در
حال صعود بر
ديوار ديد،
گمان برد كه
چريكها هستند.
بهمين خاطر
فورا سيستم
امنيتي آنها
بكار افتاد.
انفجار مهيب
بود و 50 سرباز
قطعه قطعه
شدند. چه
اتفاقي
افتاده بود؟
معلوم شد سايه
هائي كه باعث
وحشت آن افسر
شده بود متعلق
به سربازان و
افسران
خودشان بود كه
از حمله سخت
چريكهاي
مائوئيست
فرار ميكردند.
حكومت براي
پوشاندن مرگ
بيرحمانه آن 50
سرباز گزارش
داد كه "50
تروريست كشته
شدند."
نيروي
عمده شرائط را
بررسي ميكند و
مناطق جديد را
فتح مي نمايد.
اين نيرو با
قدرت آتش خود
ضدانقلاب را
ريشه كن و
نابود كرده و
قدرت نوين را
مستقر ميسازد.
نيروي محلي و
نيروي پايه اي
براي
سازماندهي
نظام نوين
مشتركا
فعاليت ميكنند.
وقتي نيروي
اصلي در حال اقدام
است، نيروي
محلي برجاي
ميماند. اين
نيرو مسئول
حفاظت قدرت
نوين بوده و
با مشاركت فعال
توده ها امر
استقرار نظام
نوين
اقتصادي، سياسي
و اجتماعي را
به پيش ميبرد.
بدين طريق خلق
با انقلاب در
مي آميزد. در
مبارزه
سرسختانه براي
كسب رهائي،
خلق سازمان
ميابد و نيروي
پايه اي را
براي دفاع از
كميته هاي
علني خلق تشكيل
ميدهد. براي
تحقق اين هدف
آنها كارزارهاي
سه، شش يا
دوازده ماهه
را به پيش
ميبرند. بعد
از انجام اين
خدمت
داوطلبانه
نظامي، جنگجويان
به اعضاي
نيروي محلي و
سپس نيروي
عمده تبديل
ميشوند.
انقلاب
در زاغه هاي
ليما
"ما
چه كرده ايم؟
خود را سازمان
داده ايم ـ
اما اول منضبط
شده ايم تا
بمثابه مردم
فقير يك تن واحد
باشيم." از
زبان يك رهبر
جوان در زاغه
هاي رائوكانا
نزديك ليما،
نقل شده در
روزنامه لس
آنجلس تايمز 13
اكتبر 91