جنگ: به چه بهائي؟ با چه تواني؟

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 20، مرداد 1370 – www.sarbedaran.org

 

در هر جنگ بايد بهائي پرداخت و حتي گاهي بهائي گزاف تا بتوان بر قواي دشمن پيروز شد. اين مسئله قبل از اينكه يك مسئله نظامي باشد يك مسئله ايدئولوژيك ـ سياسي است: ((بخشي از مشكل عراق، و يكي از نقاط قوت امپرياليستها، اين بود كه حكام عراق نگران از دست دادن تمام آن چيزي بودند كه طي دو دهه با پول نفت ساخته شده بود. معنايش اين بود كه رژيم عراق از همان آغاز در پي راه برون رفتي مگر يك جنگ تمام عيار ميگشت.

عراق حتي در بحبوحه خود جنگ، در راستاي الگوئي عمل ميكرد كه توسط شرايط وابستگي به امپرياليسم و موقعيت تحت سلطگي اش تعيين شده است. به طور مثال، بغداد عليرغم اينكه همان تعداد صنايع اندك اش به ميزان زيادي طي بمبارانها از دست داد، كماكان بخش بسيار نامتناسبي از جمعيت كشور را در خود جاي ميداد. يك رژيم انقلابي تحت چنين شرايطي بغداد را به حداكثر از سكنه خالي كرده و مردم را جهت جنگ در مناطق مساعدتر، بسيج ميكرد.

مناطق روستايي كه به خاطر ويژگيهاي خود براي برپا داشتن جنگ خلق مناسبند، به طور نسبي كم جمعيت ميباشند. منطقه كوهستاني كردستان كه مساعدترين عرصه در كشور براي براه انداختن جنگ پارتيزاني است، به خاطر اعمال سياست ارتجاعي رژيم در مورد خلق كرد نميتوانست بطور كامل براي مقاومت در برابر تجاوز مورد استفاده قرار گيرد.

عراق براي ايفاي نقشي در "تقسيم كار بين المللي" امپرياليسم بوجود آمد. عليرغم اين واقعيت كه سرزمين ميان رودخانه هاي دجله و فرات، يعني يكي از نخستين مراكز تمدن بشري، چندين هزار سال منطقه بسيار حاصلخيز كشاورزي بوده است، اما اين كشور تقريبا منحصرا حول دو قطب توسعه يافته است ـ صنعت نفت كه در خدمت كشورهاي امپرياليستي بوده و در كنترل آنهاست، و نيروهاي مسلح كه تاكنون به طور عمده در جنگي با حمايت امپرياليستها عليه ايران و در تهاجمات وحشيانه عليه مردم خودش و به ويژه خلق كرد مورد استفاده واقع شده است.

ساختن كشور بر اين پايه ها بالاجبار آنرا در برابر تهاجمات امپرياليستي بينهايت شكننده ميسازد. تا زمانيكه امپرياليسم بر جهان سلطه دارد، همواره ميتواند مراكز شهري را جهت اخ اذيهايش به گروگان بگيرد. توسعه "بغداد مدرن" حبابي خيالي بود كه بر پايه تلاقي تصادفي دو فاكتورـ گران شدن قيمت نفت و نياز امپرياليستها به ايجاد "توازن" در منطقه در برابر ايران ـ ايجاد شد. اين جنگ نشان داد كه امپرياليستها ميتوانند هر آنچه را كه ميدهند بازپس بگيرند.

مائوتسه دون به روشني بسيار بيان كرد كه سياست صحيح جهت توسعه اقتصادي به ميزان بسيار زيادي به مساله دفاع ملي ربط دارد. او گفت براي آمادگي جهت مقابله با تجاوز امپرياليستي لازم است صنايع در مناطق روستايي و در نواحي مركزي، و نه فقط در مناطق شهري و ساحلي كشور، ايجاد شوند. بعلاوه، هنگام پيشبرد كار ساختمان سوسياليسم در شهر و روستا، براي مائو روشن بود تا زمانيكه امپرياليسم در جهان قدرت دارد اين كارها موقتي اند و هميشه در معرض خطر حمله آنها قرار دارند. وي از نظر ايدئولوژيك، سياسي و عملي آماده بود شهرهاي چين را رها سازد و ـ آنگونه كه خود او با شوق ميگفت ـ "به ينان بازگردد" و جنگ پارتيزاني عليه دشمن تجاوزگر را به پيش ببرد.  "تونلهاي عميق حفر كنيد، در همه جا غله انبار كنيد، و براي خلق همه كار انجام دهيد!" ـ اين سياست انقلابي و معروف چيني ها بيان همين خط بود. توانايي يك انقلابي پرولتر همچون مائو در پيشبرد اين سياست از هدف كمونيستي پاك كردن سراسر جهان از لوث وجود امپرياليسم و ايجاد جامعه كمونيستي ناشي ميشود. او ميدانست تا زمانيكه امپرياليسم در جهان قوي است، توسعه سوسياليستي كشور فقط تا حدي ميتواند پيش رود و اينكه صلح با امپرياليستها صرفا آتش بسي تا تهاجم بعدي آنهاست.

اگر چه يك سياست اقتصادي سوسياليستي راستين توسعه مراكز شهري را هم دربر ميگيرد، اما در كشورهاي تحت ستم، مركز انقلاب اساسا در روستاست ـ و همينجا نيز بايد مركز توسعه اقتصاد ملي و دفاع ملي باشد. در پرتو تلاش امپرياليستها جهت به قحطي راندن عراق، اهميت همه جانبه رهنمود مائو داير بر "غله را بعنوان حلقه كليدي دريابيد" آشكارتر ميشود.

احتياج به توضيح نيست كه حتي يك خط نظامي صحيح نميتواند ازوارد شدن لطمات جاني بيشمار توسط امپرياليستها بر مردم جلوگيري كند. ليكن كشور را ميتوان به نحوي توسعه داد و ازتوانايي دفاعي برخورداركرد كه فداكاريهاي عظيم مردم به هدر نرود، و نيز با انجام جنگ دراز مدت خلق، در پايان خلق پيروز شود.

 

 --بنقل از سرمقاله  نشريه "جهاني براي فتح" ـ شماره 16 

 

www.sarbedaran.org