جنبش جهاني ضد جنگ و نقش نسل جوان در آن

درسهائي براي جوانان ايران

 

از حقيقت، ارگان حزب كمونيست ايران (م ل م)، شماره 9، ارديبهشت 1382 – www.sarbedaran.org

 

نسل جوان در چهار گوشه جهان نيروي ضربت جنبش هاي ضد جنگ و ضد امپرياليسم است. عدالت جو و انترناسيوناليست است، نظام سرمايه داري را تحقير مي كند و عشق عميق به مردم جهان دارد، در به كرسي نشاندن اهدافش بي باك و مصمم ، بلند پرواز و آرمانگراست. قبل از آغاز جنگ بوش عليه عراق بيش از ده ميليون نفر در صدها شهر جهان هم زمان به اعتراضات خياباني عليه جنگ پرداختند: شهرهاي آمريكا، مصر، اندونزي، كانادا، آلمان، فرانسه، ايتاليا، مراكش، بلژيك، كلمبيا، مكزيك، بلغارستان، لهستان، روسيه، هند، آرژانتين، قبرس، يونان، تركيه، استراليا، هلند، سوئيس، چكسلواكي، انگلستان و ديگر كشورها شاهد مارش ميليونها تن مردم عادي هم پيمان و همدل بود. بيش از نيمي از آنان را نوجوانان و جوانان تشكيل مي دادند. پيشاپيش روشن است كه طبقات حاكمه جهان بخش بزرگي از نسل جوان را از دست داده اند. اين امري بسيار عاليست. اين جوانان در كشورهاي غرب و شرق اعلام كرده اند كه حاضر نيستند به پيچ و مهره هاي نظام سرمايه داري جهاني يا دولتهاي مرتجع در كشورهاي تحت سلطه بدل شوند. اين نسل مبارز معيارها و فرهنگ جديدي را متولد كرده است: تنها راه زندگي شرافتمندانه مقابله با زشت خوئي هاي نظام سرمايه داري جهاني،  ضديت با سياستهاي دولتهاي حاكم و  خلاف آن عمل كردن است. از واشنگتن و سانفرانسيسكو تا قاهره و دهلي و بارسلون اين پيام شورانگيز است كه از سوي نسل جوان ضد امپرياليست ضد ارتجاع طنين مي اندازد. سطح آگاهي سياسي اين نوجوانان و جوانان شگفت آور است.  دبستاني ها در لندن و برلين فرياد مي زنند «ما همه عراقي هستيم». در رم و رباط و مادريد با شعار «خون براي  نفت خير» نسبت به اهداف استعماري اين جنگ ابراز تنفر مي كنند. حتا در تل آويو جوانان يهودي كه ضد صهيونيست هستند همراه با جوانان فلسطيني مشتركا عليه اين جنگ تظاهرات مي كنند. جوانان بوش و كابينه جنگي اش را بعنوان جنايتكاران جنگي معرفي مي كنند و در اوراق افشاگري نشان ميدهند كه اين جنگ در واقع جنگ انحصارات بزرگ مالي آمريكا و انگليس براي استثمار و غارت مردم خاورميانه است.

اين مبارزه جهاني نتوانست جلوي جنگ را بگيرد اما ترديدي نيست كه ضربات محكمي بر مشروعيت بوش و شركا زد و نگذاشت كه مردم غرب روايت جنگ را از دهان بنگاه هاي خبري وابسته به امپرياليستها دريافت كنند. نگذاشت كه ماهيت استعماري و جنايتكارانه اين جنگ در ابهام باقي بماند. جوانان با مبارزات مصمم خود امپرياليسم آمريكا و انگليس را بي آبرو كردند. تمام رسانه هاي خبري دروغگوي آنان را از اعتبار ساقط كردند. ادعاهاي آنان مبني بر دموكراسي و آزادي خواهي را سكه يك پول كردند. امپرياليستهاي فرانسه و آلمان را مجبور كردند كه در سازمان ملل جلوي آمريكا و بريتانيا بايستند. رژيمهاي ارتجاعي خاورميانه مانند رژيم مستبد مصر، نئاندرتالهاي خليج و رژيم جمهوري اسلامي را متزلزل تر از پيش كردند. بطور خلاصه همانقدر كه مردم جهان مبارزه كردند همانقدر آزادي عمل امپرياليستها محدود شد. با آغاز جنگ اين جنبش نه فلج شد و نه متوقف. در عوض شعار «جنگ را فورا متوقف كنيد» را بلند كرد و موفق شد تداوم روزمره مبارزات خياباني را تثبيت كند.

 

مبارزات در كشورهاي تحت سلطه امپرياليسم

امپرياليسم آمريكا با براه انداختن اين جنگ نوكران خود را در خاورميانه متزلزل تر از پيش كرده است. در پايتخت كشورهاي عربي، در شهرهاي قاهره، رباط، خارطوم، صنعا و بيروت، جوانان تخت حكام خود را به تكان درآورده اند. ميليونها تن به تظاهراتهاي غير دولتي و غير قانوني پرداختند. آنان شعارهاي ضد امپرياليسم آمريكا و ضد جنگ را با شعارهاي ضد دولتهاي خودشان  پيوند زدند. تظاهراتهاي مصر اولين تظاهرات خياباني چند دهه گذشته در اين كشور بود. در قاهره كه تفكرات انقلابي غير اسلامي در ميان دانشجويان در حال رشد و گسترش سريع است، دانشجويان ديوار ترس و وحشت از حكومت نظامي حسني مبارك را شكستند. در شرايطي كه تجمع بيش از چهار نفر طبق قوانين حكومت نظامي مصر غير قانوني است دهها هزار نفر از توده هاي مردم عليه رژيم حسني مبارك و امپرياليسم آمريكا به تظاهرات و درگيري با پليس و نيروهاي امنيتي پرداختند. جوانان قاهره به قانون حكومت نظامي وقعي نگذاشتند و نشان دادند كه «اگر آدم از صد پاره شدن نهراسد مي تواند قيصر را از اسب پائين بكشد». در يكي از تظاهراتهاي قاهره مردم در گروه هاي مختلف به طرف ميدان تحرير قاهره سرازير شدند و پليس و نيروهاي امنيتي تلاش كردند سدي در مقابل حركت آنان بوجود آورند اما جوانان با زد و خورد و عمليات جنگ و گريز راه را باز كردند و آنچه را مي خواستند انجام دادند. در موردي ديگر پليس براي حفاظت از سفارت آمريكا وحشيانه به تظاهر كنندگان حمله كرد. اما جوانان نيز كم نياورده و با تنها سلاحي كه دم دست داشتند يعني سنگ و چماق به نيروهاي انتظامي حمله بردند. بخش مركزي شهر تبديل به يك ميدان جنگ شد.

اين شجاعت نوجوانان و جوانان روحيه نويني به مردم قاهره بخشيده است. آنان از اينكه نيروهاي امنيتي و پليسي رژيم مصر را شكست داده اند سربلندند و مي خواهند كه پيروزي هاي بزرگتر عليه اين رژيم و امپرياليسم آمريكا بدست آورند. در ديگر كشورهاي عربي نيز مردم خشمگين هستند و نسل جوان مصمم است كه نگذارد تحقير و سركوب خلقهاي اين كشورها ادامه يابد. رژيم مرتجع حسني مبارك هراسان به دفاتر دانشجويان و وكلا و خبرنگاران حمله كرد اما اين موج جديد را سر بازگشت نيست . هيئت حاكمه كشورهاي عربي هراسان از چشم انداز اعتلاي انقلاب دست به دامان آمريكا شده اند كه بيا و زودتر اين جنگ را تمام كن كه كشتي مان سوراخ سوراخ است.

در بيروت موج نويني از تظاهراتهاي سياسي براه افتاده است. مشخصه اين موج نوين آن است كه ديگر سنت تظاهرات خياباني در اسارت حزب الله لبنان نيست و در جلوي صف رهبران احزاب دولتي حركت نمي كنند. يك گروه از جوانان مبارزه جو و مترقي تصميم گرفتند كه تظاهراتهاي خياباني را از چنگال حزب الله و عكسها و بيرقهاي قرون وسطائي آنان و از دست احزاب دولتي رها كنند و سنت مبارزات خياباني را دوباره ماهيت و خصلتي مردمي ببخشند. و در اين كار موفق شدند. در اين تظاهراتهاي جديد نيروهاي چپ نقش مهمي را در دادن آگاهي ضد امپرياليستي به توده هاي مردم بازي مي كنند و در اوراق تبليغي خود رابطه ميان جنگ و امپرياليسم و سرمايه داري جهاني را شرح مي دهند.

در آمريكاي لاتين در كشورهاي مكزيك، كلمبيا، برزيل، آرژانتين، شيلي و پرو تظاهراتها بزرگي در ضديت با امپرياليسم آمريكا و جنگ در عراق بر پا شد. شعار «يانكي گو هوم» (يانكي به خانه ات برگردد) كه شعار محبوب اهالي آمريكاي لاتين عليه امپرياليسم آمريكاست، تر و تازه شد و اين بار در همبستگي با كشور و مردمي كه در آنسوي اقيانوسهاست، طنين انداخت. دولتهاي آمريكاي لاتين كه قبل از آغاز اين جنگ در بحران حادي بسر مي بردند و در آستانه سقوط قرار داشته و زير ضربات اعتراضات و شورشهاي توده اي اميدي به ادامه حكومت نداشتند ( مانند بوليوي، آرژانتين و غيره) اكنون متزلزل تر شده اند. دولت مكزيك كه نوكر درجه يك آمريكاست از ترس جنبشهاي توده اي نتوانست در شوراي امنيت سازمان ملل به نفع  آمريكا راي بدهد. در نپال با فراخوان حزب كمونيست نپال (مائوئيست) دهها هزار نفر در پايتخت آن، كاتماندو، به تظاهرات و ميتينگ عليه جنگ آمريكا پرداختند. حزب كمونيست نپال (مائوئيست) هفت سال پيش جنگ خلق قدرتمندي را در نپال براه انداخت كه موفق به آزاد كردن اكثر مناطق روستائي و استقرار قدرت نوين خلق شده است.

 

كشورهاي اروپاي شرقي

مردم كشورهاي اروپاي شرقي كه پانزده سال پيش آرزو داشتند تا امپرياليستهاي غربي آنان را از دست ديكتاتوريهاي اروپاي شرقي رها كنند، امروز شباهت كامل امپرياليستهاي شرقي و غربي را به عينه دريافته اند. جوانان شرق دروغ بودن آن تبليغات پانزده سال پيش كه غرب امپرياليستي را مظهر ترقي و آزادي و دموكراسي قلمداد مي كرد، عميقا فهميده اند. توده هاي مردم، از مسكو تا ورشو و بوداپست و پراگ، به اعتراضات خياباني مردم جهان عليه آمريكا و انگليس پيوستند. و پس از سالها تجربه مستقيم حكم خود را عليه سرمايه داري نوع  غربي صادر كردند: از سرمايه داري امپرياليستي غربي به همان اندازه سرمايه داري امپرياليستي دولتي بيزاريم.

 

در غرب خبرهاي زيادي هست

جنبش ضد جنگ در كشورهاي غربي و بالاخص در آمريكا و انگليس از كميت عظيم و كيفيت بالا و استمرار زيادي برخوردار است. مشخصا در برلين، لندن، نيويورك، مادريد و رم دانش آموزان مدارس نقش مهمي در استمرار اين مبارزات دارند.

«عمل مستقيم» شعار جوانان است. آنان ناگهاني و سريع عمل مي كنند. خبر تجمع و مبارزه را دهان به دهان پخش مي كنند. به يكباره دانش آموزان و دانشجويان از سر كلاسهايشان بيرون ميايند. كارگران ساختماني دست از كار مي كشند. و در خيابانها با يكديگر به بستن راه ها اقدام مي كنند.

جوانان براي تظاهرات يا بستن خيابانها در آتن، سانفرانسيسكو و مادريد از وزارتخانه يا پليس اجازه نمي گيرند. «عمل مستقيم» راهنماي عمل است. مشخصا در سانفرانسيسكو اعتراضات «اضطراري» (ناگهاني و بدون خبر و سازماندهي قبلي) كماكان ادامه دارد. مردم اين شهر بسيار عصباني اند. جوانان معترض مي گويند در اين كشور ميليونها نفر بدون سرپناه و بيمه درماني زندگي مي كنند و آنوقت دولت بوش به آنور  دنيا مي رود تا با كشتار مردم آنجا ثروتمندان اين كشور را ثروتمندتر كند. و تازه اينكار را هم به اسم ما مي كند.

در روزهاي پس از آغاز جنگ جوانان نيويورك و سانفرانسيسكو كه با مجربترين پليس هاي ضد شورش طرف هستند، توانستند با عمليات جنگ و گريز و با بكار گرفتن شجاعت و بي باكي، تمام شهر را از كار بيندازند. در سانفرانسيسكو اين مبارزه حداقل سه روز به طول انجاميد و با موفقيت كامل پيش رفت. تلويزيونهاي جهان كه بشدت سانسور مي شوند  اين چهره هاي جوان را كه در خيابانها به اعتراض مقابل ماشين ها خوابيده اند نشان نمي دهند.

روز آغاز جنگ در سانفرانسيسكو هزاران نفر در مركز شهر جمع شدند. و در مقابل كمپاني «بكتل» كه قرار است بعد از اينكه آمريكا و انگليس عراق را با خاك يكسان كردند قراردادهاي بازسازي عراق را بگيرد، تحصن كردند. در مركز شهر تظاهر كنندگان ديگر خيابانها را بلوكه كردند. براي اينكه پليس نتواند آنها را حركت دهد خود را با زنجير به ستونهاي خيابانها بستند. در نقاط ديگر تظاهر كنندگان تاكتيك انعطاف پذير ديگري را استفاده كردند. آنها براي اينكه دستگير نشوند چهار راه ها را مي بستند، صندلي و ميز و كيوسكها را به وسط خيابانها آورده و ترافيك را بند مي آوردند و سپس به نقطه اي ديگر حركت مي كردند. جوانان به اهالي شهر مي گفتند بهتر است دست از كار برداريد و جلوي اين جنگ را بگيريد. و در شرايطي كه دولت شما در حال بمباران يك كشور ديگر و كشتار مردم است نمي توانيد مثل هر روز دنبال كارهاي روزمره تان برويد انگار نه انگار كه جنايت هولناكي به نام شما صورت مي گيرد. تظاهراتها به صورت گروه هاي كوچك در نقاط مختلف شهر جريان داشت. اين مساله كار پليس و نيروهاي ضد شورش را خيلي مشكل كرده بود چون در تمام شهر بايد دنبال تظاهراتها مي دويدند. و تظاهرات در يك جا متمركز نبود كه طبق معمول نيرويشان را متمركز كنند و آنرا محاصره و سركوب كنند.

در نيويورك چند دبيرستان با هم ائتلافي تشكيل دادند به نام «بلوك جوانان». آنان تصميم گرفتند كه در مبارزه عليه جنگ از همه پرخروشتر و شلوغ تر و جذاب تر باشند. تعدادشان از چند صد نفر تجاوز نمي كرد. اما منطقه بزرگي از مركز شهر را به اشغال درآورده و مانع حركت ترافيك شدند. پليس قادر نبود از پس اين جماعت پر انرژي، مبتكر و شجاع برآيد. و وقتي كه پليس به «گاز فلفل» متوسل شد دانش آموزان هم صدا دم گرفتند: سلاح شيميائي، سلاح شيميائي! وقتي كه پليس براي گرفتن و زدن اين نوجوانان هجوم آورد بقيه مردم مانند سدي در مقابل آنان ايستادند. و جنگ مغلوبه شد. مردم از وحشيگري پليس به حيرت افتاده بودند. خيلي ها تازه ماهيت دموكراسي آمريكائي را كشف مي كردند.  

دولت آمريكا براي اينكه در مقابل مردم يك عده «مردم» را بياورد خانواده هاي سربازان آمريكائي و مسيحيان بنيادگرا كه طرفدار بوش هستند را براي تظاهرات «حمايت از جنگ» جمع مي كند. اين كار نه تنها روحيه مبارزين ضد جنگ و ضد امپرياليست را تضعيف نمي كند بلكه آنان را مصمم تر مي كند، آنانرا به دشواري راهي كه در پيش است و جديت مبارزه آگاه تر مي كند. فعال بودن حاميان جنگ به ارتقا آگاهي سياسي و محكم شدن عزم مبارزين ضد جنگ مي افزايد. البته اين مقابله و رودروئي در سطح «اختلاف نظر» نمانده بلكه آن بخش از اهالي كه موافق جنگ و دولت آمريكا هستند عليه فعالين انقلابي جاسوسي مي كنند. و درست مانند حزب الله در ايران به ضرب و شتم تظاهر كنندگان مي پردازند و به دستگيري آنان كمك مي كنند. اين مساله نشان ميدهد كه هنگامي كه بخشي از مردم براي مبارزه عليه كثافات اين نظام بلند مي شوند، عده اي از مردم طرف دولت و حكومت خود را مي گيرند و عليه مبارزين شمشير مي كشند. اما مبارزين هراسي از اينان بدل راه نمي دهند و راه هاي مقابله موثر با آنان را پيدا مي كنند.

در آمريكا، اروپا و ژاپن مقابله با رسانه هاي گروهي يكي از فعاليتهاي جنبش ضد جنگ و جنبش جوانان است. رسانه هاي گروهي تنها گوشه اي كوچك از مبارزات ضد جنگ مردم جهان را پخش مي كنند. آنان تا جائي كه مي توانند از پخش صحنه تجمع توده هاي معترض در مقابل پايگاه هاي نظامي ناتو در اروپا يا پايگاه هاي نظامي آمريكا در اروپا، يا خوابيدن مردم در مقابل كاميونها و ترنهاي حامل اسلحه و مواد جنگي، پرهيز مي كنند. جوانان دروغ هاي رسانه هاي گروهي را افشا مي كنند و تلاش مي كنند انحصار آنان بر اطلاع رساني و خلق افكار عمومي بشكنند. دانش آموزان و دانشجويان با  تشكيل تجمعات متعدد در صحن مدرسه و دانشگاه و محله به رد و بدل كردن اخبار واقعي و ارتقا آگاهي سياسي مي پردازند. اوراق تبليغاتي را در شمار بزرگ در محلات مختلف و حتا در مقابل پايگاه هاي نظامي آمريكا در شهرهاي مختلف پخش مي كنند. «سربازان ضد جنگ» در مقابل پايگاه هاي آمريكا در اروپا چادر زده اند و شبانه روز با بلند گو و اوراق تبليغاتي سربازان آمريكائي را دعوت به سرپيچي از جنگيدن در عراق مي كنند. سايتهاي اينترنتي و شبكه هاي خبري انقلابي منبع عمده پخش اين اخبار مبارزاتي است. اين ابتكار و خلاقيت كه از بچه هاي دبستاني تا دانشجويان و مردم عادي را در بر مي گيرد هيئت حاكمه آمريكا و دولتهاي ارتجاعي را كه فكر مي كردند با پول يا با اعمال انحصار بر رسانه هاي گروهي مي توانند مغز مردم را هم در انحصار در آورند مستاصل كرده است. يكي از ابتكارات جوانان ضد جنگ در آمريكا اين است كه از  لباس شخصي ها و نيروهاي پليس عكس و فيلم گرفته و در سايتها اينترنتي در اختيار عموم قرار ميدهند.

بحث و مناظره بر سر استراتژي و تاكتيكهاي مبارزه ضد جنگ يكي از مشغله هاي جدي جوانان است. زيرا آنان واقعا مي خواهند اين مبارزه را به پيروزي برسانند. در اين بحثها آنان به نظرات فعالين قديمي كه هر يك از گرايش و نظريه معيني هستند گوش مي دهند ، سوال مي كنند، فكر مي كنند و سمتگيري مي كنند و خودشان به غني شدن مباحث ميان انقلابيون كه هر يك راهي را براي پيشبرد مبارزه ارائه مي دهند، كمك مي كنند. عمل مستقيم همراه است با ارتقا آگاهي سياسي و هر چه مجرب تر شدن در تعيين استراتژي و تاكتيك مبارزه.

آشنا شدن با روشهاي پليس سركوبگر و همچنين مكر و حيله هاي پليس سياسي كه تلاش مي كند با شايعه پراكني و دو بهم زني در اتحاد ميان رزمندگان اخلال ايجاد كند، بخشي از تجربه ايست كه جوانان از نسل قديم انقلابيون مي آموزند. ترديدي نيست كه بدون شجاعت و بي باكي نسل جوان و تجربه و آگاهي نسل قديم مبارزين پيشبرد چنين رزم پيچيده اي عليه دشمني زشت خو و سركوبگر و توطئه چين امكان ندارد. بهمين جهت جنبش انقلابي انترناسيوناليستي به جوانان مبارز در اقصي نقاط جهان پيام داده است كه براي تضمين پيروزي نهائي و استمرار مبارزه حتما خود را به علم انقلاب يعني ماركسيسم لنينيسم مائوئيسم مجهز كنند. زيرا همانطور كه امپرياليستها و مرتجعين سلاحهاي تئوريكي خود را براي سلطه بر مردم جهان و به اسارت كشاندن آنها دارند، مردم جهان نيز سلاح تئوريك خود را براي به شكست كشاندن اين دشمنان قدرتمند دارند و بايد به آن آگاه باشند، از آن براي تحليل كردن، استراتژي ريختن، متحد شدن و  عمل كردن استفاده كنند.

«سپر انساني» يكي ديگر از اشكال مبارزاتي است كه مبارزين اروپائي و آمريكائي اتخاذ كرده اند. به اين صورت كه عده اي از آنان داوطلبانه به بغداد رفته اند و در مراكزي مانند بيمارستان ها اسكان گزيده اند تا در مقابل بمبارانهاي آمريكا سپر انساني درست كنند و همچنين هنگام بمباران بغداد به نشانه همبستگي با مردم عراق، در كنار آنها باشند. خبرنگاران مترقي، جوانان مبارز آمريكائي و اروپائي، سربازان آمريكائي كه از رفتن به جنگ امتناع كرده اند جزو آنها مي باشند. اينها همچنين به عنوان منبع خبر عمل مي كنند و اخبار واقعي كشتار مردم عراق و نابود شدن بغداد و روحيه مقاومت و ضد آمريكائي مردم را به جهان مخابره مي كنند. اين شكل از مبارزه بيش از هر چيز رشته هاي پيوند ميان مردم دنيا را محكم مي كند و با اينكار به تداوم و استمرار اين مبارزه جهاني كمك مي كند، به آن استحكام مي بخشد، و بر آرمان انترناسيوناليستي ميان مردم عادي جهان تاكيد مي گذارد.

يكي از جوانان آمريكائي كه براي ايجاد «سپر انساني» به فلسطين رفته بود، كشته شد. راشل كوري، دختر بيست و سه ساله آمريكائي (با اجداد يهودي مذهب) همراه با گروه ديگري از جوانان آمريكائي به شهر رفاح واقع در نوار غزه رفته بود تا در مقابل بولدوزرهاي اسرائيلي كه شبانه روز خانه هاي فلسطينيان را با خاك يكسان مي كنند بايستد. يكي از همين بولدوزرهاي اسرائيلي عامدانه او را زير چرخهاي خود له كرد. راشل از فلسطين در نامه هائي به پدر و مادرش نوشت: دو هفته و يك ساعت است كه در فلسطين هستم ... فكر نمي كنم اينجا بچه اي باشد كه در خانه اي زندگي كرده باشد كه تانك هاي اسرائيلي ديوارش را سوراخ نكرده باشند... دو روز پيش يك بچه هفت هشت ساله با تيري كه از طرف يك تانك اسرائيلي شليك شد كشته شد... بچه ها دوست دارند مرا وادار به تمرين عربي شكسته بسته ام كنند. از من مي پرسند «كيف شارون؟ كيف بوش»؟ و مي خندند. وقتي كه من با عربي ناقص مي گويم «بوش مجنون، شارون مجنون» ريسه مي روند... بعضي از بزرگسالان كه انگليسي مي دانند حرف مرا تصحيح مي كنند: «بوش مجنون نيست. تاجر است»... اينجا هشت ساله هايي هستند كه در باره ساختار قدرت جهاني خيلي بيشتر از آن مي دانند كه من چند سال پيش مي دانستم... من از اين جهان متاسفم. من نمي خواستم به چنين دنيائي بيايم. شما هم وقتي مرا بدنيا آورديد نمي خواستيد كه با چنين جهاني مواجه شوم. اما بايد جلوي زشتي هاي آن ايستاد. من ديگر فكر نمي كنم اين كاري افراطي است. من هنوز دوست دارم كه دوست پسر داشته باشم و برقصم. اما نمي توانم با اين جهان سر سازگاري داشته باشم....

راشل در دامان مردم فلسطين جان باخت و با خون خود درخت همبستگي بين المللي مردم جهان را آبياري كرد. او سمبلي براي جوانان عدالت جو و انترناسيوناليست جهان شد. سرويس خبري «جهاني براي فتح» در سوگ راشل نوشت: «جهان راشل هاي زيادي لازم دارد.»

 

ايران

در چنين اوضاعي چه تاسف بار است عقب ماندن جنبش دانشجوئي ايران از اين موج بيداري سياسي نسل جوان. تا كنون هيچ حركت چشمگيري از سوي  مردم ايران عليه اين  جنگ براه نيفتاده است. دانشجويان و توده هاي مردم بدرستي زير پرچم تظاهراتهاي دولتي شركت نمي كنند. اما همانطور كه يك عده از جوانان مصمم در بيروت تصميم گرفتند سنت مبارزات خياباني را از زير نفوذ حزب الله و احزاب دولتي بيرون آورند، و توده هاي مردم را در مبارزات خياباني مستقل درگير كنند، دانشجويان مخالف جمهوري اسلامي نيز مي توانند چنين كنند. شك نيست كه گيجي سياسي دانشجويان در قبال ماهيت سياستهاي امپرياليسم آمريكا در رابطه با عراق و ايران، در اين مساله دخيل است. دانشجويان بايد بدانند همانطور كه چشم اميد دوختن به عنصري مانند خاتمي و جناحي از جمهوري اسلامي بعنوان «منجي» نهايت سادگي و اشتباه بزرگي بود، چشم اميد داشتن به آمريكاي جنايتكار اشتباهي بس بزرگتر است. جوانان بايد توهمات را بدور افكنند و مستقل از رژيم  جمهوري اسلامي، به مبارزات ضد امپرياليستي جهاني بپيوندند.

 

درسهائي كه از مبارزات گوناگون جوانان مبارز جنبش جهاني ضد امپرياليستي مي توان گرفت متعدد است:

- احساسات اصيل انترناسيوناليستي اين جوانان الهام بخش و شورانگيز است. اين احساسات انترناسيوناليستي در اين مساله متبلور مي شود كه جوانان چهار گوشه جهان حاضرند بخاطر حمايت از مردم يك گوشه ديگر جهان، هر كاري مي توانند بكنند و حتا برخي از آنان حاضرند جان خود را براي دست يافتن به جهاني بهتر بدهند. احساسات انترناسيوناليستي در اين متبلور مي شود كه مي فهمند اكثريت مردم جهان با دشمن مشتركي كه يك نظام بي رحم و حريص و سودپرست و خودپرست و خونخوار به نام سرمايه داري جهاني است مواجهند، كه مردم سراسر دنيا داراي آينده اي مشتركند و براي اين آينده مشترك بايد مبارزه كنند.

 - بخش بزرگي از اين جوانان مبارز در جريان مبارزه جمعبندي كرده اند كه جواب دولتهاي ارتجاعي و قدرتهاي متجاوز را فقط با مبارزه مي توان داد. در برخي نقاط و در بعضي مقاطع از طريق مبارزه سياسي انقلابي و در زمان مناسب از طريق مبارزه مسلحانه. امروز جوانان كشورهاي مختلف عمدتا مبارزه سياسي را پيش مي برند اما بخشهاي پيشروئي از اينان در تداركند كه مبارزه را به سطوح عاليتر برسانند. هر روز بر تعداد مبارزيني كه مي فهمند  جواب زور را با زور و جواب تفنگ را با تفنگ بايد داد، اضافه مي شود. اين يك آگاهي اوليه از مناسبات قدرت در  جهان است.

- در كشورهاي عربي جوانان شعارهاي ضد آمريكائي را با خواست سرنگوني حكومتهاي خودشان ادغام كرده اند. و اين نيز درس خاصي است براي ما در ايران كه چگونه نگذاريم دشمنان بومي با به ميدان آمدن دشمنان خارجي، قسر در بروند.

***

مائوئيستها تظاهرات هاي ضد جنگ در نپال را رهبري مي كنند

اين خبري است كه رسانه هاي به اصطلاح «آزاد» غرب عامدانه از انعكاس آن سر باز مي زنند!

سرويس خبري نشريه انترناسيوناليستي جهاني براي فتح در روز 30 مارس 2003  اطلاع داد كه كشور نپال طي هفته پاياني ماه مارس شاهد تظاهرات هاي گسترده اي عليه جنگ امپرياليستي تحت رهبري آمريكا در عراق بوده است. اين سرويس خبري از قول هفته نامه انقلابي «جانادش» چاپ كاتماندو  مي نويسد كه راهپيمائي بزرگي به فراخوان مجمع ضد امپرياليستي در اين شهر انجام شده است. ائتلاف 9 حزب «چپ پارلماني» نيز در روز 24 مارس تظاهرات جداگانه اي برگزار كردند. در مجموع چندين هزار نفر در نقاط مختلف پايتخت نپال گرد آمدند و عليرغم باران سيل آسا با شعارهاي كوبنده و رساي ضد امپرياليستي دست به تظاهرات زدند. بر پرچم ها و پلاكاردها شعارهاي «مرگ بر امپرياليسم آمريكا» و «جنگ عليه عراق بايد متوقف شود» به زبانهاي نپالي و انگليسي به چشم مي خورد. هر يك از احزاب چپ و سازمانهاي دانشجوئي پرچم خود را نيز در تظاهرات حمل مي كرد.

راهپيمائي تحت رهبري مجمع ضد امپرياليستي از پارك راتنا در مركز شهر آغاز شد. در پايان اين راهپيمائي يك ميتينگ توده اي برگزار شد كه در آن «كريشنا بهادر ماهارا» يكي از اعضاي رهبري حزب كمونيست نپال (مائوئيست) سخنراني كرد. هماهنگ كننده مجمع ضد امپرياليستي و شماري از روزنامه نگاران سرشناس و رهبر سازمان دانشجويان مائوئيست كه «اتحاديه انقلابي مستقل سراسري دانشجويان» نام دارد نيز جزو سخنرانان اين ميتينگ بودند.

همزمان در مناطق آزاد شده منجمله در منطقه سرخ اصلي در غرب كشور تشكلات منطقه اي و محلي حزب كمونيست نپال (مائوئيست) تظاهراتهاي  ضد جنگ را سازمان دادتد. اين حزب از سال 1996 جنگ خلق را عليه نظام ارتجاعي حاكم بر كشور آغاز كرده است. در حال حاضر بخش عمده مناطق روستائي نپال تحت حاكميت كميته هاي انقلابي خلق قرار دارد و دهقانان و ساير توده ها از اين طريق قدرت سياسي خويش را به اجرا مي گذارند. اخيرا حكومت نپال به حزب پيشنهاد برگزاري مذاكره را داد. در چارچوب پيش شرط هاي برگزاري اين مذاكرات دولت مجبور شده برخي فعاليت هاي سياسي علني حزب كه قبلا با سركوب خونين روبرو مي شد را مجاز شمارد.

سانسور اخبار مبارزات ضد امپرياليستي در نپال از سوي رسانه هاي غرب مستقيما به وجود يك حزب مائوئيست در رهبري آن مربوط است. قدرتهاي جهاني خوب مي دانند كه توده هاي مردم در سراسر جهان در اين اوضاع متلاطم به دنبال يك بديل انقلابي و پيشرو و پيروزمند مي گردند. و آلترناتيو كمونيستي و جنگ خلق تحت رهبري مائوئيستها مي تواند به سرعت به منبع الهام و اميد هزاران هزار توده خشمگين و خواهان رهائي در كشورهاي مختلف تبديل شود. سكوت مزورانه بلندگوهاي تبليغاتي ارتجاع و امپرياليسم جهاني را بايد با تبليغ گسترده مبارزات تحت رهبري نيروهاي راستين كمونيست دنيا در هم شكست.

 

 

 

 

www.sarbedaran.org