فراموش نخواهيم كرد! عفو نخواهيم كرد!

شاكا سانكوفا و نظام ناعادلانه

 

 از حقيقت دوره دوم، شماره 34، شهريور 1379 – www.sarbedaran.org

 

آندسته وقايع و تحولات سياسي تكان دهنده اي كه فضاي جامعه آمريكا را تحت تاثير قرار مي دهد، نه فقط براي كمونيستهاي انقلابي و مبارزان ضد سيستم در آن كشور، كه براي تمامي انقلابيون و ترقيخواهان جهان حائز اهميت است. امپرياليسم آمريكا، ارباب اصلي اين دنياي كثيف و جهنمي است. آمريكا، در اردوي كشورهاي امپرياليستي، قدرت شماره يك اقتصادي، سياسي و نظامي محسوب مي شود. به همين خاطر، طي چند دهه گذشته، دولت آمريكا به حق آماج خشم و نفرت توده هاي ستمديده در سراسر جهان قرار داشته است. در سالهاي اخير، امپرياليسم آمريكا تلاش كرده اقدامات تجاوزكارانه و جنايات قلدرمنشانه خود را زير پوشش "دفاع از دمكراسي" و پيشبرد "كمك هاي بشر دوستانه" به همراه سازمان ملل به پيش برد. اما انعكاس خبر وحشيگري يانكي ها كه هر روز از ميان ستمديدگان سياه و لاتين و سفيد قرباني مي گيرد، و خيزش توده ها كه عكس العملي به استثمار طبقاتي و ستمگري ملي و جنسي و نژادي در اين كشور است، هر بار نقاب از چهره هيئت حاكمه آمريكا بر مي دارد. در آمريكا، يك جنبش گسترده عليه خشونت پليس و روند فزاينده قتل تعداد بيشماري از جوانان در كوچه و خيابان توسط افراد پليس به راه افتاده است. محاكمات ناعادلانه و صدور حكم حبس طولاني يا اعدام براي مبارزان انقلابي و يا توده هائي كه خود قرباني اين نظام دهشتناكند نيز يكي ديگر از موضوعات اعتراض و مبارزه ضد حكومتي است. در اينجا مي توان به دو مورد مهم اشاره كرد. يكي مبارزه براي جلوگيري از اعدام موميا ابوجمال (انقلابي سياهپوستي كه از فعالين سرشناس حزب پلنگان سياه بود و به جرم دروغين كشتن يك پليس سالهاست كه زير حكم اعدام قرار دارد) و مبارزه براي آزادي لئونارد پلتيه (از فعالين مبارزه براي احقاق حقوق بوميان آمريكا كه طي يك درگيري مسلحانه با پليس فاشيست آمريكا دستگير شد و بيش از 20 سال است كه در زندان بسر مي برد). حزب كمونيست انقلابي آمريكا، به مثابه پيشاهنگ انقلابي پرولتاريا در تمامي اين مبارزات نقش فعال بازي مي كند. تلاش براي جلوگيري از اعدام "شاكا سانكوفا" انقلابي سياهپوست يكي از مبارزات مهم ماه هاي اخير بود. مقاله زير براي آشنائي بيشتر خوانندگان "حقيقت" با اين مبارزات، و افشاي هر چه بيشتر ماهيت ضد مردمي نظام سرمايه داري امپرياليستي تهيه شده است. اين مقاله اقتباسي است از گزارشات و مقالاتي كه "كارگر انقلابي" (ارگان حزب كمونيست انقلابي آمريكا) در اين باره منتشر كرده است.

 

روز 22 ژوئن 2000 در ساعت 8 و 49 دقيقه بعد ازظهر قلب "شاكا سانكوفا" در سالن اعدام زندان "هانتس ويل" تگزاس از تپيدن بازايستاد. نظام ناعادلانه حاكم اين انقلابي سياهپوست را بيرحمانه به قتل رساند. "شاكا سانكوفا" در برابر دستگاه جنايتكار مقاومت كرده از هر گونه همكاري با آن سرباز زده بود. او تا به آخر در اين راه ايستادگي كرد. در ماه مه، نگهبانان زندان مجبور شدند براي انتقال وي به بخش ويژه حفاظتي از اسپري گاز فلفل استفاده كنند. او حتي تا لحظه اعدام با نگهبانان درگير شد و سرانجام بزور او را بر تخت اعدام بستند. "شاكا" در يك رشته مصاحبه ها با رسانه هاي گروهي در حاليكه عزم و اراده در نگاه و صدايش موج مي زد، نژادپرستي و ناعادلانه بودن سيستم حاكم را محكوم كرد. 

"شاكا" حاضر نشد در مراسم هميشگي "شام آخر" قبل از اعدام شركت كند. يك تيم پنج نفره مامور شدند كه او را بزور از سلولش به سالن اعدام بكشانند. شاهدان عيني گفتند كه دست بند همچنان بر دستانش بود و سرش را بزور به پائين هل مي دادند. بر روي بازوانش جراحاتي بچشم مي خورد. اما بسرعت بدنش را با ملافه اي پوشاندند تا آثار ضرب و جرح پنهان بماند. 

دشمنان "شاكا" اميدوار بودند كه او از خود ضعف نشان دهد يا طلب بخشش كند و يا صرفا در اين لحظات آخر ساكت بماند. ولي آنان در اشتباه بودند. "شاكا" پايدار و شجاع بود و هنگامي كه تزريق ماده مرگبار به او آغاز شد، بيانيه اي قدرتمند و شورانگيز ايراد كرد.

استواري و شجاعت "شاكا" در اين مبارزه به روشن كردن سره از ناسره، عدالت و بيعدالتي، دوست و دشمن، براي ميليونها نفر از مردم آمريكا و ساير كشورها ياري رساند. مبارزه او ماهيت واقعي حكام ددمنش و جنايتكار را بيش از پيش آشكار كرد. در يك طرف سياهپوستي ايستاده بود كه در يك محاكمه كاملا ناعادلانه به مرگ محكوم شده بود و حتي بسياري كسان كه به دمكراسي آمريكائي ايمان دارند به اين بيعدالتي اذعان داشتند. او را بر پايه شهادت بي اساس يك ناظر و بدون هيچگونه مدرك واقعي به اتهام قتل محكوم كردند. در آن محاكمه براي وي وكيل تسخيري بيعرضه اي تعيين كرده بودند كه نتوانست دو نفر شاهد ماجرا كه به پليس گفته بودند "شاكا" در اين قتل شركت نداشته را به دادگاه فرابخواند. 

در طرف ديگر حكومت و دادگاه ايستاده بود كه حتي حاضر نشد اعدام را موقتا به تاخير بياندازد. اينان حتي حاضر نشدند حرفهاي شهود را كه براي اولين بار ابراز مي شد بشنوند و تمامي مدارك مربوط به اين قتل را مطالعه كنند.

"شاكا سانكوفا" كه بود؟ او يكي از بيشمار جوانان سياهپوست بود كه در محلات فقر زده "هوستون" در ايالت تگزاس زندگي مي گذراندند. وقتي كه كلاس هفتم بود و از مدرسه اخراجش كردند، كماكان خواندن و نوشتن نمي دانست. همانطور كه بعدها "شاكا" در مورد خود گفت جواني غير قابل كنترل بود كه به دنياي موجود گردن نمي گذاشت اما قادر نبود ريشه هاي واقعي فقر و نژادپرستي موجود را ببيند. وقتي كه ماجراي قتل پيش آمد، در پرونده "شاكا" چند مورد دزدي مسلحانه ثبت شده بود. تنها دليلي كه پليس و بازجويان وي را بعنوان مظنون به قتل دستگير كردند، اين بود كه طعمه سهل و ساده اي براي محكوم كردن بود. تنها شاهد دادستاني، كسي بود كه در شب حادثه در فاصله 80 متري از محل وقوع قتل درون يك ماشين نشسته بود. توصيفات اوليه شاهد از ضارب، با مشخصات "شاكا" خوانائي نداشت. در گزارش پليس قيد شده بود كه دو نفر ديگر اعلام كردند "شاكا" تيراندازي نكرده است. بعلاوه پليس و بازجويان اينرا هم مي دانستند كه اسلحه اي كه از "شاكا" گرفته اند همان نيست كه در قتل بكار رفته است. اما هيچيك از اين مدارك دال بر بيگناهي "شاكا" به دادگاه ارائه نشد. وكيل تسخيري كه "شاكا" را پيشاپيش مجرم مي شناخت هيچگونه تحقيقاتي را پيش نبرده، به دفاع از او برنخاست. امروز سه تن از اعضاي هيئت منصفه اي كه "شاكا" را محكوم كردند شرمسارانه اذعان دارند كه اگر از اين شواهد و مدارك باخبر بودند تصميم ديگري مي گرفتند.

زماني كه "شاكا" از سوي دادگاه محكوم شد وي را به يكي از سلول هاي ويژه محكومان به اعدام فرستادند. اين سلولها براي آزار، تحقير و شكستن روحيه زندانيان طراحي شده است. "شاكا" 19 سال در اين سلول بسر برد. طي اين مدت پدر و مادر وي مردند و او اجازه شركت در مراسم تدفين شان را نيافت. او حتي از ملاقات حضوري با دو فرزندش منع شد. اما عليرغم همه اينها، "شاكا" حاضر به تسليم نشد. او در زندان خواندن و نوشتن را آموخت، به آگاهي و بيداري سياسي دست يافت و به بيعدالتي هاي بيشمار حاكم بر جامعه پي برد. "شاكا" در زندان گروهي از فعالان سياسي را به نام "پروژه تلاش" بنيان نهاد كه نشريه اي به همين نام داشت. او طي مصاحبه اي در سال 1996 درباره مجازات اعدام چنين گفت: "تنها طريق مقابله موثر و كيفيتا متفاوت با اين مسئله اين است كه كل سيستم را مورد حمله قرار دهيم. ما بدنبال اصلاحات نيستيم و بسيار فراتر از آنرا مي خواهيم. ما بدنبال چيزهائي مانند عفو بر پايه رفتار خوب و انساني كه سرانجام هم به اعدام مي انجامد نيستيم. ما مي خواهيم كه كل اين جريان متوقف و نابود شود." دفتر عفو و تجديد نظر در تگزاس چند ساعت قبل از اعدام "شاكا" رسما اعلام كرد كه حكم را ابرام كرده است. بدون اينكه مسئولان اين دفتر حاضر شوند دور هم بنشينند و بر سر اين تصميم بحث كنند. آنها راي خود را با فكس فرستادند. پشت اين نهاد، "جورج دبليو بوش" فرماندار تگزاس ايستاده كه تمام اعضاي اين دفتر را منصوب كرده است. همه مي دانستند كه اگر "بوش" دهان باز كند مي تواند اين تصميم گيري را تغيير دهد. اما وي مصمم بود كه صد و سي و پنجمين اعدام را طي دوران فرمانداريش به انجام برساند. منطق "بوش" و همدستانش اين بود كه "شاكا" بهر حال "فرد شريري" است. بنابراين حتي اگر مدركي مبني بر مجرم بودن وي وجود نداشته باشد، او مستحق اشد مجازات است. از طرف ديگر "ال گور" رقيب انتخاباتي او از حزب دمكرات نيز اظهار كرد كه بهرحال وقوع اشتباهات در اين سيستم اجتناب ناپذير است. او بهيچوجه حاضر نشد كلامي در مورد مشخص اعدام "شاكا" و شواهدي كه دال بر بيگناهي وي بود بزبان بياورد. "ال گور" در سخنراني هاي خود بر موضع دفاع از مجازات اعدام پافشاري كرد. مضمون بحث وي اين بود كه در اينجا همه را اعدام مي كنيم و در دنياي ديگر خدا خودش مجرمان را از بيگناهان جدا خواهد كرد. 

اما مردم نسبت به جنايتي كه در شرف تكوين بود عكس العملي خشمگينانه نشان دادند. دولت با آگاهي از خشم و نارضايتي مردم از اين حكم ناعادلانه، صدها نفر از نيروهاي سركوبگر رنگارنگش را به شهر "هانتس ويل" اعزام كرد. همه آنها به سلاحهاي گرم و جليقه هاي ضد گلوله و ابزار مقابله با شورش مسلح بودند. آمده بودند تا از حق هيئت حاكمه در قتل قانوني "شاكا سانكوفا" دفاع كنند. در ساعت 5 و 55 دقيقه بعد از ظهر صدها نفر از كساني كه با خواست لغو حكم اعدام "شاكا" در مقابل ساختمان زندان گرد آمده بودند به سنگرهائي كه پليس برپاكرده بود هجوم برده كوشيدند خود را به درهاي ورودي ساختمان برسانند. پرچم بزرگ سرخي در كنار پرچم سياهرنگ آنارشيستها همدوش هم در اهتزاز بود. پليس سراسيمه شده بود. آنها با عجله موانع جديدي درست كردند و كوشيدند مردم را عقب برانند. تعداد كساني كه در آنروز خود را به محل اعدام "شاكا" رساندند بر هزار نفر بالغ مي شد. آنان به فراخوان "شاكا" پاسخ گفتند: 

"من به قدرت خلق براي بپاخاستن و مقابله با اين بيعدالتي ايمان دارم. مسئله بسيار بزرگتر از شخص من است." 

مردم همچنان به موانعي كه پليس بر پا كرده بود فشار مي آوردند و مي كوشيدند آنها را واژگون كنند. شش جوان و دو مبارز قديمي در اين درگيري دستگير شدند. سپس جمعيت پرچم ايالت تگزاس را به آتش كشيدند. كمي بعد "حزب پلنگان سياه نوين" و "جنبش نوين سياهان مسلمان" با تفنگهاي خود در محل حاضر شدند. جوانان سياهپوست به وجد آمده بودند. گروهي از ناسيوناليستهاي سياه، پرچم آمريكا را به آتش كشيدند و سرانجام عروسك "جرج بوش" طعمه آتش شد. اين صحنه طلايه اي از آينده انقلابي بود.

همزمان با اين تظاهرات، زندانيان در بخش زنان ماجرا را مستقيما از تلويزيون دنبال مي كردند. بعضي از آنان زماني كه "شاكا" بيانيه شش دقيقه اي خود را ايراد كرد به شدت هيجان زده شده مي گفتند : "ادامه بده، حرف بزن!" 

نظام سرمايه داري، "شاكا سانكوفا" را دستگير، محكوم و اعدام كرد. اين جنايتي ننگين و غير قابل تحمل است كه هرگز فراموش و بخشوده نخواهد شد. "شاكا" تا به آخر پر توان و قاطع و انقلابي باقي ماند. ميراثي كه او براي مردم بر جاي گذاشت، بپاخاستن، مصاف كردن و پيشبرد مبارزه جسورانه عليه سيستم است. او در واپسين دم حيات چنين گفت:

"شما مي توانيد يك انقلابي را بكشيد اما نمي توانيد از انقلاب جلوگيري كنيد. انقلاب به پيش خواهد رفت. خلق، انقلاب را به پيش خواهد راند."

 

www.sarbedaran.org