درود بر مبارزان «سياتل»!

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 32، فروردين 1379 – www.sarbedaran.org

 

اين مقاله بر مبناي گزارشات نشريه كارگر انقلابي ارگان حزب كمونيست انقلابي آمريكا شماره 1304، دسامبر 1999 تهيه شده است.

   

   درست يكماه مانده به آغاز قرن بيست و يكم، مبارزه اي مهم در يكي از شهرهاي آمريكا (سياتل) و همزمان در بسياري از نقاط جهان بوقوع پيوست. در روز 30 نوامبر 1999 (نهم آذر 1378) پنجاه هزار كارگر، دانشجو و دانش آموز، مهاجرين آسيائي و آفريقائي و آمريكاي لاتيني مقيم آمريكا، از سراسر آمريكا در شهر سياتل گرد آمدند و مصممانه نشست وزراي كشورهاي عضو “سازمان تجارت جهاني” را به شكست كشاندند. اين مبارزه، صداي كليه توده هاي تحت ستم و استثمار دنيا، عليه سرمايه داري جهاني بود. صداي محرومين جهان عليه بيكاري، گرسنگي، نابودي اقتصادهاي بومي در كشورهاي تحت سلطه امپرياليسم (موسوم به جهان سوم) و محروميت اكثر مردم جهان از نيازهاي اوليه زندگي مانند غذا، مسكن و بهداشت و آموزش، بود. توجه به اين مبارزه براي كارگران، دهقانان، زنان و جوانان در ايران اهميت بسيار دارد.

   پنجاه هزار نفري كه از سراسر آمريكا گرد آمده بودند ساختمان محل برقراري جلسه و هتلهاي محل سكونت مديران و برنامه ريزان كمپانيهاي چند مليتي و سران دولتها را محاصره كردند؛ هليكوپترهاي ارتش آمريكا بر فراز آنان به پرواز درآمدند، نيروهاي ضد شورش با اسلحه و تانك و گاز اشك آور براي سركوب آنان به ميدان آمدند. اما اين جمع بي باك عقب ننشست و با جنگ خياباني كه يك روز تمام بطول كشيد و در روزهاي بعد نيز ادامه يافت، جلسه سالانه سازمان تجارت جهاني را بالكل به شكست كشاند.

   حكومت آمريكا نقشه هاي بزرگي براي ارائه به اين نشست داشت و چنين تبليغ مي كرد كه اين “بزرگترين كنفرانس تجارت” است كه تا كنون در ايالات متحده برگزار شده است. دستور كار آنها براي اين نشست، اين بود كه كنترل منافع سرمايه داري آمريكا بر كشاورزي كشورهاي تحت سلطه را افزايش دهند، سلطه محصولات صادراتي كشاورزي آمريكا در سراسر جهان را تقويت كنند و نفوذ صنايع ارتباطي و خدمات مالي آمريكايي را در ساير بازارهاي بين المللي گسترش دهند. 

   اما مبارزين نيز نبردي نقشه مند را تدارك ديده بودند تا توجه جهانيان را به سياستهاي بيرحمانه و ضد مردمي سازمان تجارت جهاني و گلوباليزاسيون امپرياليستي جلب كنند. زماني كه دولت آمريكا نيروهاي نظامي خود را براي سركوب تظاهر كنندگان به ميدان آورد واقعيات خشن دمكراسي آمريكايي در گوشه و كنار جهان همراه با تصاوير تظاهر كنندگان و گازهاي اشك آوري كه از سوي پليس ضد شورش شليك مي شد و استقرار قواي گارد ملي در محلات مركزي سياتل، به نمايش درآمد. نشستهاي درهم و برهم كنفرانس سازمان تجارت جهاني در شرايطي صورت مي گرفت كه محلات مركزي شهر در اشغال نظامي بود. يكي از تظاهر كنندگان بلافاصله بعد از آزادي از زندان به خبرنگار نشريه “كارگر انقلابي” ـ ارگان حزب كمونيست انقلابي آمريكا، گفت: “بعقيده من، در كشورهاي جهان سوم تجارت آزاد را به زور رژيمهاي نظامي و عمليات نظامي تحميل كرده اند. و همين مسئله اين هفته در سياتل بازتاب يافت. در اينجا هم “سازمان تجارت جهاني” از طريق سركوب نظامي و عمليات نظامي گلوي ما را فشرد...ما تسليم نمي شويم. آنها ميتوانند ما را به زندان بيندازند... ولي ما همچنان به ميدان مي آييم و هيچگاه از مبارزه دست نمي كشيم.”

   زماني ماركس گفت انقلاب جشن توده هاست. وقتي توده ها آگاهانه دست به مبارزه عليه ستم و استثمار ميزنند روح و ذهنشان به پرواز در ميايد و نشاط صفوف آنان را در بر ميگيرد. در سياتل نيز چنين بود. خيابانها شاهد جشنواره نشاط آفريني از مقاومت و نافرماني بود. معترضان شجاع در مقابل گاز اشك آور، باتون، گاز فلفل، گلوله پلاستيكي، نارنجك بيهوش كننده و قواي پليس ضد شورش ايستادگي ميكردند، سنگرهاي خياباني برپا ميداشتند و براي در اختيار گرفتن نقاط تقاطع كليدي شهر با پليس ميجنگيدند. كارگران بندر، بندر سياتل را تعطيل كردند و همراه با آنها كل بنادر ساحل غربي هم تعطيل شد. 52 هزار كارگر در خيابانها راهپيمائي مي كردند، وگرداگرد مركز اجتماعات كه محل برگزاري اجلاس سازمان تجارت جهاني بود كاملا توسط تظاهركنندگان اشغال شده بود. ساعت چهار و نيم بعدازظهر بود كه پليس حملات سنگيني را با پرتاب گاز اشك آور آغاز كرد تا خيابانهاي مركزي شهر را از جمعيت خالي كند. شهردار سياتل آنشب را در مركز شهر “وضعيت اضطراري” اعلام داشت. دو واحد از قواي گارد ملي به دستور فرماندار وارد عمل شدند. طبق معمول همه دولتهاي مرتجع جهان، نيروهاي پليس و انتظامي براي مشروع جلوه دادن عمليات وحشيانه خود شروع به داستانسرائي كردند كه: “مشتي آنارشيست خشونت طلب ميخواستند راهپيمائي مسالمت آميز و قانوني را بهم بزنند و ما مجبور شديم به آنها حمله كنيم”. مقامات حكومت آمريكا همه تلاش خود را بكار بردند كه صف كارگران عضو اتحاديه ها را از توده جوانان جدا كنند و از اين طريق  اقدامات سركوبگرانه خود را موجه جلوه دهند. روز دوم كه قرار بود كلينتون، رئيس جمهوري آمريكا، واردسياتل شود، پليس و گارد ملي نيروهاي كمكي براي سركوب جوانان وارد شهر كردند. با اين وجود، جوانان عقب ننشستند. هزاران جوان و افراد ديگر به منطقه “تظاهرات ممنوع” پا گذاشتند. راهپيمائي كارگران فلزكار بسوي مركز شهر حركت كرد. پليس در داخل و خارج منطقه ممنوعه كوشيد آنان را متوقف كند. مبارزه شب هنگام در اطراف مجلس ايالتي دنبال شد. در اينجا جشن بزرگي برپا بود: جشن پرچم سوزان! با فراخوان تشكيلات ضد امپرياليستي “وي.وي.اي.دبليو” (سربازان ضد جنگ ويتنام) جوانان پرچم آمريكا و ساير مظاهر نفرت انگيز ستمگري به آتش كشيدند. رژه توده ها چند ساعت ادامه يافت. سرانجام حمله پليس آغاز شد. صدها نفر از دستگير شدگان به پايگاه نيروي دريائي “سند پوينت” بردند. در اينجا يك اسارتگاه ويژه توسط پليس ضد شورش برپا شده بود. عده اي از تظاهركنندگان به مدت 24 ساعت راه هاي منتهي به زندان را مسدود كردند. كلينتون از استقرار دولت پليسي حمايت كرد و تظاهركنندگان “خشن” را محكوم نمود. او كوشيد صف معترضان رزمنده را از راهپيمائي “مسالمت آميز” اتحاديه هاي كارگري جدا كند. در همان حال كه كلينتون در مصاحبه خود نسبت به اهداف گروه هاي سنديكائي و طرفداران حفظ محيط زيست و حق اعتراض مسالمت آميز ابراز علاقه مي كرد، پليس ضد شورش چند بلوك آنطرف تر با شدت اعتراضات مسالمت آميز را سركوب مي نمود. 

   مقامات بقصد تفرقه افكندن در صفوف معترضان، حملات خود را متوجه كساني كردند كه نقاب بر چهره داشتند. در ميان فعالين جنبش بحث شد و هشدار داده شد كه هرگز نبايد به دام اين تفرقه افكني دولت افتاد و به آنها اجازه داد كه تحت عنوان مبارزه با خشونت به شكار مبارزين بپردازند، زيرا بزرگترين خشونت طلبان دنيا همين دولتهاي امپرياليستي و دولتهاي مرتجع جهان هستند و آنها هستند كه بر كليه ابزار خشونت از سلاحهاي ضد شورش خياباني تا بمبهاي هسته اي مجهز هستند. يك مبارز سياهپوست كه تجربه جنگ ويتنام را داشت توجه همه را به سلاحهاي دست پليس جلب كرد و فرياد زد: “اينها سلاحهاي ضد شورشهاي شهري نيست، اينها سلاحهاي جنگي است!” مردم شعار مي دادند: “هيچ قدرتي مثل قدرت خلق نيست. زيرا اين قدرت، پايان ناپذير است.” مردم در ميان ابر گاز اشك آور به مقاومت ادامه مي دادند و بر سر حفظ چهارراه هاي كليدي با پليس نبرد مي كردند. جواني ميگفت: “خيلي عالي است كه اين همه مردم اينجا هستند و چهارراه را بسته اند. آنها مقاومت مي كنند. حتي خيلي از افراد ترسيده اند، با وجود اين ايستاده اند و از جايشان تكان نمي خورند.” 

    يك گروه 300 تا 400 نفري از “مجمع خلق” كه به ابتكار گروه فيليپيني “بايان” در آمريكا درست شده، بسمت محل درگيريها راهپيمائي مي كردند. اين تظاهرات شامل گروهي از فيليپيني هاي مقيم آمريكا، نمايندگاني از آفريقا، و آمريكاي لاتين، حزب كمونيست انقلابي آمريكا و بسياري افراد ترقيخواه و ضدامپرياليست ديگر بود. رافائل ماريانو (يكي از نمايندگان و رهبران جنبش دهقانان فيليپين كه از فيليپين آمده بود) و ويليام هينتون (نويسنده كتاب معروف فن شن درباره تحولات روستاهاي چين بعد از انقلاب 9491) سخنراني كردند. نماينده “گابريلا” (تشكيلات زنان فيليپين) طي سخنراني خود چنين گفت: “مردم نومستعمرات و مستعمرات امپرياليسم آمريكا اينجا هستند، زيرا زمان حسابرسي فرارسيده است. ساليان سال است كه امپرياليسم آمريكا باعث مرگ و نابودي زنان و كودكان و مردان، خانواده ها و بوميان فيليپين و جهان سوم و كشورهاي موسوم به جنوب شده است. ما به اينجا آمده ايم تا درست در شكم هيولا اعلام كنيم كه: مرگ بر امپرياليسم آمريكا! ما مي گوئيم كه: سازمان تجارت جهاني را به زباله دان بفرستيد! ما مي گوئيم كه: ديگر بس است!” سخنگوي حزب كمونيست انقلابي آمريكا ـ شاخه سياتل ـ نيز در بخشي از سخنان خود چنين گفت: “ما در اين كشور به يك انقلاب نياز داريم. فكر مي كنم خيلي ها اين را قبول دارند. فكرش را بكنيد اگر ما اين سگها را از قدرت بيندازيم، اگر زنجيرهاي اسارتمان را بر فرق اينان بكوبيم، اگر گوركن شان باشيم و اينان را به خاك بسپاريم، چه خدمتي به مردم جهان كرده ايم. اين اشباح ماقبل تاريخ، اين دايناسورهاي عقب مانده كه دورانشان مدتهاست بسر آمده، اين موجودات معوج بايد گورشان را گم كنند!”. 

   جوانان و دانشجويان از نقاط مختلف آمريكا به سياتل رفته بودند. در بين آنها افكار و عقايد گوناگون، تجارب و فلسفه هاي مختلف بچشم مي خورد. اما يك خواست همه آنها را متحد مي كرد: جلوگيري از اقدامات ضد مردمي سازمان تجارت جهاني. اقداماتي كه عليه مردم و كارگران و محيط زيست جهاني است. عشق و علاقه به يكديگر و به خلق، و خواست يك دگرگوني اساسي در بين كساني كه در اين مبارزه شركت جستند در حال رشد و گسترش است.

   يك زن جوان از شور و شوق مبارزاتي نوين جوانان گفت: “جهل، ناتواني است. آگاهي، قدرت است. اگر چيزي درباره سازمان تجارت جهاني بدانم كه شما نمي دانيد هر كاري از دستم برمي آيد مي كنم تا شما هم واقعيات را بفهميد. و بعقيده من اين آگاهي در حال گسترش است. انقلاب در راهست!”

   يكي از تكان دهنده ترين جنبه هاي اعتراضات سياتل، عزم و بيباكي جوانان بود. آنها بي اعتنا به آنچه بسويشان پرتاب مي شد در ميدان باقي مي ماندند. روحيه رزمنده آنان شور و شوق به ارمغان آورده بود. ابتكارات مبارزاتي، بسيار بود. بعضي از تظاهر كنندگان گلوله هاي گاز اشك آور را دوباره بسمت پليس پرتاب مي كردند؛ بسويشان سنگ و چوب و بطري مي انداختند؛ جعبه هاي روزنامه و سطلهاي زباله را از جاي مي كندند تا از آن سنگرهاي كوچك خياباني مي ساختند. همبستگي مردم در زندان و درون اتوبوسهاي حامل دستگيرشدگان عالي و الهام بخش بود.

   همزمان در بسياري از كشورهاي جهان كارگران و دهقانان و روشنفكران انقلابي و زنان به خيابانها آمدند و صداي اعتراض خود را عليه حرص و آز سرمايه داري جهاني و سياستهاي “تجارت آزاد” و “ليبراليزاسيون اقتصادي” بلند كردند. در فيليپين روز 30 نوامبر 99 هزاران نفر به دعوت “بايان” و “كامو” (1) در اعتراض به سياستهاي سازمان تجارت جهاني به تظاهرات پرداختند. تئودورو كاسينيو، دبير كل “بايان” گفت: وقتي حكومت فيليپين در سال 1994 به سازمان تجارت جهاني پيوست، وعده داد كه براي نيم ميليون نفر در كشاورزي و صنعت مشاغل جديد ايجاد خواهد شد. اما امروز ما شاهد خيانت به اين وعده هستيم. در حالي كه آمريكا و ساير كشورهاي پيشرفته، كشورهاي عقب مانده را مجبور به باز كردن دروازه هاي اقتصادشان مي كنند، اقدامات حفاظتي را در مورد كشاورزي و صنعت خودشان بعمل در مي آورند. وي رقم بيكاري در فيليپين را 40 درصد برآورد كرد.

   در سواحل غربي آمريكا، روز 30 نوامبر كارگران عضو اتحاديه بين المللي اسكله ها و بنادر (ا. ب. ا. ب.” در حمايت از تظاهركنندگان سياتل، بنادر را به تعطيل كشاندند و ساحل غربي را بستند. نيمي از تجارت دريائي آمريكا از طريق بنادر غربي صورت مي گيرد. كارگران در بيش از 50 بندر از لانگ بيچ و لس آنجلس گرفته تا تاكوما، سن فرانسيسكو و اوكلند، به مدت 8 ساعت دست از كار كشيدند. تعطيل كار در ساير بنادر به مدت سه ساعت حوالي ظهر انجام شد. برخي از كارگران “ا. ب. ا. ب.” به سياتل رفتند و در راهپيمائي ها شركت كردند.

   يكي از سخنگويان اين اتحاديه كارگري گفت: “تشكيلات ما اعتقاد دارد كه سياستهاي تجارت آزاد كه از سوي سازمان تجارت جهاني اتخاذ شده، دشمن حقوق كارگران، دشمن حفظ محيط زيست و دشمن دمكراسي است.”

   در مكزيكوسيتي، روز 28 نوامبر 99 صدها نفر از اهالي شمال مكزيك با اسبهايشان پايتخت را قرق كردند. اين اقدام سمبليك، تكرار حركت مشهور “پانچو ويلا” رهبر شورشي مكزيك در 85 سال پيش به هنگام انقلاب مكزيك بود. آنها عليه توافقنامه تجارت آزاد در منطقه شمال قاره آمريكا (موسوم به “پيمان نفتا”) دست به اعتراض زدند. يكي از نتايج پيمان نفتا، افزايش واردات غله، ميوه و ساير محصولات كشاورزي آمريكا به مكزيك بوده است. يكي از تظاهركنندگان كه از شهر “سيوداد خوارز” آمده بود چنين مي گفت: “صندوق هاي سيب منطقه چيخواخا باد كرده و روي دستمان مانده، اما سيب هاي آمريكائي بازار مكزيك را اشباع كرده است.” 

   در سراسر جهان از هنگ كنگ گرفته تا پاريس، از پراگ تا برلين اعتراضات ديگري انجام شد. روز سوم دسامبر، به هنگام اختتام اجلاس سازمان تجارت جهاني در سياتل، برق مقر اين سازمان در ژنو (سوئيس) به مدت 54 دقيقه قطع شد. افراد معترض موفق شده بودند ايستگاه مولد برق نزديك اين محل را از كار بيندازند. يك آژانس خبري سوئيس گزارش داد كه معترضان در بيانيه خود “از كاركرد سازمان تجارت جهاني انتقاد كرده و گفتند اين سازمان ذره اي به فكر منافع مردم نيست.”

   در لندن، هزاران تظاهر كننده عليه سرمايه داري و سازمان تجارت جهاني به مبارزه برخاسته و روز 30 نوامبر با پليس به زد و خورد پرداختند. تظاهركنندگان با خود شعارهائي نظير “سرمايه داري قاتل است” و “سازمان تجارت جهاني يعني سازمان تالانگران جهاني” را حمل مي كردند. در شهر بنگالور در هند، هزاران دهقان و كشاورز و ساير اقشار اعتراض خود نسبت به برگزاري اجلاس “سازمان تجارت جهاني” اعلام داشتند. تظاهركنندگان مي گفتند كه افزايش واردات محصولات كشاورزي مصائب بزرگي براي كشورهائي نظير هند ببار آورده است. در اين كشورها، اكثريت مردم را كشاورزان خرد و دهقانان بي زمين تشكيل مي دهند. در دهلي نو، صدها نفر از اهالي دره “ناروادا” عليه سازمان تجارت جهاني و ايجاد سد در منطقه “ماهشوار” تحصن كردند. آنها مطرح مي كردند كه ايجاد اين سد ـ كه پروژه مشترك سرمايه داران هندي و امپرياليستهاي آلماني است ـ تاثير مهلكي بر حيات اهالي منطقه خواهد داشت. بعلاوه در دهلي نو، صدها نفر از بوميان “آديواسي” (از استان ماديا پرادش) ساختمان بانك جهاني را محاصره كرده و ديوارهايش را با پوستر و شعار و تاپاله گاو پوشاندند. تظاهركنندگان به سياستهاي بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني براي “ليبراليزه كردن” تجارت محصولات كشاورزي بشدت اعتراض كردند. اين سياستها به تخريب زندگي مردم و براي نمونه به تخليه اراضي از بوميان “آديواسي” خواهد انجاميد. تظاهركنندگان در نامه سرگشاده خود چنين نوشتند: “ما عليه بريتانيا جنگيديم و عليه شكل جديد استعمار كه شما نماينده اش هستيد نيز با تمام قوا خواهيم جنگيد.” در ادامه نامه چنين آمده است: “از نظر بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني، جنگل هاي هند را مثل يك كالا مي توان خريد و فروش كرد. اما از نظر ما، جنگل خانه ماست؛ منشاء معاش ماست؛ مزار اسلاف ماست؛ الهامبخش فرهنگ ماست. ما براي نجات جنگلهايمان به شما نيازي نداريم. اجازه نخواهيم داد جنگلهاي ما را بفروشيد. پس گورتان را از جنگلها و از سرزمين ما گم كنيد.”

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضيح 

1 ـ بايان به معناي “اتحاد نوين ميهن دوستان” و كامو به معناي “جنبش اول ماه مه” است. اينها تشكلات دموكراتيك توده اي هستند كه به ابتكار “حزب كمونيست فيليپين” بوجود آمده اند و صدها هزار كارگر و زحمتكش و روشنفكر فيليپيني را در بر ميگيرد.

 

www.sarbedaran.org