نكاتي درباره مبارزه قهرمانانه در زندانهاي تركيه

 

‏ از حقيقت دوره دوم، شماره 35، دي 1379www.sarbedaran.org

 

اعتصاب غذاي زندانيان سياسي تركيه برگ مهمي در تاريخ مبارزات انقلابي در تركيه است. اين اعتصاب غذا هنوز ادامه دارد. در بيرون زندان، در تركيه و همچنين در اروپا كه چند ميليون كارگر ترك و كرد كار و زندگي ميكنند، مبارزه در حمايت از زندانيان سياسي پيش ميرود.‏

 

تحليل و سياست مبارزين چه بود

اين اعتصاب غذا توسط حزب كمونيست تركيه (ماركسيست ـ لنينيست) (كه بر حسب  علامات اختصاري لاتين  ت كا پ (م ل) خوانده ميشود) (1) ، "ارتش جبهه رهائيبخش انقلابي خلق"، و سازمان ديگري بنام "تييكپ" آغاز شد. عدم شركت سازمانها و احزاب ديگر در اين اعتصاب غذا دلايل سياسي مهم داشت. در ذيل به اختصار تحليل و سياست احزاب گوناگون را در قبال اين مبارزه توضيح مي دهيم.‏

رفقاي ت كا پ (م ل) نقش بسيار مهمي در رهبري اين مبارزه بازي كردند. پس از دستگيري و تسليم طلبي اوجالان، دولت تركيه تصميم گرفت زندانها را كه به مركز سياست انقلابي تبديل شده بود دگرگون كند و اراده زندانيان انقلابي را در هم بشكند. براي اينكه تصوير روشنتري از اوضاع زندانها در تركيه داشته باشيد بايد اشاره كنيم كه طي 9 سال اخير، نيروهاي انقلابي كنترل بسياري از امور زندان  را در دست داشته، خيلي چيزها را به دشمن تحميل كرده بودند. آنان حتي ديوارهاي بين زندان زنان و مردان را برداشته بودند و ميتينگ هاي سياسي زندان زنان و مردان با هم تشكيل مي شد. عكسهاي بزرگ چند متري ماركس و انگلس و لنين و استالين و مائوتسه دون و ابراهيم كايپاكايا، ديوارها را پوشانده بود. نشريات ت كا پ (م ل) و "جهاني براي فتح" روي ميز نشريات بود. زندانيان اين نشريات را بطور دستجمعي مطالعه مي كردند و به بحث مي گذاشتند.‏

بعلاوه، در بيرون زندانها نيز رژيم تركيه با رشد نارضايتي توده ها روبرو شده بود كه تا حد زيادي نتيجه موج تهاجم دولت به سطح معيشت و شرايط كار و زيست زحمتكشان در چارچوب برنامه "تعديل اقتصادي" بود. اين برنامه را بانك جهاني و صندوق بين المللي پول به تركيه ديكته كرده اند. اما لازم بود كه نارضايتي توده ها به لحاظ سياسي رهبري شود و تبديل به يك مبارزه انقلابي عليه دولت شود. رفقاي ت كا پ (م ل) اين اوضاع را تحليل كردند و بر اين پايه،  سياست انقلابي و فعالي جلو گذاشتند. آنان گفتند اگر در مقابل حمله دشمن ساكت بنشينيم دشمن مي تواند روحيه شكست و تسليم طلبي را در ميان توده ها و جنبش دامن زند. حزب اين شعار عمومي را فرموله كرد كه: "جان خود را فداي جنگ خلق مي كنيم!" به راه انداختن مبارزه زندان، در خدمت به پيشبرد اين سياست بود.‏

پ كا كا حاضر به شركت در اين مبارزه نشد. زيرا از پس دستگيري عبدالله اوجالان و سازش وي با دولت فاشيستي تركيه، پ كا كا در كليه عرصه هاي مبارزاتي تا آنجا كه مي شود از درگيري با دولت پرهيز ميكند. احزاب و سازمانهاي ديگر نيز بر پايه تحليل ها و خطوط نادرست در اين مبارزه شركت نكردند. جريانهاي رويزيونيست، اكونوميست و راست در جنبش سياسي تركيه، مخالف اين اعتصاب غذا بودند. استدلالشان اين بود كه در حال حاضر جنبش توده اي ضعيف است، سنديكاهاي زرد (ارتجاعي) هنوز در بين كارگران نفوذ و پايه زيادي دارند، بنابراين دست زدن به اين مبارزه يك سياست ماجراجويانه است. عده اي ديگر مي گفتند كه مبارزه زندان، مبارزات كارگري را تحت الشعاع قرار مي دهد و بنابراين ضد جنبش كارگري است. اينان سياست راست روانه خود را چنين توجيه مي كردند كه تعيين كننده، خيابان است و نه زندان. اگر زندان، رهبري مبارزه سياسي را در دست بگيرد خلاف مشي توده اي است. جريانات خوجه ايستي (طرفداران انور خوجه رهبر سابق آلباني)، هواداران پ كا كا و خيلي گروه هاي ديگر نيز از همين خط پيروي كردند و حاضر به شركت در اعتصاب غذا نشدند.‏

در مقابل، رفقاي ت كا پ (م ل) مي گفتند اگر زندان كه در حال حاضر يك مركز سياسي انقلابي است كوتاه بيايد و در مقابل دشمن مقاومت جانانه نكند، اتفاقا خيابان هم به حركت در نمي آيد. سكوت در مقابل سياست دشمن، تسليم طلبي است؛ و تسليم طلبي نوميدي را در بين توده ها دامن مي زند. اگر زندان مقاومت كند، جنبش توده ها را هم مي توان راه انداخت و تقويت كرد. در چنين اوضاعي، اعتصاب غذا آغاز شد. "جنبش انقلابي انترناسيوناليستي" نيز از همان شروع اعتصاب غذا، فراخوان برپايي يك كارزار بين المللي در دفاع از اين مبارزه را داد. با حادتر شدن مبارزه درون زندانها، بعضي از زندانيان مربوط به پ كا كا و احزاب ديگري كه با اعتصاب غذا مخالف بودند نيز بدان پيوستند.‏

 

اعتصاب غذا، رشد مبارزات توده اي

براي يك ماه، رسانه ها بر اساس فرمان دولت، توطئه سكوت در پيش گرفتند و هيچ خبري از اعتصاب غذا ندادند. عليرغم اين، توده ها در خيابان و در اتحاديه هاي كارگري عليه نقشه ارتجاعي سركوب زندانيان سياسي انقلابي دست به اعتراض زدند. بقيه بخش هاي مردم هم عكس العمل نشان دادند. مبارزات سازمان يافته و بي باكانه خانواده هاي زندانيان سياسي تاثير بسزائي بر جو جامعه داشت و نقش مهمي در به حركت درآوردن قشرهاي ديگر جامعه بازي كرد. اهميت سياسي مبارزه زندان بنمايش درآمد و معلوم شد كه صرفا براي تحقق اين يا آن خواسته فوري به راه نيفتاده است. هدف فوري زندانيان سياسي مبارزه با زندانهاي ويژه بود. اما موضوع عمده آفرينش نسل نويني از رزمندگان و شكل دادن به روحيه مقاومت در كل جامعه بود؛ نظير آنچه در سال 1972 (1352 ـ 1351) در تركيه بوجود آمد. علاوه بر كارگران و دهقانان و دانشجويان و استادان، وكلاي دادگستري و اتحاديه هاي كارگري و ساير تشكلات توده اي هم به حركت درآمدند. نادرستي ديدگاه نيروهائي كه به توده ها اعتماد نداشتند روشن شد.‏

 

حمله به زندانها

پنجاه روز از اعتصاب غذا مي گذشت كه مقامات حكومت دست به حيله جديدي براي منحرف كردن افكار و فلج كردن اعتراضات بيرون زندان زدند. دولت قبول كرد كه از طريق چهار چهره معروف غير حكومتي (ياشار كمال، زولفي ليوانعلي، اورهان پاموك و جان دوندار) وارد مذاكره غير مستقيم با زندانيان شود. گروهي از روشنفكران هم با وزير دادگستري به بحث نشستند و از او شنيدند كه مسئله زندانهاي ويژه به تعويق افتاده و كساني كه در اعتصاب غذاي سال 1996 معلول شده بودند هم شامل عفو خواهند شد. اما واضح بود كه دشمن تصميم دارد به زندانها حمله كند. تصميم اين عمليات دو سال پيش گرفته شده بود و پس از تسليم شدن اوجالان، دولت فاشيستي تركيه فرصت را مناسب ميديد. براي عملي كردن اين تصميم يك گروه كماندوئي ويژه ارتش به مدت يكسال بطور فشرده  تعليم ديده بود. حتي جهت باد، و اينكه اول كدام ديوار زندان بايد باز شود كه آتش بسرعت گسترش يابد، محاسبه شده بود. پس تصميم به حمله گرفته شده بود و فقط منتظر فرصت بودند. اما زندانيان با شروع اعتصاب غذا نگذاشتند كه دولت در فرصت "مناسب" حمله كند. اعتصاب غذا درست زماني روي داد كه تمام ضعفهاي اقتصادي و سياسي دولت رو آمده بود. كشتي اقتصادي تركيه آنچنان به صخره خورد كه بانك جهاني و صندوق بين المللي پول براي ممانعت از بروز بحران اقتصادي شبيه آنچه در "ببرهاي آسيا" روي داد فورا ده ميليارد دلار به اقتصاد تركيه تزريق كردند. همزمان افتضاحهاي سياسي حكومت يكي پس از ديگري رو ميشد. اعتصاب غذاي زندانيان سياسي مانند نمك بر زخمهاي دولت تركيه بود. بخصوص وقتي كه زندانيان اعلام كردند اين اعتصاب غذا نا محدود و تا پاي مرگ است، آه از  نهاد مرتجعين حكومتي بر آمد. زيرا در كشدار شدن اين مبارزه شكست سياسي حتمي خود را مي ديدند. قبل از حمله ارتش به زندانها، رئيس "توسياد" (انجمن صاحبان صنايع و بازرگاني تركيه) جلسه اي با كابينه اجويت گذاشت. در حاليكه وزرا مانند سگهاي وفادار جلويش نشسته بودند به آنها توپ و تشر زد، آنان را بي عرضه خواند و تهديد كرد كه اگر كار اعتصاب غذا هر چه زودتر تمام نشود پدرشان را در مي آورد.‏

پس از گذشت 16 روز از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي، دولت تركيه با توافق امپرياليسم آمريكا تصميم گرفت با قواي ارتش به زندانها حمله كند و كنترل اوضاع را بدست گيرد. در ساعات نيمه شب ارتش همزمان به بيست زندان حمله كرد. تجهيزات جنگي كه به ميدان آورده بودند نشان ميداد كه آمده اند تا خون زندانيان را بريزند و با قدرت نمائي از مردم زهر چشم بگيرند. واحدهاي كماندوئي،  هليكوپتر، تانك، بولدوزر و ماشين هاي آتش نشاني. زندانها را به فاصله چند كيلومتر محاصره كردند. اما مردم به سرعت خودشان را رساندند تا در آنجا باشند. در مقابل، زندانيان سنگربندي كردند و با ارتش جانانه جنگيدند. ارتش تا چهار روز نتوانست زندان عمرانيه در استانبول و زندان چاناكاله در غرب تركيه را به تصرف خود در آورد. دولت همزمان شروع به حمله به قشرهاي گوناگون مردم كرد: به خانواده هاي زندانيان سياسي، به دانشجويان و استادان، به دكترها، به نويسندگان و وكلا و حتي به كساني كه خودش براي مذاكره با زندانيان انتخاب كرده بود. هيچگونه رقم قابل اعتمادي از تعداد كشته ها و زخميها وجود ندارد. روي هر يك از اجسادي كه توسط مردم مشاهده شده است جاي چهار پنج گلوله بود. ارتشيها هنگام تهاجم ديوارها را سوراخ كرده و مايع آتش زا به درون سلولها ريخته و زندانيان را زنده زنده به آتش كشيدند. دولت تبليغ كرد كه اينها خودشان را آتش زده اند. در حاليكه غير از يك زن عضو گروه "ارتش ـ جبهه رهائي بخش انقلابي" هيچكس خود را آتش نزد. رژيم تركيه هم كوشيد از اين مسئله براي جا انداختن دروغهايش استفاده كند. بهر حال دروغهاي دشمن، كارگر نيفتاد و جناياتش در سطح بين المللي افشاء شد.‏

در فرداي كشتار، دولت آمريكا به رژيم تركيه به خاطر اين اقدام آفرين گفت. در اين نبرد، يك طرف تا به دندان مسلح بود و طرف ديگر دست خالي مي جنگيد. بنابراين پيشاپيش معلوم بود كه مقاومت بالاخره شكست خواهد خورد. اما اين فقط يك جنبه از واقعيت بود. جنبه مهمتر اين بود كه مقاومت قهرمانانه زندانيان سياسي، در جهت انقلابي كردن حال و هواي جامعه تاثيرات تعيين كننده اي گذاشت. اين مبارزه، پيروزي سياسي و ايدئولوژيك مهمي را به نفع مائوئيستها و ساير انقلابيون عليه دولت تركيه ثبت كرد.‏

 

جوانب ديگر مبارزه

بسياري از مردم دنيا با صحنه هاي الهامبخش مقاومت زندانيان در برابر هليكوپتر و تانك مواجه شدند كه توانستند به مدت چند روز از ورود ارتش به زندان جلوگيري كنند. در بيرون زندان، خانواده هاي زندانيان سياسي و مردم مبارز در تركيه، جنبش تكان دهنده و رزمنده اي بر پا كردند و با نيروهاي پليس درگير شدند.‏

طي اعتصاب غذا، حزب كمونيست تركيه (ماركسيست ـ لنينيست) آموزش سياسي مهمي را بر سر جنبش انقلابي انترناسيوناليستي و نقش آن در جنبش بين المللي كمونيستي، درون و بيرون زندانها جلو برد. در همين زمينه، ده ها هزار نسخه از اطلاعيه اين جنبش بر سر اعتصاب غذاي زندانيان توزيع شد.‏

در همبستگي با مبارزه زندانيان سياسي و در ضديت با جنايات رژيم فاشيست تركيه، نيروهاي ت كا پ (م ل) در اروپا چند مكان معروف را اشغال كردند و دست به تظاهرات و اعتصاب غذا زدند. بر اين مبارزات، روحيه انترناسيوناليسم پرولتري حاكم بود، اطلاعيه جنبش انقلابي انترناسيوناليستي درباره مبارزات زندان، و نيز فراخوان ت كا پ (م ل) در دفاع از رفيق گونزالو صدر حزب كمونيست پرو ارائه شد. اخبار اين مبارزات وسيعا در رسانه هاي جهان منعكس شد. مبارزات ت كا پ (م ل)، تاثير زيادي روي نسل جديد گذاشته است و طي هفته هاي گذشته، تعداد زيادي از جوانان در خارج از كشور به صفوف اين حزب پيوسته اند. حتي آن جريانات اكونوميست و رفرميستي كه در آغاز با اعتصاب غذا مخالفت كرده بودند نيز با حركات اعتراضي عليه رژيم همراه شده اند.‏

در حال حاضر، عليرغم سركوب وحشيانه، اعتصاب غذا با شركت 2000 زنداني همچنان ادامه دارد و ساير نيروهاي سياسي نيز در آن شركت جسته اند. بايد به افشاي طرح ها و تبليغات فريبكارانه دولت تركيه همچنان ادامه داد. 

اين مبارزه را بايد پيروز خواند زيرا مانع از آن شد كه دولت بتواند جو تسليم طلبي را بر جامعه حاكم  كند و خود را قدر قدرت نشان دهد. اين مبارزه بيانيه قدرتمند تداوم مقاومت خلق و مبارزه اش براي سرنگوني رژيم فاشيستي تركيه بود. اين مبارزه يك موج جديد مقاومت و مبارزه انقلابي را در جامعه آفريد. اگر چنين موجي بوجود نمي آمد دولت فرصت مي يافت از مهلكه اي كه بحران اقتصادي برايش بوجود آورده است فرار كند. بايد به زندانيان سياسي انقلابي كه داهيانه از اوضاع تحليل كردند و با مبارزه بي باكانه خود راهگشاي مبارزات خلق شدند درود فرستاد. 

بدون شك اكنون رفقاي زنداني با مشكلات بزرگي روبرو هستند. آنان بايد راه هاي نويني براي تبديل سياهچال ها به سنگرهاي درخشان نبرد بيابند. ليكن همانگونه كه اين رفقا تاكنون نشان داده اند: "سختي در كار جهان، هرگز! تنها بايد صعود به قله ها را جرات كرد."‏

 

‏_________ ‏

‏1) در اين اعتصاب غذا حزب كمونيست تركيه(م ل) تحت نام ارتش چريكي خود يعني "تيكو"  يا "ارتش كارگران ـ دهقانان تركيه" شركت كرد. 

‏ ‏

‏ ‏

نامه اي از  تركيه

مبارزات زندان

اعتصاب غذا در تركيه حدود دو ماه ادامه داشت كه حمله حكومت به زندانها آغاز شد. اين دوره مبارزه دو ماهه، مردم را به علت اعتراض زندانيان آگاه كرده بود. حركتهايي هم در به پايان رساندن اين اعتصاب انجام شد از جمله از طرف حقوق بشر تركيه كه سعي كرد رابط بين اعتصاب غذا كنندگان با حكومت براي گرفتن برخي از خواسته هاي آنها و يا ماست مالي كردن مبارزات آنها باشد. درست قبل از حمله به زندانها حكومت عفو عمومي براي كليه زندانيان غير سياسي را آورد كه با اعتراضاتي از طرف خانواده زندانيان روبرو شد. احزاب اپوزيسيون هم به اين حكم اعتراض داشتند. مثلا فضيلت پارتي بخاطر رهبرش ارباكان كه ده سال حكم زندان دارد، اعتراض داشت زيرا آزادي شامل او نمي شد. بهرحال جنبه عمده اعتراض از جانب خانواده ها** ‏a2‏ **ي بود كه اعتراض به آزاد شدن قاتلين يا متجاوزين به جان فرزندانشان را داشتند. مثلا مادري مي گفت دختر من بعد تجاوز به قتل رسانده شده و اين حكومت، قاتل را مي خواهد آزاد كند اگر قرار است كسي اين قاتلين را عفو كند ما هستيم نه حكومت. شما هيچ حقي در آزاد كردن قاتلين مردم نداريد اگر راست مي گوييد كساني را آزاد كنيد كه عليه حكومت و عليه قدرت شما مبارزه كرده اند در صورتي كه آنها در زندانها هستند و براي حقوق اوليه خود در زندانها كشته مي شوند.‏

سياست عفو عمومي مسلما مكمل سياست حمله و در هم شكستن مبارزه زندانيان سياسي بود. زيرا درست بعد از در هم شكستن زندانها و انتقال آنها به زندانهاي انفرادي و صحنه هاي وحشيگري هاي حكومت خونخوار، صحنه سناريو را با شادماني آزاد شدن زندانيان معمولي عوض كردند. كه البته در ميان آنها چند نمونه زنداني سياسي تواب شده هم بود كه عليه اعتصاب غذا سخن گفتند. سياست رژيم هم پوشاندن چهره كريه خود بود و هم خنثي كردن حمله وحشيانه خود به فرزندان اين مملكت و هم به جان هم انداختن خانواده زندانيان معمولي و سياسي. به واقعيت هم انسان وقتي صحنه شادي زندانيان آزاد شده را مي ديد بخصوص بعد سه روز كشتار زندانيان سياسي بي اراده به خوشحالي آنها فحش مي داد. 

حتما مي دانيد كه قبل از كودتاي نظامي سال 0891 (8531) در تركيه و روي كار آمدن حكومت نظامي، نيروهاي چپي راديكال از قدرت زيادي برخوردار بودند. چه به لحاظ نفوذ سياسي در ميان توده ها و چه به لحاظ نظامي. تقريبا همه نيروها مسلح بودند. درست قبل از كودتا صحنه هاي درگيري نيروهاي فاشيست مسلح با نيروهاي چپ مسلح در شهرهاي تركيه، بسيار عادي بود. در آن زمان حتي سازمانهاي سياسي غير ترك (مثل هواداران سازمانهاي چپ ايراني كه در تركيه بودند) هم درگير اين زد و خوردهاي مسلحانه خياباني مي شدند. بعد از كودتا دولت تركيه توانايي قلع و قمع همه جانبه نيروهاي سياسي مخالف را نداشت و مي گويند آنها را به زندانها انداخت اما در زندانها توان كنترل همه جانبه آنها را نداشت. از آن سال تا همين امسال (سال 0002) قدرت زندانيان سياسي در محدوده زندان بيشتر شده بود. مثلا زندانبانان از يك محدوده اي كه توسط زندانيان تعيين شده بود اجازه داخل شدن به محوطه را نداشتند. و يا ديواري كه زندان زنان را از مردان جدا مي كرد را برداشته بودند. هر جرياني با رفقاي خودشان در سلولهاي جمعي زندگي مي كردند. غذا، بهداشت، نظم داخل زندان و تمام مسايلي كه به امور داخل زندان مربوط بود توسط زندانيان اداره ميشد و زندانبانان هيچ دخالتي نداشتند. مواد غذايي به آنها داده ميشد و زندانيان خودشان غذا مي پختند. حتي گويا ازدواج هم در زندان انجام ميشد. احزاب، همه كتابها و جزوات و پرچمهاي خود را داشتند. يعني به معناي واقعي يك تشكيلات درست و حسابي در زندانها شكل گرفته بود. بسياري از افراد جوان كه به جرمهاي كوچك به زندان مي افتادند تبديل به مبارزين حرفه مي شدند زيرا به واقع  يك دوره كامل آموزش تئوري و سياسي را مي گذراندند.‏

در تمام اين سالها حكومتهاي گوناگون سعي در درهم شكستن اين كانون مبارزه كردند ولي موفق نشدند تا امسال كه با در نظر گرفتن فاكتورهاي گوناگوني كه به نفع آنها عمل ميكرد و اجازه و پشتيباني اربابها دست به اين حمله وحشيانه زدند. يكي از فاكتورها، سركوب جنبش كردستان و خط سازشكارانه اي كه پ كا كا در پيش گرفته است، مي باشد. افراد پ كا كا در اين اعتصاب شركت نكردند در حاليكه حتما بخش زيادي از شمار زندانيان را تشكيل مي دهند. در درگيريها و مقاومت زندانيان عليه ارتش هم شركت نكردند. اولين گروهي كه تسليم شدند پ كا كا ايها بودند.‏

حمله به زندانها كه توسط ژاندارمري و پليس و حتي ارتش انجام شده خيلي حساب شده و برنامه ريزي شده بود. اين حمله چند روز قبل از بايرام "عيد فطر" كه يكي از مهمترين عيدهاي تركيه است، انجام گرفت. يورش ارتجاع هم زمان به 22 زندان در چندين شهر انجام شد. اول زندانهايي كه كمترين زنداني سياسي را داشتند مثل زندان آنكارا را گرفتند. زندانهاي بزرگتر و پر جمعيت تر  مقاومت جانانه اي كردند طوري كه خود حكومت هم انتظار چنين مقاومتي را نداشت. تصور آنها اين بود كه مجهز و با تمام قوا به زندانها حمله مي كنند و قبل از اينكه مقاومتي صورت بگيرد زندانها را تسخير و زندانيان را به زندانهاي ساخته شده منتقل مي كنند و بعد اعلام بيروني مي كنند. در صورتي كه زندانيان بخصوص زندانهاي استانبول و چند شهر ديگر با مبارزه همه جانبه به مقاومت پرداختند طوري كه زندانيان استانبول سه روز و نيم ايستادگي كردند و اين در حالي بود كه ارتجاع از هر وسيله اي براي سركوب و در هم شكستن مقاومت آنها استفاده مي كرد. از به پرواز در آمدن هليكوپترهاي جنگي بالاي سر زندانها براي ترس و وحشت و جنگ رواني گرفته تا سوزاندن زندانيان تا بكار بردن انواع و اقسام سلاحها. همه اينها بيان كننده يك جنگ واقعي بود. حتي حكومتگران هم ترسي از مخفي كردن اينكه اين جنگ واقعي است نداشتند. اجويت وقتي صحبت مي كرد مثل اينكه در مورد حمله يك ارتش به خاك تركيه حرف مي زند "عمليات ارتش با موفقيت پيش مي رود و ما از اين حمله بسيار راضي مي باشيم". يادشان رفته بود كه آنها زندانياني هستند كه در زندانهاي خود آنها مي باشند و كمترين وسيله دفاعي هم ندارند. 

البته چون زندانيان مقاومت جانانه اي كردند و براي اينكه آبروي ارتش مجهز و "غيور" تركيه نرود، اول گفتند نقشه حمله به برخي زندانها (زندانهايي كه مقاومت كردند) كامل نبود بعد هم زمانيكه زندانها را اشغال كردند مقادير زيادي سلاح رو كردند كه بگويند زندانيان اسلحه داشتند.‏

مقاومت و مبارزه اي كه در زندانها شكل گرفت توده ها را به خيابانها كشاند و سه روز جنگ خياباني در تركيه برپا بود. اين جنگ بخصوص در خيابانهاي استانبول با شدت بيشتري جريان داشت.‏

تا آنجايي كه من برخورد داشتم و از ديگران شنيدم مردم از زندانيان بسيار حمايت كردند بخصوص اقشار تحتاني و روشنفكران و دانشجويان. مردم سوختن دختري كه خود را به آتش كشيد را كار ارتش مي دانستند. يا حتي آنهايي كه قبول ميكردند او خودش را آتش زده مي گفتند ببين چه آينده اي وحشتناكي در انتظارشان است كه دست به خودكشي مي زنند. در اينجا در پرانتز بگويم كه بنظر من صحنه آتش سوزي رفيق زن بسيار تاثرانگيز بود و بايد بگويم واقعا در مقاومت و مبارزه آكتيو و جانداري كه جريان داشت چنين صحنه اي جائي نداشت. ولي بودند كساني كه آنرا صحيح مي دانستند و حتي نقطه اوج آن مبارزات  و بدين خاطر هم در رساي اين رفيق دختر شعر هم نوشته اند.‏

بهر حال مردم به اجويت فحش مي دادند كه خجالت نمي كشد كه با تمام قواي نظامي اش به فرزندان بي سلاح اين مملكت كه در دست آنها اسير هستند حمله مي كند آنها را به آتش مي كشد و به مسلسل مي بندد و از عمليات موفقيت آميز حرف مي زند.‏

تظاهر كنندگان از اقشار و سنين گوناگون بودند. از آنجايي كه تظاهرات غير قانوني بود اكثرا شبها شروع ميشد و به زد و خورد خياباني تظاهر كنندگان با پليس كشانده ميشد و با دستگيرهاي زيادي به اتمام مي رسيد. در استانبول در اكثر محله ها اعتراضات خياباني جريان داشت. حتي محله اي كه افغاني ها تجمع دارند و يك محله دور افتاده ولي زحمتكشي است هم شاهد اعتراضات خياباني بود.‏

تا آنجا كه من برنامه تلويزيون را تعقيب كردم و بايد بگويم تقريبا اخباري را از دست نمي دادم، اكثرا دوسول (طرفداران مشي چريكي در تركيه) را نشان مي دادند يعني پرچم ـ آرمها ـ عكسهاي شهداي آنان، و  ت ك پ (م ل) را فقط چند بار نشان دادند.‏

بهرحال مبارزه بسيار مهم و تاريخي بود. صحنه هاي مبارزات زندانيان در زندان و مقاومت آنها واقعا زيبا و الهام بخش و درس آموز بود.‏

 

www.sarbedaran.org