پرولتاريا
دير يا زود به
حساب خون
فرزندان
انقلابيش
رسيدگي مي كند!
عمليات
دلاورانه
ارتش چريكي
حزب كمونيست
تركيه
(ماركسيست ـ
لنينيست)
همدست
سازمان
جاسوسي تركيه
به سزاي عملش
رسيد!
از
حقيقت دوره
دوم، شماره 35،
دي 1379 – www.sarbedaran.org
صبح
روز 25 اكتبر،
روزنامه هاي
تركيه در صفحه
اول خود با
عناوين درشت
خبر مجازات
يكي از
همدستان كثيف دولت
تركيه توسط
چريكهاي
"تيكو" را
منتشر كردند.
شب
قبل سه تن از
چريكها درب
خانه "جعفر
آتان" در محله
ساري غازي در
شهر استانبول
را كوبيدند. روزنامه
هاي تركيه
ماجرا را
اينگونه شرح
دادند: "در را
باز كنيد.
ژاندامري
است." پس از
باز شدن در،
چريكهاي تيكو
ميپرسند: "تو
جعفر آتان هستي؟"
و پس از اينكه
جواب مثبت مي
شنوند وارد خانه
ميشوند و به
او ميگويند: "27
سال پيش، رهبر
عزيز ما
ابراهيم
كايپاكايا را در
حاليكه زخمي
بود به
ژاندارمها
تسليم كردي.
به اين دليل
اكنون مجازات
ميشوي."
چريكهاي
تيكو با شليك
سه گلوله به
مغز اين تبهكار
او را به درك
واصل كردند. 27
سال پيش جعفر
آتان، معلمي
در روستاي
وارتينيك در
منطقه تونجلي
بود. در آن
تاريخ
ابراهيم كايپاكايا،
بنيان گذار
حزب كمونيست
تركيه
(ماركسيست ـ
لنينيست) براي
برگزاري يك
جلسه مخفي
حزبي به آن
منطقه رفته بود.
ارتش كه از
وجود اين جلسه
با خبر شده
بود به منطقه
حمله كرد. در
اين حمله
ابراهيم از
ناحيه گردن و
شانه زخمي شد،
اما توانست
خود را از محاصره
دشمن بيرون
بكشد. روز بعد
او براي تهيه
غذا و سرپناه
از كوه پائين
آمد و به خانه
اين فرد پست
فطرت رفت. او
پس از اينكه
فهميد
ابراهيم كيست
در اتاق را
برويش قفل كرد
و به
ژاندارمها
خبر داد تا
دستگيرش كنند.
بدين ترتيب
رفيق ابراهيم
در روز 29
ژانويه سال 1973
اسير دشمن شد
و در 18 ماه مه 1973 در
پي شكنجه هاي
وحشيانه جان
باخت.
حتي
روزنامه هاي
ارتجاعي
تركيه
نتوانستند از
اين عمل
تبهكارانه
جعفر آتان
دفاع كنند و
نوشتند: "او از
ابراهيم
مانند بليط
بخت آزمائي سود
جست."
روزنامه
هاي وابسته به
طبقات حاكمه
تركيه با انتخاب
عناويني
مانند
"انتقام
ترسناك پس از 27
سال" در واقع
احساس طبقه
خود را بيان
مي كردند.
احساس ترس از
اينكه عليرغم
سركوب مستمر و
خونين
كمونيستهاي
انقلابي،
طبقه كارگر
كماكان
مبارزين
كمونيست
جديدي را به
ميدان مبارزه فرستاده
است. و احساس
ترس از حافظه
تاريخي بسيار
قوي اين طبقه
انقلابي. هراس
از اينكه
سركوب و يا
عوامفريبي
هاي شان
نتوانسته از تخاصم
و نفرت طبقه
كارگر و
پيشروان
كمونيستش نسبت
به اين زالو
صفتان و نظام
پوسيده
طبقاتي ذره اي
بكاهد. همين
روزنامه ها با
وجود اينكه براي
خانواده جعفر
آتان آه و
ناله
سردادند، مجبور
شدند اعدام وي
توسط چريكهاي
حزب كمونيست
تركيه (م ـ ل) را
عدالت تاريخي
بنامند و بپذيرند
كه اين اقدام
بيان تداوم و
ارزشهاي يك طبقه
است.
برخي
روزنامه هاي
تركيه با
استفاده از
كتاب معروفي
بنام "دلاوري
كه سر داد اما
سّر نداد"
(بقلم نيهات
بهرام) به شرح
زندگي و مقاومت
ابراهيم
پرداختند.
ادامه
مبارزه
مسلحانه توسط
حزب كمونيست
تركيه ( م ـ ل) و
انجام اين
عمليات نشان
مي دهد كه در
آن كشور همچنان
نيروئي وجود
دارد كه
پرولتاريا را
نمايندگي مي
كند. اين
نيرو، حزب
كمونيست
تركيه (م ـ ل) است
كه از ميان
پيچ و خمها
راه خود را
يافته، پرچم
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
مائوئيسم و
جنگ خلق را
براي كسب قدرت
سياسي
برافراشته
نگاه داشته
است.
اينان
ياران پيگير
نسل قبل و نسل
جديد كمونيستهاي
انقلابي
تركيه اند كه
پرچم انقلابي
ابراهيم
كايپاكايا را
حمل ميكنند.
اينان پرچم را
زمين نگذاشته
و نخواهند
گذاشت.
پرولتاريا فقط
يك نسل نيست
كه با سركوب و
شكنجه و
سرخوردگي از
بين برود.
بلكه يك طبقه
است كه نسل از
پي نسل
مبارزين خود
را به ميدان
ميفرستد.
ابراهيم
جنبشي تاريخي
به راه انداخت،
جنبشي كه هدف
و تداوم
تاريخي دارد.
اين
عمليات توسط
تشكيلاتي
صورت گرفت كه در
ميان توده ها
پايه دارد.
اين توده ها
بودند كه پس
از 27 سال
مخفيگاه اين
خائن را
يافتند و حزب
خود را از آن
آگاه نمودند.
اين نشانه
تداوم يك جنبش
توده اي است.
حتي روزنامه
هاي ارتجاعي
مجبور شدند،
به اين مسئله
اعتراف كنند.
اين عمليات
نشانه آنست كه
خط و نيروي
متشكلي موجود
است كه منطبق
بر منافع توده
ها حركت
ميكند؛ و نيز
توده هائي در
ميدانند كه
ميخواهند راه
ابراهيم
مجدانه پي
گرفته شود.
همه اينها مرگ
محتوم نظام
ارتجاعي حاكم
در تركيه را
نويد مي دهد.
بقول يك مثل
تركي: اين شمع
تا غروب بيشتر
زنده نخواهد
ماند!
(براي
اطلاع بيشتر
از زندگي رفيق
ابراهيم به صفحه
جانباختگان
رجوع كنيد)
www.sarbedaran.org