«انقلاب
به پيشروي
ادامه مي دهد»
گزيده هايي
از سند «كسب
قدرت سياسي را
در جريان جنگ
خلق سازمان
دهيد!»
حزب
كمونيست پرو
از
حقيقت دوره
دوم، شماره 22،
آبان 1371 – www.sarbedaran.org
هر
تكاملي به عدم
تعادل پا
ميدهد. بايد
طريق حل عدم
تعادل را
فراگيريم.
منظورمان از
حل آن چيست؟
شناخت از
قوانين آن؛
فهم قوانين
حاكم بر پروسه
ـ خواه ساده،
خواه پيچيده.
و بكاربست اين
قوانين در
تغيير جهان بر
اساس منافع
پرولتاريا و
خلق؛ در خدمت
به انقلاب.
پروسه
سازماندهي
انقلاب عدم
تعادل عميق را
بهمراه خواهد
آورد.
دشواريها و
توفانها در
كار خواهد بود.
همه اينها ما
را آبديده
خواهد كرد ـ
تلاطم و
مشكلات. آرامش
هرگز.
در
مواقع دشوار
بايد
دستاوردهايمان
را بخاطر
آوريم و
شجاعتر باشيم.
امروز انقلاب
تحت حمله
امپرياليسم و
نوكرانش قرار
دارد. شرايط
مقابل پاي ما
هيچ چيز نيست
مگر تبارزي از
عدم تعادل. ما
همواره بايد
براي مواجهه
با پيچيده
ترين مسائل
آماده باشيم.
ما بايد حتي
براي شكستها
آماده باشيم.
كسي
كه نميداند در
جنگ هم پيروزي
هست و هم شكست،
هيچ چيز از
جنگ نميداند.
بعد از چند شكست
و چند پيروزي،
درك بهتري از
قوانين
انقلاب بدست
مي آوريم.
اوضاع جاري
بخشي از شرايط
دشوارتري است
كه با آن
مواجه خواهيم
شد. اين بخشي از
عدم تعادل است
و گواهي است
روشن از
مسئوليت ما.
حزب
چگونگي بوجود
آوردن رهبران
را فهميده است.
ما تربيت شده
ايم: ما مرعوب
خطرات نمي
شويم. خطرات
نمي تواند ما
را از پيشروي باز
دارد. درست
همين حالا ما
بار ديگر به
بوته آزمايش
گذاشته شده
ايم! اين بخشي
از پروسه انقلاب
است و ما
ميدانيم
چگونه آن را
حل كنيم. ما توانايي
فائق آمدن بر
اين مشكلات را
داريم زيرا
نيرويي نوين
هستيم كه
آينده اي درخشان
دارد.
ما
بطور جمعي،
پشت به پشت هم
و با قدرتي كه
از ايدئولوژيمان
نشئت گرفته با
اين مبارزه
مواجه مي
شويم. ما
پيشروترين
بخش طبقه ـ
پيشاهنگ پرولتاريا
ـ هستيم. ما به
مسئوليت خود
جهت دست يابي
به اهدافمان
آگاهيم و
آماده هر نوع
فداكاري كه
انقلاب از ما
طلب كند
هستيم. ما
بواسطه
ايدئولوژي
خود نه فقط
توان حل اين
مسائل را
داريم بلكه
حتي قادريم از
هر اوضاعي
براي تغيير
امر بد به امر
خوب بيشترين استفاده
را بكنيم.
اگر
بطور جمعي عمل
كنيم قوي تر
خواهيم بود.
اتحاد ما را
شكست ناپذير
مي سازد. ما نه
فقط در ميدانهاي
عظيم نبرد كه
در زندگي
روزمره
آبديده گشته
ايم.
هر
آنچه كه حزب
احتياج داشته
باشد يا طلب
كند مي بايد
به انجام رسد
و آن را به
انجام مي رسانيم.
ارتجاع مي
خواهد براي
نابود كردن
حزب و داغان
كردن انقلاب،
رهبري ما را
نابود كند. ما
بايد همواره و
تحت هر شرايطي
استحكام
بيشتري بدست
آوريم. با هر
خطري با
استواري و عزم
مقابله مي
كنيم. مطمئنيم
كه قادر به حل
مسئله و انجام
وظايفمان
هستيم. زاري و
نفرين به درد
ما نمي خورد،
بلكه بايد
بواقعيت عيني
نگاه كنيم تا علت
اصلي وقايع را
يافته، راه حل
ها را تدوين كرده
و
مسئوليتهايمان
را بدوش كشيم؛
با عزم راسخ
جهت دگرگون
ساختن اوضاع.
حزب
هيچگاه نمي
تواند فلج شود
زيرا در مورد
مسيري كه بايد
دنبال كند
روشن است، حزب
متحد است. ما
بر تمركز
استراتژيك و
عدم تمركز
تاكتيكي تاكيد
مي گذاريم.
چنين حزبي كه
بدين شيوه
متحد شده است
قدرتمند است:
انقلاب را
نميتوان متوقف
كرد.
صدر
مائو به ما مي
آموزد: "كشته
هايمان را
بدوش مي كشيم،
زخمهايمان را
مي بنديم و به
نبرد ادامه
ميدهيم."
جنبه
مثبت را از يك
اوضاع منفي
بيرون بكشيد ـ
هميشه
اينگونه است
زيرا قانون
تضاد، جهانشمول
مي باشد. باشد
تا شكل هاي
نوين فعاليت
را تدوين كنيم
و در مورد
سوالات اصلي
مربوط به
تشكيلات سازي
به بحث بنشينيم.
بگذاريد چنان
ساختارهاي
سازماندهي را
بوجود آوريم
كه برتر از
ساختارهاي
دشمن باشد.
بگذاريد تا
بطور گسترده و
در مقياسي
عظيم با توده
ها در آميزيم.
بدون پشتوانه
درياي مسلح
توده ها
نميتوانيم
قدرت سياسي را
كسب كنيم يا
از آن به دفاع
برخيزيم. باشد
تا اذهان و دستان
توده ها را
مسلح كنيم. يك
ميليون شاخه جدا
از هم شكننده
است، اما صد
هزار نفر كه
توسط حزب متحد
شده اند را
نميتوان در هم
شكست. نگذاريد
آنچه را كه تا
كنون بدست
آورده ايم پس
بگيرند. با
دشمن و ايده
هاي پوسيده اش
بجنگيد. در
مورد قهر
انقلابي،
ايدئولوژي
پرولتاريا،
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
مائوئيسم ـ انديشه
گونزالو
آموزش يابيد
تا قوانين
حاكم بر كائنات
را فهميده و آن را
در دگرگوني جهان
بكار بسته و
آينده را به
چنگ آوريد.
آموزش خود را
از طريق
تاكتيك پايه
اي
ماركسيستي،
يعني آبديده
شدن فرد در
جريان قهر
انقلابي و
نبرد بيرحمانه
عليه
امپرياليسم و
رويزيونيسم،
به پيش بريد و
به خود اجازه
كنار كشيدن از
راهمان را
ندهيد.
به
علت خصلت توده
اي جنگ خلق،
ارتجاع در پي
نابودي اين
جنگ و حزب است.
ما در مرحله
اي انتقالي
بسر مي بريم.
اين دشوارترين
دوره بوده و
نقطه عطف كل
پروسه جنگ در
آن مشخص خواهد
شد. دشمن مي
كوشد نظام خود
را با بازپس
گرفتن مواضع
از دست رفته
اش حفظ كند. ما
مي كوشيم از
طريق
سازماندهي
براي كسب
قدرت، تعرض استراتژيك
را تدارك
ببينيم.
ارتجاع
بايد جنگ خلق
و حزب را
نابود سازد و
ما بايد كسب
قدرت سياسي را
سازمان دهيم.
اين وظيفه هم
بر دوش خلق
است و هم حزب.
جنگ ضد
خرابكارانه
آنها از منطقي
پيروي مي كند
كه در
قوانينشان
ثبت گشته است:
هيچ اسيري
نگيريد. اگر
آنها ما را نابود
نكنند، ما
نابودشان
خواهيم ساخت.
مسئله
اصلي اين است
كه بر تلاشهاي
خودمان متكي
باشيم و قدرت
سياسي را در
خدمت به
پيشرفت انقلاب
جهاني كسب
كنيم. بگذار
تا بذرها را
عليه
امپرياليسم
بيافشانيم.
باشد تا اعمال
ما در ذهن
توده ها پژواك
يابد، آنها را
بلحاظ سياسي تربيت
كند تا
بتوانند
آگاهانه
سرنوشت خويش
را بدست
گيرند. توده
ها را آموزش
دهيد، ايده
هايي كه از
طريق
فعاليتهايمان
افشانده ايم
را بدين طريق
متحقق سازيد.
رفتن
به ميان توده
ها و عمل كردن
بهمراه آنها،
تعيين كننده
است. ما بر
ايدئولوژي
خود متكي هستيم
و اسلحه، عمده
نيست. بگذاريد
كه ايده ها دستها
را مسلح كند.
ايدئولوژي ما
سلاحي است كه
پيروزي را به
ارمغان خواهد
آورد. اين را
از آموزگاران
كبير
ماركسيسم
آموخته ايم.
باشد
كه ابتكار عمل
را در مواجهه
با كارزارهاي
محاصره و
سركوب حفظ
كرده و نقشه
هاي سياسي و نظامي
خود را پياده
كنيم. همه اين
كارها را چه كسي
رهبري خواهد
كرد؟ حزب.
پشتيبان همه
اينها كه
خواهد بود؟
توده ها.
بگذاريد از
طريق گسترش
انقلاب پرولتري
با نظامهاي
پوسيده
بورژوازي كه
افسارشان
بدست پول است
مقابله كنيم.
اينكه ما از
لحاظ
ايدئولوژيك و
سياسي به
حداكثر محكم
باشيم و
بنابراين در
هر سطحي
آمادگي داشته
باشيم، از
اهميتي فوق
العاده
برخوردار است.
مي
دانيم بدنبال
چه هستيم و
براي چه مي
جنگيم. ما
اهداف حزب را
متحقق خواهيم
ساخت و به خلق
و پرولتاريا و
انقلاب جهاني
خدمت مي كنيم.
هر
انقلابي بايد
از دل
موفقيتها و
عقبگردها پيشروي
كند. همانگونه
كه انقلاب
تكامل مي يابد،
ضد انقلاب نيز
درسهاي خود را
استخراج مي
كند. از
امپرياليسم
هراسي به دل
راه ندهيد، در
هر جبهه اي
اعم از
ايدئولوژيك
تا نظامي
آماده باشيد.
آبديده تر از
قبل، با تجربه
تر از پيش
آنچه را كه از
دست داده ايد
دوباره به كف
آوريد. اين فقط
شكستي قسمي و
نسبي است باشد
تا قاطعانه
استراتژي خود
را به پيش
برده و بطور
انعطاف پذير
آنرا بر طبق
شرايط مشخص
بكار بنديم.
عمليات
ضد انقلابي
امپرياليسم
به عمليات ضد امپرياليستي
پرولتارياي
جهاني و
خلقهاي جهان
پا ميدهد.
باشد تا خط
ايدئولوژيك و
سياسي صحيح و
برحق را تدوين
كنيم. نقشه ما
مبني بر گسترش،
ساختمان و كسب
قدرت سياسي را
عملي سازيد!
باشد تا تمامي
كميته ها و
سازمانها را
در بحبوحه
نبرد
بيرحمانه
عليه دشمن
گسترش دهيم. باشد
تا طرح ها،
نقشه ها و
سياستهاي
ارتجاعي دشمن
را در هم
شكنيم.
بگذاريد
كهنه را خراب
كنيم و نو را
بسازيم ـ انقلاب
را عليه ضد
انقلاب به پيش
بريم. بگذاريد
تا تعرضات خود
را منطبق بر
شرايط مشخص
انجام دهيم.
ما بايد در پي
انجام كامل
آنها باشيم و
هرگز خود را
با سطحي نگري
راضي نكنيم.
ما بايد
آگاهانه و
بطور بسيار
عميق تمام
عناصر پايه اي
خط سياسي خود
را به ميان
توده ها
ببريم. باشد
تا هرگز درك
ارزاني از
ماركسيسم
ارائه ندهيم.
توده ها با
چند حرف جسته
و گريخته نمي
توانند آموزش
يابند. ما
بايد مراقب
ارتقاء مداوم
سطح سياسي حزب
همه
سازمانهاي
تحت رهبري
حزب، و نيز
توده ها
باشيم. ما
بايد براي كسب
قدرت سياسي در
افكار عمومي
بذرافشاني
كنيم! مدارك
حزب را در
دسترس عامه
قرار دهيد.
كاري كنيم كه
هر عضو حزب يك
نسخه از تمامي
اين مدارك را
داشته باشد ـ
براي تكثير
مجدد آنها بي
آنكه مجبور به
تغييرشان
باشيم
راههايي وجود
دارد. ميتوان
از آنها
فتوكپي گرفت
يا حتي نسخه
دست نويس تهيه
كرد. بايد يك
نسخه از همه
انتشارات خود
را به دوستان
يا ساير
افرادي كه
ممكن است در مورد
اين مدارك بحث
كنند بدهيد.
فرستادن
اسناد حزب به
همه رسانه هاي
خبري بهيچوجه
كار بيهوده اي
نيست.
مدارس
كادرها را
تشكيل دهيد.
فراموش نكنيد
كه كادرها در
دل مبارزات
طبقاتي و جنگ
خلق پرورش يافتند.
هيچگاه از
آنها جدا
نيافتيد. ياد
بگيريد ميان
كارزارهاي
اصلاحي، گزارش
دهي به پايين
و تربيت سياسي
افراد جديد، و
بين بخش ميانه
و بخش پيشرو
فرق بگذاريد.
يك كارزار
اصلاحي (كه
شكلي از
مبارزه تكامل
يابنده دو خط
است) با مدارس
عادي فعالين
جديد كه تازه
با خط حزب
آشنا مي شوند
فرق دارد. هر
دوي اينها مهم
هستند اما
متفاوت بوده و
بايد بگونه اي
منضبط به پيش
برده شوند.
نقشه هايي را
براي مطالعه،
كنفرانس و
مباحثه در
مدارس خلقي
برمبناي اصول
حزب براي وحدت
تدوين كنيد.
گزارشات
بايد روشن و
كاملا مستند
بوده و بر نكته
عمده تاكيد
داشته باشند.
همه نكات بايد
به بحث گذاشته
شوند ـ
بگذاريد بدنه
حزب عقايدش را
مطرح كند، به
طرح سوالات
بپردازد و به
مشاجره
برخيزد. بدون
"برخورد ميان
گرايشات"
نميتوان يك
گروه محكم را
گرد هم آورد.
ما بر اين اصل
مائوئيستي
اصرار داريم
كه خط ايدئولوژيك
و سياسي تعيين
كننده است. ما
اين اصل را قاطعانه
بكار مي بنديم
زيرا كسب قدرت
سياسي را پي
مي ريزيم و
همواره بايد
از اين زاويه به
امور نگاه
كنيم. همواره
سياست را در
مقام فرماندهي
قرار دهيد.
بدين ترتيب مي
توانيم هر مشكلي
كه با آن
مواجه شويم ـ
حتي پيچيده
ترين مشكلات ـ
را حل كنيم.
خودخواهي
منبع
رويزيونيسم
است؛ آنرا
ريشه كن كنيد.
بگذاريد ايدئولوژي
ما در
سياستهايمان
شكل مشخص پيدا
كند و از
مبارزه
طبقاتي جدا
نشود بلكه
بمثابه خط
راهنماي ما در
آيد. بعلاوه
بگذاريد
ايدئولوژي ما
اشكال مشخص
تشكيلاتي
بخود گرفته و
انواع نوين
سازمان، خلق
گردد.
هدف
از يك كارزار
اصلاحي، متحد
شدن، خط تمايز
روشن كشيدن و
رهبري كردن
است. همواره
اصول حزب براي
وحدت را بياد
داشته باشيد.
بر مدارك حزبي
احاطه يابيد و
از تفسيرهاي
دلبخواه و
مطالعه اسناد
بيجا پرهيز
كنيد. در كليه
كارهايمان،
تمركز
استراتژيك و
عدم تمركز
تاكتيكي را
بكار بنديد.
مبارزه
مسلحانه را در
تقابل با
مطالعه قرار
ندهيد ـ اين
خطي راست
روانه بوده و
زمينه را براي
رويزيونيسم
مهيا مي سازد.
كار
مركزي ما جنگ
است و پايه ما
پرولتاريا و خلق.
راه ما جنگ
خلق است. هدف
ما ايجاد
جمهوري خلق
پرو است.
ايدئولوژي ما
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
مائوئيسم ـ
انديشه
گونزالو است.
هدف نهائي ما
انقلاب پرولتري
و كمونيسم
است. محور هر
چيز حزب
كمونيست پرو،
رهبري آن و
مقرهاي
فرماندهي حزب
است.
ما
خواهان يك
جهتگيري
پيگير و صحيح
سياسي، يك سبك
كار سرزنده و
سرسخت،
انعطاف پذيري
در استراتژي و
عمل هستيم.
اتحاد، انرژي
و تحرك، جديت
و طراوت. عليه
بهتانها و
تحريفات دشمن مبارزه
كنيد. ارتجاع
و حكومتهايش
هرگز نمي توانند
بطور واقعي
نيازهاي خلق
را پاسخ گويند
زيرا اين
نيازها عليه
منافع و
سودهاي
آنهاست. طرح
هاي صدقه كه
از سوي چپ
رفرميسم و
كليساي كاتوليك
ارائه مي شود
را بدون "كمك"
امپرياليستي
نميتوان
پياده كرد.
اين طرح ها يك
بخش اساسي از
جنگ ضد
خرابكاري
آنهاست. ما در
مخالفت با
دمكراسي
پوسيده
بورژوايي كه
چيزي جز ديكتاتوري
طبقاتي
بورژوازي
نيست به
استفاده از قهر
انقلابي نياز
داريم تا
بتوانيم يك
دولت نوين، يك
جامعه نوين و
يك دمكراسي
نوين را خلق كنيم.
راه
پرپيچ و خم
است اما آينده
درخشان.
بنابراين ما
بايد كسب قدرت
و حفاظت از آن
را جرات كنيم.
نكته عمده در
جنگ، خلق است.
باشد تا سرنوشتمان
را بدست
گيريم!
ساختمان
سياسي و ايدئولوژيك
را بمثابه
اساس به پيش
بريد و همزمان
تشكيلات را هم
بسازيد و همه
اينها را در
بحبوحه
مبارزه دو خط
و جنگ خلق به
انجام رسانيد.
ما بايد
دستگاههاي
تشكيلاتي
برتري نسبت به
دشمن بسازيم ـ
دستگاههايي
فعال تر، فوق
العاده سياسي
تر و داراي
كاركناني
آبديده. باشد
تا هر عضو حزب
همانند خود
حزب يك سنگر
قدرتمند گردد.
ساختن از طريق
بكاربست اصول
ماركسيسم ـ
لنينيسم ـ
مائوئيسم ـ
انديشه گونزالو
كه راهنماي
ماست به پيش
مي رود. اما
شكل مشخصي كه
اين كار بخود
ميگيرد به
تكامل انقلاب
بستگي دارد.
در مورد تبليغ
و ترويج:
افكار عمومي
را براي كسب
قدرت سياسي در
پرو و جهان
خلق كنيد. كار
توده ايمان را
گسترش دهيد.
همه اشكال مبارزاتي
را بكار گيريد
و به اشكالي
نوين دست
يابيد. عمليات
مهم و مسئله
سازترين عمليات
ها را براي
درسگيري
مطالعه كنيد.
براي مطالعه،
ابراز و اجراي
خط انقلابي
حزب تلاش كنيد.
(اين
مقاله از سند
"كسب قدرت
سياسي را در
جريان جنگ خلق
سازمان دهيد!"
ـ حزب كمونيست
پرو، فوريه 1991
استخراج شده
است.)
www.sarbedaran.org