براي نجات جان و رهائي صدر گونـزالـو نبرد كنيد!

 

از حقيقت دوره دوم، شماره 22، آبان 1371 – www.sarbedaran.org

 

روز 12 سپتامبر (بيست و يكم شهريورماه)، رفيق گونزالو (آبيمال گوسمان)، صدر حزب كمونيست پرو توسط پليس سياسي حكومت فوجيموري كه تحت هدايت مستقيم دستگاه بدنام "ضد چريكي" آمريكا قراردارد، دستگير شد. او اينك با خطر اعدام يا يك قتل توطئه آميز روبروست. دستگيري اين رهبر انقلابي ميليونها كارگر و دهقان و روشنفكر پروئي، امواج خشم و اعتراض را در نقاط مختلف جهان برانگيخته است. دروغگوئي رسانه هاي گروهي جهان عليه صدر گونزالو و حزب و جنگ تحت رهبريش كه با سياست سانسور آشكار و توطئه سكوت همراه گشته، نشانه آشكار وحشت اينان از انقلاب است. دشمنان انقلاب بدين طريق ميخواهند ستمديدگان را از حقايق دور نگهدارند. اما درست برعكس تصور آنها، امروز بسياري از مردم ـ كساني كه تا بحال فقط نامي از "چريكهاي راه درخشان" شنيده بودند يا تصويري مبهم و تحريف شده از تحولات پرو در ذهن داشتند ـ سئوال ميكنند: براستي صدر گونزالو كيست؟ و چرا دولت پرو و قدرتهاي امپرياليستي تا بدين حد از او هراس و نفرت دارند؟

رفيق گونزالو مظهر آگاهي كمونيستي و عزم و اراده پرولتاريا در راه نابودي اين جهان كهنه است. رفيق گونزالو فرزند مبارزه طبقاتي است. او چكيده سالها رشد و تكامل و تلاش يك حزب در راه هدايت توده هاي محروم و ستمديده بسوي كسب قدرت سياسي و رهائي است. رفيق گونزالو پرچمدار جهان نوين، مناسبات نوين و دولت نوين در برابر نظام پوسيده و آدمخواري است كه هنري جز تباهي و تحقير و خرد كردن روح و جسم اكثريت مردم جهان ندارد.

رفيق گونزالو سمبل استواري بر يگانه ايدئولوژي رهائيبخش بشر يعني ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم است كه زنده و شاداب و پويا در برابر عربده هاي "مرگ كمونيسم" و "جاودانگي سرمايه داري" قدعلم كرده است. او خدمات عظيمي به جنبش بين المللي كمونيستي كرده و نقش تاريخي برجسته اي در دوره بعد از شكست پرولتاريا در چين سوسياليستي ايفاء نموده است. در شرايطي كه بسياري از احزاب و افراد از انقلاب روي برتافته و بيراهه نفي كمونيسم انقلابي را در پيش گرفته بودند، رفيق گونزالو بي تزلزل بر حقيقت ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بعنوان عاليترين مرحله علم انقلاب و ايدئولوژي پرولتاريا تاكيد گذاشت، توده هاي تحتاني را به اين فلسفه و ديدگاه و راه علمي مسلح ساخت و طرح نابودي جهان كهنه و ساختمان جهان نوين را ريخت.

رفيق گونزالو ابزار اساسي و تعيين كننده براي پيروزي در انقلاب و پيشروي بسوي كمونيسم ـ يعني يك حزب پيشاهنگ راستين مائوئيستي ـ را خشت به خشت ساخت و تكامل داد؛ و در اين راه مبارزه اي بي امان و پيگير و مداوم را عليه انحرافات و تحريفات و ديدگاه هاي بورژوائي كه رنگ ماركسيستي بخود زده بودند، به پيش برد. او با اتكاء به آموزه هاي مائوتسه دون و فراگير كردن تحليل هاي پايه اي مائوئيستي، بر ماهيت بورژوائي نظامي كه در شوروي بعد از استالين و در چين بعد از مائو حاكم گشت پافشاري نمود. بدين ترتيب او به توده ها نشان داد كه امروز شوروي و چين، نه در صف خلق كه در جبهه دشمنان جهاني انقلاب جاي دارند. حزب كمونيست پرو تحت رهبري وي، كارگران و دهقانان و روشنفكران انقلابي پرو را با چنين ديدگاهي تربيت كرد تا بتوانند ماركسيسم را از رويزيونيسم تميز دهند و هيچ شكي نداشته باشند كه آنچه در شوروي و بلوك شرق شكست خورد و فروپاشيد، كمونيسم دروغين بود و نه كمونيسم واقعي. تحت رهبري صدر گونزالو، حزب كمونيست پرو براي خدمت به امر اتحاد مجدد كمونيستهاي راستين جهان به "جنبش انقلابي انترناسيوناليستي" پيوست. اين حزب با پيشگامي در برافراشتن پرچم مائوئيسم و بكاربست آن در انقلاب پرو، تعهد و اعتقاد خود به انترناسيوناليسم پرولتري را جلوه گر ساخت.

رفيق گونزالو راه انقلابي كسب قدرت سياسي، يعني جنگ انقلابي بر پايه استراتژي راه محاصره شهرها از طريق دهات را در جامعه نيمه فئودال ـ نيمه مستعمره پرو به پيش نهاد. در جريان پيشبرد و گسترش اين جنگ بود كه مناطق پايگاهي بسياري ايجاد گشت؛ تا آنجا كه در حال حاضر نيمي از اهالي پرو در مناطق آزاد شده يا مناطق مورد مشاجره زندگي ميكنند. جنگ خلق طي 12 سال بدون هيچ كمك خارجي و با اتكاء كامل به نيروي لايزال توده ها، پيروزمندانه به پيش رفت و از مرحله دفاع به مرحله تعادل پا نهاد. قدرت آتش اين جنگ، آنچنان ارتش و قواي سركوبگر پرو را در هم كوبيد و تا بدان حد حيات دولت كهن را بخطر افكند كه از دو سال پيش، بخش ويژه اي از ارتش آمريكا به ياري قواي مسلح آن كشور شتافته است. اين نيروي تجاوزگر كه تحت پوشش "مبارزه با مواد مخدر" در پرو مستقر گشت نه تنها نتوانسته جلوي پيشروي جنگ خلق را بگيرد، بلكه خود نيز به آماج ضربات ارتش چريكي خلق بدل گشته است. در جريان اين تحولات و تحت رهبري رفيق گونزالو، دولت نوين كارگران و دهقانان در مناطق روستائي پايه گذاري شد. صدر گونزالو، رهبر برسميت شناخته شده دولت نوين در حال شكل گيري، از سوي توده هاي انقلابي پرو است. امروز تحت حاكميت اين دولت، توده ها متشكل در كميته هاي خلق، ارتش چريكي خلق، و نهادهاي متنوع سياسي، اقتصادي و فرهنگي، قدرت سياسي خويش را اعمال ميكنند.

بدين ترتيب بعد از 16 سال كه از سرنگوني دولت پرولتري در چين ميگذرد، دورنماي دستيابي مجدد به قدرت سياسي و آزاد ساختن بخشي از جهان امپرياليستي براي پرولتارياي بين المللي بسيار نزديك گشته است. همين واقعيت است كه پشت اربابان جهان را مي لرزاند و پوچي لاف زني هايشان را نشان ميدهد. آنها خوب ميدانند كه تحقق چنين دورنمائي، منبع اميد و الهام عظيمي براي توده هاي خلق در سراسر جهان فراهم مي آورد. آنها بروشني مي بينند كه امروز امواج انقلاب چگونه از مرزهاي پرو گذشته و بر ساير كشورها تاثير مي گذارد. آنها دريافته اند كه پيروزي جنگ خلق در سطح سراسري، اين تاثير تكان دهنده را صد چندان خواهد ساخت؛ بهمين خاطر است كه با چنگ و دندان ميكوشند تا از چنين تحولي جلوگيري كنند. آمريكا و ديگر قدرتهاي امپرياليستي و نوكران محلي آنها اميدوارند با دستگيري رفيق گونزالو، اميد و آرزوي ستمديدگان به پيروزي و رهائي را خدشه دار كرده و روحيه انقلابيشان را درهم شكنند. آنها مذبوحانه در پي محو "اسطوره شكست ناپذيري" گونزالو هستند تا بدين ترتيب حقيقت شكست ناپذير بودن كمونيسم را بپوشانند. آنها براي قتل صدر گونزالو نقشه مي ريزند، تا شايد جنگ خلق در پرو، بمثابه طلايه دار و نوك پيكان انقلاب جهاني پرولتري، دچار وقفه گردد. امپرياليستهاي يانكي ناباورانه بخود قوت قلب ميدهد كه با اين واقعه، روند موج وار انقلاب در كشورهاي آمريكاي لاتين ـ يعني درست بيخ گوششان ـ سد خواهد گشت. اما در واقع، دستگيري صدر گونزالو موضوعي است كه توده ها را در پرو و سراسر جهان به آغاز نبردي نوين فرا مي خواند و ابعاد بمراتب گسترده تري به حمايت بين المللي از جنگ خلق در پرو ميدهد.

نبرد براي نجات جان و رهائي رفيق گونزالو، بطور عاجل در مقابل پاي هر فرد و هر نيروي ضد امپرياليست و انقلابي و ترقيخواه قرار دارد. اين نبرد، تبلور و كانون جدال ميان انقلاب و ضدانقلاب جهاني است. صف يكپارچه دولتهاي امپرياليستي و ارتجاعي كه يكزبان از رفيق گونزالو بعنوان "خطرناكترين فرد روي زمين" و دشمن شماره يك نظامشان ياد مي كنند، و در مقابل جنبش انقلابي رشد يابنده اي كه در سطح بين المللي حول اين مسئله بر پا گشته، به اندازه كافي گوياي اين واقعيت هستند.

ما تمامي توده هاي انقلابي و خواهان رهائي، و همه احزاب، سازمانها، نهادها و شخصيتهائي كه در جبهه ضد ارتجاع و امپرياليسم جاي دارند را به مبارزه مشترك در دفاع از جان رفيق گونزالو فرامي خوانيم. اين نبردي است در دفاع از آرمانهاي انقلابي و از هويت و شرافت و آمال توده هاي محروم در مقابل ستم ها و جنايات و تحقيرهائي كه نظام امپرياليستي اعمال ميكند. اين نبردي است براي تبديل تعرض دشمنان خلق به ضد خود؛ نبردي كه جبهه انقلاب ميتواند و بايد در آن پيروز شود.

اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران)

ـ شهريور ماه

 

www.sarbedaran.org