جنگ خلق و
كارزارهاي صد
انتخاباتي
از
حقيقت دوره
دوم، شماره 18،
شهريور 1369 – www.sarbedaran.org
ماركس
جمله معروفي
درباره مضحكه
انتخاباتي بورژوازي
دارد كه جوهر
مسئله را
بروشني برملا
ميسازد. او
ميگويد: "آنها
به ستمديدگان
اين حق را
ميدهند كه هر
چند سال
يكبار،
اعضائي از طبقه
ستمگر را
بنمايندگي
خود و براي ستم
بر خود در
پارلمان
برگزيند." در
جوامع سرمايه
داري ـ بويژه
امپرياليستي
ـ انتخابات
پارلماني و
غيره يك امر
نهادي شده و
يك ابزار مهم فريب
توده ها با
"شيريني"
دمكراسي
بورژوائي است.
ليكن در جوامع
تحت سلطه
امپرياليسم،
معمولا
حاكميت طبقات
ارتجاعي و
اربابانشان
شكل استبداد و
سركوبگري خشن
و حاد بخود
ميگيرد و كمتر
به فريب
انتخاباتي
توسل جسته
ميشود. با اين
وجود هستند
كشورهاي تحت
سلطه اي كه
باصطلاح "سنت
پارلماني"
دارند و گاه و
بيگاه ـ در فاصله
گذر از اين
حكومت نظامي
به حكومت
نظامي ديگر ـ
اين "مظهر
حقوق
دمكراتيك
ملت" را برخ
ستمديدگان
ميكشند.
كشورهائي هم
هستند كه هرچند
وقت يكبار ـ
بهنگام
مواجهه با
بحران و نارضايتي
توده ها ـ
"سخاوتمندانه"
وعده انتخابات
آزاد در
چارچوب نظم
حاكم را
ميدهند. پرو در
زمره حافظان
"سنت
پارلماني"
است كه عنوان "مهد
دمكراسي
آمريكاي
لاتين" را يدك
ميكشد.
دهشتناكترين
جنايات و قتل
عامها در
روستاها و
شهرهاي اين
كشور تحت همين
نظام
پارلماني و با
"راي
دمكراتيك"
اعضاي
پارلمان
انجام گشته است. بايد
اشاره كنيم كه
رويزيونيستهاي
طرفدار
شوروي، چين و
آلباني،
تروتسكيستها
و جريانات
رفرميستي
بيشترين
كمكها را به
حفظ و تقويت
اين نهاد در
پرو نموده
اند.
براي
حزب كمونيست
پرو، مبارزه
با مضحكه هاي
انتخاباتي
رنگارنگ و
دمكراسي
اعطائي
نوكران امپرياليسم
ـ بعنوان جزئي
از نبرد
ايدئولوژيك و
سياسي ضروري
با دشمن ـ
اهميتي در خور
داشته است. زدودن
توهم
انتخاباتي از
ذهن توده هاي
وسيع يكي از
اهداف حزب است
كه در پيوند
تنگاتنگ با
توضيح ضرورت
گسترش جنگ
خلق، انجام
انقلاب
دمكراتيك
نوين، و
سرنگوني
امپرياليسم و
سرمايه داري بوروكراتيك
و نيمه
فئوداليسم،
قرار دارد. از اين
رو حزب
كارزارهاي
معيني را تحت
شعارهاي خاص
جهت تحريم
انتخابات
برپا ميدارد.
هر آنجا كه
امكانپذير
باشد، حزب از
برگزاري
انتخابات
جلوگيري
ميكند؛ والا
آن را تضعيف
كرده، يا در
آن خرابكاري
ميكند. يك
شعار ديگر حزب
در مورد
انتخابات ـ كه
در چارچوب خط
تحريم مطرح
ميشود ـ چنين
است: "آزادي در
راي دادن يا
راي ندادن"؛
اگر صحبت از
آزادي و
انتخاب است پس
مردم بايد
آزاد باشند كه
راي بدهند يا
ندهند. بايد
خاطر نشان
سازيم كه در
پرو راي دادن
اجباري است؛
شكلي از فشار
بر توده ها و
اخاذي از آنهاست.
جريمه عدم
شركت در
انتخابات، سر
به فلك ميزند.
حزب كمونيست
پرو به مردم
رهنمود ميدهد كه
از پرداخت
جريمه سر باز
زنند. در
اينجا به شرح
دو پروسه
انتخاباتي
مهم در پرو طي
دوره 90 ـ 1989 و
اقدامات
موفقيت آميز و
دستاوردهاي
حزب كمونيست
پرو و ارتش
چريكي خلق در
قبال آن ميپردازيم.
در عين حال
موضع و عملكرد
نيروها و شخصيتهاي
گوناگون
سياسي و
اجتماعي را در
همين رابطه
بررسي ميكنيم.
***
از
ميان تمام
كارزارهاي
انتخاباتي كه
تا بحال ـ بمثابه
جزئي از جنگ
خلق ـ توسط
حزب تحريم
شده،
انتخابات
شهرداري ها
نوامبر 1989 و
انتخابات رياست
جمهوري در ماه
مه 1990 از همه
موفقتر بوده
است. البته
دشمن بهر طريق
انتخابات را
برگزار كرد ـ
اما در بدترين
حالت ممكن. حكومت
حوزه هاي اخذ
راي را در
مراكز استان
ها و فرمانداريها
و در پايتخت
برقرار كرد.
اما در "هويكان"
كه در شرق
ليما واقع است
راي گيري صورت
نگرفت. اين
منطقه كه محل
زندگي حاشيه
نشينان است،
در كنار
اتوبان مركزي
قرار دارد و
ليما را به
منطقه
كوهستاني
متصل ميكند.
كارخانجات
پرو در
"هويكان"
متمركز است.
اينجا يكي از
نقاط فعاليت
حزب كمونيست
پرو محسوب
ميشود. حكومت
به تمام اهالي
اين منطقه
دستور داد كه
براي راي دادن
به
ناحيه اي
ديگر بروند.
بعبارت ديگر،
مرتجعين حاكم
حتي در جوار
پايتخت قادر
به تضمين امنيت
صندوقهاي راي
نبودند.
رزمندگان
ارتش چريكي
خلق يك سلسله
عمليات نظامي
را بمثابه
جزئي از
كارزار ضد
انتخاباتي با
موفقيت به پيش
بردند؛ مثلا
در روز 31
نوامبر يعني
درست روز
انتخابات
شهرداري ها
ماشين محافظين
گارسيا به
كمين افتاد .
مطبوعات رژيم
ناشيانه در پي
تحريف خبر
واقعه
برآمده، نوشتند:
"اين يك تصادف
معمولي
اتومبيل بود."
انتخابات
شهرداريها در
هيچيك از
مناطق روستائي
اطراف شهر
"آياكوچو"
برگزار نشد.
حتي كانديداي
حزب "آپرا"
(حزبي كه آلن
گارسيا رئيس
جمهور پيشين
پرو نماينده
اش بود)
نتوانست به
خودش راي دهد؛
چراكه در
پناهگاهش در
ليما بسر ميبرد.
شخص آلن
گارسيا نيز
مجبور شد
يكبار ديگر تمام
آئين نامه هاي
انتخاباتي را
زير پا گذارد.
طبق اين
قوانين، طي يك
محدوده زماني
معين، هيچ
حزبي حق
برگزاري
تظاهرات
عمومي ندارد.
اما گارسيا به
آياكوچو رفت و
در ميدان شهر،
تظاهراتي را
رهبري كرد.
حكومت ادعا
كرد كه يك صف
چهار هزار
نفري در
آياكوچو براي
راي دادن
تشكيل شده
بود. اما حضار
كه تعدادشان
بسيار كمتر از
رقم مورد
ادعاي دشمن
بود را اكثرا
مسافران
استانهاي
اطراف شامل
ميشدند.
گارسيا دستورداد
براي كساني كه
روز انتخابات
در سفر هستند،
صندوق هاي راي
مخصوص برپا
شود. اين اقدام
حتي در قانون
خودشان هم
اكيدا ممنوع
اعلام شده
است. در استان
آياكوچو فقط 40
درصد از افراد
واجد شرايط،
راي دادند.
تازه 77 درصد از
اين آراء
باطله و سفيد
از آب درآمد.
همين مسئله
براي رژيم
مشكلي قانوني
پيش آورد؛ زيرا
اگر تعداد
آراء عادي بحد
مكفي نرسد،
انتخابات
معتبر نيست.
انتخابات
شهرداريها
صحنه هاي مضحك
نيز داشت؛
مثلا شهردار
"چونگوس باخوس"
ـ يكي از
شهرهاي استان
"خونين" ـ
تنها با آوردن
سه راي انتخاب
شد. مردم
بشوخي
ميگويند كه اين
سه نفر، خودش،
زنش و پسرش
بوده اند.
بعلاوه برخي
شهردارهاي
انتخاب شده،
بواسطه هراسشان
از شعله هاي
جنگ خلق، از
قبول اين
مسئوليت
سرباز زدند.
حزب
كمونيست پرو
در قبال
انتخابات
رياست جمهوري
كه دور اول آن
در هشتم آوريل
1990 برگزار شد نيز
سياست تحريم
را در پيش
گرفت. روز 7
آوريل پايگاه
ضد خرابكاري
آمريكا در
"سانتا
لوسيا" مورد
حمله چريكهاي
مائوئيست
پروئي واقع
شد. يانكيها
اين پايگاه را
جهت حمايت از
نوكران بومي و
پيشبرد
طرحهاي تجاوزكارانه
خود از ماه
فوريه 1990 برپا
كرده اند. منابع
خبري
امپرياليستي
درباره اين
حمله، شرمسارانه
نوشتند كه هفت
هليكوپتر
لطمه ديده
اند. سلسله
عمليات حزب
كمونيست پرو
كه حول سياست
تحريم، درست
تا زمان
برگزاري
انتخابات
ادامه يافت،
به رشد
احساسات ضد
انتخاباتي ياري
رساند.
در 3 استان
"آياكوچو"،
"آپوريماك" و
"هوانكاوليكا"
خيلي ها راي
ندادند و بايد
تاكيد كنيم كه
كميته منطقه
اي عمده رهبري
كننده جنگ خلق
اين 3 استان را
در برميگيرد.
در آياكوچو 5/47 درصد
از واجدين
شرايط راي
ندادند؛ در
آپوريماك 9/27
درصد؛ در
هوانكاوليكا 4/44 . در
سراسر كشور،
نسبت تحريم
كنندگان
انتخابات به
كل واجدين
شرايط ـ طبق
آماررسمي ـ
بيش از بيست و
يك درصد بود.
وقتي اين رقم
را با رقم 8/8
درصدي
انتخابات سال
1985 مقايسه ميكنيم،
به تغييري
مشهود پي
ميبريم. اما
آراء باطله و
سفيد نسبت به
سال 1985 فقط يك
درصد افزايش داشت.
جالب توجه است
كه سازمان
كاستريست
"توپاك
آمارو" در پرو
كه دست به
عمليات
مسلحانه پراكنده
هم ميزند و در
عين حال متحد
جبهه "چپ پارلماني"
است، شعار
"راي باطله
بدهيد!" را جلو
گذاشت. اين
بمفهوم صحه
نهادن بر سيستم
پارلماني
بورژوائي بود
و در خدمت
هيئت حاكمه
ارتجاعي قرار
ميگرفت ـ چرا
كه حكام پرو
بسختي
ميكوشند
اعتماد توده
ها را نسبت
بنفس عمل "دمكراتيك"
راي دادن جلب
كرده، آنان را
از راه انقلاب
قهرآميز دور
دارند. در
همين زمينه
ميتوان به
موضع آلن
گارسيا (رئيس
جمهور سابق)
اشاره كرد. او
با پيش بيني
شكست حزبش در
انتخابات،
چهره منتقد
بخود گرفت و
شعار "راي باطله
بدهيد" را جلو
گذاشت. گارسيا
گفت، مهم حاضر
شدن بپاي
صندوق هاي راي
و تاييد سيستم
موجود در
مقابل كساني
است كه
ميخواهند با اعمال
قهر اين نظام
را نابود
سازند.
در
جريان رقابت
انتخاباتي،
مشكلات و
تضادهاي
بيشتر و
بزرگتري در
صفوف طبقات
حاكم بروز يافت
و احتمال
كودتاي نظامي
بعنوان تنها
"راه حل" رفع
بحران و سركوب
جنگ خلق فزوني
گرفت. امپرياليستهاي
يانكي در
گزارشهايشان
علنا به از هم
گسيختگي
سياسي دولت
پرو و افزايش
قدرت حزب
كمونيست پرو و
جنگ خلق تحت
رهبريش
اعتراف كردند.
تمام
كانديداها
براي چندمين
بار اعلام
كردند كه معضل
عمده كشور
"تروريسم"
است و
عاجلترين نياز،
"دفاع از
دموكراسي".
اركستر
ضدانقلابيون
با حضور كليسا
در صحنه تكميل
شد ـ آنهم نه فقط
كليساي
كاتوليك،
بلكه موسسات
پروتستان و
اوانگليك نيز
فعال گشته و
با حمايت از
افراد مختلف
به رقابت با
يكديگر
پرداختند.
آنها سركوب و
تحميق
ايدئولوژيك
را با
فريبكاري
سياسي درآميختند.
همين مجموعه
بود كه پيش از
اين دوره نيز،
در سوم نوامبر
1989 تظاهراتي ضد
كمونيستي را
عليه اعتصاب
مسلحانه اي كه
تحت تاثير
فراخوان حزب
كمونيست پرو
برپا شده بود،
فراخواند. در
آن تظاهرات كه
باشركت دسته
هاي كليسائي
شامل كشيش ها،
راهبها و مردم
عادي انجام شد،
پرچم پاپ حمل
ميگشت. آنها
در ضديت با
جنگ خلق شعار
مسيح را
ميدادند كه:
"تو نبايد كسي
را بكشي!"
اينها حامي
رياكار
جلادان خلقند
و بس.
عليرغم
تمامي اين
تشبثات
ارتجاعي،
ضديت آشكار
ميليونها نفر
با مضحكه هاي
انتخاباتي و
استقبال
روزافزون
آنها از جنگ
خلق نشان
ميدهد كه
نمايندگان
ريز و درشت
نظم كهن جز
شكست و نابودي
سرانجامي
ندارند.
همانگونه كه مغزهاي
متفكر
امپرياليسم
آمريكا اذعان
دارند
"دمكراسي
پرو، نفرين
شده است".
www.sarbedaran.org