انتخابات در پاكستان:  آشي كه امپرياليسم آمريكا براي مردم جهان پخته است

از حقيقت شماره 7 ــ ارگان حزب كمونيست ايران (ماركسيست لنينيست مائوئيست) ــ آبان 81 

 www.sarbedaran.org

 

اين مقاله بر پايه نامه يكي از رفقاي افغانستاني نگاشته شده است. 

 

 روز 10 اكتبر، انتخابات مجلس ملي پاكستان برگزار شد. براي امپرياليسم آمريكا و طبقات ارتجاعي حاكم در پاكستان، اين انتخابات از اهميت مخصوصي برخوردار بود. اين انتخابات بايد بطريقي بسرانجام ميرسيد و آن نيروهائي را بر صندلي قدرت مي نشاند كه تضمين كننده پيشبرد و اجراي سياستها و طرحهاي تجاوزگرانه امپرياليستي در دوره پر مخاطره و حساس كنوني باشند. پاكستان، بمثابه مهم ترين دست نشانده و دستيار منطقه اي امپرياليسم در كارزار جهاني "مبارزه عليه تروريسم" در يكي از بحراني ترين دوران تاريخ خود بسر ميبرد. اين كشور با تكنولوژي هسته ايش، با رقابتهاي خطرناكش با هند، با شكاف و تضادهاي حاد درون مرتجعينش، با هزاران مدرسه مذهبي كه پايگاه مخوف پرورش بنيادگرائي اسلاميست، و با سود سرشاري كه از پخش مواد مخدر در سراسر جهان نصيب امپرياليستها و مرتجعين بومي ميكند، براي امپرياليستها از اهميت ويژه اي برخوردار است. اما مهمتر از همه اينها، اين كشور امروز جايگاه استراتژيكي در طرحهاي نوين امپرياليستها اشغال كرده و بعنوان سكوي پرش در اشغال نظامي افغانستان و پشت جبهه مهمي براي تامين لجستيك نيروهاي ارتش آمريكا عمل ميكند. اين در حالي است كه پاكستان با 142 ميليون نفوس كه از ستمگري طبقاتي و ملي و مذهبي به ستوه آمده و بطرق گوناگون عليه دولت ارتجاعي حاكم مبارزه ميكنند، در يك وضعيت انفجاري و غيرقابل كنترل بسر ميبرد.

تحليل گران امپرياليسم اينك پاكستان را "خطرناك ترين نقطه جهان" مي نامند. چرا كه آنها بايد نظم و ثبات ضروري براي پيشبرد اهدافشان را در كشوري برقرار كنند كه در مناطقي از آن حكومتي وجود ندارد و در آن مناطقي هم كه وجود دارد، حكومتگران قادر به حكومت كردن نيستند. انتخابات اخير بايد اين تضاد را در خدمت به منافع امپرياليستها پاسخ ميگفت. اين انتخابات تحت نظارت مستقيم ژنرالهاي آمريكائي مستقر در پاكستان و در شرايط حكومت نظامي در كشور برگزار شد. قواي ارتش با پشتيباني نيروهاي رنجر و پليس و انتظامات بحالت آماده باش در سراسر كشور مستقر بودند تا جنبنده اي نتواند عملي خلاف آنچه قرارست بشود، انجام دهد. در نقاطي كه احساس ميشد ممكن است آن نيروهائي راي بياورند كه امروز چندان بدرد نقشه هاي امپرياليستي نمي خورند، صندوقهاي راي دزديده و سوزانده ميشد. در مناطقي كانديداهاي غيروابسته به احزاب رسمي و با نفوذ، روز روشن به قتل رسيدند. در تمامي اين موارد ارتش و نيروهاي انتظامي ناظرين بيطرف باقي ماندند. از درون اين انتخابات بايد حكومت دلبخواه امپرياليستهاي آمريكائي بيرون كشيده ميشد. ژنرال پرويز مشرف رئيس جمهور و رئيس ارتش پاكستان در ماه آوريل در يك رفراندوم "آري يا نه" كه مورد مسخره و تحقير توده ها بود بعنوان تنها كانديد رياست جمهوري به اين مقام رسيد و به اين ترتيب پيشاپيش حاكميت ديكتاتوري نظامي ارتشيان را براي يكدوره 5 ساله رسميت بخشيده بود. در انتخابات 01 اكتبر، رئيس جمهور با گذاشتن شرط درجه تحصيلي حداقل ليسانس براي كانديداهاي مجلس، پيشاپيش برخي رقباي تاريخي و سنتي را از پروسه شركت در انتخابات حذف كرد. اين شرط شامل كانديداهاي احزاب اسلامي كه سنتا داراي نوع ديگري از درجه تحصيلي هستند، نميشد. اين امتياز مهمي بود كه از طرف ژنرالهاي پاكستان با توصيه اربابان آمريكائي شان به احزاب اسلامي كه تاريخا نقش همدست وفادار آنان را داشتند، داده شد.

عليرغم هزينه كردن ميليونها دلار از جيب مردم زحمتكش براي تبليغات انتخاباتي، اين انتخابات رونقي نداشت. طبق آمار خود حكومت از 70 ميليون نفر واجدين شرايط راي، حدود 25 ميليون نفر راي دادند. بخش بزرگي از توده ها كه سالها حاكميت ارتشي ها، احزاب فاسد و ارتجاعي و همدستي تام و تمام ملاهاي پس مانده و فريبكار را با اينان ديده بودند، به هيچكدام اعتمادي نداشتند. از نظر بخشهاي با تجربه تر توده ها، اين جنجال انتخاباتي صرفا يك درام كهنه و امتحان شده بود كه نتايج آن پيشاپيش معلوم بود؛ و نه آن نتايج و نه آراء تغييري در زندگي مشقت بار مردم بوجود نمي آورد.

دو جريان سياسي بعنوان برنده هاي "غيرقابل باور" اين انتخابات اعلام شدند. يكي حزب تقريبا جديد بنام "پاكستان مسلم ليگ (قائد اعظم)" كه انشعابي از يك حزب شناخته شده بود؛ و ديگري جرياني موسوم به "مجلس متحده امل". اين جريان در فاصله كوتاهي پيش از انتخابات از ائتلاف 6 حزب اسلامي پاكستان درست شده بود. رهبران اين جريان ملاهاي شناخته شده اي هستند كه نيروهاي طالبان در مدارس تحت رهبري اينها با پول آمريكا و عربستان سعودي و با همياري سازمان امنيت پاكستان، خلق شدند. هر دو جريان مورد انزجار بخش بزرگي از توده ها هستند. اولي (يعني مسلم ليگ) كه در عينحال بخاطر حمايت ژنرال مشرف و ارتش از آن و بنا به حضور برخي از بزرگترين سرمايه داران و زمين داران و قاچاقچيان معروف مواد مخدر در آن به "حزب سلاطين" معروف است، بيان سالها جنايت و سلاطين" معروف است، بيان سالها جنايت و غارتگري و اعمال فاشيسم و ستمگري بر توده هاست. و دومي (يعني احزاب اسلامي) يادآور سالها حكومت جهادي ها و طالبان بر افغانستان، يادآور دخمه هاي مدارس مذهبي، شستشوي مغزي فرزندان مردم و روانه كردن آنان به قتلگاه جنگهاي ارتجاعي در كشمير و افغانستان. هر دو نيرو، در همدستي با ديگر احزاب فئودال كمپرادور، نوكر و دست نشانده امپرياليسم آمريكا هستند. آنها در دوران جنگ سرد كشور را به پايگاه استراتژيك امپرياليسم آمريكا در جنگ عليه قواي سوسيال امپرياليسم شوروي در افغانستان تبديل كردند، كشور را بمرز نابودي كامل كشاندند و منابع و دسترنج توده ها را بحراج كمپاني ها امپرياليستي گذاشتند. آنها براي پيشبرد رقابتهاي ارتجاعي شان توده ها را بجان هم انداختند و آتش جنگ و درگيري هاي ملي و مذهبي را بپا كردند. آنها چنان وضعيت مشقت باري را به توده هاي كارگر و دهقان و زحمتكش تحميل كردند كه دوران كلنياليسم و يا زمان برده داري در برابر آن عادلانه جلوه ميكند. در دوره پس از جنگ سرد آنها حاميان و تعليم دهندگان نيروهاي مافوق ارتجاعي اسلامي در منطقه بودند.

امپرياليستهاي آمريكائي كه با دقت پروسه ماقبل و دوره انتخابات را رهبري و نظارت ميكردند، اين انتخابات را يكي از نمونه هاي درخشان دمكراسي در كشور پاكستان ارزيابي كردند. آنها فورا برگزاري اين انتخابات را تهنيت گفتند و اعلام كردند كه با اين انتخابات روند دمكراسي و بازسازي نهادها و ساختارهاي دمكراتيك در پاكستان آغاز شده است. اما امپرياليستهاي آمريكائي به چه كساني تبريك ميگويند و منظورشان از نهادهاي دمكراتيك چيست:

احزاب اسلامي پاكستان، پدرخوانده هاي طالبان هستند. رهبران بوزينه آنها رسما اهداف دوره آتي خود را بدين گونه اعلام كرده اند: صندلي هاي پارلمان براي آنان يك گارانتي است تا بتوانند قوانين حدود اسلامي را هرچه خشونت بارتر اجرا كنند. آنها ميگويند سنگسار، قصاص و قانون شريعت در مورد سب آل محمد (يعني هر كسي كمترين اهانتي به خاندان نبوت كند مجازات او اعدام خواهد بود) را شديدا به اجرا مي گذارند. آنها ميگويند كه قوانين حكومت طالبان را در پاكستان به اجرا خواهند گذاشت. در مناطقي كه بيشترين راي را بدست آورده اند و مجلس محلي در دست آنهاست (منطقه پشتون نشين و بلوچستان پاكستان)، برقع بسر زنان خواهند انداخت و زنان اجازه خروج از خانــه را نخواهند داشت. آنها ميگويند چند همسري كه سنت مقدس پيغمبرشان است را نه تنها برسميت مي شناسند بلكه آنرا تشويق ميكنند. آنها ميگويند براي سنن مناطق قبيله اي كه طبق آن زنان حق راي ندارند و وجود مكاتب دخترانه ممنوع است، احترام قائلند. آنها ميگويند به سنن وحشيانه قبيله اي كه تحت آن هر روز جرگه هاي محلي تشكيل ميشود و حكم به سنگسار و تجاوز دستجمعي به زنان ميدهد، احترام ميگذارند و اجراي اين سنن را تشويق ميكنند.

بنيادگرائي اسلامي با حمايت و توافق بنيادگرائي فاشيستهاي مسيحي (در قالب هيئت حاكمه كنوني آمريكا) ميخواهد توده هاي ستمديده و به ستوه آمده را مرعوب و خاموش كند و حكومت نظم و قانون الهي را براي تداوم ستمگري امپرياليستي و ارتجاعي فراهم سازد. اين وظيفه ايست كه از جانب امپرياليستهاي آمريكائي بر دوش احزاب اسلامي پاكستان گذاشته شده است. در مقابل اين توافق ننگين، ملاها به آمريكائيها تعهد داده اند كه در برابر جنايات و اعمال تجاوزگرانه آمريكائيها در آسياي جنوب شرقي و خاورميانه، جنجال زيادي براه نيندازند. احزاب اسلامي كه پيش از پيروز شدن در انتخابات بنا به وجود احساسات عميق ضدامپرياليستي در ميان توده ها و براي گرفتن امتياز از آمريكائيها، يكي از شعارهاي مهم كارزار انتخاباتي شان، خروج قواي ارتش آمريكا از پايگاههاي پاكستان بود، پس از انتخابات ديگر اين شعار را تكرار نكردند. در مقابل، خود را براي اشغال پست نخست وزيري كانديد كرده و اعلام كردند كه آماده همكاري با ارتش و ژنرال مشرف هستند و در قبال سياست خارجي كشور نسبت به امپرياليستها (يعني تبديل پاكستان به پايگاه ارتش آمريكا و دستيار مهم آمريكا در كارزار ارتجاعي "مبارزه عليه تروريسم") انعطاف پذير هستند. آمريكائيها و بوروكرات هاي ارتشي و غير ارتشي نيز به ملاها وعده داده اند كه در برابر تلاشهاي آنان براي اسلاميزه كردن كشور، مانع ايجاد نكنند. در واقع اسلاميزه كردن (يعني سركوب و آزار وحشيانه مردم با اجراي قوانين اسلام) بخشي از نقشه امپرياليستها و مرتجعين براي مرعوب كردن مردم و ايجاد نظم و ثبات در پاكستان است.

از طرف ديگر "حزب سلاطين" كه حمايت ژنرالهاي ارتش را دارد، اعلام كرده كه اين كشور را به منطقه امني براي اجراي طرحها و سياستهاي امپرياليستي تبديل خواهد كرد. آنها اعلام كرده اند كه هر جنبنده اي كه عليه امپرياليسم آمريكا حركتي كند را بعنوان القاعده دستگير كرده و زير نظارت نيروهاي ويژه راهي اسارتگاه مخوف ارتش آمريكا در گوانتاناماي كوبا خواهند كرد. بوروكراتها و ديكتاتورهاي نظامي با زور تفنگ و ملاها با چماق شريعت در پي ساختن حكومت مركزي و استقرار ثبات دلبخواه آمريكائي ها در پاكستان هستند.    

انتخابات 10 اكتبر در پاكستان پيام روشني داشت: ارمغان امپرياليسم آمريكا براي توده هاي ستمديده در جهان چيزي بجز سركوب و ارتجاع و عقب ماندگي و تيره روزي بيشتر نيست. اين انتخابات يكبار ديگر نشان داد كه دمكراسي آمريكائي براي توده ها فقط تداوم حاكميت پس مانده ترين نيروهاي ارتجاعي تاريخ است. لنين زماني گفت امپرياليسم يعني ارتجاع و گنديدگي. او گفت كه امپرياليسم در كشورهاي تحت سلطه با اتكاء و با بخدمت گرفتن عقب مانده ترين و ارتجاعي ترين نيروها اهداف سياسي و اقتصادي و نظامي خود را به پيش ميبرد. امروز قريب به يك قرن از اين تحليل لنين ميگذرد. زندگي و پراتيك واقعي بودن اين ارزيابي لنين را هر روزه بيشتر نمايان مي سازد.

www.sarbedaran.org