لهستان: از استثمار با مدل شوروي تا رياضت كشي با مدل غربي

 

حكام "كمونيست" دروغين لهستان بر نظام خود نام "سوسياليست" نهاده بودند. اما از سالهاي 1950 آنان يك نظام سرمايه داري را مي چرخاندند، و امروز تلاش مي كنند كه از سرمايه داري دولتي مدل شوروي به سرمايه داري بازار مدل غربي گذر كنند. در روز اول سال 1990 حكومت لهستان يك برنامه بازسازي اقتصادي همه جانبه را آغاز كرد. حكام لهستان، همراه با مطبوعات و حكومتهاي غربي اعتراف مي كنند كه مردم لهستان در كوتاه مدت شاهد رنجهاي بيشمار خواهند بود اما وعده ميدهند كه در نهايت مردم به نيكبختي خواهند رسيد.

اين يك دروغ است. سرمايه داران شرقي و غربي بدنبال نيكبختي خودشان مي باشند و روشهاي بيرحمانه اي را براي مكيدن شيره جان مردم لهستان، بالاخص طبقه كارگر، بكار مي برند. نگاهي به لهستان نشان ميدهد كه تمام اشكال سرمايه داري ـ چه سرمايه داري دولتي مدل شوروي و چه سرمايه داري بازار مدل غربي ـ از طريق استثمار كردن و خرد كردن مردم كار مي كند.

بحــران سـرمـايـــه داريچرا علت مشكلات اقتصادي لهستان را بايد در سرمايه داري جستجو كرد؟ يك نمونه آن، بحران قرض لهستان مي باشد. حكام لهستان مانند سرمايه داران همه جا تكنولوژي را پرستش مي كنند و كار خلاق انسان را بهيچ مي گيرند. در دهه هاي 1970 آنان به گرفتن وامهاي عظيم از بانكهاي غربي پرداختند كه بتوانند با آن تكنولوژي بخرند و با اين تكنولوژي كارگران لهستان را بهتر استثمار كنند.

بين سالهاي 1971 ـ 1988، حكومت لهستان 48 ميليارد دلار از كوسه هاي وام دهنده غربي قرض گرفت و 44 ميليارد دلار آنرا بازپرداخت كرده است. معذالك، در سال 1988 لهستان هنوز 39 ميليارد به آنان مقروض بود! چرا كه بايد مقدار معتنابهي بابت بهره وامها پرداخت كند. ميزان بهره امسال بيش از 2 ميليارد دلار خواهد بود. رويزيونيستهاي لهستان مواد غذائي مردم را به خارج صادر مي كنند كه بهره قروض فزاينده خود را بپردازند. اين وضع بحران اقتصادي لهستان را تشديد كرده است.

در سال 1989 اقتصاد لهستان ورشكسته شد. تورم 900 درصد بود. پس اندازهاي مردم از بين رفت. قيمت يك جفت كفش خوب در طي دو سال 65 برابر شد.

با پيروي از منطق سرمايه داري، طبقه حاكمه لهستان (با حمايت ميخائيل گورباچف) تلاش مي كند كه مشكلات خود را با دريافت وامهاي جديد از غرب برطرف كند. اما نهادهاي مالي غرب نيز از منطق سرمايه داري پيروي مي كنند و شرايط معامله را براي لهستاني ها سخت تر مي كنند. آنان ميگويند كه لهستان بايد ثابت كند مي تواند وامهاي جديد و قديم خود را با بيشتر مكيدن شيره جان مردمش بازپرداخت كند.

مشكل در اينجا بود كه حكام رويزيونيست لهستان آنچنان منفور بودند كه هر زمان دست به له كردن هركسي مي زدند مردم سر به طغيان بر مي داشتند. پس، در سال گذشته به رهبران اتحاديه كاتوليكي "همبستگي" كه طرفدار غرب مي باشد، سهم بزرگي در قدرت دولتي داده شد. "همبستگي" در ميان كارگران و لهستاني ها داراي پايه اي گسترده مي باشد. بسياري از مردم خيال مي كنند كه ارتباط "همبستگي" با غرب براي آن است كه قروض لهستان را ملغي كند، و اميدوارند كه شايد اقتصاد بازار از نوع غربي بهتر كار كند.

اما برنامه واقعي "همبستگي" چيست؟ اين برنامه عبارت است از به اجرا گذاشتن طرح رياضت كشي و بازسازي اقتصادي كه مطلوب بانكهاي غربي است و به قيمت رنج و بدبختي عظيم مردم تمام خواهد شد.

 

"اصـلاحــات" شــروع مــي شـــود

در اول ژانويه 1990 "همبستگي" مجموعه اي از 12 قانون جديد را بتصويب رساند. اين قوانين، كنترل دولتي بر قيمتها و افزايش محدود حقوقها را ملغي كرد؛ فروش صنايع دولتي را به صاحبان خصوصي تشويق كرد؛ ارزش پول لهستان را پائين آورد و آنرا به ارزهاي غربي قابل تبديل ساخت؛ قوانين كار در صنايع را عوض كرد تا اينكه بتواند اخراج و بيكار سازيها را در ابعاد گسترده به پيش برد.

متخصصين حكومتي تخمين زدند كه در دوماه اول سال 1990، توليد 5 درصد افت كرده و موجب بيكاري 400000 نفر خواهد شد، و سطح معيشت 20 درصد پائين خواهد افتاد. اما وزير كار لهستان پيش بيني كرد كه رقم 400000، يك "خوش خيالي است". متخصصين بانك جهاني مي گويند كه بيكاري مي تواند به 5 ميليون نفر ـ يعني يك سوم نيروي كار ـ برسد! و آنان در راه بودن سالهاي تلخ را پيش بيني مي كنند.

 

فشــردن بيـرحمـانــه مـــردم

برنامه هاي بازسازي با نيرويي مهلك، مردم لهستان را زير ضرب گرفته است. كمك هزينه هاي دولت در تمامي موارد نيازهاي اوليه مردم بغير از اجاره خانه، لغو شده است. ارزش وـ ، 38 درصد كاهش يافته است ـ يعني پولي كه در دست مردم است اكنون حتي كمتر از سابق ارزش دارد و اين در حالي است كه قيمتها نيز سر به فلك مي سايند. در عرض 24 ساعت قيمت ذغال سنگ بخاريهاي خانگي 600 درصد، قيمت نان 38 درصد، گوشت خوك 55 درصد افزايش يافت. قيمت بنزين دو برابر شد و اكنون قيمت يك گالن آن مساوي است با يك روز حقوق متوسط. در ورشو 5000 نفر صاحب ماشين نام نويسي ماشين هاي خود را لغو كردند چرا كه ديگر استطاعت راندن آنرا ندارند.

قيمت كودشيميايي، تراكتور و ديگر مواد كشاورزي آنچنان بالا رفت كه كشاورزان دست از توليد كشيدند زيرا ادامه توليد بمعناي ضرر بود. مزرعه داران، غلات خود را انبار كردند و از كشتار خوك دست كشيدند. يك روز پس از آغاز به اجرا گذاشتن "اصلاحات" مواد غذائي از مغازه ها ناپديد شد.

وضع بازنشستگان و بيكار شدگان جديد از همه بدتر است. گزارشي در نيويورك تايمز ميگويد، بازنشستگاني را كه با حقوقهاي ثابت زندگي مي كنند مي توان ديد كه در سبزي فروشي از اينكه پول كافي براي پرداخت خريد ناچيز خود را ندارند اشكشان سرازير مي شود. پيرزني به يكي از وزاري حكومت نوشت: "فكر مي كنم بهترين كار ميهني براي من اكنون مردن است." شهردار دومين شهر بزرگ لهستان مي گويد: "ما دو هزار بيخانمان داريم و اين شماره افزايش خواهد يافت .... معلمين گزارش ميدهند كه تعداد روزافزوني از كودكان گرسنه به مدرسه مي آيند."

يك اقتصاددان طرفدار "همبستگي" آشكارا اعلام كرد كه برنامه اقتصادي حزب او "پروسه گدا شدن" است. وزير صنايع، كه يكي از ميليونرهاي تازه لهستان است، در آلمان غربي باد به غبغب انداخت كه نيروي كار در لهستان بسيار ارزان است و از اين هم ارزانتر خواهد شد. مقامات "همبستگي" مي گويند كه الگوي آنها براي لهستان، اقتصاد صنعتي كره جنوبي مي باشد ـ يعني يك كشور مافوق استثمار شده با يك دولت پليسي وابسته به غرب.

 

حقـيـقـت در مــورد مالـكيــت خصـوصــي

حكومت "همبستگي" موعظه مي كند كه پس از فروش صنايع دولتي، مردم مستقيما صاحب صنايع خواهند شد. اما واضح است كه مردم پول سرمايه دار شدن را ندارند. پس چه كسي صنايع را خواهد خريد؟ سرمايه داران خارجي و رويزيونيستهاي نومانكلاتور (نومانكلاتور كلمه روسي است كه براي قشر ممتاز سرمايه داري دولتي بكار ميرود.)

سال گذشته رويزيونيستهاي لهستاني اعلام كردند كه كارخانجات كشتي سازي لنين در بندر گدانسگ ـ يعني زادگاه جنبش "همبستگي" ـ را خواهند بست. وارث ثروت جانسون وكس كه يك زن لهستاني ـ آمريكائي مي باشد اعلام كرد كه او اين كارخانجات را از دولت لهستان خريده و مانع از بسته شدن آن خواهد شد. عكس خانم جانسون بر دروازه هاي اين كارخانجات آويزان گشت. بعد از اين بود كه نقشه هاي او آشكار گشت: خانم جانسون خواهان آن شد كه كارگران قول دهند بمدت 5 سال اعتصاب نكنند و حقوقي برابر با نيم دلار در ساعت قبول كنند! عكسهاي خانم جانسون را ديگر نمي توان بر دروازه كارخانجات ديد.

در چند سال گذشته "كمپاني هاي شركت سهامي" در ميان "كمونيستهاي" دروغين لهستان محبوب شده است ـ آنان با اين روش دارائيهاي دولت را به مايملك شخصي تبديل كرده و ثروتمندتر مي گردند. يكي از طراحان بازسازي در حكومت توضيح داد: "محبوبيت اين كمپانيها در ميان حكومتيها بدان دليل است كه افراد قشر ممتاز كمونيست كشور مي توانند بدين طريق كمپانيهاي دولتي را به كمپانيهاي شخصي خود تبديل كنند."

قبلا نومانكلاتور از پوشش "سوسياليستي" براي پنهان كردن فعاليتش در بازار سياه، اختلاس، پر كردن كيسه خود و اعمال سرمايه دارانه ديگر، استفاده ميكرد. اكنون همان كارها را آشكارا و بنام "اصلاحات" انجام ميدهد.

 

درسهــاي سخــت آشنائــي با "جهــان آزاد"

مشاور عمده اقتصادي نخست وزير لهستان گفت: "سياستهاي نوين ما انگشت روي نقطه اي فشار ميدهد كه از آن نقطه همه چيز خواهد شكست". برخي انتظار آشوبي را در بهار دارند. در جواب به چنين اوضاعي، لخ والسا پيشنهاد داد كه مي توان پارلمان جديد را منحل كرد و از طريق "قدرت مخصوص" حكومت كرد. خيلي روشن است كه والسا و رده هاي بالائي "همبستگي" به ابزار سركوب توده ها بدل گشته اند.

مردم لهستان بلاهاي وحشتناكي كه "بازار آزاد" بر سر آنان مي آورد را به ميل خود انتخاب نكرده اند. هرگوشه از جزئيات اين وقايع توسط نيازهاي سرمايه لهستان براي اينكه برحسب استانداردهاي جهاني خود را سودآور كند، ديكته مي شود. برنامه "همبستگي" شاهد خوبي است كه نشان مي دهد چگونه امپرياليسم ـ هم شرق و هم غرب ـ تلاش مي كند منافع خود را در اروپاي شرقي بجلو براند. بيكاري، بيخانماني، فقر، گرسنگي، خطر فاشيسم عريان... اين وضعي است كه نيازهاي امپرياليسم بهمراه آورده است. مردم لهستان درسهاي سريع و سختي از آشنائي با "جهان آزاد" مي گيرند! 

www.sarbedaran.org