مائو
شكست ناپذير است، انقلاب پيروز است
بار ديگر صداي صدر
مائوتسه دون در قلب پكن، در ‹‹ميدان تين آن من›› طنين انداخت: ‹‹اگر رويزيونيستها
در چين قدرت را بگيرند آنها روي آرامش نخواهند ديد!››
سيزده سال پس از
سرنگوني حاكميت طبقه كارگر و كمونيستها در چين،متعاقب مرگ صدرمائو در سال1976،
جنبش توده هاي دانشجوئي و كارگري ضربه قدرمندي بر تاج و تخت دن سيائو پين منفور و
رژيم منحط سرمايه داري وارد آورد و اين پيش بيني داهيانه مائوئسه دون را در مقابل
نگاه هراسان و گيج مرتعجين چين و اربابان امپرياليستشان، وچشمان پوشيده از حيرت و
اشك شوق انقلابيون و توده هاي انقلابي سراسر جهان، واقعيت بخشيد.
خيزشي كه از ميدان
‹‹تين آن من›› آغاز شد، بحران حكام سرمايه دار چين را ساده و عريان به نمايش
گذارد. چهل سال پيش در اكتبر1949، از همينجا بود كه مائوتسه دون پيروزي انقلاب چين
و تاسيس جمهوري دموكراتيك خلق چين را در مقابل ميليونها توده كارگر و دهقان و
روشنفكراعلام كرد: ‹‹ما 475 ميليون چيني بپا خواسته ايم...››
در همين ميدان بود
كه در اوج انقلاب فرهنگي ميليونها تن از جوانان دانشجو و محصل و كارگر كه عيله
اتوريته ارتجاعي شورش كرده ومورد حمايت مائو و ديگر كمونيستهاي انقلابي حزب
كمونيست واقع شده بودند، به ديدار مائوئسه دون شتافته و بازوبند مخصوص دانشجويان
گارد سرخ را به بازوي او بستند. او در حمايت از دانشجوايان شورشگر نوشت: ‹‹... شما
ميگوئيد شورش عليه هر آنچه ارتجاعي است بر حق است. من با شورو شوق از شما حمايت
ميكنم... من و رفقاي انقلابي من هم همين روش را اتخاذ خواهيم كرد...››
هزاران تن از
دانشجوايان و كارگران در اين ميدان در چهارم ژوئن 1989 توسط رژيم خونخوار چين به
خاك و خون كشيده شدند. اما چين ديگر مانند يك دهه گذشته نخواهد بود، چرا كه
روشنفكران و كارگران انقلابي حقيقت اين شعار دوران انقلاب فرهنگي و شعار مورد
علاقه مائو كه ‹‹توده ها و فقط توده ها نيروي محركه تاريخند›› را به عينه ديدند.
دن سيائوپين انتقام تحقيري كه توده ها طي يك ماه توفاني بر او و حكومت پوشاليش روا
داشتند را با انجام يك قتل عام توده اي در ميدان ‹‹تين آن من›› گرفت.
اما سنگفرشهاي اين
ميدان به هر عابري از نزديك، يا هر ناظري از دور، گواهي خواهد داد كه توده هاي
كارگر و دانشجو و حاميانشان براي مدت كوتاهي رژيم پوسيده چين را درست در مركز
فرماندهيش فلج ساخت و تقريبا از قدرت ساقط نمود. آنها شهادت خواهند داد كه چگونه
توده هاي وسيع از شرق و غرب مانند دو رود متلاطم و خروشان به ميدان سرازير شدند،
درآنجا به هم آميختند وبا غريوي كه در شهر طنين ميانداخت در اطراف ميدان پيچ و تاب
خوردند و ثمرات تلح نظام سرمايه داري كه حكام رويزيونيست چين در 12سال گذشته به آنان تحميل كرده اند را در صورتشان تف كردند.
در طول ماه مه
تظارتهاي ضد حكومتي سراسر چين را در بر گرفت. تظاهرتهاي اعتراضي دانشجويان پكن
گشايشهائي را براي سرريز شدن همزمان خشم توده اي ميليونها كارگر و دهقان بوجود
آورد و براي بحركت در آمدن اقشاروسيعتري از توده هاي مردم كاتاليزوري شد. جنبش
دانشجوئي سريعا به جنبش فراگير بدل شد و تمام استانهاي چين را در بر گرفت.
اوايل ماه آوريل، دانشجوايان پكن تظاهرات بيست
هزار نفره اي را عليه فقدان آزادي بيان و وجود فساد فراگير در حزب و ارگانهاي دولت
براه انداختند. اين تظاهرات پس از مرگ ‹‹هو يائو بنك›› و به بهانه بزرگداشت او در
‹‹ميدان تين آن من›› برگزار شد. اوصدر اسبق حزب بود كه در جريان دعواهاي دورني
بسال 1987 كنار گذارد شد. گفته ميشود كه ‹‹هو›› مخالف استفاده از اهرمهاي كنترل
دولتي براقتصاد سرمايه داري چين بود و ازايده اعطاي حق شراكت در حاكميت به اقشار
گسترده تري از بورژوازي چين و ‹‹به بازي گرفتن›› بيشتر اقشار تحصيل كرده دفاع مي
كرد. بدون شك حداكثر مطالبه بخشي از دانشجوايان- كه با توده اي تر شدن تظاهرا ت به
عقب صحنه رانده شدند- برقراري سيستمي حكومتي مشابه غرب بوده و بلند كردن پرچم دفاع
از هويائو بنك ازطرف آنها در شروع جنبش، نه يك بهانه بلكه چيزي منطبق بر نظراتشان
بود . اما حذف يكباره نام و تصاوير وي از صحنه نمايانگر آن بود كه براي اكثريت
تظاهركنندگان، ‹‹بنك›› تنها بهانه اي براي آغاز يك حركت ضد حكومتي بحساب ميامد.
پس از اين تظاهرات،
در 27 آ وريل، ‹‹روزنامه مردم››- ارگان حزب كمونيست چين كه عليرغم نامش هيچ ربطي
به كمونيست ندارد-، در سر مقاله خود دانشجوايان را ‹‹عوامل بيگانه›› و ‹‹اوباش››
خواند. اين حمله خشم دانشجوايان واهالي پكن را برانگيخت و در اعتراض به آن
تظاهراتي 150هزار نفره براه افتاد. اهميت عظيم اين تظاهرات در حمايتي بود كه اهالي
شهر، بالاخص كارگران از آن بعمل آوردند.
كارگران شعارهاي ضد نابرابري اجتماعي و تورم و
غيره را به شعارهاي دانشجويان افزودند و براي حمايت از دانشجويان خود را بين آنها
و پليس حائل ساختند. و بدين طريق بود كه دانشجويان توانستند ميدان را به اشغال خود
در آورند. كارگري ميانسال درجواب يكي از خبرنگاران غربي كه ميپرسيد ‹‹مسئله
چيست؟››، گفت: ‹‹مسئله آنست كه در چين ديگر توده ها سروران جامعه نميباشند.›› طبق
همين گزارش بسياري از كارگران در اين تظاهرات مدالهاي مائو را بر سينه داشته، اما
آنرا زير كت خود پنهان ساخته بودند.
بدون شك برپائي
مبارزات رزمنده دانشجويان در ابعادي چنين گسترده، تحول مهمي در زندگي سياسي توده
هاي چين طي دهسال گذشته ميباشد. اما نمي بايد آنرا جدا از جو عمومي اعتراض و
طغياني كه در كل جامعه عليه حكام رويزيونيست ونتايج نكبت بار و ناگزير احياي
سرمايه داري، در حال تكوين است در نظر گرفت. مطبوعات غربي طي سالهاي اخيرشديدا
تلاش كردند تا اين واقعيت را از چشم جهانيان پنهان نگاه دارند و كلامي جز ‹‹معجزات
رفرمهاي اقتصادي سرمايه دارانه دن سيائو پين و فتح بازارهاي چين توسط كوكاكولا و
مرغ كنتاكي و تلويزيون ميتسوبيشي و...›› بزبان نياورند. اما پس از وقايع اخير و
عريان شدن بحران عميق اقتصادي و سياسي در چين كه محصول همين ‹‹رفرمهاي معجزه گر››
ميباشد، برخي از تحليگران غرب خبر از ‹‹حقايق تلخ›› ميدهند. يكي از چين شناسان
مرتجع غربي كه مدتعا در آن كشور مشغول تهيه مطالب كتابي پيرموان چين پس از مائو
بوده، و چند روز قبل از قتل عام ‹‹تين آن من››، چين را ترك كرده مينويسد: ‹‹حداقل
از دو سال پيش نشانه هاي وضع كنوني ديده مي شد،دولت ثادر به جمع آوري ماليات نبود،
وبانكها ديگر قادر به كنترل وامهاي واگذار شده نبودند، فساد عميق و عريان و فراگير
گشته، صدا مورد از خشونت دهقاني عليه مقامات محلي و حمله كارگران به مديدان
كارخانجات بروزيافته، روحيه عصيان در روشنفكران بالا گرفته، و تلاشهاي مكرر عليه
از هم گسيختگي قدرت مركزي بارها با شكست مواجه شده...›› ‹ روزنامه هرالد تريبون 8
ژوئن 89 ›
هفته نامه آمريكائي
‹‹كريستين ساينس مانيتور›› نيزاز قول خبرنگار خود در چين مينويسد: ‹‹... چند ماه
قبل، زماني كه در شهر دن دانك واقع در شمال شرقي چين، مقامات محلي تصميم به
برداشتن مجسمه مائوئسه دون از ميدان شهر گرفتند، اهالي شهر سر به شورش برداشتند.
صدها نفراز مردم مجسمه بلند مرمرين مائو را براي چيدين شبانه روز دوره كرده و
مقامات را مجبور به تعليق طرح خود نمودند... در سراسر كشور چيني ها نشانهاي فلزي
مائو كه متعلق بسالهاي 60 و70 است را دو باره به سينه ميزنند و عكسهاي وي را به
ديوار مي آويزند. آنها در مقابل لوحهاي يادبود مائو عود مي سوزانند و سرود مائو،
يعني سرود ‹‹شرق سرخ است›› و تصنيفهائي ديگر را درستايش عصر مائوئيستي مي
خوانند... محبوبيت مائو پابپاي رشد نارضايتي عمومي بر سر تورم، نابرابري درآمدهاي،
رشد جنايت و فساد كه ملتزم ركاب رفرمهاي اقتصادي بازار آزاد مي باشند، رشد كرده
است.›› ‹ 13- 19 آوريل›
در روزچهارم مه يك تظاهرات صد هزار نفره براه
افتاد و در روز 13 مه دانشجويان در ميدان دست به اعتصاب غذا زدند. اما در واقع از
پس از 15مه بود كه پكن زيرورو شد و مبارزات سياسي تودهاي موج موج سراسراين كشور يك
ميلياردي- يك پنجم بشريت- را بر گرفت. خبرنگاران سراسر جهان كه دوربينهاي فيلم
برداري و عكاسي خود را براي نشان دادن سفر گورباچف به چين و ملاقات سران دو كشور
روي پكن زوم كرده بودند چيز ديگري را نشان دادند: چين در تلاطم سياسي. قرار بود كه
ملاقات سران اين دو كشور پس از سالها قطع رابطه ‹زمان مائوئسه دون بدليل خيانت
رهبران شوروي به كمونيسم و انقلابات جهاني واحيا سرمايه داري در شوروي، اين قطع
رابطه صورت گرفت› يك واقعه تاريخي محسوب گشته و چشم جهانيان را خيره كند و براي
رويزيونيستهاي كبير چين و شوروي افتخار آفريند. اما آنچه بواقع تاريخي شد و چشمها
را خيره كرد غريو جسورانه و شادي آفرين دانشجويان، كارگران و ديگر توده هاي چين
بود كه رژيم پوشالي چين را به سخره مي گرفتند. دن سيائو پين هرگز تحقيري را كه در
سالهاي انقلاب فرهنگي دانشجوان گارد سرخ بر او روا داشته بودند را فراموش نكرده
است اما هيچ فكر نمي كرد كه يكبار ديگر توسط نسل ديگري از دانشجويان انقلابي
اينگونه تحقير شود آنهم زماني كه در راس هرم حاكميت نشسته است.
تقاضاي دانشجويان
اعتصابي پكن عبارت بود از مذاكره مستقيم با مقامات بالاي حزب، حق برقراري اتحاديه
مستقل دانشجويان و پس گرفته شدن حملات سرمقاله روزنامه حزب ‹كه گفته مي شود شخص دن
سيائو پين آنرا نوشته است›.
اورويل شل يك چين
شناس غربي مينويسد: ‹‹في الواقع در صحبت با اين دانشجويان در آن زمان اين احساس به
آدم دست نمي داد كه آنها انقلابيوني هستند كه ميخواهند حزب يا حكومتي را سرنگون
كنند و يا اينكه داراي نفرت عميق نسبت به رهبران كشور هستند...›› واقيعيت آن است
كه جنبش دانشجوئي كه در ماههاي اخير در پكن آغاز شد طي چند مرحله راديكاليزه شد و
شعارها از تقاضاي اتحاديه مستقل دانشجوئي و ‹‹دمكراسي و علوم›› ‹ با درك تخيلي
مخصوص روشنفكران بورژوا كه گوئي اين دو چيز طبقاتي نمي باشند› به تقاضاي سرنگوني
دن سيائو پين و وزير او لي پنك رسيد و شعارهاي كارگران و اقشار تحتاني جامعه نيز
به آنها اضافه شد: افشاي بيعدالتي اجتماعي، بيكاري، و تورم و... مجموعه جنبش
دانشجوئي راديكاليزه شد اما در چين نيز مانند هر جامعه طبقاتي ديگر جنبش روشنفكران
مخلوطي است از گرايشات سياسي و طبقاتي گوناگون. مثلا در ميان دانشجوايان اعتصابي و
حتي آناني كه در قتل عام تين آن من جان باختند عده ا ي از فرزندان مقامات حزب حاكم
نيز موجود بودند. طبعا اينان گرايشات طبقاتي و ديد محدود خود نسبت به تغيير و
تحولات لازم و ممكن در جامعه را وارد جنبش مي كنند. همچنين، در ميان فعالين جنبش
دانشجوئي كساني بچشم مي خودند كه مادر و پدرشان از روشنفكران انقلابي طرفدار
انقلاب فرهنگي بوده كه هرگز ابراز ندامت نكردند. پيوستن توده هاي دانشجو از ايالات
جنوبي و شمال شرقي چين به دانشجويان اعتصابي در پكن، و مهمتر، براه افتادن يك جنبش
كارگري در حمايت و پيوند با دانشجويان به رزمنده شدن جنبش ياري رساند. توده هاي
كارگر كارخانجات و كارگران بيكار مانند رودخانه اي خروشان، مبارزه جوئي ،بيباكي و
سازش ناپذيري خود را به ميدان آوردند و تاثيرات تعيين كننده اي بر اين جنبش
گذاردند. و بالاخره اينكه عكس العمل خشن دولت حتي قبل از دست زدن به قتل عام،
بسياري از توهمات ساده لوحانه را از آنان زدود.
رژيم كه براي
استقبال از گورباچف مراسمي را در تين آن من تدارك ديده بود نه تنها
نتوا نست دانشجويان اعتصابي را از ميدان بيرون
كند بلكه درست از روزي كه گورباچف به پكن وارد شد سيل جمعيت از مناطق مختلف و
كارخانجات به ميدان سرازير شد. اورويل شل در روزنامه هرالد تريبون مي نويسد: ‹‹عصر
روز دوشنبه ‹ 15 مه› روزي كه گورباچف وارد پكن شد، يك تظاهرات نوين و خودبخودي
درميدان تين آن من آغاز شد كه پرچمي در دست داشتند و روي آن نگاشته شده بود ‹‹شمين››
كه به معناي ‹‹شهروندان›› است. اين تظاهرات مركب بود از كارگران بيكار، جمعيتي كه
از اينجا به آنجا به دنبال كار سفر مي كنند ، كارگران، دستفروشان و غيره. اين جمع
خشن اولين جمع از عناصر اجتماعي خارج از قشد ممتاز تحصيل كرده بود كه به اين جنبش
اعتراضي گسترش يابنده اضافه شد. اين زنك خطري بود براي حكومت.››
كارگران به صورت
افراد در اين تظاهرات شركت نكردند بلكه با پرچم تشكلات نوظهورخود و يا تخت نام كارخانه
شان وارد ميدان شدند. صدها هزار تن از كارگران كارخانجات ملبس به لباس كار، و
كلاههاي آهني كار خود وارد ميدان شدند. كارگران خاكبرداري با ماشينهاي خاكبرداري و
حفاري و پرچمهاي خود رژه رفتند و براي اولين بار شعا ر ‹‹سرنگون باد دن سيائو
پين›› كه بروي يكي از پرچمهاي آ نان نوشته بود در صحنه ظاهرشد. صحنه آ نچنان بود
كه يكي از روزنامه هاي غربي اعتراف كرد كه ‹‹آنان عميق حفر مي كنند›› كارگران بر
پرچم بزرگ جلوي صف راهپيمائي خود نگاشته بودند: ‹‹دانشجويان! كارگران آ مدند.››
آنان نقاشيهائي را كه نخست وزير را بشكل
خوك كشيده بود حمل
مي كردند. يك پوستر نقاشي چكشي را نشان ميداد كه بر يك بطري شيشه اي كوچك بقصد
شكاندنش نشانه رفته است ‹ سيائو پين كه بخشي از نام رهبر چين است در زبان چيني
يعني بطري كوچك› جمعيت درميدان مرتبا افزايش ميافت تا اينكه روز چهارشنبه 17 مي به
يك ميليون نفر رسيد. روزنامه كارگر انقلابي، ارگان حزب كمونيست انقلابي آ مريكا مي
نويسد: ‹‹كارگران در ماههاي گذاشته نيز به تظاهراتهاي دانشجوئي مي پيوستند اما اين
بار در شمار بسيارعظيمتر بيرون آ مده و گروههاي مختلف آ نان با جسارت و افتخار نام
كارخانه خود را بر پرچمهائي كه حمل
مي كردند نگاشته بودند. كار در بسياري كارخانجات
خوابيده است. يكي از كارگران كارخانه شماره2 شيميائي كه موهائي سفيد و دستاني پينه
بسته داشت به خبرنگاري گفت: ميتوانيد نامش را اعتصاب بگذاريد، ما تا زماني كه
حكومت خواسته هايمان را برآ ورده نكند اينجا خواهيم ماند، ما شديدا عصباني هستيم
چرا كه حكومت حاضر نيست به
درخواست دانشجويان
مبني بريك مذاكره درست وحسابي وقعي بنهد، اين چه جور حكومتي است... گروههاي معلمين،
بچه هاي مدارس و كارمندان دولتي و حتي تعدادي از سربازان نيز در حمايت از جنبش خود
را به ميدان رسانده بودند...يك پليس پير خطاب به گروهي از دانش آ موزان و كارگران
مي گفت: معلوم است كه جنبش دانشجوئي عاليست، اگر حكومت بخواهد آ نرا سركوب كند من
حتما سرپيچي خواهم كرد... در پايان هفته تظاهراتهاي عظيم در12 شهر ديگر چين منجمله
در شانگهاي كه بزرگترين شهر چين ومركز صنعتي آ ن مي باشد، براه افتاد. دهها هزار
دانشجو از شهرهاي ديگر در ترنها بسوي پكن سرازير شدند. كارگران راه آهن ترتيب
سفرمجاني آ نان را ميدادند...››
اورويل شل مي
نويشد: ‹‹... با سرازير شدن كارگران از كارخانجات خارج شهر و دسته هاي دهقانان از
روستاهاي اطراف تركيب جمعيت عوض شد... آ نچه كه درسير تكوين جنبش اعتراضي زن خطر
بود آ ن بود كه هم حكومت و هم جنبش دانشجوئي كنترل آ ن را از كف داد. با گذشت زمان
آ دم بياد انقلاب فرهنگي مي افتاد. تظاهركنندگان، اگر چه بجاي مبارزه طبقاتي ازآ
زادي و دموكراسي به مثابه اهداف مبارزه شان نام مي برند، اما آ نها همان شور و شوق
گيج و بي قانوني را به نمايش مي گذارند كه بدترين و پر هرج و مدج ترين روزهاي مائو
و گارد سرخ را بخاطر مي آورد. روز چهارشنبه، عكسهاي مائو در خيابانها و در ميدان
تين آن من ظاهر شدند. و با فرارسيدن روز جمعه ديگر همه جا را فرا گرفته بود. مردم
يكبار ديگر شروع به زدن نشانهاي مائو بر روي سينه هايشان كردند... اين نشانها
يادآور وحشتناك آن اتفاقي است كه ميتواند بيفتد، اگر چيني ها همانند دوران انقلاب
فرهنگي وحشي شوند...›› يكي از تحليلگران مرتجع غربي كه بحق بايد گفت از نمايندگان
آگاه طبقه خود ميباشد چنين ابراز نگراني كرد: ‹‹دانشجوايان چيني... درخواست
دموكراسي بيشتر ميكنند... حكومت قادر نيست خود را دو باره تحميل كند... اقتدارش از
كف رفته است... اين جنبش يكبار در ماه مه 1919 اتفاق افتاد... روشنفكران چيني به
ايده هاي خارجي، منجمله ماركسيسم روي آورشدند... دموكراسي؟ از دانشحويان بپرس
واقعا منظورشان از دموكراسي چيست. سيوا بژون كه 21 ساله بوده و در اعتصاب غذاست مي
گويد: ما بايد بدنبال يك نظام بي عيب و نقص باشيم . اوه واقعا؟! خوب اين نظام چيست
و كجاست؟دانشجويان، فساد، نابرابري اجتماعي، سازش سياسي را محكوم ميكنند. نابرابري
و سازش اجزا حياتي و فساد جزء اجتناب ناپذير رفرمهائي است كه د ن سيا ئو پين درچين
پياده كرده است- همان رفرمهائي كه منتقدين خارجي آ نرا بطرز شكوهمندي ستوده اند و
اكنون همانها دارند اين دانشجويان را ميستايند. اينها رفرمهائي اند كه پيشرفت
اقتصادي چين و در واقع وقايع امروز را ممكن ساختند. بيست سال پيش نسل ديگري از
دانشجويان چيني دقيقا عليه همين سه چيز بعني فساد، نابرابري اجتماعي و سازش بودند.
آنها نام خود را گارد سرخ گذاشتند و خواهان ‹‹محو شياطين رويزيونيست›› بودند. و رهبري
داشتند... خدا را شكركه امروز مائوئي وجود ندارد...›› (ويليام فاف- هرالد تريبون22
مي)
جمعيت ميدان اغلب
سرود انترناسيونال را اجرا ميكرد. يكي از دسته هاي كارگران كه عكسهاي مائورا نيز
با خود حمل مي كردند شعار مي دادند: ‹‹مائوتسه ئون مانند خورشيد است،او بر راه ما
روشنائي مي افكند، دن سيائو پين مانند ماه است كه صورت او را عوض ميكند.›› اجراي
سرود انترناسيونال و عكسها و نشانهاي مائوخبرنگاران كشورهاي امپرياليستي را ( كه
اغلب براي تهيه اطلاعات براي دول خود درآنجا بسر مي بردند) شديدا افسرده خاطرمي
ساخت و گاه گاه عده اي از دانشجويان كه طرفدار دموكراسي غربي و يا رفرمهاي
گورباچفي بودند را يافته و با آ نان مصاحبه كرده و سوال مي كردند: ‹‹مگر شما همان
دموكراسي غربي را نمي خواهيد؟ يعني شما از رفرمهاي اقتصادي دهه گذشته خوشتان ميايد
واكنون مقدار بيشتري ازآن رفرمها و رفرمهاي سياسي منطبق برآن رفرمهاي اقتصادي مي
خواهيد،مگرنه؟››
و يا زماني كه سه
دانشحوي هوناني به روي تصوير بزرگ مائو در ميدان رنگ پاشيدند مطبوعات غربي تقريبا
جشن گرفتند و بسياري ازاين مطبوعات فقط نوشتند كه سه دانشجو رنگ پاشيدند بدون آ
نكه بنويسند دانشجويان بلافاصله آنان را طرد كرده و تصويرمائو را سريعا پاك كردند.
وزماني كه يك گروه از دانشحويان رشته هنري مجسمه اي بنام ‹‹الهه آ زادي›› را
ساختند كه ميتوان گفت بيان گرايشات بورژ وا-دموكراتيك دانشحويان سازنده آ نست،
تمام مطبوعات جهان سعي كردند آن را بعنوان سمبل والهام بخش جنبش دانشجوئي بخورد
مردم جهان دهند.
روزنامه كارگرانقلابي برخورد حكومت آمريكا به
اين جنبش را چنين تحليل ميكند: ‹‹طبقه حاكمه ايالات متحده نگران آ نست كه
رويزيونيستهاي چيني، كه از زمان بر سر كار آمدن عمدتا با غرب پيوند خورده اند،
قادر به كنترل اوضاع نباشند و منافع امپرياليستهاي آمريكائي ضربه بخورد. در همان
حال آنها تلاش ميكنند باادعاي اينكه جنبش اعتراضي در چين نمايانگربرتري سيستم غرب
است ازموقعيت استفاده كنند- يعني از قراراين نشانه ‹‹بحران›› كمونيسم و ‹‹برتري››
دموكراسي آمريكائي است.›› حمايت آشكار رئيس جمهور امريكا، جورج بوش، از رژيم چين و
بالاخص از شخص دن سيائو پين درفرداي قتل عام دانشجويان وكارگران در ميدان،نشانه
عمق حيله گري آنان و اشك تمساح ريختن براي جنبش دانشجويانبود. او به خبرنگاران گفت،فراموش
نكنيد كه دن سيائو پين دو بار توسط مائو سرنگون شده بود!
خبرنگاران غربي كه
به تعداد بيشماردرپكن حضورداشتند، زماني كه نتوانستند مائو و الهام گيري مردم از
او را ‹‹مخفي كنند›› چنين تحليل كردند كه اين فقط گرايشي در بين كارگران و دهقانان
فقيراست و روشنفكران ازدوران انقلاب فرهنگي بيزارند، و مردم هم نه از زاويه
طرفداري ازمائوكه براي عصباني كردن دن سيائو پين عكسهاي مائورا بر داشته اند!!
تحليل بسيار عميقي است! واقعيت آنست كه بحث بر سردوران انقلاب فرهنگي بشدت درميان
دانشجويان جريان داشت. يك پروفسورتاريخ چين دريكي ازدانشگاههاي آمريكا، بنام لي
فنك، به روزنامه هرالد تريبون نوشت كه در صحبتهايش با رهبران دانشجويا ن مسئله
ارزيابي انان از دهسال انقلاب فرهنگي بارها پيش امد: ‹‹دانشجويان مي دانند كه
رهبران فعلي چين حساسيت زيادي به مسئله انقلاب فرهنگي دارند... و هر گونه نشاني از
اينكه دانشجويان مايل به تكرار كارهاي وحشتناك گارد سرخ هستند، كه مرتبا مقامات
بالاي حزبي را ازدفاترشان بيرون كشيده و درمقابل دادگاههاي محلي خود تحقيرميكردند ،موجب
سركوب فوريشان خواهد شد... ايده محو كردن بوروكراسي و فساد كه از نكات مركزي
انقلاب فرهنگي بود،اكنون نيز از اهداف مهم دانشجويان ميباشد.››
يكي از مسائلي كه غربيها
را در تلاش خود براي ممانعت ازنفوذ يابي مائو در بين روشنفكران چيني بسيار مي
آزارد آنست كه طغيان دانشجويان در بيست سال پيش عليه اتوريته ارتجاعي و فساد و
بوروكراسي و تحجر درارگانهاي حزبي ودولتي مورد حمايت بيدريغ مائوتسه دون قرار گرفت
اما اينبار توسط قهرمانان رفرمگرآنها بيرحمانه بخون كشيده شد. دورغهاي هيستريك به
اصطلاح زيركانه و تكرارمكرراينكه ‹‹كمونيسم مرده است و سرمايه داري پيروز شده است ،بحران
چين بحران سيستمي كه ما در12 سال گذشته در چين پياده كرده ايم نيست، وانقلاب
فرهنگي براي مردم چين كابوس بودو...›› نشانه ضعف واستيصال مفرط اينان در مبارزه
ايدئولوژيكشان عليه كمونيسم و مشخصا مائوتسه دون و انقلاب فرهنگي است.
بزرگترين نگراني
مرتجعين چين و امپرياليستها درآن بود كه مردم پكن ارتش چين را ، اگر چه بمدت
كوتاهي اما بطور موثري، فلج كردند. حكومت نظامي در بخشهائي از پكن ساعت 10 صبح
شنبه20 مه آغازشد. وقتي صبح يك ستون كوچك از ماشينهاي ارتشي كه براي پاشيدن آب
بروي تظاهر كنندگان مورد استفاده قرارميگيرند، وارد خيابانهاي پكن شدند، سپوري كه
زن پيري بود بسرعت درجاده و درجلوي ماشينها دراز كشيد. ارتش و حكومت با مصاف طلبي
غيرمنتظره مردم مواجه شدند. چند صد دانشجو في الفور بسوي ستون حركت كرده و توده
هاي مردم سربازان را محاصره كردند و زيرباران سئوال در مورد اينكه چرا مي خواهند
جنبش مردم را سركوب كنند، قرار دادند. برخي از سربازان كه حتي نمي دانستندبراي چه
انان را به پكن آورده اند شروع به گريه كردند. در طول چند روز مهمترين فعاليت توده
هاي مردم باريكاد بندي درشهروبستن هرروزنه اي بود كه ارتش بتواند از انجا براي
سركوب دانشجويان و كارگران وارد شهرشود. انها خود را در گروههاي مختلف سازمان داده
و شبانه روزبطورنوبتي نگهباني مي دادند. روز شنبه صبح حكومت نظامي اعلام شد و شب
هنگام تشكلات كارگري براي حمايت از دانشجويان اعتصابي بوجود آمد. يك عده ازكارگران
نام گروه خود را ‹‹فدائيان›› گذاشت و گروهي ديگرخود را ‹‹جانبازان›› ناميد. كونك
لين كي 39 ساله كارگر صنايع آهن و فولاد پكن گفت كه ‹‹ما براي مقابله با گازاشك
آور حوله داريم و مقداري سيمان براي باريكارد سازي آورده ايم. اما علاوه براين ما
همان را كه هستيم با خود آ ورده ايم- يعني توده مردم.›› ون گن 30 ساله يكي از
رهبران يك تشكيلات كارگري جديد كه اعضايش عهد بسته اند جان خود را براي مقابله با
ارتش به حطر بياندازند گفت: ‹‹اين 300 نفر نامشان فدائي است كه و نوارهاي سفيد به
پيشاني بسته اند كه خودشان را ازعده اي ديگراز اعضا كه نوار قرمز بسته اند و
نامشان ‹‹نمايندگان›› است متمايز سازند- اين400 نفر
‹‹نماينده ›› قرارست بدليل آنكه مسئوليت نگهداري
ازخانواده خود را دارند، كمتر خود را بخطربياندازند... ما از گلوله و تفنك ترسي
نداريم. اما اجازه نداريم كه پنجره ها را بشكنيم و تاير كاميونها را سوراخ كنيم يا
رانندگان آنها را بزنيم. ‹‹گروههاي داوطلب ديگري نيزازمردم محلات درسراسرپايتخت
درست شد. اين گروهها با يكديگر ارتباط برقرار كردند تا منطقه را از وجود سربازان
پاك نگاهدارند. اغلب اين گروهها بطورخود بخودي درست شدند. درست قبل ازطلوع آفتاب
روز شنبه دريكي از محلات جنوبي پكن براي ممانعت از حركت ستوني متشكل از 48 ماشين
حمل و نقل پرسنل ارتش و17 كاميون ارتشي، يك راننده تريلي ماشينش را بسرعت درمقابل
آنان پارك كرد واهالي را خبر نمود. وقتي كه سه كاميون تداركاتي اريش به نزديكي
انستيتوي فولاد پكن رسيد و پارك كرد، گازوئيلش بسرعت تخليه شده و تايرهايش سوراخ
شدند. روز يكشنبه اكثر خيابانهاي پكن باريكاد بندي شده بود تا جلوي پيشروي احتمالي
ارتش بدرون شهر گرفته شود. سحرگاه دوشنبه 200هزار دانشجو و كارگر و اقشار ديگر
ميدان را اشغال كرده و صدها هزار نفر خيابانهاي شهررا به كنترل خود درآوردند و در
باريكادهاي خود منتظر مقابله با ارتش شدند. روز يكشنبه حكومت كنترل تمام شهر را از
دست داده بود. شعار ‹‹مرگ بر دن سيائو پين›› فراگيرشده بود.
مطبوعات غربي
ازقدرت سازماندهي و درجه بالاي اگاهي سياسي مردم در حيرت بوده و قادربه تحليل ازآن
نبودند. مثلا آنان در رابطه با تشكل كارگران درگروههاي مختلف براي مقابله با
سربازان وحمايت ازدانشجويان، سازماندهي سفرمجاني دانشجويان سراسر چين به پكن
ازجانب كارگران راه اهن، تبديل كارخانه ها و دانشگاهها به مقرهاي فرماندهي
سازماندهي سياسي، سرازير شدن كمكهاي اهالي شهرپكن به تظاهركنندگان، قادر نبودند
توضيح دهند كه چگونه مردم چين توانسته اندچنين اشكال پيشرفته اي ازطغيان سازمان
يافته عليه اتوربته مركزي را سازمان دهند.انچه مسلم است ميراث مائوتسه دون و رهبري
انقلابي او بالاخص انقلاب كبير فرهنگي پرولتاريائي بطرق مختلف اثرات خود را در اين
جنبش منعكس ميساخت. حتي شعارهائي كه برپارچه هاي گروههاي مختلف ميدان نقش بسته بود
طنين سالهاي انقلابي را داشت.
پس از اعلام حكومت
نظامي در پكن شهرهاي بيشتري در اقصي نقاط چين به التهاب سياسي فرو رفتند.
تظاهراتهاي خياياني ازهيلون جيان درشمال شرقي تا مغولستان واز ايالت گوان دانك
درجنوب شرقي تا سين سيان درغرب براه افتادند. شعارهاي آنان عبارت بود از: ‹‹مرگ
برامتيازگرايي››، ‹‹مرگ بر مقامات فاسد››، ‹‹ما از دانشجويان ميهن پرست دفاع
ميكنيم››، ‹‹هريك نفرمارا كه بُكشيد يك نفرديگرجاي اورا خواهد گرفت.››
دربحبوحه اين اوضاع
مطبوعات غربي اعتراف كردند كه ‹‹...حكومت چين بمثابه
آ توربته واقعا
كنترل كننده سرنگون شده...قدرتعاي بزرگ، ازاين مسئله وحشتزده شده اند و نميتوانند
بصداي بلندآنرا اعتراف كنند...واشنگتن نگران آنست كه از بين رفتن آتوريته در چين
به روابط بين ابرقدرتها و زندگي مردم چين ضربه خواهد زد...›› هرالد تريبون 24مه
89.
در روز چهارم ژوئن
89 ارتش به دستور كميته مركزي حزب كمونيست چين ودر راس آن دن سيائو پين دست به
سركوب بيرحمانه مردم پكن زد و هزاران نفر را قتل عام كردند. كارگران و دانشجويان
قهرمانانه به نبرد با تانكهاي دشمن پرداختند و همچنان كه ستونهاي ارتشي پيشروي
ميكردند ازجهات مختلف مورد حمله مردم قرار گرفته و خودروها و تانكهايشان به آتش
كشيده مي شد. تعداد بسياري سرباز بسزاي اعمالشان رسيدند وازآنجائيكه خلق، حزب
رهبري كننده و ارتش خود را نداشت در مقابل ارتش دشمن شكست خورد. آنچه در اوج
رودروئي قهرآميزارتش ارتجاعي و توده مردم، در گوش دانشجويان و كارگران انقلابي
طنين مي انداخت اين جمله مائو بود كه: قدرت سياسي از لوله تفنك بيرون ميايد! پس از
رسيدن خبرحمله ارتش به ايالات ديگر دراغلب شهرهاي بزرگ بين نيروهاي نظامي و مردم
زدو خوردهاي خونيني درگرفت. در پايتخت ايالت سچوان، كه از پرجمعيت ترين ايالات چين
است،هتلي كه محل كنسولگري آمريكا
مي باشد توسط مردم
خشمگين دستخوش حريق شد. پس از قتل عام در ميدان تين آن من، شانگهاي مركز مبارزات
توده اي شد، مردم بياد بود جانباختگان پكن دسته هاي نگارنك گل بر پاي مجسمه
مائوتسه دون كه درمركز شهر قرار دارد مي گذارند، اشعار مائو در وصف قهرمانان
جانباخته را با حروف درشت نگاشته و درآنجا مي نهادند. بسياري از سازماندهي انقلاب
مخفي شده اند آنها در همين دوره كوتاه، اما فشرده،آبديده شدند و ارزيابي از اين
مبارزه و درسهاي آن روشني بخش راهشان خواهد بود.
اكثر دول
امپرياليستي غرب و شرق پس از سركوب دانشجويان و كارگران توسط رژيم ارتجاعي چين، از
آن رژ يم و روابط خود با آن پشتيباني نمودند و براي اينكه بي آبرو نشوند وزرا و
سخنگويان درجه دوم و يا مطبوعات خود را ماموركردند كه ‹‹از كشتار دانشجويان ابراز
تاسف›› كنند. و اين نيز درس تاريخي بزرگ ديگري براي مردم چين بود كه بايد تا به آخراتكا
به خود داشته و هرگز گارد خود را در مقابل امپرياليستها، حتي زماني كه براي ‹‹حقوق
مردم›› اشك تمساخ مي ريزند، باز نكنند.
شكي نيست كه چرخش
يكباره درعمق و گستره وتركيب جنبشي كه درماه آوريل براه افتاد در تغيير تاكتيك
حكومت در قبال جنبش موثر افتاد. در ابتدا چنين مي پنداشتند كه پس از مدتي
دانشجوايان خسته شده و به خانه هايشان باز مي گردند اما پس از پيوستن كارگران و
ظاهر شدن عكسهاي مائو و شعارهاي سرنگوني دن سيائو پين و پيوند خوردن آن با
نارضابتي سراسري، رژيم چين وامپرياليستهاي غرب و شرق و دول مرتجع آسيا در وحشت مرگ
فرو رفتند. يك نويسنده بسيار مرتجع غربي كه ظاهرا براي نوشتن كتابي در باره چين پس
از مائو در چين بسر مي برد و ظاهرا مخالف سركوب دانشجويان است معتقد است كه اوضاع
مي توانست بدتر شود: ‹‹... خشم و غضب جمعيت نيمه باسواد چين هنوز كاملا شكفته نشده
است. اگراينان به ضديت با رژيم سربلند كنند تمام كشور در خشونت و هرج و مرج فرو
ميرود. و هم اكنون طغيانهائي دريك دوجين از شهرهاي چين رخ داده است. دراينصورت
دموكراسي نيز فرباني چنين جنبشي خواهد شد. دانشجويان عليه ديكتاتوري ماركسيستي
‹بخوانيد ديكتاتوري فاسد سرمايه داري- اك ا› بپا خواستند و بهاي آنرا نيز
پرداختند. اما اگر كارگران و بالاخص دهقانان نيز عليه اربابان سياسيشان سر به شورش
بردارند، نقش و آمال روشنفكران به عقب صحنه رانده خواهد شد. درست است كه روشنفكران
و كارگران يدي ممكنست در نفرت از رهبران فاسد و بيرحم چين داراي فصل مشتركي باشند
اما تصاوير عظيم مائوتسه دون كه كارگران صنعتي با خود در حال رژه وارد ميدان كردند،
ياد آور آن است كه هنوز اكثر توده هاي چين آرزوي داشتن يك امپراطور روشنفكر را
ميكنند و نه نهادهاي دموكراتيك.›› ‹هرالد تريبون 8 ژوئن› واضحترازاين نمي توان
اعتراف كرد كه چرا رژيم چين تصميم به سركوب و قتل عام گرفت وچرا امپرياليستهاي
غربي و شرقي- در راسشان آمريكا و شوروي- به آن چراغ سبز زدند. هنگامي كه حكام
رويزيونيست چين شروع به سركوب كردند اولين دستگيريها را از ميان كارگران فعال پكن
كرده و اولين احكام اعدام را براي سه كارگري كه در مبارزات شهر شانگهاي فعال بودند
صادر كردند. دشمن خيلي خوب نشان داد كه بيشترين هراسش ازكجاست. اين وقايع يكي
ديگرازآموزه هاي ماركسيستي كه مائو بطور خستگي ناپذيد مبلغ آن بود را به دانشجويان
ياد آوري مي كند، كه كارگران رهبري كنند در غير اينصورت انقلابي به انجام نخواهد
رسيد و خود تجربه انقلاب عظيم چين تحت رهبري مائوتسه دون اين را به تمام مردم جهان
نشان داد. اينكه هم اكنون آيا يك حزب مائوئيستي در چين براي به انجام رساندن
انقلاب سوسياليستي ديگر تشكيل شده است وآيا در اين اوضاع فعال بوده است يا به بر
ما معلوم نيست اما بدون چنين حزبي انجام وظايف پيچيده وعظيمي كه در مقابل انقلاب
در چين است امكان ناپذير خواهد بود. حتي مرتجعين بورژوا نيز آن را مي دانند
بطوريكه خبرنگاري در مجله تايم در29مه نوشت: ‹‹بدون هسته اي ازانقلابيون
ايدئولوژيك، بدون ژاكوبنها، بلشويكها و يا قهرمانان راهپيمائي طولاني خود، چين
شاهد يك انقلاب تمام عيار نخواهد بود.››
چين شاهد يك انقلاب تمام عيار ديگر خواهد بود و
يكبار ديگر انقلاب جهاني پرولتري به زبان چيني سخن خواهد گفت. و خوني كه بر زمين
ريخته شده در ميادين نبرد پرولتاريا در سراسر جهان حسابرسي خواهد شد.